ليپي: ناچار به استعفا بودم چون پسرم درگير افتضاح كالچوپولي بود
مارچلو ليپي را يكي از بهترين مربيان حال حاضر فوتبال جهان ميدانند. اين مرد 61 ساله اهل توسكاني يكي از چند چهره انگشتشماري است كه به عنوان مربي، قهرماني در جام جهاني را تجربه كردهاند.
به نوشته جام جم و به نقل از فوتبال جهان؛ ليپي از جمله مربياني است كه دوران بازيگري چندان موفقي نداشته است. او تنها 2 بار در تيم المپيك ايتاليا توانسته پيراهن ملي را به تن كند، ولي در مربيگري كارنامه پرباري دارد.
ليپي نمونه كاملي از يك مربي واقعگراست كه فقط و فقط منافع تيمش را در نظر ميگيرد. وي بعد از جام جهاني 2006 مانند مربيان قبلي قهرمان جهان، چون امه ژاكه و لوئيس فيليپه اسكولاري از سمتش كنارهگيري كرد و جايش را به روبرتو دونادوني جوان سپرد.
نتايج ضعيف ايتاليا در يورو 2008 باعث شد ايتالياييها دوباره سراغ مارچلو ليپي بروند. كسي كه با وجود پيشنهادهاي فراوان، هرگز مربي يك تيم باشگاهي يا ملي ديگر نشده بود. گفتگوي مارچلو ليپي با مجله ورلدساكر پيش روي شماست.
وقتي در ماه فوريه ايتاليا در يك ديدار دوستانه با 2 گل در ورزشگاه امارات لندن، مقابل برزيل شكست خورد، چه نتيجهاي گرفتيد؟
خب من اصلا دوست نداشتم آن بازي را واگذار كنيم، اما با پذيرش شكست در چنين مسابقههايي است كه ميتوانيد درس بگيريد و آينده را بسازيد. متوجه شدم بايد روي بعضي از نقاط ضعف خيلي كار كنيم.
آيا اين نتيجه يك سكته در راه حركت به سمت آفريقاي جنوبي است؟
من تنها مدت كوتاهي است كه مربيگري تيم ملي را به عهده گرفتهام. دفعه قبلي كه اين وظيفه را داشتم، بعد از 18 ماه برابر تيمهاي بزرگي چون آلمان و هلند، بازي دوستانه انجام داديم. در آن زمان جواز حضور در جام جهاني را كسب كرده بوديم. شايد اين بار بازي با برزيل براي ما كمي زود بود.
رقابتهاي انتخابي جام جهاني و جام كنفدراسيونها براي شما چه مفهومي دارد؟ آيا ميخواهيد به بازيكناني كه در سال 2006 قهرمان جهان شدند، وفادار بمانيد؟
نه، به هيچ وجه. در آخرين بازيهايمان فقط 8 يا 9 بازيكن از تيمي كه در آلمان قهرمان شد را همراه داشتيم. بايد تيمي بسازيم كه شخصيتي مثل تيم سال 2006 داشته باشد. وقتي در اولين جلسه تمرين گردهم جمع شديم، به آنها گفتم هميشه به خاطر اين كه نشان داديد حرفهاي واقعي هستيد، از شما تشكر خواهم كرد؛ اما نميتوانم تيمي بر پايه ترحم و عاطفه بسازم. آنچه شما در گذشته انجام دادهايد، بسيار بزرگ بود و من به شما مديونم؛ ولي آينده متفاوت است.
به هر حال آنچه ما در مرحله انتخابي جام جهاني انجام داديم، جايي براي پشيماني نميگذارد. ما بد كار نكردهايم؛ ولي ايرلند هم خيلي خوب بوده است. در فاصله يك سال تا جام جهاني، وضع ما رضايتبخش است.
كار جيوواني تراپاتوني را در تيم ملي ايرلند چگونه ميبينيد؟
شما ميتوانيد دست، پا و فكر «ال تراپ» را در اين تيم پيدا كنيد! آنها تيمي با انگيزه و با بازيكناني خوب نظير آيدن مكگيدي و ديمين داف هستند. بازيكنان آنها قدرت بدني بالايي دارند. براي نمونه به كوين دويل توجه كنيد كه در پست مهاجم نوك بازي ميكند. آنها تيمي شايسته احترام هستند.
از اين كه يكي از رقباي ايتاليا در راه رسيدن به جام جهاني به وسيله يك ايتاليايي هدايت ميشود، چه احساسي داريد؟
براي مدتي طولاني انگلوساكسونها با غرور به ما فخر ميفروختند، اما الان اوضاع تغيير كرده و ايرلند و انگليس مربيان ايتاليايي دارند. فكر ميكنم جواب شما را داده باشم!
در حال حاضر چه تيمهايي را مدعي قهرماني جام جهاني 2010 ميدانيد؟
بايد همان نامهاي آشناي گذشته را بگويم. ايتاليا، اسپانيا، فرانسه، آلمان، انگليس، آرژانتين و البته برزيل. اينها تيمهايي هستند كه براي قهرماني به آفريقاي جنوبي ميروند و شانس خوبي دارند.
از جام كنفدراسيونها چه انتظاري داريد؟
قرار نيست قهرمان جام كنفدراسيونها، جام جهاني را هم ببرد. در حقيقت قبلا كه اين گونه نشده است. بنابراين نميدانيم تيمهاي مختلف چقدر دوست دارند فاتح اين مسابقهها شوند. من بازيكنان مهم ايتاليا را به اين رقابتها آوردهام، در فصل اخير جيجي بوفون، آندرهآ پيرلو، مائورو كامورانزي و جنارو گتوزو با مصدوميت روبهرو شدند و اميدوارم به آمادگي رسيده باشند. از آن گذشته خيلي دوست داشتم آفريقاي جنوبي را از نزديك ببينم.
هنوز اعتقاد داريد استعفاء پس از قهرماني در جام جهاني تصميم صحيحي بود؟
يك ماه بعد از پايان جام جهاني به خودم ميگفتم: چه حماقتي! اما در حقيقت من اين كار را به دلايل شخصي انجام دادم، چون پسرم، داويده درگير ماجراي كالچوپولي بود. با اين حال من دو سال جالب را پشتسر گذاشتم. از 26 دانشگاه ايتاليا ديدن كردم كه 40 رشته معتبر در آنها تدريس ميشد. در كنار آن جلساتي را با ساير فدراسيونهاي فوتبال داشتم. خيلي از افراد، تيم ما را به عنوان يك الگوي مناسب از يك كار گروهي خوب و اتحادي عالي مثال ميزدند. من هميشه گفتهام تيم ما بازيكنان بزرگي چون كاناوارو، پيرلو، زامبروتا، بوفون، گتوزو، توتي، دلپيهرو و كامورانزي داشت، اما فقط با يك كار گروهي خوب و در سايه اتحاد توانستيم به موفقيت برسيم.
عملكرد تيمهاي باشگاهي ايتاليا در اروپا را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
چيزهاي زيادي راجع به نبرد تيمهاي ايتاليايي و انگليسي در ليگ قهرمانان اروپا گفته شده، اما در حقيقت آرسنال، چلسي، منچستر يونايتد و ليورپول، فوتبال انگليس را ارائه نميكنند. اين باشگاهها، يك فوتبال بينالمللي ارائه ميكنند كه مربيان خارجي، بازيكنان خارجي و البته تعدادي بازيكن انگليسي دارند و نام اين باشگاهها هم انگليسي است. بنابراين نبايد نبرد تيمهاي باشگاهي را نبردي ملي دانست. آنچه بين تيمهاي ملي اتفاق ميافتد، يك مسابقه بينالمللي است. نتيجه تشكيل چنين باشگاههايي اين است كه ديگر نميتوانيم بگوييم سبك انگليسي يا سبك برزيلي و ايتاليايي، برزيليها اين روزها قدرتيتر شدهاند. ما ايتالياييها ديگر با سيستم كاتاناچيو بازي نميكنيم. اين چيزي است كه باعث به وجود آمدن تغييرات شديد در فوتبال نسبت به گذشته شده است.
بعد از 3 سال كه از كالچوپولي ميگذرد، ميتوانيم بگوييم فوتبال ايتاليا پاك شده است؟
مشكل در اين است كه هيچ جا مرز معيني براي آلودگي وجود ندارد، من هميشه از اين مثال استفاده ميكنم كه وقتي قسمتي از يك پنير درجه يك پكورينو خراب ميشود، شما همه آن را دور نمياندازيد. بخش خراب آن را جدا ميكنيد و ميتوانيد از بقيه آن استفاده كنيد. درست مثل فوتبال كه در آن، هم انسان خوب هست و هم بد. شما نميتواند بگوييد گروهي كوچك از انسانهاي بد همهچيز را خراب ميكنند.
وضعيت فعلي فوتبال ايتاليا چگونه است؟
بعد از جامجهاني هر جا رفتم با احترام مواجه شدم و فهميدم كه ديگران ديدگاه مثبتي به فوتبال ما دارند. مربيان از تراپاتوني و كاپلو گرفته تا مربيان كوچك همه خود را خوب آماده كردهاند، چنين چيزي را در خيلي از كشورها پيدا نميكنيد.
آيا بعد از جامجهاني در باشگاهها يا تيمهاي ملي ديگر كار خواهيد كرد؟
من حتي نميدانم فردا چه كار ميكنم. چه برسد به بعد از جامجهاني!


