صمد تنها ...
فوتبال قابل پيش بينى نيست. اين جمله اى است كه بارها شنيده و تكرارش كرديم. هر چند بيشتر اوقات براى پيش بينى بازى ها از آن استفاده كرديم. اما دقيق تر كه به آن مى انديشيم، مى بينيم واقعاً فوتبال قابل پيش بينى نيست. مخصوصاً فوتبال ايران.
به نوشته جوان؛ مثلاً چه كسى فكر مى كرد بعد از مطرح شدن نام هايى چون تروسيه، قطبى، قلعه نويى، ذوالفقارنسب و ... على دايى هدايت تيم ملى را به عهده بگيرد؟ آن هم در شرايطى كه او قبل از معرفى سرمربى تيم ملى گفته بود «هر كس لابى اش قوى تر باشد سرمربى مى شود!» يا چه كسى فكر مى كرد بعد از آن همه بلند پروازى و مانور قاسمى، پورمهدى سرمربى سياه جامگان خراسان شود، مهم تر از آن چه كسى فكر مى كرد صمد مرفاوى هدايت قهرمان ليگ هشتم را به عهده بگيرد.
آن هم در شرايطى كه واعظ از به خدمت گرفتن مربيان نامى خارجى حرف مى زد، اما واقعيت آن است كه آنچه در فوتبال ما به كرات ديده مى شود، رخ دادن اين اتفاقات غير قابل پيش بينى است و اگر عير اين باشد جاى تعجب دارد.
زمانى كه مرفاوى در ميان بهت و تعجب همگان به عنوان سرمربى استقلال معرفى شد، خيلى ها از اين تصميم انتقاد كرده و عنوان كردند مرفاوى توان راه بردن تيم پرستاره استقلال را نداشته و نخواهد توانست از عهده بازيكنان بزرگ اين تيم بر آمده و در نيمه راه و چه بسا همان ابتدا، به مشكل برخواهد خورد. اين حرف باعث تحريك سرمربى جوان استقلال شد، به طورى كه او تصميم گرفت از همان ابتدا آنقدر جدى برخورد كند كه كسى جرات مخالفت با او و سرپيچى از نظراتش را نداشته باشد.
به همين دليل در اولين جلسه تمرين وقتى صمد ديد عده اى از بازيكنان با لباس شخصى آمده و قصد ندارند تا قبل از دريافت مطالباتشان تمرين كنند، از موضع قدرت با آنها برخورد كرد. فرداى آن روز اكثر روزنامه ها از قول صمد تيتر زدند«بازيكنى كه لباس تمرين ندارد بازيكن نيست.» او از جريمه بازيكنانى كه در تمرين حاضر نشده بودند خبر داد تا گربه را دم حجله كشته باشد.
اما نه جديت و نه تهديدهايش، هيچ كدام كارگر نشد و استقلال همچنان با ۵ ۶ بازيكن تمرين مى كرد كه اكثر آنها نفرات جديد بودند و براى كچل نبودن فضاى تمرين، از بازيكنان اميد در تمرينات تيم بزرگسالان استفاده كرد.
اما اين چاره كار نبود و تنها پاك كردن صورت مساله بود. صمد كه در اول راه داشت طعم شكست را مى چشيد، خيلى زود از موضع خود كوتاه آمد و سعى كرد اين بار از در صلح و دوستى وارد شود. او اين بار گفت«غايبان يا در سفر هستند يا كار ادارى دارند!» اين شايد بدترين عذرى بود كه او مى توانست براى خالى بودن فضاى تمرين اين تيم از بازيكنان بياورد.
در سفر بودن بازيكنان آن هم در شرايطى كه تمرينات استقلال چند روزى است شروع شده فقط مى تواند بى اعتنايى بازيكنان به سرمربى و به رسميت نشناختن او را ثابت كند. يعنى همان چيزى كه منتقدان از قبل پيش بينى اش را مى كردند. اما كار ادارى هم نتوانست كسى را قانع كند. به چند دليل اول اينكه چطور همه بازيكنان كار ادارى دارند.
آن هم از ساعت ۴ به بعد كه كمتر اداره اى در اين زمان (زمان تمرين استقلال) مشغول به كار است. اما صمد تازه ابتداى راه است و عدم حضور بازيكنان در تمرينات تيم هم از اولين مشكلات او در استقلال است و او تا پايان كار، راهى بس طولانى و دشوار را در پيش دارد.
به نظر مى رسيد مسؤولان استقلال امسال براى دفاع از عنوان قهرمانى خود در ليگ هشتم و حضورى قدرتمند در جام باشگاه هاى آسيا و جبران ناكامى هاى سال گذشته در رقابت هاى جام قهرمانان، برنامه ريزى هاى دقيق و جدى كرده باشند.
اما مشكلى كه در همين ابتداى راه استقلال را يقه كرده، نشان از برنامه ريزى جدى اين باشگاه ندارد. چرا كه اگر اين طور بود، حداقل الان مى بايست تمرينات اين تيم با حضور بازيكنان برگزار مى شد نه با اعضاى تيم اميد. استقلال امسال مدعى عنوان قهرمانى است و مى بايست در آسيا هم حضورى قدرتمند داشته باشد تا ناكامى هاى سال گذشته را جبران كند.
اما امروز از استقلالى كه فصل قبل جام قهرمانى را بالاى سر خود برده هيچ خبرى نيست. نه بازيكنى، نه حضورى و نه حتى تمرينات جدى و مفيد. اين درست كه هنوز فرصت هست و هنوز اكثر تيم ها تمرينات خود را شروع نكرده اند. اما بالاخره بايد فرقى بين استقلال با مثلاً تيمى مثل پرسپوليس كه نه بازيكن دارد و نه سرمربى باشد.
پرسپوليس بلاتكليف است و مديرعامل آن نيز پادر هواست، اما استقلال هم مديرعامل دارد، هم بازيكن، هم سرمربى، ولى با تمام اين حرف ها شرايطش خيلى بهتر از پرسپوليس نيست و هنوز نتوانسته يك جلسه تمرين جدى و مفيد برگزار كند و اين مى تواند آغاز ناخوش آيندى براى صمد باشد. آغازى به سرپيچى بازيكنانى كه تفاوت سنى شان با سرمربى خيلى هم زياد نيست. يا همان آغازى كه منتقدان پيش تر خبر از آن مى دادند.
صمد راه سخت و دشوارى در پيش دارد، او بايد قبل از رويارويى با حريفان، با بازيكنان استقلال دست و پنجه نرم كرده و آنها را خاك كند اما در صورت پيروزى صمد در اين جنگ داخلى باز هم صمد برنده واقعى نيست، چرا كه در اين نوع پيروزى همدلى ديده نمى شود. در حالى كه استقلال نياز به همدلى دارد.


