از برنامهریزی میلادی تا بودجهریزی شمسی؛
بی پولی در فصل احتیاج ورزش ایران
در ماههای آغازین سال شمسی که هنوز اعتبارات به شکلی وسیع تخصیص پیدا نکرده، با توجه به آنکه همزمان با اواسط سال میلادی است، با تراکم برنامههای ورزشی در سطوح بینالمللی روبرو هستیم که باعث میشود فدراسیونها و باشگاهها از بخشی از این برنامههای و حتی در برخی موارد رقابتهای قارهای صرف نظر کرده و یا به شکلی ناقص در آن حضور یابند.
کد خبر: ۵۲۷۱۲
| | 25939 بازدید
ورزش کشور در شرایطی ماههای نخست سال را سپری میکند که نحوه مرسوم بودجهریزی سنتی، عملاً میزان بازدهی حوزههای ورزش را در ماههای ابتدایی سال شمسی با توقف بخش اعظمی از برنامهها به حداقل ممکن کاهش داده و حتی در برخی زمینههای پرهزینه مرتبط با بخشهای زیردستی متوقف ساخته است، حال آنکه این ایام مطابق با ماههای میلادی، جزو ایام پرترافیک به لحاظ حجم رویدادهای ورزشی علیالخصوص در مورد برنامههای تدارکاتی است که همین امر در برنامههای داخلی و بینالمللی تناقضی آشکار را پدیدار ساخته است.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ اگرچه برنامهریزی دقیق و مبتنی بر موالفههای روز نظامات برنامهریزی تنظیمی در سطح بینالملل، اساس امور هر دستگاه محسوب شده و توسعه بر مبنای آن تحقق می یابد، لکن کاملترین برنامهها بدون در اختیار داشتن بودجه واقعگرایانه به عنوان شاهرگ حیاتی هر دستگاه فاقد کارایی و بازدهی است.
بودجه بندي به عنوان فرآيند تخصيص منابع محدود به نيازهاي نامحدود، مجموعه تلاشها برای استفاده حداكثری از منابعي است كه معمولاً در حد كفايت نبوده اما صرفاً برای تحقق اهداف مطلوب در پروسههای زمانی مختلف مدنظر تنظیم و به هر سیستم تزریق میشود و هر دستگاه مطابق به توانمندی خود در مدیریت بودجه، این اعتبارات را به زیرمجموعهها در قبال دریافت برنامههای اجرایی کوتاه مدت تخصیص میدهد.
این شیوه که در سیستم بودجهریزی برنامهای تحت عنوان روش افزایشی مطرح میشود، در ورزش نیز همچون بخش اعظمی از دستگاههای کشور در طول سالهای بسیار طولانی متداول بوده وعلیرغم ناکارآمدی، همتی برای اصلاح آن وجود نداشته است و اگرچه برنامههای سالیانه و همچنین بودجههای تخصیصی تحت عنوان عملیاتی تخصیص مییابد، لکن عملاً برنامهریزی و بودجهریزی به شیوه عملیاتی که در سطوح بینالمللی مرسوم است، صورت نمیپذیرد و شاید به همین علت هر فدراسیون بدون محاسبه دقیق، سالیانه از 20 تا 100 درصد بر بودجه خود می افزاید که پرداخت بخش اعظمی از آن توسط سازمان ورزش صورت میپذیرد و بخش دیگر نیز از طریق کمکهای سایر دستگاههای دولتی و غیردولتی و همچنین درآمدزایی از محل برنامههای آموزشی و مسابقات فراهم میآید.

در واقع برخلاف برنامهریزی عملیاتی که در آن می بایست همچون حسابداری صنعتی ریزهزینههای صورت پذیرفته در هر بخش برای تجمیع و تعیین سقف بودجه سال آتی مشخص شود و با تعیین هزینه دقیق کوچکترین برنامه و مدنظر قراردادن تورم و همچنین حفظ انعطاف در بودجهریزی به تخصیص اعتبار به فدراسیونها و ادارات کلی ورزشی پرداخت، تنها سرفصلهای کلی برنامههای همچون برگزاری یگ دوره کلاس مربیگری، داوری یا مسابقات در یک رده سنی در سطوح مشخص شده در هرماه با یک رقم کلی ذکر میشود و عملاً آنچنان در تقویمهای ورزشی دستگاهها به کلیگویی پرداخته میشود که مدیر هر حوزه ورزشی میتواند به شکلی وسیع و برخلاف برنامه ارائه داده شده به کارشناسان سازمان تربیت بدنی به تغییر و یا عدم برگزاری بخشی از برنامهها پرداخته و جابجایی بودجه داشته باشد.
به واسطه همین روش بودجهریزی و قدرت مانور بالا، علاوه بر آنکه عمدتاً حداقل اعتباری که فدراسیونها و ادارات کل تربیت بدنی مکلف هستند از بودجه کل به ورزش بانوان و یا سایر بخشها اختصاص دهند، در اکثر فدراسیونهای ورزش تخصیص نمییابد و هیچ برخورد جدی نیز با مدیران متخلف به عدم بودجهریزی در خط سیر برنامه مشخص شده، انجام نمیشود، در سایر بخشها همچون هزینههای استخدامی و پرداختها نیز با وجود تدوین برنامههایی برای تعیین حقوق کارمندان، باز هم سلیقه گرایی رواج دارد و همین امر یکی از دلایلی است که باعث شده مدیران سایر بخشها علاقه وافری به مدیریتهای ورزشی داشته باشند، چرا که عملاً با این چهارچوب به هر شکل ممکن برنامهریزی کرده، به هر نحو دلخواه به تامین اعتبار میپردازند و حتی در نوع هزینهکرد بعضاً با سلیقهگرایی تعیین خط مشی میکنند که اینچنین آزادی عملی در سایر حوزهها تقریباً وجود خارجی ندارد.
اما این تمام مشکلات اساسی برنامهریزی و بودجهریزی در ورزش کشور طی سالهای اخیر تا به امروز نبوده و همواره در کنار این نوع برخورد سلیقهای با برنامهها و اعتبارات، اساس بودجهریزی با برنامهریزی تناقضی آشکار داشته که عدم اجرای بخشی از برنامهها در فدراسیونهای ورزشی و ادارات کل تربیت بدنی متوجه این تناقض است.
این تناقض آنجا به وجود میآید که با توجه به آنکه برنامههای ورزشی سالیانه در داخل کشور علیالخصوص در فدراسیونها و باشگاهها در روالی معقول با مدنظر قرار دادن برنامههای فدراسیونها و باشگاههای بینالمللی تنظیم و تدوین میشود.
بر این اساس هنگامی که بودجهریزی در ورزش به اوج خود می رسد با توجه به نزدیک شدن به پایان سال میلادی، طبیعتاً کاهش حجم برنامههای بینالمللی به وقوع میپیونند و بدین لحاظ بخشی از اعتبارات خارج از محل هزینهکرد صرف شده و ناخواسته هرز میرود. از سویی دیگر در ماههای آغازین سال شمسی که هنوز اعتبارات به شکلی وسیع تخصیص پیدا نکرده، با توجه به آنکه همزمان با اواسط سال میلادی است، با تراکم برنامههای ورزشی در سطوح بینالمللی روبرو هستیم که باعث میشود فدراسیونها و باشگاهها از بخشی از این برنامههای ویژه خود اعم از اردوهای مشترک بینالمللی، مسابقات تدارکاتی و حتی در برخی موارد رقابتهای قارهای صرف نظر کرده و یا به شکلی ناقص در آن حضور یابند و به همین دلیل در ماههای نخست هر سال شمسی از حجم سنگین اعزامها در ماههای پایانی سالهای شمسی خبری نیست.
در این میان اگرچه در بسیاری از اوقات سازمان ورزش با هدف جلوگیری عدم اعزام تیمهای ورزشی، به صورت ضرب العجل به فدراسیونها و باشگاههای ورزشی اعتباراتی را اختصاص داده اما هیچ گاه مدیران مالی این دستگاه در پی تغییر ساختار فعلی به طور کلی برنیامدهاند و شکافی که فاصله موجود میان برنامهریزی میلادی تا بودجهریزی شمسی به طور کامل برطرف نشده است و همچنان شاهد بی پولی حوزههای ورزشی در فصل احتیاج به رقمهای اصلی بودجه میتوان بود.
بر رفع این چالش که میان هیاهوها همواره ناپیدا جلوه میکند، برخی نهادهای مسئول علی الخصوص معاونت برنامهریزی راهبردی ریاستجمهوری که در ظاهر جای سازمان برنامه و بودجه کل کشور را گرفته و همچنین حوزه مالی و اداری سازمان تربیت بدنی مکلف به بررسی و رفع این نقصان با ایجاد راهکارهایی همچون اصلاح کلی ساختار یا تسریع در تزریق بودجه در ابتدای سال به طور خاص به حوزه ورزش هستند اما در چند سال اخیر نیز همچون سالهای پیش از آن، تغییر کلی در روند بودجهریزی مشهود نبوده که قطعاً برای رفع این مشکل به عنوان دغدغده این دو حوزه می بایست هماینک بررسی جدی کرده و در عوض پرداختن به مسائل فاقد کاربرد، این موضوع و محورهای مرتبط را در دستور کار خود قرار دهند.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ اگرچه برنامهریزی دقیق و مبتنی بر موالفههای روز نظامات برنامهریزی تنظیمی در سطح بینالملل، اساس امور هر دستگاه محسوب شده و توسعه بر مبنای آن تحقق می یابد، لکن کاملترین برنامهها بدون در اختیار داشتن بودجه واقعگرایانه به عنوان شاهرگ حیاتی هر دستگاه فاقد کارایی و بازدهی است.
بودجه بندي به عنوان فرآيند تخصيص منابع محدود به نيازهاي نامحدود، مجموعه تلاشها برای استفاده حداكثری از منابعي است كه معمولاً در حد كفايت نبوده اما صرفاً برای تحقق اهداف مطلوب در پروسههای زمانی مختلف مدنظر تنظیم و به هر سیستم تزریق میشود و هر دستگاه مطابق به توانمندی خود در مدیریت بودجه، این اعتبارات را به زیرمجموعهها در قبال دریافت برنامههای اجرایی کوتاه مدت تخصیص میدهد.
این شیوه که در سیستم بودجهریزی برنامهای تحت عنوان روش افزایشی مطرح میشود، در ورزش نیز همچون بخش اعظمی از دستگاههای کشور در طول سالهای بسیار طولانی متداول بوده وعلیرغم ناکارآمدی، همتی برای اصلاح آن وجود نداشته است و اگرچه برنامههای سالیانه و همچنین بودجههای تخصیصی تحت عنوان عملیاتی تخصیص مییابد، لکن عملاً برنامهریزی و بودجهریزی به شیوه عملیاتی که در سطوح بینالمللی مرسوم است، صورت نمیپذیرد و شاید به همین علت هر فدراسیون بدون محاسبه دقیق، سالیانه از 20 تا 100 درصد بر بودجه خود می افزاید که پرداخت بخش اعظمی از آن توسط سازمان ورزش صورت میپذیرد و بخش دیگر نیز از طریق کمکهای سایر دستگاههای دولتی و غیردولتی و همچنین درآمدزایی از محل برنامههای آموزشی و مسابقات فراهم میآید.

در واقع برخلاف برنامهریزی عملیاتی که در آن می بایست همچون حسابداری صنعتی ریزهزینههای صورت پذیرفته در هر بخش برای تجمیع و تعیین سقف بودجه سال آتی مشخص شود و با تعیین هزینه دقیق کوچکترین برنامه و مدنظر قراردادن تورم و همچنین حفظ انعطاف در بودجهریزی به تخصیص اعتبار به فدراسیونها و ادارات کلی ورزشی پرداخت، تنها سرفصلهای کلی برنامههای همچون برگزاری یگ دوره کلاس مربیگری، داوری یا مسابقات در یک رده سنی در سطوح مشخص شده در هرماه با یک رقم کلی ذکر میشود و عملاً آنچنان در تقویمهای ورزشی دستگاهها به کلیگویی پرداخته میشود که مدیر هر حوزه ورزشی میتواند به شکلی وسیع و برخلاف برنامه ارائه داده شده به کارشناسان سازمان تربیت بدنی به تغییر و یا عدم برگزاری بخشی از برنامهها پرداخته و جابجایی بودجه داشته باشد.
به واسطه همین روش بودجهریزی و قدرت مانور بالا، علاوه بر آنکه عمدتاً حداقل اعتباری که فدراسیونها و ادارات کل تربیت بدنی مکلف هستند از بودجه کل به ورزش بانوان و یا سایر بخشها اختصاص دهند، در اکثر فدراسیونهای ورزش تخصیص نمییابد و هیچ برخورد جدی نیز با مدیران متخلف به عدم بودجهریزی در خط سیر برنامه مشخص شده، انجام نمیشود، در سایر بخشها همچون هزینههای استخدامی و پرداختها نیز با وجود تدوین برنامههایی برای تعیین حقوق کارمندان، باز هم سلیقه گرایی رواج دارد و همین امر یکی از دلایلی است که باعث شده مدیران سایر بخشها علاقه وافری به مدیریتهای ورزشی داشته باشند، چرا که عملاً با این چهارچوب به هر شکل ممکن برنامهریزی کرده، به هر نحو دلخواه به تامین اعتبار میپردازند و حتی در نوع هزینهکرد بعضاً با سلیقهگرایی تعیین خط مشی میکنند که اینچنین آزادی عملی در سایر حوزهها تقریباً وجود خارجی ندارد.
اما این تمام مشکلات اساسی برنامهریزی و بودجهریزی در ورزش کشور طی سالهای اخیر تا به امروز نبوده و همواره در کنار این نوع برخورد سلیقهای با برنامهها و اعتبارات، اساس بودجهریزی با برنامهریزی تناقضی آشکار داشته که عدم اجرای بخشی از برنامهها در فدراسیونهای ورزشی و ادارات کل تربیت بدنی متوجه این تناقض است.
این تناقض آنجا به وجود میآید که با توجه به آنکه برنامههای ورزشی سالیانه در داخل کشور علیالخصوص در فدراسیونها و باشگاهها در روالی معقول با مدنظر قرار دادن برنامههای فدراسیونها و باشگاههای بینالمللی تنظیم و تدوین میشود.
بر این اساس هنگامی که بودجهریزی در ورزش به اوج خود می رسد با توجه به نزدیک شدن به پایان سال میلادی، طبیعتاً کاهش حجم برنامههای بینالمللی به وقوع میپیونند و بدین لحاظ بخشی از اعتبارات خارج از محل هزینهکرد صرف شده و ناخواسته هرز میرود. از سویی دیگر در ماههای آغازین سال شمسی که هنوز اعتبارات به شکلی وسیع تخصیص پیدا نکرده، با توجه به آنکه همزمان با اواسط سال میلادی است، با تراکم برنامههای ورزشی در سطوح بینالمللی روبرو هستیم که باعث میشود فدراسیونها و باشگاهها از بخشی از این برنامههای ویژه خود اعم از اردوهای مشترک بینالمللی، مسابقات تدارکاتی و حتی در برخی موارد رقابتهای قارهای صرف نظر کرده و یا به شکلی ناقص در آن حضور یابند و به همین دلیل در ماههای نخست هر سال شمسی از حجم سنگین اعزامها در ماههای پایانی سالهای شمسی خبری نیست.
در این میان اگرچه در بسیاری از اوقات سازمان ورزش با هدف جلوگیری عدم اعزام تیمهای ورزشی، به صورت ضرب العجل به فدراسیونها و باشگاههای ورزشی اعتباراتی را اختصاص داده اما هیچ گاه مدیران مالی این دستگاه در پی تغییر ساختار فعلی به طور کلی برنیامدهاند و شکافی که فاصله موجود میان برنامهریزی میلادی تا بودجهریزی شمسی به طور کامل برطرف نشده است و همچنان شاهد بی پولی حوزههای ورزشی در فصل احتیاج به رقمهای اصلی بودجه میتوان بود.
بر رفع این چالش که میان هیاهوها همواره ناپیدا جلوه میکند، برخی نهادهای مسئول علی الخصوص معاونت برنامهریزی راهبردی ریاستجمهوری که در ظاهر جای سازمان برنامه و بودجه کل کشور را گرفته و همچنین حوزه مالی و اداری سازمان تربیت بدنی مکلف به بررسی و رفع این نقصان با ایجاد راهکارهایی همچون اصلاح کلی ساختار یا تسریع در تزریق بودجه در ابتدای سال به طور خاص به حوزه ورزش هستند اما در چند سال اخیر نیز همچون سالهای پیش از آن، تغییر کلی در روند بودجهریزی مشهود نبوده که قطعاً برای رفع این مشکل به عنوان دغدغده این دو حوزه می بایست هماینک بررسی جدی کرده و در عوض پرداختن به مسائل فاقد کاربرد، این موضوع و محورهای مرتبط را در دستور کار خود قرار دهند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


