تماشاگر، مرغ عروسی و عزا
فوتبال بدون ترديد نه تنها محبوبترين و پرتماشاگرترين رشته ورزشي در جهان است، بلكه توجه روزافزون علاقهمندان، اين ورزش را به پديدهاي سياسي ـ اجتماعي تبديل كرده که اهمیتش را دو چندان ساخته است.
حضور انبوه تماشاگران در مسابقات فوتبال باعث ايجاد حساسيت، جذابيت، افزايش انگيزه و... در بازيكنان، مربيان و مديران ميشوند. اگر تماشاگر را از ميدانهاي مسابقات كنار بگذاريم، حساسيت، جذابيت، انگيزه و زيبايي را از فوتبال گرفتهايم و شاید دیگر تاوت چندانی با بسیاری از رشتههای که بعضاً حتی جذابیتهای فنی بیشتری نیز در خود نهفته دارد، نداشته باشد. به بیان سادهتر فوتبال با تماشاگرانش زنده است و بدون تماشاگر هيچ.
متأسفانه در مراسم يادمان به اصطلاح صدسالگي فوتبال كه تجليل از يك قرن تاريخ تلخ و شيرين فوتبال كشورمان بوده است، نامي از تماشاگران برده نشد؛ عناصر فداكاري كه عمر و جواني و عشق و اميد خود را صرف فوتبال كردند و بازيكنان ريز و درشت از بركت دم گرم آنان به شوق آمدند و نيرو گرفتند، باليدند و به شهرت رسيدند و در عرصههاي بينالمللي فرصت حضور يافتند.
حكايت تماشاگران فوتبال ما، حكايت مرغ است! پرندهای كه در عروسي و عزا سر بريده شده و حکم قربانی را پیدا میکند و ذائقه مشكل پسند ريزهخواران اين ورزش را طعم ميبخشد.
جمعيت حاميان هواداران فوتبال، ضمن استقبال و امتنان از برگزاري آيينهايي در راستاي نكوداشت اهالي فوتبال ايران، از بدو پيدايش تاكنون از بانيان مراسمي كه معلوم نيست چرا عنوان يكصدمين سال(!) را يدك ميكشد، انتظار داشت تا در كنار رؤساي فدراسيون، مديران باشگاهها، مربيان، داوران، بازيكنان، خبرنگاران، عكاسان، تداركاتچياني همچون اكبر خانزاد و مرحوم هژبر، و حتي برخي عناصر مقيم خارج از كشور، يادي هم از شادروان محمد نايب عباسي معروف به «محمد بوقي» ميشد.
اعتقاد راسخ دارم كه فوتبال بدون تماشاگر يعني نابودي فوتبال و اگر هوادار را از فوتبال بگيريم، ديگر چيزي باقي نميماند تا آقايان جشن صد سالگياش را برگزار كنند و ساعتی را به خوشی بگذرانند! از این حیث انتظار این است بر آنچه در این جشن و مراسمات مشابه میگذرد، تامل شود و چنین نباشد که با محذوف ماندن گروهی از بدنه فوتبال که نقش اصلی را ایفا میکنند، ظلمی شده باشد.


