يك دهه پس از خداحافظي عابدزاده
رحمتي شايد ناجي ديگر
قطعا يكي از مشكلات ما در اين سالها، يافتن يك دروازهبان كامل براي تيم ملي بوده است. به همين علت شاهد بوديم كه دروازهبانها به صورت چرخشي و مكرر عوض ميشدند و ما از اين تغييرات و اشتباهاتش ضربه خورديم؛ اما مهدي رحمتي از آن دسته بازيكناني است كه در 2 سال اخير به تكامل رسيده است و اگر روي خروجها بهتر عمل كند، واقعا مطمئن و كامل است.
کد خبر: ۵۲۴۹۴
| | 2447 بازدید
از زماني كه احمدرضا عابدزاده فوتبال ملي را كنار گذاشت، حدود 11 سال ميگذرد. از آن پس پيداكردن دروازهباني آماده و جسور كه بتواند در ارائه بازيهاي قابل قبول از خود تداوم نشان دهد و به تكيهگاهي در آخرين نقطه دفاعي تيم ملي براي مليپوشان بدل شود، از دغدغههاي هميشگي مربيان در مقاطع مختلف بود. به نوشته جام جم؛ بر همين اساس در طول اين سالها دروازهبانهاي متعددي پيراهن شماره يك تيم ملي را بر تن كردند، اما هيچ كدام نتوانستند روند موفقيت خود را تداوم ببخشند. در اين رهگذر تيم ملي در درون دروازه جرقههايي از درخشش را به خود ديد كه خيلي زود خاموش شدند.
نكيسا، اولين جانشين عابدزاده: نيما نكيسا اولين آنها بود. او كه همزمان با عابدزاده در اردوهاي تيم ملي حضور داشت، پس از كنار رفتن وي در بازيهاي آسيايي 98 بانكوك دروازهبان اول تيم ملي شد؛ اما پس از آن در بازي با عمان آنقدر ضعيف ظاهر شد كه از تركيب اصلي كنار گذاشته شد و بعد هم به دليل نداشتن ثبات لازم در عملكرد هيچگاه به تيم ملي بازنگشت و حتي از سطح اول فوتبال باشگاهي فاصله گرفت.
غلامپور، كارنامهاي ضعيف
بعد از نكيسا بايد به بهزاد غلامپور اشاره كرد. او كه همدوره عابدزاده بود، در سالهاي 72 و 73 نيز كارنامه نه چندان موفقي در تيم ملي از خود به جاي گذاشته بود، با كنار رفتن عابدزاده دوباره فرصتي پيدا كرد تا در همان سال 77 دروازهبان تيمملي شود.
وقتي نكيسا كادر فني را در بازي با عمان نااميد كرد، غلامپور درون دروازه قرار گرفت و بازيهاي متوسطي به نمايش گذاشت كه در مجموع كارنامه پرباري نداشت.
طباطبايي، شير كپنهاگ
هادي طباطبايي يكي ديگر از دروازهبانهايي بود كه وظيفه حراست از سنگر تيم ملي را در مقطعي به عهده داشت. سال 78 او شماره يك تيم ما بود. دروازهبان اول آن روزهاي تيم ملي در ديدار با تيمهاي دانمارك، ژاپن و آمريكا بازيهاي قابل قبولي ارائه كرد. طباطبايي حتي به خاطر اين بازيها لقب شير كپنهاگ را به خود اختصاص داد، اما او هم نتوانست سالهاي متمادي جايگاه خود را حفظ كند.
هادي طباطبايي از بازيكنان بااخلاق و بيحاشيه بود، اما علاوه بر اين كه قد و قامت مناسبي براي اين پست نداشت، در باشگاه خود نيز دچار افت شد و پس از آن از تيم ملي فاصله گرفت.
برومند، افت در استقلال و تيم ملي
جام ملتهاي 2000 آسيا تيم ملي فوتبال كشورمان دروازهبان ديگري داشت. پرويز برومند آن روزها درون دروازه تيم ملي بود، اما همان طور كه خيلي زود در استقلال و فوتبال باشگاهي افت كرد و وارد حاشيه شد، از تيم ملي هم كنار رفت تا او هم مثل ديگران نتواند نقطه قابل اتكايي براي مليپوشان فوتبال لقب بگيرد.
بلاژهويچ آمد، فنايي رفت
داوود فنايي در حالي كه در پرسپوليس و در رقابت با عابدزاده پيشرفت خوبي داشت، در اواخر سال 79 به تيم ملي آمد تا شايد بتواند پاسخي براي معماي درون دروازه باشد. در بعضي ديدارها خيلي خوب و در بعضي نقطه مقابل بود. فراز و نشيب زياد فنايي و البته سليقه بلاژهويچ سبب شد تا با آمدن او، فنايي به تيم ملي دعوت نشود و البته پساز آن ديگر اين شانس نصيبش نشد.
ميرزاپور، فرصت زياد براي اشتباه
در طول اين سالها ابراهيم ميرزاپور تنها كسي بود كه فرصت بيشتري برخلاف ميزان اشتباههايش در تيم ملي پيدا كرد. با آمدن بلاژهويچ و پس از آن برانكو و همكارانش، دروازه تيم ملي براي 5 سال متوالي به او سپرده شد.
از سال 80 تا 85 بارها ميرزاپور به دليل اشتباههاي فاحش مورد انتقاد بود، اما بلاژهويچ و برانكو اصرار داشتند كه از او استفاده كنند. گرچه ميرزاپور معدود بازيهاي خوبي هم در كارنامه داشت، اما اوج اشتباههايش در جام جهاني خاطرات خوب را هم به دست فراموشي سپرد.
رودباريان، آمد و رفت
حسن رودباريان هم از كساني بود كه نتوانست اعتماد مربيان را در خط دروازه براي مدت طولاني جلب كند. رودباريان در جام ملتهاي 2007 آسيا دروازهبان تيم ملي بود. با وجود اينكه نسبتا خوب بود، اما دروازهبان مطمئني نبود.
... و حالا مهدي رحمتي
تا اين كه نوبت به سيدمهدي رحمتي رسيد. وي در ميان همتايانش از سال 86 تاكنون به مراتب بازيهاي بهتري را به نمايش گذاشته است، ضمن اين كه روند ثابتي داشته است. بازيهاي خوب او در تيم باشگاهياش «مس» در فصلي كه گذشت و همچنين نمايش قابل توجه در ديدارهاي مقدماتي جام جهاني 2010 آفريقا از او دروازهباني مطمئن ساخته است. رحمتي در زمان سرمربيگري دايي و در حال حاضر قطبي، از مهرههاي قابل اتكا بوده است تا جايي كه واعظي و طالبلو چندان فرصتي براي نشان دادن تواناييهايشان نداشتند؛ اما اگر رحمتي بخواهد به اين روند ادامه دهد، چه بايد بكند؟ چرا در فوتبال ما، دروازهبانها بيشتر از ديگر بازيكنان آسيبپذيرند و خيلي زود دچار افت ميشوند؟ اگر فوتبال ملي ما بخواهد همچون نسل قبل درون دروازه براي سالهاي متمادي با خيالي آسوده پيش برود، چه راهكاري بايد بينديشد؟ براي يافتن پاسخي مناسب براي اين پرسشها بد نيست با نظرات كارشناسان آشنا شويم. بسياري از آنها براين باورند كه مهدي رحمتي پس از گذشت 10 سال دروازهباني است كه علاوه بر فيزيك بدني از نظر فني هم قابليتهاي لازم را دارد و ميتواند حداقل تا چند سال آينده وظيفه حراست از دروازه تيم ملي را به عهده داشته باشد؛ اما بايد در كنار او جانشينهاي مطمئني را هم پرورش داد.
به رحمتي بايد فرصت داد
حميد بابازاده كه خودش تجربه زيادي در اين زمينه دارد، در اين خصوص به «جامجم» ميگويد: همين كه در يك سال گذشته رحمتي، نفر اول تيم ملي درون دروازه بوده، نشان ميدهد او ميتواند به عنوان تكيهگاه تيم، اگر خودش بخواهد براي سالهاي متمادي اين جايگاه را حفظ كند. متاسفانه فوتبال ما از بيثباتيها در همه ابعاد رنج ميبرد؛ در حالي كه به دروازهباني مثل رحمتي كه فاكتورهاي لازم را براي موفقيت دارد بايد فرصت داد، او حالا با خط دفاع تيم ملي هماهنگ است، خودش ضعف آشكاري ندارد و ميتواند در ميان دروازهبانهايي كه در سالهاي اخير آمدند و رفتند، سنتشكني كرده و ماندگار شود.
دروازهبان نبايد وارد حاشيه شود
محمدرضا كربكندي با اشاره به تغيير زياد در پست دروازهباني تيم ملي در سالهاي اخير به خبرنگار جامجم ميگويد: قطعا يكي از مشكلات ما در اين سالها، يافتن يك دروازهبان كامل براي تيم ملي بوده است. به همين علت شاهد بوديم كه دروازهبانها به صورت چرخشي و مكرر عوض ميشدند و ما از اين تغييرات و اشتباهاتش ضربه خورديم؛ اما مهدي رحمتي از آن دسته بازيكناني است كه در 2 سال اخير به تكامل رسيده است و اگر روي خروجها بهتر عمل كند، واقعا مطمئن و كامل است.
بسياري براين باورند كه رحمتي پس از گذشت 10 سال دروازهباني حداقل تا چند سال آينده وظيفه حراست از دروازه تيم ملي را به عهده خواهد داشت
وي ادامه ميدهد: دروازهباني همان طور كه پستي مطمئن براي بازيكن است، ميتواند جايگاهي لغزنده هم باشد. مطمئنا از اين نظر كه در ايران دروازهبان كامل كم پيدا ميشود و لغزنده از اين جهت كه گاهي يك اشتباه جبراننشدني، گناه كل تيم را بر گردن دروازهبان ميگذارد، بنابراين كار سختي است؛ اما هر تيمي كه يك دروازهبان ثابت و مطمئن دارد، با خيالي راحت به ميدان ميرود. به نظر من، رحمتي يا هر كسي كه ميخواهد جانشيني مطمئن درون دروازه باشد، بايد فقط به مسائل فني بينديشد، 2 برابر بقيه بازيكنان تمرين كند و علاوه بر اين كه به حاشيه توجه نكند، براي رسيدن به هماهنگي با خط دفاع تلاش كند.كربكندي معتقد است كه رحمتي ميتواند تا دو سه سال ديگر دروازهبان اول تيم ملي باشد.
بيتوجهي به دروازهباني
اما هادي طباطبايي كه خودش نيز اين حضور را تجربه كرده است، نظر جالبي درخصوص دلايل افت دروازهبانها دارد. وي به «جامجم» ميگويد: درخشش در دروازه تيم ملي اهميت دارد؛ اما آنچه مهمتر است، تداوم اين موفقيتهاست كه در فوتبال ما، كار سادهاي نيست.
وي ادامه ميدهد: اين ضعف مربوط به دروازهباني و پست ما نيست. اين مربوط به ضعف در كل فوتبال ماست. در فوتبال ايران، كمترين توجه به پست دروازهباني ميشود. در تيمهاي باشگاهي و ملي اهميتي به مربي دروازهبانان نميشود؛ در حالي كه مهمترين بازيكناني كه ميتوانند سرنوشت دفاعي يك تيم را رقم بزنند، به دست اين مربيان تمرين داده ميشوند. به همين علت دروازهبانهايي كه در مقطعي موفق هستند، در اين سيستم هدر ميروند و نميتوانند به روندي كه داشتند، ادامه دهند.
طباطبايي معتقد است، دروازهبان ميتواند باعث اطمينان خاطر مربي و خط دفاع باشد. وي ميگويد: وقتي توپي از خط دفاع ميگذرد، خيلي مهم است كه مربي و بازيكنان ديگر به دروازهبان اطمينان داشته باشند. در حال حاضر رحمتي اين ويژگي را دارد و فقط اميدوارم بتواند اين روند را ادامه بدهد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


