تختي هم معاف نميشد
سالن پير و سالخورده شهر، همان جايي كه لبريز از تماشاگران دوآتشه مي شد و جمعي پشت درهاي بسته ميماندند تا كشتيهاي انتخابي تيم ملي را ببينند، كشتيهاي آقاتختي را ببينند و دلاوريهاي نبي سروري و امامعلي حبيبي را، در دو روز گذشته خالي از تماشاگر بود!
به گزارش ایپنا؛ سكوهاي تماشاگران را معدود علاقمندان به كشتي و كشتيگيران شركت كننده و همراهانشان به اشغال درآورده بودند و در سالن شهداي هفتم تير از آن شور و هيجان لازم در بالاترين سطح رقابتهاي كشتي يك كشور در دو روز گذشته خبري نبود.
آري، سالن سالخورده شهر هنگام برگزاري رقابتهاي انتخابي تيمهاي ملي، هيچ شباهتي با روزهاي اوج كشتي ايران زمين ندارد! روزگاري نه چندان دور، سالن پير شهر مملو از تماشاگراني بود كه رقابتهاي انتخابي تيم ملي را با تمام وجود ميديدند و دوست داشتند، هزاران نفر پشت درهاي بسته سالن ميماندند تا به ميدان آمدن پهلوان تختي، عباس زندي، بني سروري، ابراهيم سيفپور، توفيق جهانبخت، جوادي، امامعلي حبيبي و موحد و... ببينند.
آن روزها انتخابي تيمملي كشتي، انتخابي واقعي بود؛ نه تختي بزرگ و جهان پهلوان از انتخابيها معاف ميشد و نه كشتيگير جوان و جوياي نامي به خاطر بيبرنامگي و دست به دست شدن تقويم و روزها از گردونه انتخاب جاميماند.
انتخاب تيم ملي از همه مسابقات مهمتر بود چون تمام راهها براي رسيدن به تيمملي از مسابقات انتخابي ميگذشت؛ مسابقه انتخابي معيار و ملاك اصلي براي شناخت توانايي كشتيگيران ايراني بود و چه بسا كشتيگيران بازندهاي بودند كه به صلاح بزرگاني چون حبيبالله بلور، سرمربي نامدار و تاريخي كشتي ايران بر قهرمانان مسابقه انتخابي ارحج داده ميشدند و سراز تيم ملي درميآوردند.
در روزهاي طلايي و تاريخساز كشتي ايران، هيچ كشتيگيري بدون انجام مسابقه انتخابي به تيم ملي نميرسيد، در سالهاي نه چندان دور هم مسابقه انتخابي بزرگاني چون عليرضا دبير، حيدري، عليرضا رضايي، عباس جديدي و... را به تيمهاي ملي ميرساندند تا طلايهداران كشتي ايران باشند.
حالا همه چيز عوض شده؛ مصلحت به تيم ملي راه پيدا كرده و هر كه سكان اين كشتي را به دست ميگيرد به سليقه خود براي ورزش اول ايران نسخه ميپيچد؛ نسخههايي كه هر بار تغيير ميكند براي درد انتخابهاي كشتي!
سالن پير و سالخورده شهر اگر اين روزهاي انتخابي تيمهاي ملي كشتي خالي است و تماشاگران اندكي به ورزشگاهي ميآيند كه زماني تختي در آن كشتي ميگرفت، بيدليل نيست؛ صورت مساله پاك شده است؛ اين انتخابي، انتخاب تيم ملي نيست.
ميگويند فاصلهها زياد شده، بين مليپوشان تعقيبكنندهها از لحاظ تكنيكي و توانايي فاصله افتاده است. ميگويند بيشه كشتي ايران كم كم خالي از شير ميشود اما شايد نميدانند كشتيگيران در جه دو و سه با مليپوشان، تافتههاي جدابافته و نامداران مبارزه كنند.
هرچند بحث انتخاب در اين مملكت هميشه پرحرف و حديث است و ورزش و اجتماع و سياست نميشناسد اما مساله اين است كه نبودن يك قانون و سياست مشخص باعث به وجود آمدن سردرگميهايي ميشود كه هم گريبان كشتيگير را ميگيرد و هم گرهاي بر گرههاي ورزش اول ايران ميافزايد! روسها كه سالهاست بر كشتي جهان سلطنت ميكنند و يا آمريكاييهاي كه از پرآوازههاي كشتي به شمار ميروند هركدام به سبك و سياق خود، مسابقه انتخابي برگزار ميكنند و بحث مافيت در اين كشورها وجود ندارد.
روسها روش انتخاب مستقيم در يك مسابقه كه تاريخ برگزارياش هر سال مشخص است را برگزيدهاند و آمريكاييها كشتيگير برنده در دو مسابقه از سه مسابقه را راهي تيم ملي ميكنند؛ در اين ميان اين كشتي ماست كه هنوز سبك و سياق خاصي براي انتخاب مليپوشان خود ندارد.


