کاظمي: سر جهاز قلعه نويي نيستم
حسين کاظمي و صمد مرفاوي... اين دو نفر شما را ياد چه چيزي مي اندازند؟ احتمالاً اتفاقهاي سه فصل قبل و از دست رفتن جام قهرماني را از ياد نبرده ايد.
به نوشته قدس؛ مي گفتند، مرفاوي تمامي تقصيرات را به گردن کاظمي انداخت و ادعا کرده بود که در سه بازي آخر او با گروه مخالف مرفاوي که مي خواستند جاي او را بگيرند، تباني کرده است.
هنوز گرد و خاک زيادي روي پرونده درگيريهاي اين دو ننشسته بود که مرفاوي باز هم سرمربي استقلال شد و کاظمي خود را شاگرد او ديد. آيا اين دو مي توانند يک فصل را با آسودگي کنار هم زندگي کنند؟
* خيلي وقت است که خبري از حسين کاظمي نيست.
** خب حتماً خبر جديدي ندارم يا شايد آدم تکراري شدم که کسي از من خبري نمي گيرد!
* يا شايد اينکه فعلاً ساکت مانده اي تا مشکلي برايت به وجود نيايد.
** از چه لحاظ؟
* به هر حال حتماً تو اين اين ضرب المثل قديمي را شنيدي که کوه به کوه نمي رسد، اما آدم به آدم....
** منظورتان را متوجه نمي شوم.
* حسين کاظمي باز هم صمد مرفاوي را مربي خودش مي بيند. اين براي بازيکني که پايان سه فصل پيش مي گفتند با مرفاوي به مشکل خورده و تيم را به نشانه اعتراض ترک کرده، چندان خوشايند نيست!
** کي چنين حرفي زده؟ من بازيکن اين تيم هستم و نمي توانم براي تيم مربي تعيين کنم. مديران باشگاه تصميم مي گيرند که کادر فني تيم را تغيير بدهند. اين، يعني بازيکن يا بايد تابع دستورات باشگاه باشد يا بار و بنديلش را جمع کند و برود.
* ... و تصميم حسين کاظمي؟
** مي بينيد که من فعلاً خودم را تابع دستورات باشگاه مي دانم. نمي خواهم با کسي در بيفتم، چون در خون من نيست که دنبال حاشيه و مشکلات اين شکلي باشم. ماجرايي که شما در مورد مرفاوي تعريف کرديد هم چندان برايم قابل هضم نيست. من و آقا صمد مشکلي با هم نداشتيم.
* سه بازي آخر فصل را يادت هست؟ همان بازيهايي که استقلال جام را از دست داد.
** من مقصرش بودم؟! جوري مي گوييد يادت هست که انگار من باعث شدم استقلال قهرماني اش را از دست بدهد.
* به هرحال مشکلاتي وجود داشت. حتماً يادت هست که صمد مرفاوي چقدر از شکل بازيهايت انتقاد مي کرد. خب تو هم بعد از آن سه بازي تيم را ترک کردي!
* مرفاوي زير فشار بود. آن روزها، هم تيم را از ليگ قهرمانان کنار گذاشته بودند و هم اينکه داشتيم جام قهرماني را از دست مي داديم. هر کسي دنبال پيدا کردن يک مقصر بود. متأسفانه دور و بري هاي آقا صمد هم خيلي مرا خراب کردند.
* يعني فقط مشکل اطرافيان سرمربي بود؟
** غير از اين فکر نمي کنم. هر بازيکني فراز و نشيب زياد دارد. من نمي گويم در آن سه بازي آخر فوق العاده بازي کردم، اما مي خواهم اين را بگويم که از بقيه بازيکنان هم بدتر نبودم. ما افت کرده بوديم و تيم روي نوار بدشانسي بود. در ضمن شما چرا رفتن من به سپاهان را به ماجراي اختلاف با مربي ربط مي دهيد؟
* دليلي نداشت بروي.
** يک دليلش اين بود که سپاهان پيشنهاد خوبي جلوي من گذاشت. دليل دومش اين بود که وقتي ناصر حجازي مربي تيم شد بلافاصله مصاحبه کرد و گفت، حسين کاظمي را نمي خواهم. من هم ديديم وقتي مربي جديد تيم اين طوري در اول کار حرف مي زند، ماندن من در تيم به صلاح نيست. اصلاً آن زمان که آقا صمد مربي تيم نبود. پس دليل جدايي من از استقلال اين نبود.
* صمد روي نيمکت کنار ناصر حجازي مي نشست! اين نگرانت نمي کرد؟
** نگران؟ نه! چرا بايد نگران شوم. مي خواستم چند وقتي از حواشي فوتبال دور باشم. دوست داشتم بي دغدغه فوتبال بازي کنم. دو سال زير هرنوع فشاري براي استقلال بازي کردم و از اينکه مي ديدم براي هر چيزي زير ذره بين هستم، عذاب مي کشيدم و براي همين رفتم سپاهان. باور کنيد دليل اصلي ام اين بود که مي خواستم آرام باشم و در آرامش بازي کنم.
* اتفاقاً از شانس خوبي که داشتي همان سال سپاهان تيم پرحاشيه اي شد.
** (مي خندد) از پاقدم من بود!
* سپاهان را فراموش کنيم. نمي خواهم بپرسم آيا با جدايي امير قلعه نويي از استقلال موافق بودي يا نه... قاعدتا مي خواهي بگويي تابع باشگاه هستي! اما دوست دارم بدانم وقتي شنيدي امير قلعه نويي سرمربي اين تيم شده، چه حالي پيدا کردي؟
** هيچ حالي چون حدس مي زدم.
* چه جوري؟
** خب در تيم شايع شده بود که آقاي مرفاوي يد. وقتي شنيدم، تعجب نکردم. به هرحال اين اتفاق خيلي هم غير منتظره نبود، چون مديران باشگاه از خيلي وقت پيش در اين مورد حرفهايي زده بودند.
* نگران آينده ات در تيم نشدي؟
** ببينيد... بحث مرفاوي نيست. هر کسي مربي يک تيم شود، مي تواند بازيکن دلخواهش را بياورد، يا بازيکني را که با او مشکل دارد، رد کند. حالااين مشکل مي تواند فني يا اخلاقي يا سليقه اي باشد. من از روز اولي که اميرخان از استقلال رفت، مي دانستم که بايد منتظر نظر مربي بعدي باشم. حالا اين مربي بعدي آقا صمد است که سالها کنار هم کار کرديم.
* در اين مدت با هم حرفي هم زديد؟
** در چه مورد؟
* ماندن... رفتن... شکل همکاري!
** به اين نتيجه رسيديم که مشکلي با هم نداريم. فقط بايد از نظر مالي يک سري مسائل حل شود که البته اين هم به باشگاه و مديريت مربوط مي شود. من لازم است يک توضيح در مورد همکاري خودم با مرفاوي هم بدهم. مي گفتند ما با هم مشکل داريم. پس فصل قبل که او دستيار اميرخان بود چه جوري کنار هم کار کرديم؟ ما مشکل خاصي نداشتيم. شايد يک سري اختلاف نظرها وجود داشت... اما اين باعث نمي شود که هيچ وقت نتوانيم کنار هم کار کنيم. من خودم در نوجواني شاگرد آقا صمد بودم. قاعدتاً رابطه قلبي عميقي بين ما وجود داشته و اگر هم زماني سؤ تفاهمي وجود داشت، ال؛ن ديگر فراموش شده. ما گوشت هم را هم بخوريم استخوان همديگر را دور نمي اندازيم.
* پس امسال در استقلال مي ماني... اينکه مي گفتند دوباره مي خواهي به اصفهان و سپاهان برگردي هم شايعه اي است که دشمنان درست کرده اند!
** حرف هميشه هست. من با سپاهان هنوز صحبتي نکردم. دليلي هم نمي بينم با تيم ديگري فعلاً مذاکره کنم.
* حتي وقتي مي بيني مربي اش امير قلعه نويي است؟
** من سرجهازيه اميرخان نيستم. تصميم گيري در مورد اينکه فصل بعد را بايد کجا بازي کنم هم بماند براي وقتي که همه صحبتها را با مديرعامل تيم انجام داديم، اما در مجموع فکر نمي کنم رفتني باشم.
* به هرحال ال؛ن تو بزرگ اين تيم هستي!
** بحث بزرگي و کوچکي نيست. استقلال خانه من شده. نمي خواهم به راحتي از دستش بدهم.
* سؤال آخر... فقط براي ثبت در تاريخ مي خواهم بپرسم و بعد بدانم استقلال، با اين رويه مديريتي فصل بعد چکاره است؟
** (فکر مي کند) فقط مي دانم همه تيمهايي که يک بار قهرمان ليگ مي شوند فصل بعد مشکل دارند. من از اين طلسم لعنتي مي ترسم. در هر صورت هر مديري مي خواهد شکل مديريتي خودش را پياده کند. من در مورد مسائل مديريتي بحثي ندارم. فقط مي توان کاري که از دست خودم برمي آيد، انجام دهم.


