جنجال در فارابی بر سر سناریوهایی که برای بایگانی خریده میشوند!
اگر قرار بر حمایت است، حمایت های (فارابی) را بین همه هنرمندانی که پروانه ساخت دارند، عادلانه توزیع کند و سیاست های تشویقی اش را به بعد از ساخت فیلم موکول کند و به همه فیلمسازان اجازه رقابت آزاد و برابر بدهد...
کد خبر: ۵۲۲۵۶۱
| | 6576 بازدید

بنیاد سینمایی فارابی بر اثر علنی شدن یکی از سیاستهای کاری عجیب این مجموعه، با جنجالی مواجه شده که پاسخ ارائه شده در قبال آن، شرایط را پیچیده تر ساخته و این پرسش را پیش آورده که آیا این رویه به دور از منطق، سابقه تاریخی دارد و تاکنون چه میزان از اعتبارات این بنیاد در سازوکارهایی صرف شده است؟
به گزارش «تابناک»، بنیاد سینمایی فارابی در همه دورهها همواره با حرف و حدیثهایی همراه بود و هرچند شعار شفافیت مالی در ادوار متعدد از سوی مدیران متعدد این مجموعه مطرح شده، سرانجام چنین اتفاقی رخ نداده و نظام غیرشفاف مالی باقی مانده تا هیچ گاه نتوان در خصوص میزان رعایت عدالت در اقتصاد کشور با تکیه بر اطلاعات مستند و به شکلی دقیق سخن به میان آورد.
البته در برخی از دورهها نظیر چند سال اخیر، لیستی از فیلمهایی که کمکهایی را دریافت کردهاند با درصد دریافت کمک منتشر شده؛ اما حقیقت آن است که با این درصدها، برآورد دقیق در دسترس نیست و نمیتوان با چنین روشی و بدون آگاهی از ارقام پرداختی، نگاه جامعی به آنچه در بزرگترین مجموعه فیلمسازی دولت میگذرد، داشت.
به عنوان نمونه وقتی هزینه تولید یک پروژه چندصدمیلیونی، همتراز با یک پروژه چند میلیاردی به درصد اعلام میشود، این درصدها تداعیگر عددهای متفاوتی هستند و پرداخت 30 درصد برای پروژهای با برآورد سه میلیارد تومانی، 900 میلیون خواهد بود و برای پروژهای با برآورد 800 میلیون تومانی، تنها 240 میلیون خواهد بود؛ بنابراین عدم اعلام رقمهای پرداختی، این تصور را پیش می آورد که رقمهای نزدیکی به همه پروژه های مورد حمایت پرداخت شده است.
با این حال، این رویه، تنها ابهام موجود در فارابی نیست و حداقل در روزهای اخیر، یکی از ابهامهای بزرگ این مجموعه مشخص شده که جنجالهایی را نیز در پی داشته است. به تازگی نامه سرگشاده یک نویسنده در خصوص فیلمنامهای که به فارابی فروخته و تبدیل به فیلم سینمایی نشده، با پاسخ جالبی از سوی فارابی همراه شده است.
در بخشی از پاسخ فارابی درباره خرید 20 میلیون تومانی فیلمنامهای که قرار نیست به فیلم سینمایی تبدیل شود، آمده است: «...بنیاد سینمایی فارابی، فیلمنامههایی را با هدف حمایت نویسندگان آن، خریداری میکند که لزوماً با توجه به ظرفیت ساخت در سینمای ایران، امکان تولید همه فیلمنامههای نوشته شده وجود ندارد».

سوای اینکه در فارابی چه میگذرد، این پرسش مطرح است که آیا باید برای حمایت از فیلمنامه نویسان، از محل بیت المال فیلمنامههایی که ارزش لازم را ندارند، خریداری کرد؟ آیا اگر این نهاد خصوصی اداره میشد و قرار بود چنین رقمهایی توسط سرمایه گذار بخش خصوصی پرداخت شود، سناریویی که ارزش تبدیل به فیلم سینمایی ندارد، خریداری میشد؟
این رویه شبیه سفارش طراحی یا خرید نقشه خودرویی است که امکان تولیدش به دلایل مختلف در خطوط تولید یک شرکت خودروسازی وجود ندارد و در عین حال تأکید شود این نقشه در راستای حمایت از طراحان خریداری شده است! آیا منطق ایجاب نمیکند، از طراحان واقعی و در عرصه سینما از نویسندگان جدی حمایت کرد و اساساً سناریو یا طرحی که ظرفیت تولید ندارد، خریداری نشود؟
مشخص نیست در سالهای آینده چه مسائل تازهای در فارابی روشن میشوند؛ اما تا همین جا، همزمان با این اتفاقات، نامهای از سوی برخی سینماگران منتشر شده که امضای فرزاد موتمن در میان آنها، پررنگتر از سایرین است و نسبت به روند فعالیت فارابی اعتراضهای بسیار شدیدی صورت پذیرفته است.
در بخشی از نامه آمده است: «...پیشنهاد می کنیم بنیاد سینمایی فارابی به جای بذل و بخشش ثروت های عمومی بین عده ای هنرمند نقابدار مثلا خودی و خاص، اولا حمایت هایش را فقط به زیرساخت های سینما مثل نهضت سینما سازی که درد اول امروز سینمای ایران است اختصاص بدهد و ثانیا اگر قرار بر حمایت است، حمایت هایش را بین همه هنرمندانی که پروانه ساخت دارند، عادلانه توزیع و سیاست های تشویقی اش را به بعد از ساخت فیلم موکول کند و به همه فیلمسازان اجازه رقابت آزاد و برابر بدهد... درست مثل همه ورزش های فردی و گروهی قهرمانی که در همه جای دنیا در حال انجام است...!».
این پیشنهاد بسیار منطقی است و باعث میشود، پروژههای مورد سفارش بنیاد فارابی نظیر فیلمهای به اصطلاح فاخر که با هزینه چند میلیاردی و فاقد جذابیت و کیفیت در دولت قبل ساخته شد و هنوز رگههایی از آنها مشخص است، از میان برود و کارگردان در زمان تولید فیلم، بهترین کیفیت را در سناریو و پیاده سازی در نظر بگیرد و مخاطب پسندی را نیز پیش بینی کند تا در نهایت اثری قابل توجه پیش روی قرار گیرد که بتواند حمایت فارابی را نیز پس از تولید به دست آورد.
هرچند این روش بسیار منطقی است، بعید به نظر میآید ساختار فارابی تغییری اینچنینی ببیند، کما اینکه ساختار کیفی نیروی انسانی فارابی به رغم اراده رئیس کنونی سازمان سینمایی، تغییری نکرد و وضع به همان منوال سابق ماند.
به گزارش «تابناک»، بنیاد سینمایی فارابی در همه دورهها همواره با حرف و حدیثهایی همراه بود و هرچند شعار شفافیت مالی در ادوار متعدد از سوی مدیران متعدد این مجموعه مطرح شده، سرانجام چنین اتفاقی رخ نداده و نظام غیرشفاف مالی باقی مانده تا هیچ گاه نتوان در خصوص میزان رعایت عدالت در اقتصاد کشور با تکیه بر اطلاعات مستند و به شکلی دقیق سخن به میان آورد.
البته در برخی از دورهها نظیر چند سال اخیر، لیستی از فیلمهایی که کمکهایی را دریافت کردهاند با درصد دریافت کمک منتشر شده؛ اما حقیقت آن است که با این درصدها، برآورد دقیق در دسترس نیست و نمیتوان با چنین روشی و بدون آگاهی از ارقام پرداختی، نگاه جامعی به آنچه در بزرگترین مجموعه فیلمسازی دولت میگذرد، داشت.
به عنوان نمونه وقتی هزینه تولید یک پروژه چندصدمیلیونی، همتراز با یک پروژه چند میلیاردی به درصد اعلام میشود، این درصدها تداعیگر عددهای متفاوتی هستند و پرداخت 30 درصد برای پروژهای با برآورد سه میلیارد تومانی، 900 میلیون خواهد بود و برای پروژهای با برآورد 800 میلیون تومانی، تنها 240 میلیون خواهد بود؛ بنابراین عدم اعلام رقمهای پرداختی، این تصور را پیش می آورد که رقمهای نزدیکی به همه پروژه های مورد حمایت پرداخت شده است.
با این حال، این رویه، تنها ابهام موجود در فارابی نیست و حداقل در روزهای اخیر، یکی از ابهامهای بزرگ این مجموعه مشخص شده که جنجالهایی را نیز در پی داشته است. به تازگی نامه سرگشاده یک نویسنده در خصوص فیلمنامهای که به فارابی فروخته و تبدیل به فیلم سینمایی نشده، با پاسخ جالبی از سوی فارابی همراه شده است.
در بخشی از پاسخ فارابی درباره خرید 20 میلیون تومانی فیلمنامهای که قرار نیست به فیلم سینمایی تبدیل شود، آمده است: «...بنیاد سینمایی فارابی، فیلمنامههایی را با هدف حمایت نویسندگان آن، خریداری میکند که لزوماً با توجه به ظرفیت ساخت در سینمای ایران، امکان تولید همه فیلمنامههای نوشته شده وجود ندارد».

سوای اینکه در فارابی چه میگذرد، این پرسش مطرح است که آیا باید برای حمایت از فیلمنامه نویسان، از محل بیت المال فیلمنامههایی که ارزش لازم را ندارند، خریداری کرد؟ آیا اگر این نهاد خصوصی اداره میشد و قرار بود چنین رقمهایی توسط سرمایه گذار بخش خصوصی پرداخت شود، سناریویی که ارزش تبدیل به فیلم سینمایی ندارد، خریداری میشد؟
این رویه شبیه سفارش طراحی یا خرید نقشه خودرویی است که امکان تولیدش به دلایل مختلف در خطوط تولید یک شرکت خودروسازی وجود ندارد و در عین حال تأکید شود این نقشه در راستای حمایت از طراحان خریداری شده است! آیا منطق ایجاب نمیکند، از طراحان واقعی و در عرصه سینما از نویسندگان جدی حمایت کرد و اساساً سناریو یا طرحی که ظرفیت تولید ندارد، خریداری نشود؟
مشخص نیست در سالهای آینده چه مسائل تازهای در فارابی روشن میشوند؛ اما تا همین جا، همزمان با این اتفاقات، نامهای از سوی برخی سینماگران منتشر شده که امضای فرزاد موتمن در میان آنها، پررنگتر از سایرین است و نسبت به روند فعالیت فارابی اعتراضهای بسیار شدیدی صورت پذیرفته است.
در بخشی از نامه آمده است: «...پیشنهاد می کنیم بنیاد سینمایی فارابی به جای بذل و بخشش ثروت های عمومی بین عده ای هنرمند نقابدار مثلا خودی و خاص، اولا حمایت هایش را فقط به زیرساخت های سینما مثل نهضت سینما سازی که درد اول امروز سینمای ایران است اختصاص بدهد و ثانیا اگر قرار بر حمایت است، حمایت هایش را بین همه هنرمندانی که پروانه ساخت دارند، عادلانه توزیع و سیاست های تشویقی اش را به بعد از ساخت فیلم موکول کند و به همه فیلمسازان اجازه رقابت آزاد و برابر بدهد... درست مثل همه ورزش های فردی و گروهی قهرمانی که در همه جای دنیا در حال انجام است...!».
این پیشنهاد بسیار منطقی است و باعث میشود، پروژههای مورد سفارش بنیاد فارابی نظیر فیلمهای به اصطلاح فاخر که با هزینه چند میلیاردی و فاقد جذابیت و کیفیت در دولت قبل ساخته شد و هنوز رگههایی از آنها مشخص است، از میان برود و کارگردان در زمان تولید فیلم، بهترین کیفیت را در سناریو و پیاده سازی در نظر بگیرد و مخاطب پسندی را نیز پیش بینی کند تا در نهایت اثری قابل توجه پیش روی قرار گیرد که بتواند حمایت فارابی را نیز پس از تولید به دست آورد.
هرچند این روش بسیار منطقی است، بعید به نظر میآید ساختار فارابی تغییری اینچنینی ببیند، کما اینکه ساختار کیفی نیروی انسانی فارابی به رغم اراده رئیس کنونی سازمان سینمایی، تغییری نکرد و وضع به همان منوال سابق ماند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


