هاشمي: هميشه مربي مقصر است
ايران ميتوانست در نخستين دوره بسكتبال جام باشگاههاي جهان نماينده داشته باشد. افتخاري بزرگ كه با قهرماني مهرام در جام باشگاههاي آسيا رقم خورده است.
به نوشته ایران؛ شايد خيليها هنوز هم به اهميت كار واقف نيستند. آنها كه تلاش كردهاند كار نماينده ايران را به نوعي كماهميت جلوه دهند بيترديد هنگام برگزاري جام باشگاههاي جهان به بزرگ بودن كار مهرام در اندونزي پي خواهند برد.
در كسب اين مهم خيليها نقش داشتند از جكسون ورومن، يار خارجي مهراميها گرفته تا مليپوشان داخلي اما بيشك مصطفي هاشمي نقش اول را ايفا كرده است. سرمربي موفق مهرام در اين فصل با كسب سه عنوان نخست در ليگ برتر، جام باشگاههاي غرب آسيا و نيز قهرماني قاره كهن خود را به عنوان موفقترين و بهترين مربي كنوني بسكتبال ايران مطرح كرده است با هاشمي در خصوص اين بازيها و موفقيتهايش به گفتوگو نشستهايم.
■ از آخرين بازي شروع ميكنم. همان ديداري كه يك نيمه آن را به زين اردن واگذار كرديد، بين دونيمه چه گذشت؟
زين با تمام نيروها آمده بود. درست 12 مليپوش اردن با آنها بودند. دويار خارجي خوب هم داشتند. انگار بسيج شده بودند چه در زماني كه بازي ميكردم نديدم كه اينطور يك تيم با تمام نيروهايش بيايد. خيلي تحت فشار بودم. ولي لطف خداوند شامل حال ما شد. خوشحال هستم كه نه تنها جامعه بسكتبال كه همه مردم را شاد كرديم. ما به نوعي بدهكار بسكتبال هستيم. هر چه داريم از بسكتبال داريم. من از همه تشكر ميكنم كه ما را ياري كردند. از بازيكنانم، فدراسيون، رسانهها به غير از يك روزنامه و مديريت اين باشگاه خصوصي.
■ خيليها دوست دارند بدانند در آن شرايط بر مصطفي هاشمي چه گذشت؟
برخلاف تصورمان خارجيهايمان بازي فينال را خيلي ضعيف شروع كردند. پريست خيلي زود چهارخطايي شد و رفت بيرون. جكسون هم تا كوارتر آخر خوب نبود و اكثراً بيرون نشست. فكر ميكنم بازي فينال را ايرانيها پيش بردند. كامراني، آفاق، سهراب نژاد و نيكخواه بهرامي خوب كار كردند. جكسون در كوارتر آخر به آنها اضافه شد و در همان وقت بود كه خوب بازي كرد. من ديدم درمن تومن و پرس مشكل داريم و خيلي زود پنج خطايي ميشويم كار را عوض كردم. در كوارتر سوم كه مجبور شدم پريست را بيرون بكشم آنها همزمان هر دو سنتر خود را به زمين فرستادند. مجبور شديم دفاع سه در برابر سه را انجام بدهيم. زين تيم قوياي بود ولي وقتي چهار، پنج امتياز از ما عقب افتادند ترسو بازي كردند و نوسان داشتند.توپهايشان گل نميشد. شوتهاي غيرعادي ميزدند. به نظر من قهرماني حق مهرام بود.
■ شما تا فينال همه بازيها را قاطعانه برده بوديد ولي مقابل زين كار گره خورده بود. آيا احساس از دست رفتن قهرماني هم به شما دست داده بود؟
يك مربي با برد و باخت، اميد و نااميدي زندگي ميكند. اين موضوع كليشهاي نيست. بايد آن را لمس كنيد. بايد آن موقع كه مربي كنار خط زمين زندگي ميكند، باشيد و ببينيد چه ميگذرد. صادقانه ميگويم خودم چه در زماني كه بازي ميكردم و چه الآن كه مربي هستم برد را جستوجو ميكردم. كاريزماي من كه عوض نميشود. اين حس در وجودم است. اگر آمار بگيريد در اين هشت سال بالاي 85 درصد بازيهايي كه عقب بودهايم را در آخر كار بردهام. من اين حس را به بازيكنانم انتقال ميدهم. آن لحظه كه از زين عقب بودم اميدم را هرگز از دست ندادم. بازيكنها هم همينطور بودند. در نظر بگيريد ما پريست را از دست داديم، جكسون هم چهار فوله شد. كار خيلي سخت بود اما بازي را به جلو برديم.
■ قبل از شروع تورنمنت همه روي الرياض حساب باز كرده بودند ولي زين به فينال رسيد. آيا واقعاً مصدوميت احمد اسماعيل يا خطيب باعث افت اين تيم شده بود؟
ما در بازي اول كه الرياض را برديم كمر نادي الخطيب درد ميكرد. مربي آنها نادي را بيرون كشيد. البته اگر در زمين بود هم صددرصد ميباختند. من هم از كوارتر دوم با ذخيرههايم بازي كردم. در نيمه نهايي كه اصلاً خطيب بازي نكرد شك نداشتم خيلي راحت برنده ميشويم. البته مشكل آنها غيبت احمد اسماعيل بود. اسماعيل از خطيب آمادهتر است. ما چند وقت پيش در غرب آسيا آنها را حتي با خطيب و اسماعيل برديم آن هم در خاك يك كشور عربي (اردن). اين را قبلاً ثابت كرديم كه سرتر هستيم. به نظر من زين دست كم چهار، پنج پوئن از الرياض قويتر بود. در واقع ما دو تا امتحان بزرگ داشتيم. اول در غرب آسيا تيم الرياض را برديم و در جاكارتا زين را شكست داديم. بقيه بازيها تقريباً ساده بود.
■ در اين تورنمنت با شرقيها هم روبهرو شدهايد. به نظر ميرسيد شرقيها با تمام قدرت نيامدهاند؟
مطمئن باشيد اگر چينيها ميدانستند قهرمان ميشدند حتماً ميآمدند. چينيها وقتي ستارههاي NBA خود را در اختيار دارند خيلي قدرتمند هستند ولي در غياب آنها برتري آنچناني بر ديگران ندارند. وضعيت كره نيز مشخص است. به نظر من اكنون ديگر غرب آسيا بر شرق برتري دارد. به نظر من يكي از عوامل اصلي آن وجود ايران است. لبنان هم قوي شده است. آن هم به خاطر ليگ قدرتمندي كه داشت ولي حالا در سراشيبي قرار گرفتهاند. در شرق آسيا نيز هميشه تورنمنتهايي برگزار شده كه تيمهاي بزرگ از جاهاي ديگر آمدهاند. من مطمئن هستم هر تيم ديگري هم از شرق ميآمد ما ميبرديم. تيم ما براي قهرماني بسته شده بود. در حالي كه تيمي مثل زين با همه مليپوشان اردن آمد. فكرش را بكنيد كه اگر ما حدادي را در اختيار داشتيم چه اتفاقي ميافتاد.
جكسون ورومن بهترين بازيكن تورنمنت بود اما همين بازيكن وقتي براي صبامهر در ليگ برتر ايران بازي ميكرد درخشش زيادي نداشت آيا موفقيت او به نوع استفاده از اين بازيكن بازميگردد؟
نميتوانم در اين زمينه چيزي بگويم. جكسون براي صبامهر هم خيلي خوب بود. او فوقالعاده كار كرد. هم دونده بود و هم سرعتي. هر وقت پريست در زمين بود جكسون ميرفت پست چهار و زماني كه پريست را نداشتيم جكسون پست پنج ما ميشد. اين تغييرات تمركز حريفان را ميگرفت. ما وقتي ديديم اسكار يبري هر روز تحليل رفته و به نوعي تمام شده است جكسون را به خدمت گرفتيم.
■ در تمام اين مدت با قاطعيت گفتهاند حق مهرام قهرماني در آسيا بوده است. فكر ميكنيد چرا مهرام قهرمان شد اما ساير رقبا نتوانستند؟
اول از همه خواست خدا بود. همه تلاش كردند و خداوند هم كمك كرد. تلاش بازيكنان، امكانات، تشكيلات و سازماندهي از عوامل ديگر قهرماني ما بودند. اين حق مهرام بود كه قهرمان شود و مصطفي هاشمي كمترين سهم را در اين بين دارد.
■ با اين وجود ميتوانستيم پس از المپيك منتظر دستاوردهاي حضور نماينده ايران در جام باشگاههاي جهان باشيم؟
خاطرتان هست كه رفتن به المپيك چقدر روي بسكتبال ما تأثير گذاشت؟ اينجا هم همين است. يك تيم از NBA ميآمد. دو تيم از اروپا بودند. قهرمانهاي قارهها حضور داشتند. چشم دنيا به اين بازيها است. در اينجا ابتدا نام ايران مطرح است و بعد باشگاه بهرحال فعلاً اين بازيها لغو شده است.
■ نتايج شما در طول اين فصل و عناويني كه كسب كرديد مصطفي هاشمي را به بهترين مربي كنوني بسكتبال ايران بدل كرده است. رمز موفقيت مصطفي هاشمي در چيست؟
من صادقانه ميگويم كه منهاي مصطفي هاشمي كه هنوز هم چيزي بلد نيست ما بهترين مربيها را داريم. مربيان ما توان مربيگري در اروپا را دارند. شاهينطبع، كوهيان، آقاكوچكي، كساييپور، كماليان، حاتمي، ايزدپناه، صادقزاده، ارمغاني و خيليهاي ديگر مربيان بزرگي هستند. آنها عاشقانه براي خدمت به بسكتبال كار ميكنند. يادم ميآيد وقتي بسكتبال را پيش عموحسن ذوالفقاري شروع كردم او علاقه و دوست داشتن بسكتبال را به من ياد داد. رضا شجاعي هم پيشرفت كردن را به من آموخت. من و بسكتبال دوستهاي خوبي براي يكديگر شديم. عشق من شده بود ورزش كردن. هيچ تفريح ديگري نداشتم. سعي كردم مديريت آنهايي كه به من چيزهاي زيادي ياد دادند را در ذهن داشته باشم. صداقت اولين شرط بود و هست. اوستاكريم هميشه كمك كرده به من. شما اين عناوين را موفقيت ميدانيد ولي من ميگويم خيلي معمولي است.
■ شما يك نسل طلايي بوديد كه تقريباً همگي درحال مربيگري در ليگ برتر يا تيمهاي ملي هستيد. اين در نوع خود جالب توجه است؟
ما نسل خوبي بوديم ولي نتوانستيم موفق بشويم. همواره بين چهارم تا ششم آسيا بوديم. دلايل زيادي وجود داشت كه موفق نشديم. باز كردن آن چندان خوب نيست. در حالي كه پتانسيل آن تيم قهرماني در آسيا بود. شايد منهاي يك يا دو نفر، از نسل كنوني هم بهتر بوديم. شايد خوششانس بوديم كه در آن زمان به يكباره آن همه بازيكن خوب كنار خود داشتيم. حالا هم از شانس بسكتبال است كه آنها مربي شدهاند. اين را به خودم نگيريد. من منهاي مصطفي هاشمي حرف ميزنم. الآن ببينيد مهران شاهينطبع چقدر به اين بسكتبال خدمت كرده است. كسان ديگر هم همينطورم
■ نسل شما در تحصيلات هم فوقالعاده بودهاند. آيا تحصيلات هم در اين موفقيتها نقش دارد؟
صددرصد. من خودم فيزيك كاربردي خواندهام و بين دوستانم از همه پائين ترم! با اينكه دانشگاه شهيدبهشتي درس خواندهام. ديدگاه بچهها علميتر شد. تحصيلات روي رفتارشان اثر مثبت داشته و چيزهاي زيادي ياد گرفتيم. چيزي كه الآن كمتر وجود دارد و يك اخطار يا هشدار به جامعه بسكتبال است. اين نسل جديد تحصيلات آكادميك مثل نسل ما را ندارد. البته شايد فرصت آن را نداشته است. الآن تمرينات حرفهاي شده. بازيكنها صبح و عصر تمرين ميكنند و فرصت كافي ندارند. ولي بسكتبال يك ورزش دانشگاهي است. ما نبايد دانشگاه را فراموش كنيم.
■ يك نكته جالب توجه در رفتار شما وجود دارد. اينكه همواره شكستها را به گردن ميگيريد و دنبال مقصر نيستيد كلاً در ورزش ما كمتر به چشم ميآيد؟
متأسفانه يك فرهنگ غريب در فوتبال باب شده كه هميشه داور و بازيكن و چمن و... مقصر هستند. حتي به تماشاچي هم گير ميدهيم و گردن آنها مياندازيم. اگر بگويم بازيكن مقصر است كه سنگ روي سنگ بند نميشود. اين بازيكن نميرود پيش ديگري كه فلاني خودش چه كار كرده كه گردن من مياندازد؟ آن وقت تا آخر فصل ذهن بازيكن خراب است. من ميگويم اگر بازيكن خوب كار نكرد باز هم مربي مقصر است. چرا بازيكن نبايد تمركز داشته باشد و فرصتها را از دست بدهد؟ اينها همه به نوع تمرين و آمادگي بستگي دارد و باز هم به مربي ختم ميشود. ما مربيان بايد كاري كنيم كه بازيكنها پيشرفت كنند نه اينكه جلوي آنها جبههگيري كنيم. من اين روش را ادامه ميدهم. اميدوارم اين فرهنگ در فوتبال هم جاي بيفتد. اگر يك جاي كار لنگ ميزند شك نكنيد من مربي مقصر هستم كه آن را تقويت نكردهام.
■ مصطفي هاشمي تمامي عناوين باشگاهي را كسب كرده است. آرزوي بعدي شما چيست؟
من دو تا آرزوي ورزشي داشتهام كه يكي از آنها برآورده شده. يك آرزوي بزرگ ورزشي ديگر دارم كه بهتر است مطرح نكنم.


