مدیرانی که جای شناگران رکورد میزنند
فدراسیونشنا در دوره جدید مدیریتی خود کنار تغییرات مداوم در تیمهای ملی که ریشه در تصمیمات شتابزده و نادیدهگرفتن خردجمعی دارد، بدعتهای تازهای را بنا گذاشته که نظیر آن در هیچ فدراسیونی سابقه ندارد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، تیم مدیریتی جدید فدراسیون شنا در طول 2 سال حضور در رأس این رشته دستخوش انواع تغییرات در کمیتههای اجرایی، کادر فنی تیمهای ملی بوده و از این نظر باید شنا را رکورددار تغییرات بین فدراسیونهای ورزشی دانست.
از برکناری سرمربی آلمانی تیمملی شنا(یورک وویت)؛ سرمربی اسلواک تیمملی واترپلو(رومن پلاچیک) و سرمربی تیم واترپلویجوانان(وحید رضایی)؛ لوتوس مولر آلمانی و سرمربیان تیمهای ملی شنای بزرگسالان(خشایار حضرتی) و جوانان(حامد رضاخانی) گرفته تا تغییر روسای کمیتههای فنی واترپلو(نادر غفوری و داودرضا سلطانی)، کمیته فنی شیرجه(امید حدیقی)، آموزش(بکتاش قیدی و علیاکبر شیریجیان) جملگی تغییراتی بوده که ظرف کمتر از 2 سال اخیر رخ داده و از این نظر مدیریتشنا رکوردی بینظیر را در اختیار دارد بهطوریکه میتوان گفت در طول هر 3 ماه شاهد یک تغییر در کادر فنی تیمهای ملی یا مسئولان کمیتههای فدراسیون بودهایم. اتفاقی که از نوعی آشفتگی، بیاعتمادی و بیثباتی در تفکرات و تصمیمگیریهای مدیریتی این فدراسیون حکایت دارد.
روندی که نشان داده خرد جمعی، ثبات تصمیمگیری و انتخابهای اصلح، جایی در تصمیمسازیهای فدراسیونشنا ندارد و در نتیجه اینگونه بیثباتی در نتیجهگیری ضعیف تیمهای ملی واترپلو و شنا و ایجاد وقفه در برنامههای کمیتههای اجرایی نیز تاثیرات منفی خود را گذاشته است. در واقع از تعدد تغییرات در فدراسیونشنا میتوان چنین نتیجه گرفت که این فدراسیون بهرغم مدیرانی از جنس این رشته و در نتیجه شناخت از مجموعه شنای کشور، همچنان نتوانسته تعامل و همگرایی لازم را در خانواده شنا ایجاد کند و به جز معدود مربیان و چهرههای همیشگی، مدیریت جدید نتوانسته از تمام ظرفیت و پتانسیل غنی شنا و واترپلوی کشور بهره بگیرد.
با وجود اثرات و تبعاتمنفی که چنین بیثباتی و تغییرات مداوم بر عملکرد تیمهای ملی گذاشته همچنان شاهدیم؛ دامنه این تغییرات ادامه دارد و گویا تغییر بخش جدانشدنی از مدیریت فعلی فدراسیون شناست که آن را باید در کمتجربگی و نداشتن سابقه مدیریتی و تصمیمات غیرکارشناسی مدیریت کنونی فدراسیون جستجو کرد.
دور گردش چند مربی همیشگی در تیمهای ملی
برکناری محترمانه سیروس طاهریان از سرمربیگری تیم ملی واترپلو آن هم پس از قهرمانی تیمملی در مسابقات فیناترافی یا کنار گذاشتن حمید شبانگیز و دانیال خاکبان از تیم واترپلوی جوانان؛ تغییراتی است که بیسر و صدا اتفاق افتاد تا رویه تغییرات 2 سال اخیر فدراسیون شنا در کادر فنی تیمهای ملی واترپلو با موج تازهای ادامه یابد.
سیروس طاهریان که به ادعای رئیس فدراسیون بخش مهمی از فدراسیونشنا محسوب میشد و قرار بود تا زمانی که جناب رئیس هست او هم در تیمملی باشد، با جدیشدن بحث استخدام یک مربی خارجی به نام"الکساندر کی ریچ" صربستانی ناگزیر است صندلی سرمربیگری را تحویل این صربستانی پرافتخار بدهد.
واترپلو - سیروس طاهریان
تغییر عجیب و پرابهام دیگر اینکه حمید شبانگیز پس از کسب نایب قهرمانی آسیا همراه تیم جوانان جای خود را به وحید رضایی مربی تیم ملی واترپلوی بزرگسالان داد. همان مربی که سالگذشته با کجسلیقگی از تیم واترپلوی جوانان برکنار شد تا ضمن از دست دادن فرصت و تجربه حضور در یک آوردگاه جهانی، بدترین نتایج تاریخ واترپلوی جوانان با مولر آلمانی و بدون کارنامه رقم بخورد.
اما جالب اینکه به تازگی حمید شبانگیز که تجربه موفقی در ردهجوانان داشته با یک درجه نزول به سرمربیگری تیم کمتر از 17 سال منصوب شد درحالیکه به اعتقاد تمام کارشناسان و صاحبنظران حضور این مربی کاربلد اصفهانی که یکسال کنار تیم جوانان بوده و شناخت کاملی از بازیکنان و وضعیت این تیم دارد، در رقابتهای جهانی قزاقستان به مراتب کارایی بهتری داشت.
در همین حال مدیریت فدراسیون تلاش دارد تا تصمیمات کمیتهفنی را توجیهی برای این تغییرات معرفی کند درحالیکه معلوم نیست پیش از این نقش کمیتهفنی در برکناری وحید رضایی یا آمدن مولر آلمانی و حتی اخیرا به خدمتگرفتن"کی ریچ" صرب چه بوده و تا چه اندازه تصمیمات این کمیته در تغییرات 2 سال اخیر فدراسیون نقش داشته است. کمیته فنی واترپلو تاکنون مجمعی بوده که نقش تاییدکننده نظرات رئیس را برعهده داشته تا کمیتهای که با نظرات کارشناسی و فنی، به هدایت واترپلو در مسیر درست کمک کند.
استفاده از مشاوران عالی برای ماموریتهای ویژه
تمام این رفت وآمدها در رأس کادرفنی تیمهای ملی واترپلو به نوعی از آشفتگی تصمیمگیری و نداشتن طرح و برنامهای روشن و هدفمند برای تیمهای ملی خبر میدهد. در این میان اما انتصاب افراد غیرمتخصص و چسبیده به ورزش که سابقهای در رشته شنا ندارند آنهم در سمتهای پرطمطراق "مشاور عالی" تردیدها در زمینه کارآمدی مدیریت فدراسیون را دوچندان میکند.
اینکه مشاورانی بدون حتی یک روز سابقه حضور در بخشهای اجرایی شنا بکار گرفته میشوند و قرار است چه نوع خدماتی به فدراسیون ارائه کنند که نیازی به تخصص شنایی ندارند، جای ابهام و پرسش فراوان دارد.
اینکه این مشاوران با کدام سابقه ورزشی میتوانند در زمینه شنا، شیرجه و واترپلو به جناب رئیس مشاوره بدهند را درست باید در راستای همان تصمیمات بیثبات و تغییراتی مداومی تجزیه و تحلیل کرد که ظرف 2 سال اخیر بر عملکرد مدیران شنا سایه افکنده است.
فدراسیونشنا با انتخاب مشاوران عالی و بکارگیری برخی چهرههایی که ارتباطی با ورزش ندارند، بدعتهای تازهای را در ورزش پایهریزیکرده که تاکنون در ورزش کشور سابقه نداشته است.
با چنین انتخابهایی به نظر میرسد یا تعریف مشاور در ورزش و فدراسیونها تغییر کرده یا چگونگی استفاده از افرادی که قرار است به هر نحوی در چارت فدراسیون باشند تا بتوانند برخی حمایتها را از جانب افراد و نهادهای تاثیرگذار و صاحب نفوذ سیاسی جلب کنند!
همین نگاه درباره انتخاب اعضای هیاترئیسه فدراسیون هم دیده میشود بطوری که جمعی از این اعضا هیچ ارتباطی با رشته شنا ندارند و حضور آنها توجیهپذیر نیست. رئیس فدراسیون روستایی و عشایری یا مدیرعامل باشگاهاستقلال نمونههایی از چنین انتخابهای پرابهام هستند.
در کنار همه این انتخابها، باید حضور مشاور عالی فدراسیون را با ظرافت بیشتری مورد مداقه و بررسی قرار داد و به جنبههای مختلف خدماترسانی این مشاور غیرورزشی پرداخت. مشاوری که معلوم نیست با چه نیتی تلاش دارد همواره خود را به مدیران شنا نزدیک کند و به نحوی در مجموعه فدراسیون حضور یابد.
این اتفاق زمانی در عرصه ورزش فاجعهانگیزتر میشود که این به اصطلاح "جناب مشاور عالی" در جلسات کمیته فنی شنا و ستاد بازیهای آسیایی 2018 هم شرکت میکند و در تصمیمسازیهای شنای کشور دخالت مستقیم دارد.
آقای مشاور که سابقه روشنی دارد و چند سال پیش و در دوره ریاست امیرحسین آیتاللهی هم تلاش کرد با نزدیکشدن به جناب رئیس از نمد فدراسیون در دولتگذشته برای خود کلاهی دست و پا کند، خیلی زود و با برملا شدن خواستههایش از سوی رئیس فدراسیون قبلی طرد شد و پس از 2 سال کنار ماندن از فدراسیونشنا به صرافت افتاد بار دیگر کنار تیمجدید مدیریتیفدراسیون خدمات تازهای را به فدراسیوننشینها ارائه کند.
اعتماد به نفس جناب مشاور که بهواسطه خدماتش به شدت مورد حمایت و توجه رئیس شنا قرار دارد تا آنجا بالا گرفته که وی حتی تا آستانه تصدی سرپرستی هیات شنای استان تهران هم پیش رفت که خوشبختانه با تیزبینی و درایت مسئولان اداره کل ورزش و جوانان تهران این سناریو نافرجام ماند.
متاسفانه باید اذعان کرد برای شنای کشور که در چند سال اخیر همواره از سوءمدیریتها لطمه خورده؛ در به روی همان پاشنه سابق میچرخد با این تفاوت که مدیران قبلی و چند سال اخیر فدراسیون شنا کاملا با این رشته بیگانه بودند و شناختی از این مجموعه و چهرههای کارآمد و خوشسابقه آن نداشتند ولی امروز مدیرانی از جنس این رشته و با ادعای سالها حضور در تیم ملی تصمیماتی میگیرند که "نفسهای شنا" را به شماره انداخته است.
اینکه این افراد با کدام سبقه و سابقه شنایی، مشاور عالی فدراسیون شنا میشوند و بدون کمترین تجربه در این رشته تخصصی چگونه میتوانند کمک حال شنای کشور باشند؛ بر کسی روشن نیست. تاسف بارتر آنکه افرادی بدون سابقه آشنایی مشاور عالی فدراسیون میشوند و در جلسات ستاد بازیهای آسیایی شرکت میکنند ولی شاهدیم بزرگانی نظیر پرویز هدایت، حشمت الله اجاق، بهرام پازوکی، سادات منصوری و ... که عمری را به عنوان رئیس فدراسیون و مربی صرف آموزش و پرورش استعدادهای شنای کشور کردند جایی در کمیته فنی شنا ندارند و آن وقت جناب مشاور از جلسات هیات رئیسه گرفته تا کمیتههای فنی حضوری دائمی و همیشگی دارد.
پرواضح است مدیران امروز فدراسیون شنا با استفاده ابزاری از افرادی که اعتبار خود را از ورزش میگیرند و "نه چکیده که چسبیده" ورزش هستند تلاش دارند از طریق اینگونه واسطهها در جهت تداوم دوره مدیریت خود بهره بگیرند غافل از اینکه تجربه نشان داده خانواده شنا هرگز افرادی که از جنس شنا نباشند را در خود نمیپذیرد و حضور آنها در شنا مقطعی و کوتاهمدت خواهد بود و معمولا عمر مدیریتی اینگونه مشاوران را با تغییر روسا باید پایان یافته تلقی کرد و در این وانفسا این شنای کشور است که باید تاوان چنین سوءمدیریتهایی را بدهد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



