ترجيح ميدهم نفر اول نباشم
بركناري اكبر ميثاقيان از راهآهن در فصل گذشته فرصتي را براي مهدي تارتار فراهم كرد تا علاوه بر بازي، در مربيگري هم ياريگر تيمش باشد.
به نوشته جام جم؛ در ليگ هشتم با اينكه راهآهن با داوود مهآبادي شروع كرد، اما تارتار باز هم به عنوان مربي بازيكن روي نيمكت و درون ميدان در هدايت اين تيم نقش داشت تا اينكه محمود ياوري به عنوان سرمربي كارش را آغاز كرد. در اين دوره تارتار كاپيتان بود، اما بعد از اينكه راهآهن در چند هفته پياپي نتايج قابلتوجهاي نگرفت، محمدحسن انصاريفرد به مهدي تارتار اعتماد كرد و سرمربيگري را به او سپرد.
تارتار در 7 مسابقه پاياني راهآهن در ليگ برتر و جام حذفي، سرمربي اين تيم بود و حتي در ديدار با پرسپوليس وقتي با كمبود بازيكن به علت محروميت و مصدوميت روبهرو شد برابر اين تيم به ميدان رفت تا نشان دهد هر كاري از دستش برآيد براي تيمش انجام ميدهد.
كسب 5 پيروزي از اين 7 مسابقه و راهيابي به نيمهنهايي و سپس فينال جام حذفي كه در تاريخ 56 ساله باشگاه راهآهن بيسابقه بوده است، از نقاط قوت كارنامه كاري مهدي تارتار در راهآهن است.
جالب است بدانيد مهدي تارتار با انجام 311 مسابقه در ليگ فوتبال باشگاههاي كشور (ليگ برتر و پيش از آن جام آزادگان) ركورددار بازي در سطح اول فوتبال ايران از نظر تعداد است، تارتار مربي و بازيكن بيحاشيهاي است و شايد همين ويژگي، مهمترين دليل ماندگاري او در 36 سالگي در فوتبال پرحاشيه ماست. با مهدي تارتار درباره مسائل مختلفي گفتگو كرديم، از نايبقهرماني تيمش در جام حذفي تا تصميماش براي بازنشستگي از دنياي فوتبال، مصاحبهاي كه در ذيل ميخوانيد.
حضور راهآهن در فينال جام حذفي با توجه به عملكردي كه در ليگ برتر داشت غيرمنتظره بود، بازيكنان شما در بازيهاي حذفي با انگيزه بيشتري ظاهر شدند، دليل اين تفاوت نسبت به مسابقات ليگ چه بود؟
ما در 6 هفته ابتدايي ليگ برتر متاسفانه نتايج خوبي نگرفتيم و چون بد شروع كرديم در طول ليگ نتوانستيم اين فاصله را جبران كنيم. همين كسر امتياز ما را از كورس بالاي جدول عقب انداخت، اما با شروع جام حذفي تصميم گرفتيم كه جبران كنيم و در اين مسابقات حرفي براي گفتن داشته باشيم، هدف اصلي ما قهرماني در جام حذفي و گرفتن سهميه حضور در ليگ قهرمانان آسيا بود كه در نهايت در فينال نتوانستيم اين هدف را محقق كنيم.
وقتي در بازي رفت فينال ذوبآهن را برديد، كمتر كسي فكر ميكرد در اصفهان شكست 5 بر يك را بپذيريد. مهمترين دليل از دست دادن قهرماني چه بود؟
حضور راهآهن در فينال حذفي كه در تاريخ باشگاه بيسابقه بود، نتيجه زحمت يك مجموعه 40، 50 نفره بود. از هياتمديره و مديرعامل گرفته تا تمام مربياني كه پيش از اين براي راهآهن زحمت كشيدند، در مجموع اين حضور براي ما افتخار بزرگي بود. ما در نهايت در دو بازي رفت و برگشت به دليل تفاضل گل قهرماني را از دست داديم كه فكر ميكنم مهمترين دليل آن كمتر بودن تجربه راهآهن نسبت به ذوبآهن بود.
ولي پيش از اين خيلي از تيمهاي بيتجربه در جام حذفي مقابل حتي با تجربهها موفق شدند.
درست است. عوامل ديگري هم بود كه دست به دست هم دادند تا ما از قهرماني دور بمانيم. از تقدير و بدشانسي كه بگذريم، اشتباههاي فردي هم دخيل بود، اما منظور من از بيتجربگي، تجربه كمتر ما در ليگ برتر است و همين باعث نابرابري ذوبآهن و راهآهن در فينال بود كه البته وضعيت ما از اين نظر سال به سال بهتر ميشود و با تداوم در ليگ برتر مشكل كمتجربگي حل ميشود.
بزرگترين نقطه قوت و ضعف راهآهن در فصلي كه گذشت چه بود؟
مهمترين نقطه قوت، هيات مديره و مدير عامل بود كه به عنوان حامي و پشتيبان، فضايي را فراهم كردند تا بازيكن و مربي در آرامش كار كنند. ما واقعا هيچ كمبودي نداشتيم ضمن اينكه بازيكنان كمحاشيهاي هم داشتيم. من فكر ميكنم حاشيه براي هيچ تيمي خوب نيست و شايد رمز موفقيت تيمهاي كمنامتر همين دوري از حاشيه است. البته شانس هم تاثير زيادي دارد؛ چون با قانون حذف در جام حذفي ديدار رفت و برگشت لحظهها تعيين كننده هستند. درخصوص نقطه ضعف راهآهن هم بايد به همان بيتجربگي اشاره كنم.
درباره فينال حذفي بحثهاي حاشيهاي هم مطرح شد. ظاهرا شما و ديگر اعضاي باشگاه راهآهن از برگزاري بازي برگشت در اصفهان و در روز تعطيل گلهمند بوديد، حتي فدراسيون به طرفداري از فوتبال اصفهان متهم شد.
من بارها گفتم كه فوتبال ما پاك است. از اين بابت از مسوولان حتي تشكر هم ميكنيم. بحث ما فقط برگزاري بازي برگشت در روز تعطيل در مقايسه با بازي رفت بود كه البته آن هم خيلي مسالهاي نبود، ورزشگاه گنجايش زيادي نداشت، اما در آن روز به نظر من داوري انتظارات ما را برآورده نكرد. آقاي مظفريزاده و همكارانش در فينال حذفي در اصفهان روز خوبي را پشت سر نگذاشتند، هرچند داوري در كشور ما پيشرفت كرده اما گاهي احساس ميكنيم هنوز به آن جايگاهي نرسيده است كه تاثيري در روند كاري تيمها نداشته باشد.
براي فصل بعد چه ميكنيد؟ ظاهرا قرار است كادر فني تقويت شود.
در صحبتهايي كه با آقاي انصاريفرد داشتم، گفتم كه خودم زياد راغب نيستم كه در كادر فني نفر اول باشم. قرار است يك مربي اضافه شود حالا داخلي يا خارجي مشخص نيست، اما من هر پستي كه داشته باشم دوست دارم به تيم خدمت كنم. گرچه ديگر بازي نميكنم تا با وارد شدن در دنياي مربيگري، در اين عرصه به فوتبال كشورم خدمت كنم.
چرا دوست نداريد در كادر فني نفر اول باشيد؟
من هميشه دوست دارم پلهبهپله و مرحلهبهمرحله در كارم پيشرفت كنم. احساس ميكنم براي سرمربيگري هنوز زود است و بايد در كار مربيگري كاملتر شوم و بيشتر فعاليت كنم تا جا بيفتم و تجربه بيشتري كسب كنم.
به جوانگرايي در مربيگري معتقد هستيد؟ خيلي از تيمها اين فصل با اعتماد به جوانها بهتر نتيجه گرفتند.
جوانگرايي وقتي نتيجه ميدهد كه توام با استفاده از تجربه پيشكسوتان باشد، اين تجربه غيرقابل انكار است. بنابراين نيروي جواني و تجربه پيشكسوت در كنار هم ضعفهاي هم را ميپوشانند و كادر فني را كامل ميكنند.
براي فصل بعد چند درصد تركيب تيم حفظ ميشود، اصلا شما در جذب بازيكنان جديد نقش داريد؟
بله، آقاي انصاري فرد براساس نياز تيم فهرست موردنظر را از من گرفتند. سعي ميكنيم شالوده تيم را حفظ كنيم و نسبت به رفع نقاط ضعف اقدام كنيم. ما براي جذب بازيكن معيارهاي خاصي داريم، بازيكني ميتواند در طول يك فصل دور از حاشيه باشد كه از نظر اخلاقي تاييد شود و كيفيت فني بالايي هم داشته باشد، خيلي دنبال نامها نيستيم و به اين موارد توجه ميكنيم.
خودتان هميشه جزو بازيكنان بيحاشيه بوديد، حتي در پرسپوليس هم وارد حاشيه نشديد، چقدر دوري از مسائل حاشيهاي را در موفقيت يك بازيكن موثر ميدانيد.
حاشيه عمر بازيگري و مربيگري فرد را كوتاه ميكند؛ چون در دراز مدت لطمه ميخورد. من هميشه سعي كردم كه از مسائل حاشيهاي دور باشم و ترجيح ميدهم در آرامش كار خودم را دنبال كنم. به هر حال مردم هم به مسائل اخلاقي بها ميدهند و راحت ميتوانند همه چيز را تشخيص دهند.
در مربيگري چه آرزويي داريد؟
اول از همه دوست دارم كه به جوانان فوتباليست كمك كنم و تجربياتم را در اختيار آنها قرار دهم در نهايت هم آرزو دارم كه مربي تيم ملي كشورم شوم، چون نشستن روي نيمكت تيم ملي آرزوي هر مربي ايراني است.
از تيم ملي گفتيد. فكر ميكنيد با افشين قطبي به جامجهاني ميرويم؟
قطبي نشان داده است كه از نظر فني و روحي ميتواند خيلي براي تيم ملي تاثيرگذار باشد، اميدوارم با انرژي مثبتي كه او به تيم ميدهد بتوانيم در 3 بازي سخت و حساس پيروز باشيم و به جامجهاني راه پيدا كنيم.
از پرسپوليس هم بگوييد. تجربه حضور در اين تيم را داريد، فكر ميكنيد مهمترين علت ناكامي اين تيم در فصلي كه گذشت چه بود؟
پرسپوليس اين فصل حاشيه زياد داشت و از اين بابت خيلي لطمه خورد. بازيكن، مربي و مدير دائم در حاشيه بودند و نتوانستند انتظارات را برآورده كنند. معمولا در تيمهاي بزرگ همه بايد حرفهايتر از اين عمل كنند.
فكر ميكنيد مربي خارجي براي پرسپوليس مفيدتر است يا داخلي، در اين مقطع وينگادا هم بدون اين كه چيزي به فوتبال ما بيفزايد رفتني شد.
دقيقا همين است. مربي خارجي اگر بتواند داشتههاي خود را به فوتبال ما منتقل كند مفيد است؛ اما هر مربي بايد تحت يك مديريت قوي كار كند وگرنه با مشكل مواجه ميشود. داخلي يا خارجي فرقي ندارد، بايد آرامش و امنيت داشته باشد.
آرزوي برآورده نشدهاي در فوتبال داريد؟
بله من با اين كه در اردوهاي مختلف تيم ملي حضور داشتم و دعوت شدم، اما بازي ملي ندارم و از اين بابت احساس ميكنم آرزويم برآورده نشده است.
و حرف باقيمانده...
اميدوارم تيم ملي راهي جامجهاني شود تا اين اتفاق به پيشرفت فوتبال ما كمك كند.


