رضا قراخانلو: دست سياسيها از حريم ورزش كوتاه شود
دكتر رضا قراخانلو گفت: اميدوارم دولت دهم ساختار ورزشي را همانند ساختار كشورهاي توسعه يافته در ورزش اصلاح كند و سازمان تربيت بدني به يك سازمان كوچك، فكور و استراتژيست تبديل شود.
عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس در گفتوگو با ايسنا، در ارتباط با اولويتهاي ورزش در دولت دهم خاطرنشان كرد: نخستين نكتهاي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه نوع نگاه به ورزش بايد تغيير كند و دولت بعدي نگاهي بسيار عميقتر و جديتر به ورزش داشته باشد و آثار اين نگاه جديد را اميدوارم در اموري كه به آن اشاره ميكنم، ببينيم.
وي افزود: نخستين مساله سپردن امور ورزش همگاني به شهرداريهاست، به طوري كه از اين طريق تمام شهرداريها و از طريق شهرداريها تمام مردم و بسياري از نهادهاي غير دولتي درگير توسعه ورزش خواهند شد و اين مساله مي تواند سلامت جامعه را توسعه دهد.
قراخانلو به وضعيت بسيار بد ورزش مدارس اشاره كرد و گفت: ساليان سال اين موضوع تكرار شده است. در گذشته نه چندان دور با ايجاد معاونت ورزشي در وزارت آموزش و پرورش، اين بخش داشت سروسامان ميگرفت اما رو به افول گذاشت. اگر در دولت دهم همان بخش تعقيب شود جاي اميدواري است كه طي مثلا 10 سال يك وضعيت مناسبتري را در ورزش مدارس ببينيم.
قراخانلو خاطرنشان كرد: نكته سومي كه ميتواند نشانه نگاه عميق دولت دهم به ورزش باشد، مساله برنامهمحوري است. اميد آن داريم كه در دولت دهم، طرح جامع ورزش به سرعت به روز شده و به اجرا گذاشته شود تا ورزش از حالت سردرگمي، روزمرگي و دويدن به دنبال اهداف و حرفهاي سليقهاي و من درآوردي نجات پيدا كند والا به توسعه ورزش دست نخواهيم يافت. نكته بعد به بحث اصلاح ساختار و تشكيلات ورزش برميگردد. با اين ساختار و تشكيلات، پول زياد و حتي تلاش بيشتر، ثمرهي زيادي نخواهد داشت. لذا اميد آن است كه دولت دهم ساختار ورزشي را همانند ساختار كشورهاي توسعه يافته در ورزش اصلاح كند. يعني سازمان تربيت بدني به يك سازمان كوچك، فكور و استراتژيست تبديل شده و از طريق تقسيم كار ملي، فدراسيونها، باشگاهها و نهادهاي مختلف بار ورزش را به دوش بكشند.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه قدم بعدي به غير سياسي شدن ورزش مربوط ميشود، به ايسنا گفت: منظور اين است كه بايد دست و پاي افراد به اصطلاح سياسي از حريم ورزش كوتاه شود و آنها مشغول دادوستد، جنگ و دعوا و قيل و قالهاي سياسي خود باشند و اجازه دهند بخش ورزش پاك و ايمن بماند و بتواند به اين مملكت و مردم آن خدمت كند. وجود عناصر سياسي در بخش ورزش در مجموع خير و بركتي ندارد، تنها بهانه آنها آوردن امكانات و پول است كه متاسفانه در اكثر موارد نه پول ميآورند و نه امكاناتي. در ضمن اگر چيزي هم براي ورزش بياورند، باز هم از بيت المال و بخش ديگري از نظام است. بنده به تعداد انگشتان يك دست هم سراغ ندارم كه اين آقايان سياسي (بجز افراد نادر) به ورزش چيزي داده باشند. اينها بيشتر ميآيند كه ناتوانيهاي خويش را در ساير بخشها از ياد ببرند و از ورزش شهرت و آبرو ميگيرند. قدم بعدي به مساله ورزش زنان برميگردد كه از توضيح آن ميگذرم چراكه روشن است. در مورد ورزش قهرماني هم استقلال باشگاههاي واقعي و فدراسيونها و كميته المپيك ميتواند نقطه شروع باشد.
وي تاكيد كرد: نكته بعدي كه بسيار مهم است به مساله محيط حقوقي و قوانين و مقررات برميگردد و آرزوي ما ورزشيها اين است كه دولتها و مجلس دست به دست هم بدهند و براي رضاي خدا هم كه شده چند قانون براي ورزش تصويب كنند. اين نه براي دولتها خوب است نه مجلسها كه ما هنوز قانون ورزشي نداريم. بنابراين اميدواريم اين بار مجلسيها و دولتيها به جاي قيل و قال ورزش به مسايل عمقي آن توجه كنند.
اين استاد دانشگاه در پايان تصريح كرد: اينها بعضي از محورهاي مهمي هستند كه به دو شرط امكان تحقق آنها وجود دارد؛ شرط اولي همان بود كه در بالا عرض شد يعني نگاه عميق و جدي دولت به ورزش و عامل دوم حضور انسانهاي اهل يعني متخصص با تجربه و ورزشي و البته سالم و پاك در مديريتهاي ورزش است.


