زخم التيام ناپذير اتهام
کد خبر: ۵۱۰۴۴۵
| | 3398 بازدید
غلامحسين شعباني در سرمقاله دنياي ورزش نوشت:
بعد از معرفي دكتر صالحي اميري به عنوان كانديداي وزارت ورزش حكايتهايي در مجلس بهوجود آمد و سخناني گفته شد كه مانع از كسب رأي اعتماد ايشان شد. اينكه نمايندگان مجلس به كانديداي پيشنهادي رأي ندهند از حقوق مجلس است و در آن هيچ سخني نيست. اما آيا نمايندگان محترم اين حق را دارند كه با آبروي افراد هم بازي كنند؟ بهطور قطع خود آنها هم معتقدند كه چنين نيست. يكي از كساني كه بهطور جدي به عنوان مخالف دكتر صالحي اميري فعاليت ميكرد آقاي دكتر توكلي بودند كه سخنان تندي گفتند.
بعد از آن جريان آقاي صالحي شكايت به قوه قضائيه بردند تا جناب توكلي سخنان خود را اثبات كنند اين كار مدتها طول كشيد تا سرانجام به دليل نامه عذرخواهي آقاي توكلي و اينكه در مقام نمايندگي مجلس قصد متهم كردن ايشان را به ارتكاب جرايم مالي يا غيرمالي و بهويژه سرقت ادبي نداشتهاند آقاي دكتر صالحي نيز از شكايت خود صرف نظر كرده و رضايت دادند.
حال عليالظاهر مسأله خاتمه پيدا كرده است اما آنچه كه ذهن انسان را آزار ميدهد اين است كه:
1 ـ متأسفانه شيوه بدي باب شده است، كه يك نفر از پشت يك تريبون چند ميليوني اتهاماتي را متوجه فردي ميكند و سپس در يك جمع بسيار محدودتري پوزش طلبيده و خواستار رضايت ميشود.
كجاي اين با دايره انصاف همخواني دارد؟ آيا آنچه كه در ذهن افراد نقش ميبندد به همين سادگي پاك كردني است؟ آيا همه افرادي كه آن سخنان را شنيدهاند حالا اين تكذيبيه را هم ميخوانند؟ تكليف آن فشار عصبي كه به فرد از لحظه شنيدن آن اتهامات تا زمان رسيدگي كه اين بار حدود 2 سال بود چه ميشود؟ اگر فردي در اين فاصله به دليل آن اتهامات كه بعداً بابت آن از او عذرخواهي ميشود از يك موقعيت اجتماعي محروم شد مقصر چه كسي است؟
چه كسي بايد مسئول فشار رواني باشد كه به خانواده اين فرد وارد ميشود؟ اگر اين اتهامات بي اساس تأثير منفي بر زندگي خصوصي افراد گذاشت مقصر كيست؟
2 ـ دكتر صالحي اميري كانديداي وزارت ورزش و جوانان بودند قريب به اتفاق اهالي ورزش بر اين باور هستند كه در صورت حضور ايشان ،ورزش روزهاي خوبي را تجربه ميكرد حالا پرسش اين است كه اگر تعدادي از نمايندگان بهخاطر اين سخنان كه بعداً بابت آن عذرخواهي خواهد شد به آقاي صالحي رأي نداده باشند چه كسي مسئول محروم شدن وزارت ورزش و جوانان و در نهايت جامعه ورزش از خدمات دكتر صالحي است؟ حالا نمايندگاني كه بنا به اعتمادي كه به آقاي دكتر توكلي داشته و از آنجا كه ايشان را فردي اخلاق مدار ميدانستهاند رأي اعتماد ندادهاند چگونه حلاليت بطلبند؟ آيا آنها ناراحت نيستند كه به صرف اظهارات يك فرد راجع به شايستگي يا عدم شايستگي يك نفر تصميم گرفتند؟
3ـ متاسفانه در جامعهاي زندگي ميكنيم كه درست يا غلط هر روز شايعهاي از يك اختلاس و خلاف كه فردي مسئول هم در آن دستي داشته به گوش مردم ميرسد. اين امر باعث شده است تا ديوار بياعتمادي سختي ميان دولت و ملت و يا به تعبيري مسئولان و مردم كشيده شود. در نتيجه اين برداشت هر سخني در اين زمينه بلافاصله تبديل به باور عمومي شده و تكذيب آن بسيار سخت ميشود.
اكثر ما شايد اين پاسخ را شنيده باشيم كه وقتي ميگوئيم فلان خلاف تكذيب شد بلافاصله ميگويند تكذيب كننده تحت فشار بوده و يا آنكه ميگويند. براي آنكه بالاتريها لو نروند داستان را عوض كردهاند حالا اگر بر فرض محال تمام آنهايي كه سخنان آقاي توكلي را شنيدند حالا تكذيب آن را هم بخوانند (كه صد البته چنين نيست و من خود افراد بسياري را در جامعه ورزش ميبينم كه هيچ خبري از آن عذرخواهي ندارند) آيا اگر گمان كنند تكذيبيه صحت نداشته و براي هميشه به دكتر صالحي اميري بدبين باقي بمانند مقصر كيست؟
آيا اين كه نمايندهاي بدون سند صحبت كرده و سپس در جلسه دادگاه عذرخواهي ميكند و غافل باشد كه سخنان او چه تاثيري بر جامعه دارد، مصداق تشويش اذهان عمومي نيست؟ و فقط نوشتن يك مطلب است كه چنين مصداقي دارد؟
اين نكات را از آن رو آوردم كه اولاً جناب آقاي توكلي به عنوان نمايندهاي اخلاق مدار و اصولگرا معروف هستند و بسيار بعيد مينمود كه چنين رفتاري داشته باشند. اينجا هم سخن من به هيچ وجه جنبه حقوقي ندارد بلكه بيشتر از جهت اخلاقي مسئله را بررسي كردم. حالا از نظر قانوني جناب توكلي كاملاً راحت هستند اما آيا از نظر وجداني و فردي هم خيال آسودهاي دارند؟ گمان نميكنم اگر بدانند با آن سخنان چه كردند بتوانند خود را قانع كنند. قانون يك حكم دارد اخلاق و آخرت حكم ديگري. اصلاً چه بسا مجرمي به دليل عدم وجود ادله و يا هر دليل ديگري تبرئه شود آيا اين به معني بيگناهي اوست و در بارگاه الهي هم ميتواند چنين سخن گفت. حالا كه الحمدا... آقاي دكتر توكلي رضايت گرفتهاند اما آيا اين به معني ختم همه آنچه كه اتفاق افتاده است ميباشد؟ برادرانه به ايشان توصيه ميكنيم كه سخت مراقب باشند تا مبادا وقتي بنا به هر دليلي با فردي مخالف هستند پا را از دايره انصاف بيرون بگذارند و سخني را بدون تحقيق بيان كنند كه پل صراط از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است و زخم اتهام ،التيام ناپذير.
اما دليل اين يادداشت اين است كه اين سخنان در خصوص يكي از كانديداهاي وزارت ورزش و جوانان مطرح شده است.
و بالتبع جوانان و ورزشكاران در جريان امر قرار گرفتهاند حال قضاوت كنيد با اين شيوه رفتار چه درسي به جوانان و ورزشكاران كه مرتب ميگوئيم بايد الگوي جامعه باشند ميدهيم؟ خدا را ميخوانيم كه به ما معرفتي بخشد كه راه خير را به خوبي تشخيص دهيم و چنان نباشد كه مصداق يكي بر سر شاخ بن ميبريد شويم.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


