تأیید نکات مثبت بر رأی او می افزاید
حیدر قلی زاده دانشجوی دوره دکتری اقتصاد در پیامی به "تابناک" آورده است:
با سلام و آرزوي توفيق در راه ايران و اسلام
من هدفم از اين نامه و نامه ديگري كه ميخواستم حضوري تحويل دهم، ياري رساندن به مردي است كه او را بهتر و متفاوتتر از بقيهي رقبايش يافتم.
من از اواسط ارديبهشت معتقد بودم و ابراز ميكردم كه تنها آقا محسن است كه ميتواند با آقاي احمدينژاد رقابت کند؛ هرچند بسياري تعجب ميكردند و ... .
اقتصاد علم انتخاب است و اصل آن برمبناي وجود اطلاعات كامل قرار دارد. در اين دوره، نقش مناظرهها در تنوير افكار و افشاي اطلاعات بسيار تعيينكننده است. از پيش مشخص بود كه آقاي احمدينژاد در مناظره با رقبايش پيش خواهد افتاد، به جز مناظره با جناب آقاي رضايي كه ايشان ميتواند برنده مناظره و برنده انتخابات باشد (به شرطها و شروطها).
آقاي احمدينژاد در مناظره با دكتر رضايي نميتواند همانطور كه با آقاي موسوي برخورد كرد عمل نمايد و به احتمال زياد به آمارها استناد خواهد كرد. چند نكته در استناد به آمارها اهميت دارد. بسياري از آمارها به نفع آقاي احمدينژاد است كه:
يا واقعاً اينگونه است؛ در اين صورت بايد تأييد شود (تنها به نكات منفي چهار سال گذشته اشاره نشود؛ مطمئناً تأييد نكات مثبت بر رأي آقاي دكتر رضايي ميافزايد).
يا آمارها با رويكردي خاص محاسبه و ارايه ميشود؛ كه در اين صورت بايد هشيار بود و از پيش آماده. مثلاً ممكن است گفته شود رشد تورم كم شده است كه به اين معني نيست كه تورم كم شده است. يا بهعنوان مثال زماني كه مطرح ميشود رشد اقتصادي در چهار سال گذشته بيشتر شده است و به ششو دو دهم درصد رسيده است ضروري است به مسأله فرصتسوزيها اشاره شود (اينجانب شخصاً در يك مقاله تحقيقي برآورد كردم كه با توجه به منابع و پتانسيلهايي كه نصيب دولت شد، رشد اقتصادي ميبايستي يك و نيم تا دو برابر مقدار فعلي ميشد). و آمارهاي ديگري تا كنون مورد استناد دولت بوده و دكتر رضايي بايد از پيش براي نقد آنها آماده شود.
سوم، آمارهايي هستند كه بايد از رويكردي ديگر به آنها نگاه شود؛ مثلاً وقتي كه كاهش بيكاري اعلام ميشود بايد به تغيير روش محاسبه (كه مبتني بر شاخصهاي كشورهاي توسعهيافته شده است) اشاره شود، يا به بيكاري فزآينده طبق آمارهاي اخير اشاره شود. و نيز مثلاً وقتي رشد طرحهاي ورزشي مطرح ميشود بايد نتيجه آن را در المپيك جستجو كرد و نگاه سياسي به ورزش را نقد كرد.
برخي آمارها هم كه اصلاً ارايه نميشود مثل درصد تحقق وامهاي خود اشتغالي و زود بازده و بسياري از آمارهاي ديگر كه بايد مورد سؤال واقع شود.
برخي آمارها هم هستند كه از بيخ مشكل دارند؛ مانند تعداد تيتر مطبوعات براي تخريب دولت كه با حساب سرانگشتي، هر نشريه در هر بار چاپ بيش از ده تيتر براي تخريب داشت.
يك نكته بسيار مهم هم اين است كه رويكرد خدمترساني احمدينژاد و توجه به مناطق محروم قشر مستضعف كه مورد استقبال بسياري از مردم است نه تنها نبايد مورد سؤال واقع شود، بلكه حتماً بايد مورد تأييد و حتي تقدير واقع شود و پيشنهاد ميكنم دكتر رضايي حتي پيش از آقاي احمدينژاد به طور مثبت به آن اشاره كنند تا اين ابزار از دست وي خارج شود (البته نبايد به معناي اين باشد كه هيچ نقدي هم بر آن وارد نيست). در هر صورت تأكيد بايد بر روي مسأله فرصتسوزي باشد.
آقاي رضايي نبايد در مقام دفاع از خود يا از سايرين برآيد، بلكه ميبايستي بر برنامههاي خود تكيه نمايد. اگر هم بحثي از نقاط ضعف دولت باشد بايد به جا و از پيش مشخصشده آماده باشد: مثلاً در خصوص عدم هماهنگي با مرجعيت و رهبري ميتوان به قضيه ورود زنان به ورزشگاهها و ادغام سازمان حج و زيارت اشاره كرد. قضيه عدم ثبات مديريت، تغييرات مكرر كابينه و مسايلي از اين دست كه اگر هم گفته شود بهسرعت گذرا و براي زير سؤال بردن باشد و نه براي بحث جدي و انتظار جواب داشتن.


