كانديداي متفاوت
اصلا قابل قياس نيست آرايش نامزدها و برنامههايشان با دوره نهم رياست جمهوري؛ به هيچ وجه هم نميتوان گفت كه آنها كه در آن دوره بودند، همانهايي هستند كه دوره دهم انتخابات رياست جمهوري را نيز تجربه ميكنند. و اين كليت با مثالي چون "محسن رضايي" اعتبار پيدا ميكند.
كمتر كسي است كه امروز و در جريان رقابتهاي انتخاباتي نام محسن رضايي را با "احترام و طمانينه" نبرد؛ "احترام" از آن جهت كه متين و منصفانه وارد رقابت انتخاباتي شده است و نه با هوچيگري و تخريب رقيب به هر قيمتي و با هر وسيلهاي و به عزم ويرانكردن تمام تاريخ انقلاب و "طمانينه" بدين سبب كه او حقيقتا با "برنامه" وارد رقابت شده است.
اين روزها كافي است از هر كسي ـ قشرهاي مختلف مردم از تحصيل كرده و كمسواد و كارمند و كشاورز و ... ـ و با هر گرايش و سليقه و انتخابي ـ حامي و مخالف و منتقد دولت و حتي طرفداران ساير نامزدها ـ درباره محسن رضايي بپرسي و او با تامل سري تكان ندهد و تاييد نكند كه رضايي واقعا با برنامه وارد رقابت رسيدن به رياست جمهوري شده است و حتي سرسختترين حاميان دولت هم معتقدند رضايي در اين 4سال ـ پس از انصراف در دوره نهم ـ براي اداره كشور، يك برنامهريزي دقيق با استفاده از كارشناسان خبره داشته و امروز ثمره برنامه ريزيهايش را روي ميز رقابتهاي انتخاباتي به نمايش درآورده است.
درست به همين خاطر است كه بسياري معتقدند هر فرد پيروز انتخابات به غير از او هم، بايد از طرحها، برنامهها و راهكارهاي رضايي در طول دوران رياست جمهورياش استفاده كند.
نكته ديگر در مورد محسن رضايي سال 88 ، آرايش نفرات همراه اوست؛ چه از لحاظ عقبه تبليغاتي و چه از لحاظ بدنه كارشناسي و تيم سياسي و چه از منظر نوع بيان توانمنديها، رضايي "استراتژيك و كاربردي" وارد عرصه انتخابات شده است و نه باري به هر جهت و محض آمدن و جذب تعدادي راي، او براي تمام فكرها و انديشههايش و حتي مهمتر از همه براي "شعارهايش" برنامه ريزي كرده و وارد عرصه شده آن هم با اعتماد به نفسي قابل تامل و بدون تاكيد به سوابق و توضيح تخيلي راجع به آينده و طرحهاي "زودبازده" انتخاباتي!
اين شعور انتخاباتي باعث شده اين روزها احترام محسن رضايي در افكار عمومي و صدالبته نخبگان بيشتر شود؛ چهرهاي كه شايد به خاطر سمپاشيهايي عليه ماهيت دفاع مقدس 8ساله و وارونه نمايي آن به عنوان "جنگ و جنگ طلبي" باعث شده بود او كمي از محبوبيت و مقبوليت در ميان توده فاصله بگيرد.
نگاهي به برنامههاي رضايي 55ساله، نمايانگر اين نكته است كه دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام به خوبي مشكلات جامعه امروز را رصد كرده و براي همانها هم برنامهريزي كرده است و نه برنامهريزي براي تمام مشكلات عالم و هر آنچه كه به نظر يك شخص برسد؛ و مبناي اين رصدها نيز اقتصاد بيمار و نفتزده كشور است.
از سوي ديگر و در ساير حوزهها حرفها و برنامههاي او نشان از "درك مسائل و مصائب مردم" در طراحيها دارد؛ براي مثال ماجراي سربازي و بحران بيكاري در كشور براي پسران جوان و يا بحران خانواده و مساله ناديده گرفتن بهترين و مهمترين وظيفه يك زن مسلمان يعني تامين آرامش و امنيت خانه و هدايت خانواده و در يك كلام "خانه داري" كه سالهاست به صورت شعار مطرح ميشود اما محسن رضايي برايش برنامه عملياتي دارد.
يا در حوزه فرهنگ كه حتي احمدي نژاد پس از چهار سال هيچ گزارشي از عملكردش در اين حوزه نميدهد و شايد ندارد كه بدهد، رضايي كه سابق بر اين و در سالهاي گذشته عملا نشان داده طرفدار جريان آزاد اطلاعات است ـ موفق و يا ناموفق ـ "خصوصي سازي فرهنگ" را عمدهترين راه برون رفت از مشكلات حوزه فرهنگ و هنر كشور ميداند و يا در بحث سياست خارجي، همگرايي و همبستگي چهرهها و نظرات مبناي فكري اوست كه نمايشگر احترام به خرد جمعي است...
نكته ديگر اينكه محسن رضايي در بحث انتخاب نيروها، گفتمان امام و رهبري و در مجموع "گفتمان انقلاب" را برگزيده كه معنايي جز انتخاب و گلچين نيروهاي "متخصص و متعهد" ندارد؛ يعني التزام عملي به جمهوري اسلامي و نه آري به محسن رضايي و التزام به او!
همه اين خصوصيان به علاوه تجربه حضور او در مراكز مديريت بحران ـ دوران جنگ تحميلي ـ و تصميم ساز ـ مجمع تشخيص مصلحت نظام ـ محسن رضايي را كانديداي متفاوت دهمين دوره انتخابات معرفي ميكند؛ كانديدايي كه بي شك نيتش از ورود به عرصه انتخابات كسب قدرت نيست...
با اين حال هدف من از نوشتن اين چند سطر در اين بند پاياني خلاصه ميشود كه: نگارنده هم مانند بسياري از هم نسلان خود ـ نسل سوم انقلاب ـ حتي اگر به محسن رضايي راي ندهد از اينكه او با درك كامل از وضعيت كشور، به دور از احساسگرايي و با احترام به شعور راي دهندگان وارد اين عرصه شده، او را ستايش ميكند؛ زنده باد نامزد شعورگرا ... حالا بيشتر ميتوان انتساب رنگ آرامبخش آبي به او را درك و هضم كرد.
هر چند خود من هم به عنوان طرفدار رضايي ممكن است بنا به مصلحت كشور، به موسوي راي دهم.
گاهي بين بد، خوب و خوبتر، راي به خوبتر به نفع بد تمام ميشود.
تا الان به اين نتيجه رسيدم كه محسن رضايي اصلح هستند.
به اميد ايراني سربلند و آزاد
این یعنی همان روش آقای احمدی نژاد. یعنی چونکه فردا رسد فکر فردا کنیم.
پس اوضاع کشور فرقی نخواهد کرد.
فقط افراد عوض خواهند شد.



