یک مناظره غیر قابل پیشبینی + متن کامل
به گزارش «تابناک»، در آغاز این مناظره محمود احمدینژاد با اعلام اینکه در این دوره از انتخابات تمامی ارکان دولتهای پیشین در مقابل من قرار گرفتهاند، گفت: من به آقای موسوی علاقهمندم، ولی ایشان در این چند مدت صحبتهایی کردهاند که به هیچ وجه برای من قابل توجیه نیست.
میر حسین موسوی نیز با اشاره به اینکه هر کسی پاسخگوی عمل خویش است، گفت: آقایان دولتهای گذشته خودشان از عملکرد خود دفاع میکنند و آقای احمدینژاد ظاهرا چون حرفی در مورد من ندارند سعی میکنند که من را به این آقایان متصل کنند.
احمدینژاد
محمود احمدینژاد كاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی دیگر كاندیدای انتخابات با بیان اینكه عرصه انتخابات یك عرصه سرنوشتساز است، گفت: در انتخابات مردم با یك حركت گروهی یك پرش به سمت قلههای پیشرفت برمیدارد و فضا باید پرشور و نشاط و سرشار از منطق و دوستیها و برادریها و همآفزاییها باشد.
احمدینژاد گفت: میخواهم در آغاز كار از برخوردهای غیرمنصفانه و ظالمانه و دروغپردازیهای بزرگ و تخریب علیه دولت گله كنند، چراكه این حادثه در طول حادثه پس از انقلاب چه در طول دوران یك دولت و چه در دوران انتخابات اینقدر هجمهها سنگین نبود.
احمدینژاد با اشاره به موضوع سیاست خارجی گفت: متأسفانه پیروزیهای بزرگ ملت را انكار كردند و خدمات دولت را در این زمینه منكر شدند و ای كاش به جای این تخریبها و تبلیغات بیسابقه یك برنامه ارایه میشد.
وی خاطرنشان كرد: در این مدت به ملت ایران توهین شده و من متاثر شدم كه چرا ملت را ناامید میكنید و خود را شیفته قدرت میكنید.
این كاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: چهار سال تمام دروغها و توهینهای به خود را تحمل كردم و از آنها میگذرم، ولی اجازه ندارم تا از توهین به مردم و انتخاب مردم و منافع ملت بگذرم، چرا كه مردم این اجازه را به من نمیدهند و مردم نمیخواهند كه خادم آنها از این مسائل گذشت كند.
احمدینژاد گفت: در دیدار با مردم در شهرهای مختلف به طور گسترده از من خواسته شد تا از حق آنها دفاع كنم و من همانطور كه قبلا قول دادم میخواهم ریشه این فریبها را بگویم.
وی خاطرنشان كرد: امروز آقای موسوی در برابر من نیست بلكه سه دولت گذشته در برابر من هستند هم آقای موسوی، هم آقایهاشمی و هم آقای خاتمی كه در دوره قبل نیز از آقایهاشمی حمایت كردند.
احمدینژاد افزود: اینها همه با هم بودند و از روز اول به دولت هجوم آوردند و مردم میدانند و این حركت با محوریت آقایهاشمی، موسوی و خاتمی علیه دولت حركت میكنند.
وی گفت: این فشارهای بیسابقه در طول 4 سال و خصوصا در ایام انتخابات به این برمی كردد كه در سه دوره گذشته یك ساختار اداری و حلقههای مدیریتی شكل كرفت كه از مسیر و ارزشهای انقلاب فاصله داشت.
احمدینژاد گفت: من نمیگویم كه در این مدت در دولتهای گذشته خدماتی انجام نشده ولی آرام ارام جریانی شكل گرفت كه خود را مالك مردم میدانست و دستش را در بیتالمال باز میدید. باید فضای انتخابات یك فضای آزادی همراه با عزت و آرامش باشد اما در چهار سال گذشته همواره تلاش كردند تا ملت را بشكنند ولی با عنایت خدا و حمایت مردم این موضوع صورت نگرفت.
احمدینژاد خاطرنشان كرد: چهار سال پیش از داخل و خارج به رقیب انتخاباتی ما كمك شد و آقایهاشمی در پیغامی كه به یكی از پادشاهان كشورهای منطقه داد گفت؛ نگران نباشید این دولت ظرف شش ماه ساقط خواهد شد.
وی با بیان اینكه دولت نهم همواره در خدمت به مردم بوده است، اظهار داشت: این دولت در طول این عمر كوتاه افتخارات بزرگی بوجود آورد كه البته این كار ملت بود.
وی افزود: امروز ملت ایران با نشاط و سربلند و با ظرفیتهای فراوان در عرصههای مختلف حضور دارند كه نمونه آن حضور در سیاست خارجی مناسب ایران است كه ملت ایران را عزیز كرده ولی عدهای میخواهند آن را نادیده بگیرند.
این كاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری به دروغها و تهمتهای علیه دولت نهم اشاره كرد و در چهار ساله گذشته و خصوصا در سه ماه اخیر اشاره كرد و گفت: من آقای موسوی را دوست دارم ولی این اتفاقی كه در این سه ماه اخیر افتاد برای من قابل توجیه نیست.
احمدینژاد خطاب به موسوی بیان داشت: برای اینكه متوجه وجود مشكلات از جمله اعتیاد و بیكار در جامعه شوید احتیاجی نبود تا یك بازیگر را بیاورید در فیلم انتخاباتیتان و این مسائل را مطرح كنید.
وی خاطرنشان كرد: آیا مشكلات كشور همه مربوط به چهار سال گذشته است، پس 26 سال قبل چه میشود؛ یعنی دوستان و متحدان شما یك مملكت گلستان را به من تحویل دادند و من آن را تبدیل به خرابه كردم و تازه معلوم شده كه مشكل وجود دارد.
احمدینژاد با بیان اینكه ای كاش به جای این حرفها برنامه ارایه میدادید، تصریح كرد: من در جایی به شوخی گفتم خوب شد من در انتخابات حضور دارم و الا این سه عزیز چه چیزی میخواهند به ملت بگویند.
این كاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینكه این انتخابات در عرصه رقابت بین چهار نفر نیست، ادامه داد: سه نفر علیه یك نفر صحبت میكنند و حتی مناظره دیشب مناظره نبود، بلكه علیه یك نفر صحبت میكردند و این فاقد منطق است.
موسوی
همچنین میرحسین موسوی دیگر كاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری در ادامه این مناظره با بیان اینكه من دوست داشتم كه دولت آقای احمدی نژاد موفق باشد تا من نیازی برای ورود به صحنه در خود نبینم، تاكید كرد: چنین اعتقادی داشتم و ا گر چنین میشد وارد صحنه نمیشدم.
وی خاطرنشان كرد: آقایهاشمی و خاتمی اشخاص بزرگی هستند كه باید خودشان با آقای احمدینژاد صحبت كرده و جوابشان را بدهند اما من مشكلاتی در جامعه دیدم و احساس خطر كردم و وارد عرصه شدم.
موسوی گفت: من همیشه ایران را دوست دارم و این عشق به ایران در تك تك مردم ایران هم وجود دارد و هیچ ایرانی نیست كه به كشور عشق نداشته باشد ولی من دوست داشتم ایران قدرت اول منطقه در همه عرصههای نظامی، علمی و فرهنگی باشد؛ چراكه ما برای این كار یعنی ساخت یك كشور الگو برای جهان انقلاب كردیم تا بتوانم در جهان اثر گذار بوده و پیام خود را برسانم.
این كاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری افزود: در برخورد با حل مسائل كشور كه ایران را به جایگاه برتر برسانم میتوان دو جور عمل كرد؛ یكی آنكه مدیریتی بر اساس ماجراجویی، بیثباتی، قهرمانی، نمایش، خرافه گویی، خلافكاری، پنهانكاری، خود محوری، افراط و تفریط، سطحینگری و قانونگریزی باشد و راه دوم این است كه بیاییم بر پایه متانت، واقعبینی، شفافیسازی، خرد جمعی و اعتدال حركت كنیم.
وی با بیان اینكه اگر میخواهیم ایران را به قدرت اول منطقه تبدیل كنیم، باید به راهکار دوم عمل كنیم، تصریح كرد: من برنامههای خودم را ارایه كردهام و برخلاف آقای احمدینژاد، معتقدم این سه مناظره مكمل هم هستند اما آنچه مهم است انگیزه من برای ورود به انتخابات است.
موسوی افزود: من درباره آینده كشور با این مدیریت احساس خطر كردم و چون آقای احمدینژاد بحث را با سیاست خارجی آغاز كردند، من نیز از همین جا آغاز میكنم.
این كاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری گفت: یكی از این اعتقادات عدم تناسب شعارها با عمل است كه شعارها اسطورهپردازی، خیالپردازی در رابطه با جهان است و اینكه ما در حال مدیریت جهان هستیم اما این پشتوانه عملی ندارد.
وی به موضوع آزادسازی ملوانان متجاوز انگلیسی اشاره كرد و گفت: انگلیسیها به حریم ما تجاوز كردند و نیروهای ما آنها را گرفتند كه باید مورد حمایت و تایید قرار میگرفت.
موسوی افزود: بلافاصله خواهان اعدام آنها شدیم و یك بحران آغاز شد و تصمیم گرفتیم كت و شلوار تن آنها كنیم و رئیسجمهور مملكت كه متعلق به همه مردم است در مراسمی كه حتی برای سران كشورها نیز برگزار نمیشود به خاطر نهیبی كه از انگلستان داشتیم با آنها خداحافظی كرد و این عزت و اقتدار حفظ نشد.
وی گفت: این موضوع از نظر امنیت ذهنی و عزت ملی بر مردم ما تأثیر دارد و حتی سیاست خارجی را دچار فراز و نشیبهایی میكند.
این كاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری با اشاره به سفر احمدینژاد به عراق گفت: آقای رئیسجمهور بدون آنكه دلیلی برای گفتهاش بیاورد اظهار داشت كه در این سفر میخواهند مرا بربایند؛ آمریكاییها كه در آنجا هستند حتی بنزین هواپیمای شما را آنها دادند و بعد در منطقه الخضراء كه تحت نفوذ آنها است رفتید و در آنجا دیدار كردید و حتی با سربازان عكس گرفتید و این مسأله در ایتالیا هم مطرح شد.
موسوی افزود: چرا باید تصورات خود را این قدر گسترش دهیم كه سیاست خارجی و منافع ملی را به خطر بیندازند؟!
وی به سفر رئیسجمهور به عربستان اشاره كرد و ادامه داد: من شنیدم كه چندین بار حاكمان آن كشور پیام دادید و خواستید شما را به آنجا دعوت كنید و این مضوع را با یك نقل قول از ملك عبدالله شنیدم كه این طور بوده است و باید ببینیم كه آیا وضعیت زوار و رابطه با عربستان پس از سفر شما بهتر شد یا نه.
این كاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری افزود: سپس از زبان رئیس آن كشور علیه وزیر خارجه صحبت كردید و با این موضوع حاكمیت آن كشور را با خود مشكلدار كردند.
موسوی گفت: بارها از زبان شما شنیدم كه میگویید آمریكا در حال فروپاشی است پس چرا چهار بار به آمریكا رفتید و دو بار نامه نوشتید و از رئیسجمهور سوئیس خواستید كه از اوباما بخواهد تا پیش از انتخابات با شما مذاكره كند و آیا این به سود ماست. من میگویم این كارها عزت و آبروی كشور و توسعه داخلی را مشكلدار و تنشزا كرده است.
وی با اشاره به طرح مسأله هولوكاست از سوی احمدینژاد خاطرنشان كرد: این موضع باعث شده كه خسارتها زیادی ببینیم و شورای امنیت مصوب كرد كه طرح این موضوع جرم است و به خاطر همین بود كه اروپاییها كه پس از حوادث غزه با اسرائیل مشكل پیدا كرده بودند، دوباره پشت سر ما جمع شدند و من به تازگی اگر فیلم حضور شما در سوییس را نمیدیدم، باور نمیكردم به رئیسجمهور كشورمان توهین شود اما شما آن را حماسه نامید.
وی افزود: این چه حماسهای است كه به خاطر آن مجددا مصوبه دیگری درباره هولوكاست تصویب كردند و این به نفع آنها شد و به تبیین منافع ما كمك نكرد.
متن کامل مصاحبه به نقل از ایرنا به شرح زیر است:
مجری: آقای احمدی نژاد قاعدتا هر کسی دارای دغدغههایی است و شما هم دغدغههای ذهنی فردی و اجتماعی دارید و میخواهید در صحنه باشید به عنوان کاندیدا در این رقابت، به عنوان ریاست جمهوری احتمالی مهمترین دغدغههای شما که باعث شده شما در صحنه باشید چه هست ؟
احمدینژاد: بسم الله - اللهم عجل... من ابتدا خدای بزرگ را شاکرم که فرصت داد یک دوره در خدمت ملت عزیز ایران باشم و ازمردم خوبمان بخاطر همه حمایتها و بزرگواریها و همراهیهایشان تشکر میکنم و ارزو میکنم که ملت ایران همواره سربلند باشد.
یاد امام عزیز،شهدای بزرگوار، ایثارگران،جانبازان و آزادگان را گرامی میداریم که راه سربلندی را در برابر ما قراردادند و امروز هرچه داریم از آنهاست.
انتخابات عرصه بسیار مهم سرنوشت است، انتخابات در کشور ما فقط انتخاب یک فرد نیست بلکه انرژی گرفتن ملت برای پرشهای بلند به سمت قلههای عزت و پیشرفت است.
فضای انتخابات باید فضایی پرشور و نشاط باشد، فضای انتخابات باید سرشار از منطق و دوستیها و همافزاییها و برادریها باشد.
من میخواهم در آغاز عرایضم گله بکنم از برخوردهای بسیار غیرمنصفانه و ظالمانه بلکه دروغ پردازیهای بزرگ و تخریب بی سابقه ای که علیه یک دولت انجام شده است در تاریخ پس از انقلاب ما نداشتیم چه در طول دوران یک دولت چه در ایام انتخابات این قدر هجمه سنگین علیه دولت، به نظرم علتش این است دوستانی که تصمیم گرفتند وارد عرصه بشوند احساس کردند که در هیچ یک از عرصههای مثبت و سازنده قدرت رقابت با این دولت را ندارند به ویژه درعرصه خدمات گسترده دولت که بی نظیر بود در هر بخشی که ما وارد میشویم در مقایسه با دولتهای پیش؛ هرچند آنها خدمات ارزشمندی را داشتند کار دولت به اندازه چند دولت بوده است، به ویژه در عرصه بینالملل متأسفانه پیروزیهای بزرگ ملت را هم انکار کردند خدمات دولت را به طور مطلق منکر شدند. ای کاش به جای این همه تخریب و این تبلیغات سنگین و بی سابقه یک برنامه ای ارایه میشد، متأسفانه در تبلیغات انتخاباتی به ملت بزرگ ایران توهین شد که من بسیار متاثر شدم ما چرا باید مردم را از خودمان ناامید کنیم، چرا باید اینقدر خودمان را شیفته قدرت نشان بدهیم من شخصا علاقهمند به ورود به این بحثها نبودم چهار سال تحمل کردم و ازهمه توهینها و افتراتی که بخود من شد ونسبت داده شد گذشت کردم الان هم میگذرم بارها اعلام کردم که من همه را بخشیده ام اما ازتوهین به مردم، توهین به انتخاب مردم از توهین به فهم وشعور مردم ومنافع مردم نمیتوانم بگذرم اجازه ندارم، مردم این اجازه ر ا نمیدهند که وقتی که حیثیت انها مورد هجوم قرار میگیرد یک خادم انها گذشت بکند.
دردیدارهایی که من با مردم دارم در شهرهای گوناگون قشرهای گوناگون بطور گسترده ازمن میخواهند که ازحق انها دفاع کنم از موضع انها دفاع کنم من باید ریشه این بد اخلاقیها، این جفاها و این فریبها را به مردم بگویم.
قبلا هم وعده کرده بودم که بگویم باور من این است که امروز آقای موسوی در برابر من نیست تنها آقای موسوی نیست بلکه سه دولت پی درپی در برابر بنده قرار گرفته اند هم آقای موسوی هم آقایهاشمی وهم آقای خاتمی که این سه در گذشته باهم بودند در دور گذشته هم آقای موسوی از آقای خاتمی حمایت کرد و هم از آقایهاشمی حمایت کرد وهم آقای خاتمی از آقایهاشمی حمایت کرد در واقع اینها همه باهم بودند از روز اولی که این دولت تشکیل شد هجومها بود برای ضربه زدن البته مردم اینها را میدانند اما باید جوانها هم بدانند که بنده دربرابر یک کاندیدا نیستم دربرابر یک مجموعه ای هستم که با محوریت آقایهاشمی وهمکاری آقای موسوی و خاتمی علیه بنده حرکت کردند.
علت این فشار سنگین به بنده در طول چهار سال و فشارهای سنگین تر در ایام انتخابات بنظرمن به یک مسئله برمی گردد اینکه در این سه دوره یک ساختار اداری و حلقههای مدیریتی شکل گرفت که از مسیر انقلاب و ارزشهای انقلاب فاصله گرفت نه اینکه در این سه دوره خدماتی نشد چرا شد اما ارام ارام یک جریانی شکل گرفت که خود را مالک ملت، مالک انقلاب، حاکم برمردم و دست خودش را در بیت المال ومسایل کشور باز میدید.
انها درانتخابات قبل صف آرایی کردند اما ملت برانها غلبه کرد در طول این چهار سال تلاش کردند که دولت را ناموفق جلوه بدهند وبشکنند اما خدای متعال عنایت کرد با حمایت مردم تا اینجا امدیم درانتخابات قبل از داخل وخارج رقیب من پشتیبانی شد و کمک شد در همان اوایل این دولت آقایهاشمی پیغامی برای یکی از این پادشاهان حاشیه خلیج فارس فرستاد که شما نگران نباشید ظرف شش ماه این دولت ساقط میشود که بعدا افرادی رفتتند توضیح دادند ومسئله تا حدودی حل شد معنای این حرف به روشنی طراحیهای گسترده علیه این دولت را میرساند در حالی که این دولت درخدمت مردم بود، در مدت کوتاه چهار سال افتخارات بزرگ در عرصههای داخلی وجهانی بوجود اورد که البته کار ملت است، میبینیم امروز ملت با نشاط هستند ظرفیتهای ملت در حال شکوفایی است درعرصههای علمی فن آوری در عرصههای سیاسی بخصوص در سیاست خارجی امروز ملت ایران عزیز و عزیزترین ملتهاست اما همه اینها نادیده گرفته میشود وسنگین ترین دروغها و تهمتها در طول چهار سال بخصوص درطول سه ماه اخیر من ا لبته آقای موسوی را دوست دارم همیشه هم به ایشان احترام گذاشته ام اما اتفاقی که در این سه ماه افتاد برای من قابل توجیه نیست.
جناب آقای موسوی برای اینکه متوجه بشویم در کشور مشکل هست واعتیاد هست ما نیاز نداریم که برویم یک بازیگر رابیاوریم در اتوبوس تا بفهیم اعتیاد هست شما چند تا سفر کردید متوجه شدید که در کشور مشکلات هست ایا این مشکلات در چهار سال ایجاد شده است پس 24 سال چه، یعنی یک گلستانی را دوستان جنابعالی متحدان جنابعالی به من بنده تحویل دادند و بنده این را تبدیل کردم به یک خرابه هیچ اتفاق مثبتی هم نیفتاده است تازه معلوم شده که بنگاهها مشکل دارند تازه معلوم شده که بیکاری هست شما چهار تا شهرستان واستان رفتید بنده همه ایران را دیده ام اگر بنا باشد از مشکلاتی که مردم دارند صحبت کنم تمام وقت این مناظره را هم اختصاص بدهیم باز وقت کم میآوریم.
احمدی نژاد افزود: من به شوخی در یک جایی گفتم خوب شد که من هم داوطلبم والا این سه عزیزی که امروز کاندیدا هستند چه میخواستند به مردم بگویند و این جمله را هم بگویم درهمین عرصه رقابت هم رقابتی بین چهار نفر نیست سه نفر علیه یک نفر است. همه حرفها حتی مناظره دیشب مناظره نبود علیه یک نفر بود به نظرم این فاقد منطق است ما باید بیاییم برمبنای عدالت و منطق کار کنیم.
مجری: آقای موسوی بفرمایید.
موسوی: بسم الله... من از همه بینندهها و تماشا کنندهها تشکر میکنم و صحبتهای خوبی هم مطرح شد که بنده بصورت روش مند میخواهم با آن برخورد کنم وجواب بدهم.
اولا بنده دوست داشتم که آقای احمدی نژادموفق باشند در کارهایشان وبنده وارد این عرصه نشوم واگر چنین اعتقادی پیدا میکردم قطعا برخوردم لازم میدیدم که در ان کاری که هستم باشم و وارد این عرصه نشوم،دوسه تا نکته میگویم وبه اصل قضیه میپردازم.
آقایهاشمی و آقای خاتمی اشخاص بزرگی هستند که خودشان با آقای دکتر باید مناظره کنند و جواب خودشان را بدهند و بنده یک مشکلاتی با دولت دارم و بخاطر خطری وارد این صحنه شدم که درمورد ان صحبت خواهم کرد و وارد دوران آقایهاشمی وخاتمی نخواهم شد.
چهار سال از این مدتی که ایشان میفرمایند مربوط به دوره بنده هست و دوره حضرت امام که راجع آن اگر لازم باشد توضیح خواهم داد.
من همیشه ایران را دوست داشتم واین عشق فکر میکنم باهمه ماها قرین هست، هیچ ایرانی را فکر نمیکنم که به ایرانیت خودش افتخار نکند و نگران اینده ایران نباشد ونگران مشکلاتش نباشد همه دلشان میخواهد ایران را بزرگ بینند و سرافراز ببینند.
ما دوست داشتیم که ایران یک نقشی داشته باشد بعنوان قدرت اول منطقه درهمه شئون علمی و اقتصادی، آبرو داشته باشد الگویی باشد برای همه جهان پس انقلاب کردیم، برای اینها انقلاب کردیم که ایران بزرگ بشود، ایران اسلامی بزرگ باشد، تأثیر گذار باشد و بتواند ترجیحا اثر گذار باشد و پیام خودش را به همه جهان برساند منتهی در برخورد با حل مسایل کشور واینکه ما ایران را به جایگاه واقعی خودش برسانیم من احساس میکنم که دو نوع میشود روبرو شد دو نوع مدیریت میشود داشت یکی مدیریتی هست که براساس ماجراجویی و بی ثباتی، رفتارهای نمایشی و قهرمان نمایی وشعاری است، خیال بافی و خرافه گرایی است وخلاف گویی و پنهان کاری است خودمحوری و قانون گریزی است سطحی نگری و روزمرگی است و افراط و تفریط.
من بقیه بحثهایم را در این چهار چوب پیش خواهم برد.یک موردی هم هست که ما بیاییم براصل متانت رفتارهای منطقی و کارشناسی شده واقع بینی و خرافه ستیزی، شفافیت و... قانونگرایی و اتکا به خرد جمعی دور اندیشی واینده نگری و اعتدال و میانه روی کار کنیم.
ما اگر میخواهیم ایران نیرومند داشته باشیم من فکر میکنم که ان رفتار دوم مناسبتر است یعنی ما بر اساس ان باید عمل بکنیم خوب در اینجا بحث هست... که برنامهها را نوشته ام و ادامه دادم و فکر میکنم که بنده سه تا برنامه و مناظره دارم که مورد علاقه مردم است و اینها را مکمل همدیگر میدانم برعکس آقای احمدی نژاد فکر میکنم که اینها میتواند فرصتی باشد که بتدریج هم برنامههایم را بگویم وهم نقطه نظراتم.
آن چیزی که در این جلسه مهم است بگویم انگیزه اصلی بنده هست، برای این امدم به صحنه، حقیقت این است که بنده درمورد اینده کشور احساس خطر کردم بااین مدیریتی که حاکم هست وچون بحث از سیاست خارجی شروع شد من مستقیم به سیاست خارجی میپردازم وبعد به مسایل اقتصادی، فرهنگی واجتماعی میپردازم.
یکی از مشکلاتی که ما داریم من موردی صحبت کنم کیس به کیس یا مورد به مورد که قابل لمس برای همه مردم ما باشد کلی صحبت نخواهم کرد نمونه نشان خواهم داد.
یکی از مشکلات ما عدم تناسب شعارهایی است که داده میشود تا عمل شعارها بیشتر جنبه اسطوره پردازی و بنظر من یک مقدار زیادی خیال پردازی در مورد اینده جهان هست ومتاسفانه اینده کشور در حال فرو ریختن است و تمدن دارد از بین میرود و یا اینکه ما مدیریت جهان را میکنیم وامثال ا ینها، پشتوانه عملی بنظرمن هیچی نیست مثال مسئله ازاد سازی ملوانان انگلیسی، ملوانان انگلیسی به حوزه ما تجاوز کردند نیروهای ما سررسیدند انان را دستگیر کردند وکار افتخار امیزی کردند وباید مورد تایید قرار میگرفتند بعد بلافاصله براساس همین چارچوبی که اشاره کردم ما اول گفتیم اینهاباید اعدام بشوند چه را امدند درسر زمین ما، یک بحران بزرگ جهانی ایجادکردیم بعدا هم تصمیم گرفتیم به تن انها کت و شلوار بپوشانیم و بعد رئیسجمهور ما که مسولیتش ومنزلتش متعلق به خودش نیست متعلق به مردم است و متعلق به شماست امد از انها خداحافظی کرد و بایک مراسم که حتی برای سران کشورهای دیگر هم انجام دادیم انها را راه انداختند ورفتند بعد ازنهیبی که ما از انگلستان داشتیم ایا این عزت ملت ما را حفظ کرد من فکر میکنم نه اینجور چیزها هم خسارت میاورد از نظر امنیت ذهنی مردم ما و هم ازنظر عزت انها وهم اینکه سیاست خارجی ما را دچار یک فراز و نشیبی میکند که نمیتوانیم با هزینههایی که میپردازیم مشکلاتمان را حل کنیم.
بعد یک مسافرتی رئیس کشور ما داشتند به عراق بدون اینکه معلوم بشود ازکجا و چگونه مطرح کردند که من را میخواهند بربایند یک هزینه زیاد بکنند اگر میربایند چطور امریکاییهایی بنزین هواپیمای دولتی ما را در انجا تامین کردند، وبعد ما در عراق رفتیم به منطقه خضرا منطقه ای که تحت تسلط امریکاییهاست در انجا ملاقاتمان کردیم وبعدا با سربازان امریکایی هم عکس گرفتیم برگشتیم همین مسئله در ایتالیا تکرار شد من میگویم که ایا ما باید تصورات خودمان را اینقدر گسترش بدهیم که درحوزه سیاست خارجی ما که مربوط به صحنه منافع ملی ماست این را گسترش بدهیم، آیا این میتواند مشکلات ما را حل بکند یا مشکل ایجاد میکند برای ما و هزینههای گزافی را دارد.
بعد مسئله عربستان پیش میاید آنطوری که بارها گفتند و بنده با واسطه هم شنیدم وانقدر هم گفته شد، من قدیم هم بالاخره مسولیت داشتم خیلی مهم است که چگونه از آدم دعوت بکنند چگونه به یک مسافرتی برود بعد ما از این طرف پیغام دادیم که ما را بخواهید ما را دعوت کنید ما بیاییم وهمه دوستانی که در وزارت خارجه وجاهای دیگر هستند وازملک عبدالله هم بنده نقل قول با واسطه دارم درمورد همین خواست ما برای ا ینکه از ما دعوت بشود که به انجا برویم.
بعد وقتی ما میرویم انجا حالا باید یک نتیجه بدهید برای مسافرتی که ما چنددفعه رفتیم آنجا و برگشتیم، نتیجه باید بگیریم این وضعیت زوار ماست یا رابطه ما با عربستان هست که ایا بهتر شده یا بدتر شده.
بعدا امدید از قول رئیس ان کشور علیه وزیر خارجه اش یک صحبتی کردید که بخش قابل توجه ان خاندان و ان وضعیتی که درعربستان هست و حتی برای کشور خودمان مشکل ایجاد کردیم ما میگوییم چرا این هزینهها راما ایجاد کنیم به حساب کی این کارها را میکنیم ایا اثرش کم است یا زیاد است.
موسوی گفت : بعدا بارها شنیدیم که آمریکا دارد از بین میرود، خب اگر این طور هست چرا چهارمرتبه مسافرت کردیم انجا چرا دوتا نامه نوشتیم، چرا دایم دنبال این هستیم که به شکل خاصی با انها صحبت کنیم، پیش رئیسجمهوری سوییس رفته صحبت کرده، فکر نمیکنم که یک کسی چنین ریسک بکند و دروغ بگوید که از ما خواسته شده به اوباما گفته شود قبل از انتخابات با ما صحبت کند و مسأله رابطه امریکا و ایران بنوعی مشکلاتش حل بشود یا گفت وگو شروع بشود.
خوب آیا این بنفع کشور ماست، من تند میگویم برای اینکه یک سرفصلهایی بدهم صحبت از سیاست خارجی شروع شد.
اتفاقا ما در زمینه سیاست خارجی هم عزت ملت خودمان را مخدوش کردیم ولطمه زدیم آبروی کشورخودمان را بردیم و هم توسعه داخل کشور خودمان را با مشکل مواجه کردیم، تنش وسیعی با کشورها ایجاد کردیم.
مسئله هولوکاست را ما مطرح کردیم و دوباره بعد ازاینکه خسارتهایی دیدیم از مجمع عمومی یک مصوبه گذراندند که دیگر این مسئله جرم شد که اگر کسی راجع به هولوکاست صحبت کند، اخیرا هم در سوییس که آن ماجرا پیش امد واقعا تصویرش را من اگر نمیدیدم باورم نمیشد که تا این اندازه اهانت به رئیسجمهوری ما که مظهر ملت ماست ومظهر کشورماست، ایشان نباید راضی باشند.
من در بندهای بعدی خاطره ای از حضرت امام نقل میکنم که چقدر در زمینه حیثیت جمهوری اسلامی حساس بوده و بعدا آمدیم این را بعنوان یک حماسه مطرح کردیم، چه حماسه ای جز اینکه یک مصوبه دیگر برای هولوکاست دادند جز اینکه اروپا رابطه اش با ا سراییل بد شد بخاطر جنایت غزه اما به دلیل این صحبتها امد پشت سر اسرائیل قرار گرفت ما کجا توانستیم تامین منافع خودمان را درسطح جهان داشته باشیم.
مجری: آقای احمدی نژاد بفرمایید:
احمدی نژاد: خیلی متشکرم آقای موسوی فکر میکنم اگر تمام قضاوتهای شما براساس این استنادات باشد باید یک تجدید نظر جدی بکنید.
من دوستانه بشما میگویم به شما علاقه مندم این جور قضاوت براساس اطلاعات غلط این بد است.
ملوانان انگلیسی دستگیر شدند، ماجرا اوج گرفت آقای بلر کتبا نامه داد، عذر خواهی کرد و گفت ما سیاستهای مان را در رابطه با ایران عوض خواهیم کرد این سند الان در وزارت خارجه موجود است بعد هم ما تفکیک کردیم بنظرمن یکی از زیباترین کارهای جمهوری اسلامی آزادی ملوانها بود انها 27 و28 سال بود از جمله در دوره خود آقای موسوی ما را ضد انسان،ضد حقوق بشر، خشن و گروگانگیر معرفی میکردند انجا ما امدیم مردم انگلیس را از دولت انگلیس جدا کردیم این کار بنظرمن بهترین کار بود.
در موضوع عربستان برخلاف حرف آقای موسوی که من نمیدانم از کجا این اطلاعات را میاورد درنشست اوپک که ما رفته بودیم آقای ملک عبدالله ابتدا به ساکن، قبلا هم به من گفته بود که بیایید مکه من دعوت میکنم بیاید، در نشست سران اسلامی من گفتم نه من الان اینجا امدم فرصت ندارم اول دولتم هست، در اوپک ایشان به من گفت اگر دعوت بکنم میایی مکه گفتم بله اگر شما دعوت بکنید من میایم و دعوت هم فقط برای حج بود. سفر سیاسی انچنانی که انتظار داشته باشیم نبود، ضمن اینکه خوب بود آقای موسوی تصاویر را ببینند وقتی ما وارد مطاف شدیم چه موجی در کل مسلمانها درست شد چه سخنرانیها وچه تظاهرات و فریادها و اظهار محبتهایی به ملت ایران کردند.
درموضوع هولوکاست خیلی جالب است آقای موسوی در همین عربستان رابطه ما الان چطور است رابطه آقای موسوی چطور بوده من نمیخواهم بگویم در دوره جناب آقای موسوی از گذرنامه وفرودگاه ایشان چه بردند انجا و دستگیر شد وچه بساطی علیه کشور راه افتاد اما همین مقدارمی گویم که رابطه ما با انها قطع شد. یعنی طوری عمل کردند دردوره آقای موسوی که رابطه از اساس قطع شد با عربستان، من تعجب میکنم حالا ایشان نگران رابطه با عربستان هستند بله ماهم نگران هستیم کی دائما مقاله مینوشت برخوردهای تند میکرد جمعی از دوستانی که الان در مشارکت اند و الان در ستاد جناب آقای موسوی فعالیت میکنند اینها اصلا اعتقاد نداشتن.
درموضوع فلسطین اشغالی خوب است که آقای موسوی ذهنشان را ببرند مواضع خودشان را مرور کنند.جناب آقای موسوی صریحا اعلام کردند که ما نیروی نظامی میفرستیم در کنار مقاومت فلسطین علیه اشغالگران بجنگند، ایشان اعلام کردند که باید رژیم صهیونیستی محو بشود اما آقای موسوی ما بخواهیم وارد این جزییات بشویم و تاکتیکها را بحث بکنیم ازمسیر منحرف میشویم دیپلماسی عمومی امروز پیشرفته ترین وعلمی ترین کار دیپلماسی است وقتی دشمن مواضع اصلی دنیا را گرفته ما اگر بخواهیم درمیدان ان بازی کنیم که حتما شکست خورده ایم همین کاری که دردوره آقایهاشمی اتفاق افتاد و شما حمایت کردید در دوره آقای خاتمی اتفاق افتاد حمایت کردید ما امدیم خارج از فرمولی که قدرتهای بزرگ طراحی کردند وارد شدیم واین اموزه امام است امام هیچگاه قبول نکرد. فرمولهای انها را اگر میپذیرفتیم انقلاب نباید میکردیم.
درموضوع هسته ای حتما شما اطلاع دارید روشی که در دولت قبل بنام تنش زدایی درپیش گرفته شد بجایی رسید که تمام تاسیسات هسته ای ما بطور کامل تعطیل شد ودوتا قرار داد برملت ما تحمیل شد یکی پروتکل الحاقی بدون مصوبه مجلس و برخلاف قانون اساسی ودو ترتیبات اجرایی، در پروتکل الحاقی مامورین اژانس ازادند هرلحظه ای ازهرنقطه ایران بازدید کنند هدف چیست،هدف این است که قدرت دفاعی ما را کشف کنند بدهند دست دشمن، ودرترتیبات اجرایی یک بندی اوردندکه هر اندیشه و طرحی در ذهن دانشمندان ما درموضوع هسته ای شکل میگیرد قبل از هراقدام باید مامورین اژانس را مطلع کنند سنگین تر ازاین تحمیل برملت نمیتواند باشد در حالی که طبق ان پی تی ما میتوانیم هر فعالیتی بکنیم 180 روز قبل از غنی سازی باید اطلاع بدهیم.
تاسیسات تعطیل شد، سنگین ترین تعلیق، همه تاسیسات پلوم شد دو تا قرارداد پذیرفته شد در همان فاصله جناب آقای موسوی جهت اطلاع حضرتعالی میگویم هفت قطعنامه شورای حکام علیه ما صادر شد درحالیکه عقب نشینی مطلق بود، قطعنامه شورای حکام به لحاظ حقوقی بسیار مهمتر از قطعنامه شورای امنیت است شورای امنیت قطعنامه اش سیاسی است اعتبار حقوقی ندارد اما شورای حکام قطعنامه اش حقوقی است ما را ملزم میکند که کارهایی را انجام بدهیم، تمام ادعاهای اژانس در شش سرفصل دردوره این دولت حل و فصل شد و ما نامه اش را از اژانس داریم که گفتند مسایل اساسی ما حل شده است.
در وسط این بحثها امریکاییها یک ادعایی کردند آنها دارند این را دنبال میکنند که ما هیچوقت آن را به رسمیت نشناختیم در سعدآباد در بروکسل در پاریس چه گذشت جناب آقای موسوی امروز ما هسته ای شده ایم برای سه تا سانتریفیوژ صورت مذاکرات را شما بخوانید چقدر ازاین طرف خواهش میشود امروز بیش از هفت هزار سانتریفیوژ دارد میچرخد آقای بوش بعد از این همه همکاری در افغانستان و در موضوع هسته ای اعلام کرد ایران محور شرارت است تعجب میکنیم آنجا آبروی ایران نرفت ایران را تهدید کرد به حمله نظامی اما امروز چه، همان آقای بوش درا واخر عمر حکومتش اعلام کرد ما دنبال براندازی ایران نیستیم و آقای اوباما هم به صراحت اعلام کرد.
کدام سیاست خارجی موفق بوده وک دام ذلت آفریده استك کدام سیاست خارجی استقلال ما را حفظ کرده و کدام بیشتر امتیاز داده و دستاوردی نداشته است؟
پانزده سال اروپاییان میگفتند، ما میخواهیم گفتوگوی انتقادی کنیم با ایران.هر روز میآمدند و میگفتند که آقا ایران حقوق بشر را رعایت نمیکند.
بنده دو تا سوال کردم راجع به هولوکاست ؛ دو سوال که تمام نظام حقوق بشر غربی بر اثر آن زیر سؤال رفته است. آنها دارند فریاد میزنند. من تعجب میکنم. اسرائیلیان فریاد میزنند. غربیها هم فریاد میزنند. بعضی دوستان هم میگویند آبروی ایران رفت. چطورآبروی ایران رفت. ما که نباید بنشینیم دشمن بیاید درخانه ما. بعد شروع کنیم با او مواجه بشویم.
امروز تهدید برای همیشه از ایران برطرف شده است. البته همه اینها به همت ملت بزرگ. ایستادگی ملت بزرگ. فداکاری ملت بزرگ. رهبری عزیز و عنایات حضرت ولی عصر علیه سلام بوده است.
من تعجب میکنم. آقای موسوی بد نیست یک سفرخارج از کشور بروند و ببینند که دولتها وملتها چگونه ازایشان استقبال میکنند.
در دوره خود ایشان، ایشان چندتا مسافرت خارج از کشور رفت. آن موقع ایران سرافکنده بود یا الان، البته نمیخواهم بگویم که آن موقع ایران سرافکنده بود خیر آن موقع هم عزیز بودیم، ولی ازدید قدرتهای بزرگ نه.
اگرنگاه جنابعالی (آقای موسوی ) این است که ما باید سعی کنیم چهار تا قدرت بزرگ را راضی کنیم، این بر خلاف نظر امام، بر خلاف منطق و استقلال ماست، اما اگر نه ما باید با تودههای وسیع ملتها و دولتها ارتباط داشته باشیم. در چهار سال بیش از شصت رئیس دولت به ایران سفرکرده است.درهیچ دوره ای سابقه نداشته است.ما عزیز نیستیم. 118 عضو جنبش عدم تعهد از برنامه هسته ای ما حمایت کرد.
من حالا اینجا میخواهم بگویم، جناب آقای موسوی سؤال میکنم از شما که در زمان آقای هاشمی تورم شد 49/5درصد، 49میلیارد دلار استقراض خارجی کردیم. بحرانهای اجتماعی بسیاری از شهرهای بزرگ ما ا در برگرفت و عده زیادی کشته شدند، شما احساس نگرانی نکردید؟ وقتی که تحریم شد و بیست میلیون دلار آقای کلینتون گذاشت مبنی بر اینکه هر شرکتی که بالای 20میلیون دلار با ایران قرارداد نفتی ببندد، تورم شد 49/5درصد شما(چرا ) نگران نشدید ؟
وقتی که جریان برانداز در 18تیر شروع کرد ومی خواست تهران را بگیرد و حرکت کند به سمت مرکز حکومت و علنا هم اطلاعیه دادند و از بیرون ازکشور هم حمایت شدند وبه قول خودشان میخواستند انقلاب مخملی را راه بیندازند شما (چرا) نگران کشور نشدید؟
مجری: آقای احمدی نژاد اگر ممکن است کوتاه، وقتتان گذشت...
احمدینژاد: احمدی نژاد خطاب به میرحسین موسوی گفت: شما نگران نشدید. امروز (به من) میگویید چرا گفتهاید هولوکاست. من از شما سؤال میکنم چرا نباید بگوییم هولوکاست؟
ما باید بنشینیم و اروپاییان بیایند راجع به حقوق بشر ما حرف بزنند یا ما باید بگوییم شما آزادی ندارید. استعمار دارید میکنید. ملتها را دارید خفه میکنید. سیاست خارجی این دولت، سیاست برآمده از متن مردم. متن خط امام و عزت آفرین است. میبینید. چطور شد که آنها عقب نشینی نکردند. امروز مسأله هسته ای ایران در دنیا مسأله دست دهم شده است.
در حالی که یک روزی اینجا به ما گفتند، خط قرمز را بگذارید شورای امنیت. خب شورای امنیت هم رفت. عبور کردیم. چکارکردند. تحریم کردند. الان چکار میتوانند بکنند. اصلا مگر میشود از موضع نرمش در برابر مستکبران ایستاد.
در همین تهران، آقای موسوی مقاله نوشتند، دوران امام، شما سکوت کردید. دولت وقت از آن مقاله نویس حمایت کرد. شما سکوت کردید. شما نگران شدید؟ من به شما علاقهمندم ولی نمیتوانم از اتهامات بی اساسی که به ملت زده میشود یا توهینهایی که به ملت میشود از اینها بگذریم.
موسوی: صحبت از خط امام شد. من جا دارد که یک خاطره ای از حضرت امام در اینجا نقل بکنم. یک موقعی اسرائیلیها آمدند و حمله کردند به جنوب لبنان و در داخل کشور همه به این اتفاق رسیدند که ما باید نیرو بفرستیم و به اصطلاح اسرائیلیها را بیرون کنیم و کنار لبنانیها بجنگیم.
آن موقع شهید همت هم قرار شد که رئیس لشکرهایی باشد که قرار بود بفرستند. نیروهایی را هم پیشاپیش اعزام کردند که در لبنان بررسی کننند، این نیروها باید در کجا مستقر بشوند.
آن شبی که فردایش قرار بود نیروها فرستاده بشود. به یاد دارم که جلسه رؤسای سه قوه بود و شهید همت هم آمده بود. مرحوم حاج احمدآقا هم آمدند و گفتند که خیر است این بحث و بعد گفتند که امام فرمودند راه قدس از کربلا میگذرد؛ یعنی شما بپردازید به جنگتان. چکار دارید به لبنان که نیرو بفرستید به آنجا. راه قدس از کربلا بگذرد. حالا ما بحث مان بر سر این قضیه است. ما میگوییم که نظام تصمیم گرفت که بگوید، برای اینکه با هنجارهای بین المللی سازگار باشد ولی هدف خودش را دنبال کند. در مورد اسرائیل فقط این حرف گفته بشود که ما موافق این هستیم که همه مردم فلسطین جمع بشوند. حتی آنانی که بیرون از کشور مهاجرت کردهاند.
اینها هر کس یک رأی، اعم از یهودی، مسلمان و مسیحی رای بدهند و سرنوشت خودشان را خودشان تعیین بکنند، این نیز بطور کامل با هنجارهای بینالمللی سازگار است؛ جاهای دیگر هم عمل شد؛ پس از جنگهای استعماری.
ما وقتی که به اجتهاد خودمان و بنا به تندروی خودمان، افراط گری خودمان در موقعیتی که 20سال است این شعار به همین شکل داده میشود، ما میآییم از این فراتر میرویم. خوب همین جاست که مصیبت ایجاد میشود. به عوض اینکه اسرائیل را منزوی بکنیم، آمدهایم او را بیشتر در معرض مظلومیت قرار میدهیم. در همین دوربان در سویس، مسألهای که ایجاد شد اروپاییان بعد از کشتار غزه در مقابل اسرائیل بودند، داشتند قطعنامه صادر میکردند و موضع داشتند. آن هم به خاطر موضعگیری و اشتباه ما و آن لطماتی که حیثیت ما خورد. همهشان پشت اسرائیل باز هم جمع شدند.
آیپک که بزرگترین نهاد صهیونیستی در آمریکاست، وجود این سیاست را برای خودش نعمت میشمرد. ما حالا داریم همین را میگوییم که بر پایه همین چیزی که میگویند نباید خیالبافی بکنیم درباره مسایل جهانی. واقع بینانه باید عمل بکنیم. با تدبیر باید عمل بکنیم. مشکلی که بنده دارم بر سر چیزهای دراز مدت نیست، بلکه بر سر یکسری روشهای اجرایی معمول است.
ببینید آیا وزارت خارجه و مأموران حساس ما و آنهایی که آگاه هستند و نیروهای متفکر ما هستند چه در دانشگاه، چه در خود وزارتخارجه این مسأله را تأیید نمیکنند و نظیر این را ما یکی دو تا نداریم.
ببینید، بنده یک بحثی کردم، توی همین تبلیغات انتخاباتی هم گفتهام در هر زمینه ای با هر روشی که باشد اگر ما افراط داشته باشیم به دنبالش تفریط داریم.
برای مثال، ما میآییم این صحبت تند (هولوکاست) را راجع به اسرائیل میکنیم؛ یعنی هولوکاست را مطرح میکنیم بدون اینکه به فایده و هزینه آخرش فکری بکنیم، مبنی بر اینکه آیا این ما را به نتایج خودمان میتواند نزدیک بکند یا نه.
نتیجهاش این میشود که یک وقتی مشاهد میشود اوضاع بد شد. معاون ما میآید و میگوید ما دوست مردم اسرائیل هستیم. آن در مقابل این است؛ یعنی آن افراط این تفریط را هم میآورد که او تصور بکند که ما دوست هستیم.
ازاین موضع هم دست برنمیدارد، مگر اینکه یک تشری به او آمده باشد، مبنی بر اینکه ایشان عقب نشینی بکند. آن وقت چگونه مردمی که غاصب هستند و تمام سرزمینهای فلسطین را گرفتهاند و ما یکباره دوست آنها میشویم؟ من میگویم که این اظهارنظر در مقابل افراطی است که ما در آنجا کردیم.
حالا شبیه این را ما درباره مسایل سیاسی و اقتصادی هم داریم که کم نیست و حالا من قصد ندارم که راجع به خلیج فارس یا به کشورهای دیگر رفتن صحبت کنم که هر کدام برای ما هزینههای سنگینی را به دنبال داشت.
عدم امنیت ذهنی خودشان را در اقتصاد و صنعت، در مبادله ای که با جهان دارند در بی اعتبار شدن گذرنامههایشان، در سطح بینالمللی تحقیر شدن ایرانیها در سراسر دنیا درک میکنند، آیا یک دولت در مقابل این مسأله ایرانی و ایرانیت برای خودش یک مسئولیت دارد یا ندارد.
من میگویم که دولت بسیار بی اعتنا به این نوع مسایلی است که مربوط به رنج و درد و مشکل مردم است، واقعا من دلم برای مردم میسوزد، با این سیاستهایی که ما داریم و این بلاهایی که سرشان میآوریم، از این طریق این افراط کاریهایی که ما داریم و اینها را من برمیگردم به آن دید اول که متاسفانه در سیاست خارجی ماست.
بعد مسایل دیگری که مطرح شد، آقای هاشمی گفتم مرد بزرگی است، امام هم راجع به ایشان صحبت کرده بود، نقاط ضعف و قدرتش را ایشان میتواند صحبت بکند ولی نباید دیگری، یک کمی سن من هم زیاد است. تو عالم سیاست قبل از انقلاب و بعد از انقلاب هم بودم مردم یک کمی فکر دارند ما برای اینکه بگوییم خیلی تنها ماندیم سه تا دوره را به هم پیوند بدهند این که سه تا طرز فکر است.
برای اینکه ما در مقابل این طرز فکر قرار داریم خوب مردم این را نمیپذیرند، چرا اصلا ما این بحث را میکنیم. خوب آقای خاتمی که آدم کمی هم نیست، آدم سیاسی مطرح در سطح کشور هست، هشت سال هم رئیسجمهوری بوده آقای هاشمی هم همینطور. ایشان مجال صحبت و گفت وگو با آنها را دارند میتوانند در رادیو تلویزیون این صحبتها را برقرار کنند، ماشالله صدا و سیما هم که در اخیتار دوستان هست به طور ظاهر میتوانند دعوت کنند در یک میز گردی با آنها صحبت بکنند مسایل را حل کنند چه ربطی به عقاید بنده دارد؟
بنده میگویم این سیاست خارجی شما باعث شده که کشور لطمه و حیثیت ما لطمه بییند و این شیر غران ایرانی را در بند بکند؛ هم سیاست خارجی و اقتصادی شما. برمیگردم به یک مسأله دیگر در رابطه با همبستگی ملی ما چه کار داریم میکنیم؟ چه بلایی سر دانشگاهایمان و محیطهای جوانان و مردم آوردیم که بنده هر جا میروم اعتراض است؛ هر جا میروم میگویند به ما اهانت شده است. این دانشجو را ستارهدار کردیم، آن را دستگیر کردیم، آن یکی را دستگیر کردیم؛ آن را از دانشگاه بیرون کردیم.
بنده یک روشنفکر هم هستم، فردی میآید پانزده بار کتابش چاپ شده، مجوز از همین دولت گرفته در چاپ شانزدهم جلویش را میگیرند آخر دولت حیثیتی دارد، نظام ما حیثیتی دارد؛ هر دولتی باید مقید باشد به آن امضاها و حرفهایی که میزند سر حرفش باید بایستد. الان شما خود مردم، خود انتشاراتیها میدانند این انتشاراتیها در این چهار سال چند تا بودند به چند تا رسیدند و چند هزار تا کم شدند چه مشکلاتی دارند.
ببینید یک کارهایی میشود که واقعا دردناک است و آدم را اذیت میکند. بالاخره همه ما یک هویت اسلامی ایرانی داریم، انسانی هستیم، شما فکر کنید یک کتاب فروش بدبخت و بیچارهای که با زور یک بیست جلد کتاب چاپ کرده کافی است که وزارت ارشاد چهار تا از این کتابها را در حبس نگه دارد، در چاپ دوم و سومش ورشکست میشود. همین طور که دارند ورشکست میشوند.
خوب این در مقابل نظام قرار میگیرد. علت اینکه این همه هنرمند در مقابل دولت هستند برای چیست، بنده اعتقاد دارم که هنرمندان خیلی سیاسی نیستند و در سیاست روز اصلا وارد نمیشوند اما به تنگ آمدهاند، مشکل پیدا کردهاند در سطح ملی به دلیل همین سیاستها و حالا خود روحانیت هم از یک طرف دیگر رابطه دولت با روحانیت را ما میبینیم که به چه شکل است، مرجعیت چگونه با دولت روبهرو میشود و توهینهایی که در آموزش و پرورش به پیامبر اسلام شد، چه واکنش نشان دادیم؛ تمام اینها یک نوع بدبینی نسبت به دولت ایجاد کرده. خوب من میگویم آیا دولت نشسته و فکر کرده که چرا رابطهاش با روحانیت خراب شده؟ چرا رابطهاش با روشنفکران از بین رفته؟ چرا با جوانان ارتباط خودش را از دست داده؟ بنده هر جا که میروم چندی نفری شعار میدهند و جلسه را به هم میزنند و سروکله میزنند و تحریک میکنند، بقیه شعار علیه این نوع سیاستها میدهند.
حالا در رابطه با سیاست داخلی بنده این را بازتر خواهم کرد که یکی از کارهایی که دولت میکند به نظرم برخلاف نص صریح فرمان هشت مادهای حضرت امام است. دولت مردم را خودی و غیر خودی میکند. این را به خودش جذب میکند و آن یکی را خلاف سلیقه خودش میداند، آن را از این جدا میکند.
مجری: آقای موسوی 21 دقیقه صحبت کردند و آقای احمدینژاد 23 دقیقه.
آقای احمدینژاد بفرمایید.
احمدی نژاد: خیلی ممنونم از آقای موسوی؛ اجازه بدهید باز آن حرفم را تکرار کنم. آقای موسوی من بعضی وقتها دلم میسوزد، یک اطلاعاتی را شما مطرح میکنید که میدانم از روی بی اطلاعی است.
من یک موردش را باز میکنم برای اینکه معلوم بشود که اطلاعات شما از کجاست. دانشجویان ستاره دار، این ستاره دار از کجا درآمد که آقای موسوی امروز میکوبد در کله این دولت و استنادش هم به حرف یک عده ای است که من نمیدانم این عده کی هستند.
موضوع ستاره دار در زمان آقای معین درست شد؛ سال 80 یعنی زمان دوست جناب آقای موسوی که امروز هم حمایت میکند از آقای موسوی آنها امدند از کارشناسی ارشد در برابر قبولیها یک ستاره میزدند. یک ستاره یعنی شما در آموزش مشکل دارید، پرونده کم است نقص دارد برو برطرف کن. دو ستاره یعنی شما یک مشکلی در کمیته انضباطی داشتید تخلفی داشتید مراعات کنید این در زمان جناب آقای معین وضع شد؛ در همان سال اول این دولت منتفی شد. ما نفی کردیم گفتیم این توهین به دانشجوست، وزیر علوم ما این را برداشت آن وقت جالب است آقای موسوی به جای این که به دوستانش انتقاد بکند به ما انتقاد میکند.
من واقعا متأسفم چطور اینجور شما قاطع قضاوت میکنید! شما میروید دور شما جمع میشوند ما هم میرویم مردم جمع میشوند، حرف میزنند. دیروز بنده در مشهد بودم این چند صد هزار ادم اینها مردم این مملکت نیستند؟ چرا شما خیال میکنید آنها که برای شما جمع میشوند فقط آدم هستند و مردم ایران هستند؟ اتفاقا شما دارید مردم را جدا میکنید.اینها را نگاه کنید من اینها را آوردم برای اینکه مشاهده کنید. شما فرمودید کتاب بله بنده با شما هم نظرم نامه هم نوشتهام به وزیر ارشاد تذکر هم دادم. آمارهای ما هم نشان میدهد نسبت به دوره آقای هاشمی و خاتمی ما کمترین میزان را داشتیم از نظر کنترل من آن را هم قبول ندارم البته نامه مکتوب من خطاب به وزیر ارشاد هست.
اما جناب آقای موسوی جنابعالی هشت سال نخست وزیر بودید تنها یک روزنامه منتقد وجود داشت آن هم از سال 64 راه افتاد که هفته ای یک یا دو نقد اقتصادی بر شما مینوشت که آمار ارقامی که من اینجا دارم الان آن نقدها را تأیید میکند که خواهم گفت.
چه فضایی شما برایش درست کردید؟ خود جنابعالی چند بار علیه آن یک روزنامه صحبت کردید؟ من متن سخنرانی شما را دارم. خواهش میکنم مراجعه کنید حافظه تاریخی نباید از دست برود که جنابعالی گفتید که شما در خط دشمنید. شما دارید ضد انقلابی عمل میکنید. شما دارید ضربه به کشور میزنید، در حالیکه آن گزارشی که آن روزنامه نقد کرده بود، گزارشی بود از برنامه و بودجه خود جنابعالی. آمده بود رفته بود در کمیسیون کشاورزی مجلس یکی از افرادی که مرتبط بود، آن را گرفته بود یک نقدی رویش نوشته بود.
اینقدر فشار آوردید تا بخشی از آن نقدها تعطیل شد، اما اینها را ببینید؛ اینها چهار سال تیتر توهینهایی است که به من و دولت شده است،؛تهمتها بنده اینها را تحمل کردم. شما در سخنرانیهایتان بنده را به دیکتاتوری متهم کردید. این دیکتاتوری کدام دیکتاتوری است؟ زمان آقای هاشمی هم همینطور بود. اینکه شما میگویید باهم مقایسه نکنید، اتفاقا باید مقایسه کنم، زمان آقای هاشمی یک روزنامه منتقد من کاری به مواضع آن روزنامهها ندارم، شخص رئیس دولت بارها علیه آن روزنامه موضعگیری کرد تا بالاخره صدایش را انداخت. در زمان آقای خاتمی هم که معلوم بود کسی مگر میتوانست یک کلمه انتقاد کند. همان علمایی که جنابعالی میفرمایید، یکیشان یک اظهار نظر کرد کاریکاتورش را کشیدند که ما بعدا دیگر نداشتیم که علیه علما کسی کاریکاتور بکشند.
بنده اینجا به خودداری از اجرای برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اشاره کنم، بنده نمیدانم که دولت میتواند با یک قانون اینطور رفتار بکند! خوب یک قانون دیگری را باید جانشین بکند و ببرد مجلس و تصویب بکند تا بتواند از آن بگذرد.
موسوی: انحلال غیر قانونی شورای عالی و خودداری از اجرای مصوبه مجلس و همچنین مصوبه تشیخص مصلحت، دولت پایش را در یک کفش کرده که من اجرا نمیکنم، دوست ندارم حالا هزار بهانه میآورد. من فکر نمیکنم از مجمع تشخیص مصلحت ما دیگر مرجعی بالاتر داشته باشیم که رأی رهبر انقلاب هم پشت آن هست و حتی آنقدر مهم است که بر پایه مصلحت میتواند از مشکلاتی که شرعی داریم، فراتر برود و آنجا همه تصویب کردند، مصوب شد که هیجده تا از این شوراهایی که دولت منحل کرده به جای اساسی خودش برگردد و دولت هنوز هم که هنوز هست این را اجرا نکرده. یکی شورای پول واعتبار است.
بنده به مردم میگویم که این تورم 25 درصدی یک دلیلش همین عدم برگزاری شورای پول و اعتبار است؛ یک دلیلش این هست که دولت میخواهد تمام این اختیارات بانکها و مؤسسات زیر دست خودش باشد و کسی دخالت نکند، نماینده دادستانی نباشد، نماینده بخشهای مختلف نباشد، نماینده بخش خصوصی نباشد؛ خوب نتیجهاش این تورم و این وضعیت اقتصادی میشود که همه دادشان بالاست؛ صنعت در حال خوابیدن، تورم 25درصد و این نتیجه اش است و نقدینگی دو و نیم برابر وضعیتی است از زمانی که دوستان دولت را در اختیار گرفتند، هزینه کردن غیرقانونی از بودجه عمومی که بنده نمیخواهم این مسأله را بگویم. میگویم به صورتجلسات مجلس نگاه کنید و گزارش دیوان محاسبات عمومی که یکی از مهمترین سازمانهای نظارتی کشور است.
انحلال سازمان برنامه و بودجه که مستندات قانونی آن هست بنده در این زمینه حساسیت دارم، دلیلش این است که من حسی داشتم زمان مسئولیت خودم که یک عده ای ممکن است با برنامه مخالف باشند، یک عده از اول انقلاب با برنامه مخالف بودن میگفتم شما به خدا توکل کنید بالا نعمت خدا میریزد بر سرشان اصلا خوششان نمیآمد، میخواستند تکروی کنند.
به همین دلیل احساس خطر، بنده در مجلس بازبینی قانون اساسی سخنگوی بخش کمیسیون اجرایی بودم مسئله امور استخدامی و برنامه و بودجه به ویژه پیشنهاد بنده است که در قانون اساسی ما بیاید جالب اینجاست تنها سازمانهایی است که در قانون اساسی آمده، خوب دوستان آمدند این را منحل کردند و تبدیل کردن به یک معاونتی که یقینا هیچ گونه اختیاراتی نمیتواند داشته باشد.
زیر پا گذاشتن قانون مالیات مستقیم اگر لازم باشد جزییاتش را بنده بخوانم ودستور توقف اجرای قانون مالیات برارزش افزوده که اصلا دراختیار دولت نیست که چنین کاری انجام بدهد.
عدم اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری، من لیستی میخوانم و مراحل بعدی ممکن است دانه دانه بگویم، الحاق غیرقانونی سازمان حج وزیارت به سازمان میراث فرهنگی وگردشگری،وقتی رهبری دخالت کردن این مسئله برگشت آن هم بصورت صریح درصورتی که مشخص بود این کار غیر قانونی است ونمی باید صورت بگیرد.
بی اعتنایی آشکار به احکام قانون دادگاهها، بنده یک موردی دارم، وزیر علوم در برابر دیوان عدالت اداری که حکم داده و صریح میگوید اصلا این کار را نکند، اما افتخار میکند و میگوید که من به این رئیس دانشگاه که فردی انقلابی و جانباز بود گفتم در صورت اخراج نیز با ورود این متخلف به دانشگاه مخالفت کند و در مورد این موضوع رسانهها به حمایت از رئیس دانشگاه نپرداختند.
بعد اینجا گفته شده چطور شده چند بار گفته شده که وضعیت این استاد چه هست، ایشان صریحا این نامه را نوشته خوب ایشان ممکن است با این فرد مخالف باشد برود از راههای قانونی راه حل پیدا کند که نباشد در آنجا ولی بی اعتنایی آشکار به مدرک جعلی آقای کردان و حمایت و نقض آشکار قانون ممنوعیت تصدی بیش از شغل است.
من فکر میکنم که دوستان عوض اینکه بروند پرونده سازی کنند و چیزهایی که جواب دارد، دنبال این مسایل بروند بهتر است، بروند دنبال حل مسایلی که مشکلات کشور را حل بکنند و کشور را نجات بدهد از بحرانهایی که هست بنده واقعا صادقانه و بدون هیج نوع شیله و پیله، یکی از دلایل اصلی یکی از مهمترین انگیزههای من از ورود به صحنه انتخابات همین مسایل گریز از قانون بوده است.
میخواهم به مردم این را بگویم که اگر دولت چند بار نه یک بار گوید اشتباه کردم، ولی دایم این را روش ادامه دهد از جایی که با سلیقهاش مخالف است، در مقابل قانونی که مجلس تصویب کرده آن هم مجلسی که تا اندازه زیادی با خود این رئیسجمهوری کاملا همسو است، بایستد بعد از یک مدتی مردم به این مسأله حساسیت خودشان را از دست میدهند؛ آیا اجساس خطر برای کشور نمیکنند، آیا کشور روی پای خودش میماند؟
مجری: آقای موسوی 30 دقیقه و 51 ثانیه صحبت کردند و آقای احمدی نژاد 34دقیقه و 17 ثانیه.
احمدی نژاد: من باید دوباره تکرار کنم آن جمله قبلی را درباره قضاوتهای جناب آقای موسوی، این دولت قانون را زیر پا گذاشته، شما استنادتان فقط به یک مصوبه مجلس است، آن هم قانون شوراهاست، شورای نگهبان میگوید این خلاف قانون اساسی است مجمع تشخیص میپذیرد، اگر شما میخواهید قانون را اجرا کنید و واقعا معترضید شما دو خط بنویسید به دیوان عدالت اداری ما قانون داریم که اگر دولت برخلاف قانون عمل کرد میآید باطل میکند.
بگذارید دو تا عدد بدهم.
مجری: آقای احمدی نژاد شما هشت دقیقه بیشتر فرصت ندارید.
احمدی نژاد: شما ادامه بدهید، سه تا چهار ساعت بگذارید بالاخره آقایون دارند همه با هم حمله میکنند و میزنند، 45 دقیقه فرصت میدهید سه نفر در برابر یک نفر، اشکال ندارد.
طبق اسنادی که ما داریم در دولت قبل تعداد مصوباتی که باطل شده است 303 تاست در دولت ما 157 تا، مصوباتی که ا ز ما توسط دیوان عدالت اداری باطل شده 2/3درصد و دولت قبل شش ونیم درصد، کی بیشتر تابع قانون است و اصلاحاتی که ما انجام دادیم در ایرادات مجلس بیشترین است؛ اتفاقا ما داریم عین آن قانون مصوب مجمع را اجرا میکنیم.
شما با دو تا حقوقدان صحبت کنید توجیه میکنند شما را اگر فکر میکنید واقعا ما داریم نقض قانون میکنیم یک یادداشت میدهید دیوان عدالت اداری این قانون اساسی ماست هر کس هر جایی بود این را باطل میکند و الا اینکه در فلان جا این اتفاق افتاد بله یک کشور بزرگی است در گوشه و کنار در دوره شما، مگر کم از این اتفاقات افتاد ما دنبال پرونده سازی هستیم.
ماجرای کردان به این ترتیب است که در دهه هشتاد یعنی از سال 70 به بعد اتفاقا در دوره آقای هاشمی که حامی جناب آقای موسوی است یک موجی در مدیران درست شد که همه میخواستند دکترا بگیرند دانشگاه آزاد هم پشت قضیه بود، دکترا صادر کرد پشت سر هم یک موج درست شد؛ کردان هم یکی مثل همانها، من در مجلس گفتم این جور مدارک را من ارزشی برایش قایل نیستم. استاد دانشگاه دکترا باید کسی باشد شب نخوابی کشیده باشد زحمت کشیده باشد.
این همه افراد در کشور دارند زحمت میکشند برای درس. من گفتم هیچ کدام از اینها را قبول ندارم، میشود فهرست را بیاوریم چقدر از آدمها دوره آقای هاشمی و موسوی همین طور رفتند دکترای قلابی گرفتند آقای کردان هم یکی حالا یک دانه را روش انگشت گذاشتند. من در مجلس گفتم این را قبول ندارم مدرک را بگذارید، کنار عملکرد ایشان را بیاورید راجع به یک کس دیگر که میگویند صدها میلیارد من نمیدانم واقعا یک کسی بوده فرمانده لشکر بعد در دوره آقای هاشمی و آقای خاتمی رفته در کار اقتصاد پولدار شده زمانی که پولدار بود من بهش گفتم بگذار کنار بیا تو دولت آمد، اما جناب آقای موسوی بسیاری از مدیران شما و آقای هاشمی.
من فهرستی دارم از زمینهایی که مدیران گرفتند برایتان بخوانم 40 هکتار، 50 هکتار، 80 هکتار و 400 هکتار در دوره واگذاری بیشترین مشکلات ما در کارگاهها برای واگذاریهای دوره قبل از این دولت است کی گرفته کسانی که الان دارند از جنابعالی حمایت میکنند این هزینه سنگین تبلیغاتی شما از کجا میآید؟
آقای موسوی من دوست دارم شما را، این چه نحوه هزینه کردن است از کجا میآید. یک مورد رشت الکتریک بدون هیچ مزایدهای دادند به دوستان جناب آقای کرباسچی، همسر آقای کرباسچی و همسر آقای قبه، کارخانه را از بیخ تراشیدن زمینش را بفروشند و دهها مورد اینطور، 400 هکتار زمین در هرمزگان گرفتند مردم برای دو هکتار و چهار تا جوان بتوانند بروند سر کار لنگند.
بی قانونی اینهاست جناب آقای موسوی استات اویل بی قانونی است که طرف میآید اینجا محاکمه میشود و محکوم میشود از زندان فراری داده میشود و میرود خارج و تهش پسر آقای هاشمی است؛ بی قانونی در پسران بعضی از همین آقایانی است که امروز از شما حمایت میکنند. پسر آقای ناطق چطوری میلیاردر شد؟ خود، آقای ناطق چطوری دارد زندگی میکند؟ اینها حامیان شما هستند؛ بی قانونی آنهاست جناب آقای موسوی ما قانون را نمیپذیریم یک مورد هم نمیتوانید بیاورید.
من اینجا پرونده ای دارم برای یک خانم شما میشناسید در تبلیغات انتخاباتی کنار شما مینشیند، برخلاف همه قوانین کشور همزمان که کارمند بوده دو تا رشته فوق لیسانس خوانده در دانشگاه آزاد دکترا گرفته بدون کنکور و بعد در رشته غیر مرتبط دانشیار شده استادیار شده بدون اینکه شرایطش را داشته باشد، رئیس دانشگاه شده؛ اینها بی قانونی است.
من با اینها مخالفم. من میگویم با رانت بازی و باند بازی و ا ین جور چیزهایی که یک عده ببرند بقیه محروم باشند من با اینها مخالفم جناب آقای موسوی نه با قانون. بنده تابع قانونم و دولت ما قانونمدارترین است. من وارد آمار نشدم برای اینکه در همین دورهای که میگوید اقتصاد ضربه خورده بهترین وضعیت اقتصاد نسبت به قبل است نسبت به دوره شما که عالی است نسبت به قبلیها هم، اینجا گزارش هست دقیق، آماری است که منتشر شده، اما من سؤال میکنم گزینشها را امام در زمان چه کسی منحل کرد در زمان ما یا زمان شما؟
یک خاطره عرضم تمام، آقای مهندس نقره کار باجناق جنابعالی دعوت کرد، رفتیم جزو تجدید نظر گزینش پروندههایی را میدادند به ما یک دختر خانمی آمد بهش میگویند فلان سؤال را جواب بده. اگر جواب میداد میگفتند خیلی مسلط بود باطل اگر جواب نمیداد، مینوشتند، اینها را من دیدم با چشم خودم فرمان هشت ماده ای برای جنابعالی صادر شد نه برای این دولت شما بگویید چقدر آن را اجرا کردید.
مجری: آقای موسوی بفرمایید، 12 دقیقه وقت دارید.
موسوی: خوب صحبتهای مختلفی میکنند که واقعا من نمیدانم چطوری میخواهند جواب بدهند یکی از مشکلات صحبت کردن با آقای احمدی نژاد هست، یک چیزهایی است که یک کمی غیر عادی و غیره منتظره است، ایشان میگوید شما به دیوان عدالت اداری نامه بنویسید فلان مصوبه را لغو کند.
احمدی نژاد: شما ادعا میکنید غیر قانونی بوده؟
موسوی: وقت من را نگیرید، ببینید همین روحیه شما که الان خود صدا و سیما هم میدانند که کیها هستند تو رجانیوز در اینجا هستند. ما میدانیم چطوری اینجا عمل میکنند، میگویند چیزی بنویسید دیوان عدالت اداری. آیا راه برخورد با مجلس یا مجمع تشخیص مصلحت این است جایی که ریش سفیدهای نظام آنجا نشستهاند جایی که پشت سرش مشروعیتش را از کل قانون اساسی و رهبری میگیرد.
آیا به این ترتیب مسأله کشور را میشود اداره کرد؟ من میترسم مشکل هم سر همین قضایاست در یک چیزهایی که بین هست طوری عمل بکنیم، طوری حرف بزنیم که اول برویم به سمت اشتباه و اینجا میخواهیم اصلاح کنیم همین است که منجر به دیکتاتوری میشود. ایشان میگوید چرا میگویند من دیکتاتور هستم. من نگفتم دیکتاتور هستید ولی این روش قطعا به دیکتاتوری میانجامد که شما رأی خودتان را به جمع مجمع تشخیص مصلحت بتوانید ارجحیت بدهید و از رأی مجلس هم بالاتر بدانید.
بحث اسامی را بردند. ما فکر میکنیم واقعا شایسته یک مسئول دولت نیست که کسانی را که محکوم نشده اند در قوه قضاییه نام آنها مطرح شود، این جرم است، ما اینجا نام ببریم بدون اینکه قدرت دفاع از خودشان داشته باشند شما یک افرادی را دارید مورد حمله قرار میدهید که در این صحنه حضور ندارند و آن را قاطی سرنوشت بنده میکنید، ظاهرا چیزی از بنده نداشتید، آمدید حالا وصل کردید من را به دو دولت قبل.
من بدون اینکه بخواهم از آنها دفاع بکنم، واقعا به آنها حق میدهم که ازدست شما عصبانی باشند مردمی که این صحنه را نگاه میکنند، این را نپذیرند از رئیسجمهورشان که یک شهروند را شما فکر نمیکنید که آقای هاشمی چکار کرده در این مملکت یا خاتمی چکار کرده رئیسجمهور بودند، کی بودن، ولی شما به عنوان یک شهروند هم باید به ایشان حق بدهید در جایی که نمیتوانند از خودشان دفاع بکنند، در یک جمع 50 میلیونی که حداقل امروز مردم دارند این صحنه را نگاه میکنند.
شما متهم میکنید، اسم خانواده شان را میبرید، بچهها یشان را نام میبرید، کسان دیگری را نام میبرید. بنده میگویم قوه قضاییه حکمتش این است و آقای احمدی نژاد اینک میگویم بدانید قوه قضاییه در جهان معنایش این است وقتی کسی را محکوم میکند، یعنی بقیه ملت بری هستند؛ این اصل اسلامی است شما از اول کار خودتان شروع کردید گفتن که هزاران مفسد در این کشور است پرونده را میخواهم باز کنم، اسامی را میخواهم نام ببرم، رئیس بانک پارسیان را برداشتید لجن مالش کردید بعد مشاور خودتان کردید و دیگران را همینطور. خوب اینها گناه دارد، ما مسلمان هستیم، ما متدین هستیم، ما به خدا اعتقاد داریم، نمیتوانیم افراد را همینطور نام ببریم و متهمشان بکنیم.
در مورد واگذاری هکتاری، اگر این کار را کرده اند خیلی کار بد و غلطی بوده اما چه ربطی به بنده دارد شما میگویید چرا از من حمایت میکنند. بنده گفتم هر شهروند یک ستاد، مثل بعضی دوستانی که بنرهایشان همه سطح جهان را پوشانده و از تمام امکانات دولتی استفاده میکنند از ادارات و از خود وزارت کشور استفاده میکنند از صدا وسیما استفاده میکنند، بنده استفاده نکردم. در آنجا را باز کردیم روی همه، هسته خیلی سالمی داریم که یک نفر راجع به آن هسته نمیتواند حرف بزند افراد بسیار وارسته بسیار معتقد و مؤمن در آنجا هستند. اگر بودن الان شما نام میبردید شما روحیه تان اینطوری هست، آنها را معکوس میکردید. ولی نیستند. آنها آدمهای وارسته ای هستند درها را باز گذاشتیم. هر که از ما حمایت میکند، استقبال میکنیم. هیچ دلیلی ندارد که استقبال نکنیم از همه ملت استقبال میکنیم که از بنده حمایت بکنند رأی بدهند تا تغییر ایجاد بکنیم. بنده این را گفتم الان هم میگویم به همه مردم میگویم اگر بخواهید این فضا عوض بشود اینجوری راحت دیگران را معکوس بکنند.
ایشان جلوی بنده عکس خانم بنده را میگیرد که این را اینجوری کردن، ایشان مهمترین روشنفکر زن این کشور هست؛ ده سال برای دکترای علوم سیاسی زحمت کشیده و سندهایش هست مدارکش هست، سایتهای مرتبط با شما برگشتن علیه ایشان جوسازی کردند، ایشان قرآن پژوه است، بله ایشان افتخارش این است که فوق لیسانس رشته هنر هم دارد دکترای علوم سیاسی هم فوق لیسانس علوم سیاسی هم دارد.
شما ببینید آن موقعی که کنکور بوده برای دانشگاه آزاد بروید آن را بررسی کنید. بنده خبر دارم و متاسفانه یکی از دلایل مشکلات دولت همین است، معاون اجرایی آقای رئیسجمهور به جای اینکه مشغول حل مشکلات مردم باشد مشغول رفتن و سرکشی به این پرونده و آن پرونده به آنجا و اینجاست که یک چیزی بسازنند که به درد امشب بخورد.
ایشان میگوید، ستاره کردن کار زمان آقای معین بوده است. خوب کاری ندارم. اگر ایشان هم این کار را کرده باز کار بدی کرده است، ولی به نظر نمیرسد که اینجور به آدمها گیر داده باشند.
برای وارد شدن به این دور از انتخابات من هیچ انگیزهای نداشتم. در مدت چهار سال دولت فعلی هم من هیچ سخنی نگفتم. فقط دیدم شما دارید کشور را به خطر میاندازید.
بنده در برنامههای دیگر مسایل اقتصادی را مطرح خواهم کرد که با چه روشی شما کشور را دارید اداره میکنید. برای مثال همین عدم تشکیل شورای پول و اعتبار؛ عملا بانکها را تبدیل به حیات خلوت شما کرده است. من میگویم این سیاست قجری است. مگر حکم قجری یا حاج میرزا آقا آغاسی چکار میکرده است؟ یک خزانه داشته است. دستش را میکرد توی این به این تخصیص میداده به آن تخصیص میداده است.
آقا شورای پول و اعتبار برای این است که شما را محدود بکند، بنده را محدود بکند. سازمان برنامه مدیریت و برنامه ریزی برای این است که نگذارد شما هر جور دلت خواست هزینه بکنید؛ بیاید و از شما حساب کشی بکند. که در نتیجه این چیزی که دیوان محاسبات ما میگوید، پولها گم شد یا به خزانه ریخته نشد. چند هزار تخلف شد. این مسایل نباید پیش بیاید. خوب این به صلاح همه ما هست. به صلاح شما هم هست به صلاح همه ملت ماست. شما این کار را نکردید.
ببینید، بحث بنده از روی دلسوزی است. رسما از روی طرح مشکلی است که اگر ادامه پیدا بکند و اگر بقیه ابعادش را هم بشکافم خواهیم دید که همین مسایلی چون بیکاری، تورم و اعتیاد و بد فرهنگی هم نتیجه و ناشی از این سیاستهاست و شکست ما در سیاست خارجی هم همین مسأله است و بالاخره اینکه اگر میبینیم در سطح منطقه یک کشور دوست نزدیک نداریم باز هم ناشی از همین قضیه است و تماما برمیگردد به این چیزهایی که من در چهارچوب همان طرحی که گفتم و دوباره برای شما میخوانم، ببینید که آیا مسایل اثر دارد یا ندارد.
بنده چهار، پنج تا ویژگیهایی که در این نوع مدیریت وجود دارد و ما را به این بنبستها میکشاند را برای شما مطرح کردم. به هر حال میارزد در این چهار دقیقه باقیمانده از وقتم عنوان بکنم. ولی چون آقای احمدی نژاد ما را مجبور کرد چیزهایی بگویم که خوش نداشتم در این جا مطرح بکنم.
به هر حال، یک مدیریت هیجانی بی ثبات، نمایشی و شعاری. خیال بافی و خرافه گرایی. ما مرتب داریم میشنویم که اسرائیل در حال فروپاشی است. خوب بر اساس این ما سیاست خارجی تدوین میکنیم. خوب معلومه که به بیراهه میرویم. معلومه که اشتباه میکنیم و این خود محوری و قانون گریزی است.
خوب آدمی که قانون محور نباشد، گرفتار قانون گریزی میشود؛ بنابراین، اگر آدم قانون محور نباشد از قانون فرار میکند. دوست هم ندارد قانون را. اما آدم قانون محور میرود و از راه قانونی مسأله را حلش میکند. حتی اگر قانون را هم دوست نداشته باشد.
در مورد این روزمرگیها و سطحی نگریها و سایر این مسایل و به ویژه آن افراط و تفریطهایی که اینها در این چهار سال گذشته به ملت ما خسارت زده و لطمه زده بعد صحبت خواهم کرد، اما حالا پیام خودم را به مردم میدهم مبنی بر اینکه از مردم بودهام و به مردم برمیگردم. مسلما مردم در این باره قضاوت خواهند کرد و میتوانند راجع به این دوره هم قضاوت بکنند. در این زمینه میتوانند ببینند که رویهها و سیاستها چگونه است و بر این اساس آنها میتوانند واقعا تصمیم بگیرند. این بود که من این را برای کشور خطرناک دیدم و از روی احساس وظیفه آمدم.
در پایان من از همه مردم تشکر میکنم و مردم را به ارزشها دعوت میکنم. مردم را خوار کردن و برای یک نامه به دنبال ماشین خود کشیدن به عنوان اینکه ما سیاست رو در رو با مردم داریم؛ این روش کار نیست.
برای مردم باید تولید ایجاد کنیم. کار ایجاد بکنیم. تولید ملی و صنعت خودمان را تقویت بکنیم تا شاهد برخی نابسامانیها نباشیم. مثلا محصول همدان سیر است، اما مردم آنجا میگویند از وقتی که سیر چینی وارد شده نمیتوانیم سیر بکاریم، نباید شاهد این نابسامانی باشیم.
صحبتهای احمدی نژاد راجع به هاشمی اگر درست باشد وای به حال ما و نظام و اگر غلط باشد ایشان برانداز حساب میشوند. و سیستم قضایی باید با ایشان به همان ترتیبی که با دانشجویان برانداز که جرم آنها یک دهم آقای احمدی نژاد هم نیشت برخورد کنند
در بين كانديداها فقط و فقط رضايي يك برنامه مدون داشته كه آن هم فكر نميكنم اجرا شود





