درد بچگی
مهدی دادرس
کد خبر: ۵۰۴۵۴
| | 20149 بازدید
گاردگیریهای چند وقت اخیر مدیرعامل و سرمربی سابق استقلال را مطالعه و بررسی کردم، ابتداً متحیر شدم، چگونه میشود به قول آقایان یک بچه از آنچنان قدرتی برخوردار باشد که بتواند در روند انتخاب یک مربی یا مدیر به این حد پررنگ نقش داشته باشد؟!با این حال با قدری تامل و بررسی کلی اتفاقات ورزش کشور در ماههای اخیر به این نتیجه رسیدم، در فوتبالی که همه چیزش بچهگانه است، یک به اصطلاح بچه هم باید تعیینکننده بوده و در روند اتخاذ تصمیمات کلیدی حضوری غیرقابل انکار داشته باشد.
هنگامی که کشمکشها و در نهایت تعلیق فوتبال ایران را دیدم، به یاد دوران کودکی افتادم که بر سر یک آبنبات چوبی آنچنان درگیر میشدند که در نهایت آبنبات بر زمین میافتاد و میشکست و همه اشک می ریختیم.
هنگامی که مسئولان فدراسیون در آستانه جام جهانی، سرمربی تیم ملی را مکرراً تغییر دادند، به یاد دوران طفولیت افتادم که هر لحظه یک نظر داشتیم و این دم دمی مزاجی گاه با برخورد تند بزرگ ترها روبرو میشد.
هنگامی که رفتار برخی مربیان را مشاهده کردم که با جوک گویی، متلک پراکنی و دروغگویی برای رسیدن به اهدافشان دست به هر فعلی میزنند، به یاد دوران کودکی افتادم که بچهها برای یک مدادپاک کن دروغ میگفتند، گریه میکردند و جیغ میزدند.
هنگامی که بزرگانی را مشاهده کردم که به جان هم افتادهاند و با القاب ثقیل، پردهها را یکی پس از دیگری میدرند و برای زدن همدیگر سراغ حامیانشان را میگیرند به یاد اطفالی افتادم که در هنگام دعوا در برابر هم عنوان میکنند پدرم را میآورم و میزنمت!
و مجدد هنگامی که با وساطت شخصی به صرف شام آشتی میکنند، به یاد همان کودکان افتادم که پس از زد و خورد بر سر کمترین چیزها، در نهایت با یک شکلات آنها را آشتی میدادند.
هنگامی که عملکرد مجموعه مدیران برخی باشگاهها را دیدم که هرچه به اصطلاح تلاش می کنند، به واسطه ناکارآمدی بیشتر شکست را تجربه میکنند، به یاد کودکانی افتادم که هرچه تلاش میکنند با هم یک تکه نان پخت کنند موفق نمیشوند و در آخر یک بزرگتر بساطشان را جمع میکند تا بیش از آن کثیف کاری نکنند.
در این فضا است که به قول خودشان یک بچه، مدیر و مربی انتخاب میکند و ما دست آخر پای آن را وسط می کشیم.
اما بچهها هم چند دسته هستند که در فوتبال بزرگان نیز همچون آنان بسیار داریم؛ گروهی به دبنال این هستند که با کسی باشند، گروهی بی طرفی میجویند و بعضاً منزوی میشوند و گروهی نیز آنقدر شجاعت دارند که بگویند چه کسی با من است.
این بچه مودب که هنوز نیز نامش گهگاهی در محافل خصوصی مطرح میشود، چهرهاش مرا یاد مسیح میاندازد و از هوش و زکاوت لازم برخوردار بوده که از گروه سوم باشد و آنچنان عمل کند که برخی مسئولان برایش آغوش بگشاند و نظراتش را در تصمیماتشان ملحوظ نمایند که این به زعم بنده بد نیست و از بلوغ فکری و قدرت عمل او خبر میدهد.
طبیعی نیز همین است که در فوتبال بچهگانه ما، یک بچه باهوش بتواند به خوبی اثرگذار باشد و بنده اینکه توانسته نقش لیدر یک سری جریانات را برعهده بگیرد، تحسین میکنم.
آیا منطقی است که یک جوان که به زعم آقایان بچه یا بچه سال است، برای بخشهای مهم ورزش تصمیم گیرنده باشد یا باید تلاش کنیم، این درد بچگی را از کالبد ورزش و علیالخصوص که فراگیری آن نیز در همه بخشها نمود پیدا کرده، جدا کنیم؟
این یک واقعیت است که اگر میخواهیم ورزشمان بزرگ شود، باید تمامی اقشار مختلف ورزشی از تماشاچی تا بازیکن و از مربی تا مدیر باشگاه بزرگ شوند و تفکراتی عمیق را دنبال کنند و بچههای عقلی در ورزش کشور کم ترین تاثیرگذاری را داشته باشند اما اینکه این اتفاق که چندین دهه در انتظارش هستیم، چه زمان و با چه راهکاری در چه پروسه زمانی محقق شود، با دورنمای فعلی نباید حتی قابل تصور نیز نیست!
مدیرعامل اسبق باشگاه پیکان
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



