بزرگداشتهایی تنها برای انجام وظیفه!
جایگاه فرهیختگان، علما، ادیبان و مشاهیر ایرانی که مسئولان برای آنها در حد برگزاری بزرگداشتهای دمدستی و رفع مسئولیت با نگاهی مبتنی بر انجام وظبفه، اهمیت قائل میشوند، نه درک واقعی جایگاه این اشخاص است و نه روش مناسبی برای مقابله با مصادره آنها از سوی دیگر کشورها.
در بین عوامل تشکیل دهنده فرهنگ و تمدن ایرانی، زبان و ادبیات فارسی جایگاه خاصی داشته و نقشی تعیین کننده در حفظ میراث تمدن ایرانی و اسلامی ایفا کرده است. این گنجینه فرهنگی و تمدنی را میتوان در آثار اندیشمندان فرهنگی و ادبی ایران همچون سعدی، حافظ، فردوسی، مولوی، خیام و دیگران ادبا که همگی با فرهنگ ایرانی و دین اسلام آشنایی کامل داشتهاند مشاهده کرد؛ بزرگانی که تلاششان بر این بود که تمدن ایران باستان را در کنار فرهنگ اسلامی به مخاطبان و نسلهای بعدی منتقل کنند و همین امر موجب غنای بیشتر فرهنگ و تمدن ایرانی شده است.
اما سوال اینجاست که در عصر و زمانه حاضر برای حفظ آثار ادبا، مشاهیر و علما و آشنایی نسل جوان با آنها چه اقدامی صورت گرفته است؟ آیا صرفا اختصاص روزی در تقویم ملی کشور، برگزاری همایشی حقیر و ارسال پیامی به برنامههای مربوطه از سوی برخی مسئولان، بی آنکه حتی زحمت حضور در آن جلسات را به خود بدهند، تمام آن چیزی است که باید در قبال آنها انجام داد؟
آیا مدیران فرهنگی با چنین تفکر و کارنامهای میخواهند مانع از صدور مفاخر و بزرگان کشورمان از سوی همسایگان شوند؟ آیا مصادره نام آورانی همچون شمس تبریزی و مولوی و نظامی و عبدالقادر مراغهای و ... نباید آنها را برای اقدامی جدیتر به فکر وادارد؟
چندین سال است که سالروز بزرگداشت شعرا و ادیبان کشور در تقویم شمسی ایران زمین ثبت شده و مدیران فرهنگی در چنین روزهایی از جایگاه سعدی، فردوسی، حافظ و خیام در حفظ زبان و ادب فارسی سخن به میان میآورند و برای جلوگیری از فراموشی این بزرگان در جامعه شعار میدهند؛ اما تاکنون چه پیشرفتی حاصل شده و چه تلاشی برای شناساندن نسل جوانی که هویت فرهنگیشان در معرض بمبارانهای اطلاعاتی قرار دارد، صورت گرفته است؟
برگزاری مراسمها و بزرگداشت های مفاخر و مشاهیر ایران زمین این روزها بیشتر شبیه انجام وظیفه و برگزاری هر چه زودتر و بیدغدغهتر یک کار فرمایشی است.
بزگداشت فردوسی مراسم در خورشأنی برای نماد جاودانه فرهنگ ایرانی نداشت و پیشتر از آن نیز روز سعدی و عطار و خیام قرار داشتند که یادمان آنها هم کیفیت بهتری نداشت. در چنین وضعیتی، چون و چرا درباره چگونگی برگزاری یادبود شیخ صدوق، شیخ کلینی، شیخ بهایی، صدرالمتألهین که روز منسوب به آنها در همین دو ماه ابتدایی سال بود- لابد محلی از اعراب نخواهد داشت.
آشنایی دیگر سرزمینها با مفاخر ایرانی
در حالی که به خوبی واضح و مبرهن است که زبان فارسی از اصل خود فاصله بسیار گرفته و در بطن جامعه رو به نزول است و هرروز که میگذرد آشنایی نسلهای جدید با لایههای این فرهنگ و زبان کمتر و کمتر میشود.
سعدی، حافظ و مولانا، فردوسی و... برند و فرصتی عمیق و اصیل برای معرفی فرهنگ ایرانی و اسلامی به جهان غرب هستند که میتوان با نشر اصولی آثارشان و یا ساخت فیلم علاوه بر تاثیرگذاری بر فرهنگ رو به زوال ایرانی اسلامی به ویژه در میان نسل جدید، دیگر سرزمینها را با آنها یعنی با فرهنگ و زبان ایران زمین آشنا کرد.
ظاهرا تاکنون فعالیتهای بسیاری در این زمینه صورت گرفته است مانند اینکه توس به تازگی در ردیف اعتبارات ملی قرار گرفته است و یا تاسیس بنیاد سعدی، بنیاد عطار، بنیاد مطهری، بنیاد فردوسی و... اما با وجود همه این دستگاههای متولی، به نظر می رسد قدرت برگزاری یک مراسم درخور شأن برای فرهیختگان و دانشمندان وطنی وجود ندارد، دیگر چه برسد به حفظ و ترویج آثارشان.
به نظر میرسد معضلی دردناک فرهنگ و زبان پارسی را نشانه رفته و با وجود دستگاههای متعدد در این حوزه هنوز که هنوز است جریان قابل توجهی برای حفظ و شناسایی درست تاریخ غنی ادبیات پارسی به نسل و قدیم و جدید دیده نمیشود و باید پرسید رسانه ملی بهعنوان اصلیترین رسانه تاثیرکذار بر فرهنگ و ذائقه مردم تاکنون چه نقش اثربخشی در این زمینه ایفا کرده است؟ و یا چرا برنامه مشخصی برای نمایش زنده بزرگداشتهایی این مفاخر ندارد؟
احیای فردوسی احیای دین است/ میتینگ سیاسی مقدم بر فردوسی
بنابراین گزارش، چندی پیش مراسم بزرگداشت فردوسی در یک فرهنگسرا بدون حضور مسئولان ارشد وزارت ارشاد و کشوری برگزار شد و یکی از اعضاء کمیسیون فرهنگی مجلس، با ابراز تأسف از نحوه برگزاری مراسم روز ملی فردوسی، گفت: شیوه برگزاری این مراسم جفایی در حوزه فرهنگی کشور بود. اگر قرار بود به جای روز فردوسی یک میتینگ سیاسی برگزار شود چنین رفتاری نمیشد که حتی یک معاون وزیر هم در آن شرکت نکرد و در یک فرهنگسرا و خیلی غیرحرفهای برگزار شد.
پژمانفر در ادامه با بیان اینکه به فردوسی ظلمهای بسیاری رفته است، افزود: در این خصوص کمبود مصوبه و قانون نیز نداریم و مشکل در اجرای مصوبات است.
نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی خطاب به وزیر ارشاد و رئیس سازمان میراث فرهنگی از آنها خواست بابت شیوه برگزاری مراسم بزرگداشت فردوسی آن هم به شکل توهینآمیز، عذرخواهی کنند.
گسترش گردشگری ادبی
بر اساس این گزارش، گردشگری ادبی شاخهای از گردشگری فرهنگی به شمار میرود. این نوع گردشگری با بهرهگیری از زمینههایی که به نوعی به شاعران وادبیات مربوط میشوند، سعی بر جذب گردشگران علاقهمند به ادب و ادبیات دارد. از جمله این شاعران، استاد سخن حکیم ابوالقاسم فردوسی است که با تنظیم شاهنامه نقش بسزایی در زنده نگه داشتن زبان پارسی از سالیان دراز داشته است.
به همین منظورحسین زارع صفت؛ مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی گفته است: مجموعه توس با تلاشهای این ادارهکل توانست در ردیف اعتبارات ملی قرار گیرد و بدین وسیله به روند اجرای پروژه های مرمتی سرعت بخشیده می شود.
وی در ادامه خواستار تلفیق بین گردشگری زیارت و سایر حوزهها شد و افزود: در این حوزه نیازمند ارائه طرحهای جامع اندیشمندان جهت تلفیق این دو حوزه در مشهد هستیم و برای ماندگاری زائرین باید جریان سازی صورت گیرد.
بنابراین زمینههای ارتقای گردشگری ادبی از این منظر بسیار قابل توجه است و برای جبران کمبودها باید راهکارهایی ارائه شود.
بزرگداشت عطار در مراسمی کوچک و مهجور مانده
بنابراین گزارش 25 فروردین ماه نیز سالروز بزرگداشت عطار نیشابوری بود که همانند سالهای پیش تنها مراسمی با حضوری تنی چند از شعرا برای گرامیداشت یاد و خاطره این عارف و شاعر نامی در محل تولد او یعنی نیشابور برگزار شد. به نظر میرسد در روزگاری که نیاز مردم به اندکی معرفت و خودشناسی است برگزاری صرفا یک مراسم برای شناساندن عطار و اشعار وی تنها به جامعه ایرانی کافی نباشد.
اما نصرالله پژمان فر دراین باره با تأکید بر لزوم نشر فرهنگ و ادب کهن ایرانی در کنار برگزاری مراسمهایی برای بزرگداشت شعرا، گفته بود: عطار نیشابوری یکی از ظرفیتهای بزرگ نه تنها کشور ما بلکه جهان اسلام است و امروز بسیاری از معارف را از زبان او استفاده میکنیم بنابراین امیدواریم مسئولان امر نسبت به این ذخایر توجه جدی کنند و تنها در تقویم ها شاهد این توجهات نباشیم.
همان طور که اشاره شد هر مسئولی در جایگاه خود تلاش میکند تا بتوانند قدمی در راستای حفظ زبان و ادب فارسی بردارند اما تاکید دوباره به این موضوع ضروریست و اینکه آیا جریان مشخص و منسجمی ملی و بینالمللی برای این مسئله وجود دارد یا خیر؟
مصادره به مطلوب مفاخر از سوی جریانهای سیاسی
هر چند در این میان هستند افرادی که این جریان را مصادره به مطلوب میکنند و هدفشان از فعالیت گاه به گاهشان در حوزههای فرهنگ و هنر همچون شعر، نقاشی و... دستیابی به اهداف سیاسی شان است. همچنانکه عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس دو سال گذشته طی گفت وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری خانه ملت درباره برگزاری همایش بزرگداشت فردوسی در استادیوم ۱۲ هزارنفری آزادی از میراث فرهنگی در آستانه انتخابات یازدهم، گفت: هدف از برگزاری همایش بزرگداشت فردوسی تبلیغات برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو است.
حمیدرضا عزیزی فارسانی تصریح کرده بود که برگزاری همایش بزرگداشت فردوسی به نام شاعر بزرگ کشورمان است و به کام نامزد منتسب به دولت است.
سخن آخر...
کیست که نداند ادبا، شعرا، دانشمندان و فرهیختگان ایران زمین مهمترین عامل پیوند و اتحاد ایرانیان در تمام فراز و فرودهای تاریخیشان بوده اند؛ فردوسی با نگارش شاهنامه، فرهنگ ایران زمین را بلند آوازه و جهانی کرد و عطار نیشابوری عرفان معتدل، میل به شریعت را رواج داد و صدها صفت معنوی دیگری که برای ترویج آنها تلاش کردند و آنچه که میطلبد غیرت و دلسوزی و به دنبال آن برنامهریزی منسجم و هدفمند برای جلوگیری از مصادره فرهیختگان ایرانی توسط کشورهای هم زبان و عرب زبان است و این کار صورت نمیگیرد مگر با آشنایی عموم مردم با آثار و سخنان آنان.


