فضا دادند ، مردند
چرا بارسا از جناح سيلوينيو هيچ آسيبي نديد؟ چرا منچستريونايتد از سمت چپ بارسا فشاري وارد نياورد؟ چرا روني از ابتدا به جاي کريس رونالدوي تکنيکي مقابل پويول قدرتي قرار نگرفت؟
به نوشته اعتماد و به نقل از تایمز؛ چرا شياطين سرخ که با استناد به برتري عددي در تمام نقاط زمين خود را پيروز ميدان تصور مي کردند، پس از گل دقيقه 10 حريف به کلي قافيه را واگذار کردند؟
اگر والدس بلافاصله پس از گل دوم تيمش سد راه بازيکن من يو نمي شد، سرنوشت به شکل ديگري رقم مي خورد؟
ويديچ و فرديناند آسمانخراش هاي فرگي کجا بودند؟ بن اسميت در گفت وگو با اوليور کي، نويسنده تايمز تلاش کرده جواب بخشي از اين سوالات را دريافت کند.
-با يک سوال ساده شروع مي کنيم. منچستريونايتد به چه دليل اينقدر راحت باخت؟
تا قبل از گل دقيقه 10 بارسا اوضاع بر وفق مراد انگليسي ها پيش مي رفت اما پاس زيباي اينيستا و ضربه تمام کننده اتوئو بنيان تيم فرگوسن را به هم ريخت. خط مياني منچستريونايتد عمق نداشت و آنها درست از همين ناحيه ضربه خوردند. در واقع بارسا روند بازي را به سمت مسير دلخواه پيش برد و حريف مجبور بود مطابق ميل قهرمان جديد اروپا بازي کند. گل دوم هم در حکم تير خلاص به حساب مي آمد. تيم اول جزيره هرگز نتوانست به بازي بازگردد و ما عملاً درون ميدان گروهي سفيدپوش فاقد شخصيت تيمي را ديديم. منچستريونايتد بارها از دل تاريکي سر برآورده اما اين بار اوضاع اندکي متفاوت جلوه مي کرد.
-تاکتيک فرگوسن مشکل داشت؟
منچستريونايتد نتوانست مانند چلسي ميل تهاجمي بارسا را مهار کند. قهرمان جزيره در خط مياني ضعف داشت؛ جايي که قلمرو امپراتوري اينيستا و ژاوي تلقي مي شد. شايد فرگي مي توانست با اضافه کردن يک بازيکن به خط مياني سيستم 3-3-4 يا 1-5-4 را تغيير دهد.
وقتي بازيکنان منچستريونايتد توپ را از دست مي دادند، گيگز کمي عقب مي آمد اما اين تدبير سودي در پي نداشت. شايد اگر فلچر و هارگريوز در ميدان حضور داشتند، منچستريونايتد مانند چلسي مقابل بارسا صف آرايي مي کرد. فلچر خيلي خيلي به درد چنين رقابت هايي مي خورد. در غياب او کاريگ و اندرسون اصلاً مطابق انتظار ظاهر نشدند.
-تلاش منچستريونايتد براي مهار خط حمله آتشين بارسلونا عجيب به نظر نمي رسيد؟
بله، تيم سفيدپوش بازي را تهاجمي آغاز کرد و از همان ابتدا به تصاحب توپ فکر مي کرد اما وقتي گل اول به ثبت رسيد ناگهان فضاي بازي در اختيار بارسايي ها قرار گرفت. در اين شرايط ناگهان اعتماد به نفس من يو به پايين ترين ميزان رسيد و آنها از تيم عملگرا به گروهي پيرو تبديل شدند. شايد اگر ويديچ با يک تکل مناسب به اتوئو اجازه گلزني نمي داد يا يونايتد خيلي زود به برتري دست مي يافت، سرنوشت به گونه ديگري رقم مي خورد. از طرفي تاکتيک فرگوسن نيز تغيير مي يافت، با اين حال گل ها مسير حوادث را نماياندند و شب، شب سقوط مقطعي غول يونايتد نام گرفت.
-آيا منچستريونايتد اين ناکامي را به دست فراموشي مي سپارد؟
قرمزپوشان پرافتخار انگليس امسال را با قهرماني ليگ برتر، جام اتحاديه و جام باشگاه هاي جهان به ياد خواهند آورد. با هر معياري آنها فصل فوق العاده يي را پشت سر گذاشتند اما من از عملکرد چند ماه اخير دار و دسته فرگي گله دارم چون در بازي هاي پاياني ليگ برتر بيش از اندازه به خود فشار آوردند و در نهايت مقابل يک تيم واقعاً قدرتمند تهي شدند. پيروزي در رقابت چهارشنبه عيوب يونايتد را در سايه قرار مي داد اما حالا اين شکست يک فصل نقل و انتقالات پربار و تغييرات هرچند اندک را در پي دارد.
-نوع استفاده از گيگز و اسکولز ديگر نکته ابهام آميز ترکيب منچستريونايتد بود.
فرگوسن تصور مي کرد اين دو بازيکن کهنه کار مانند سال گذشته موثر بازي خواهند کرد. او البته حق داشت چون نمايش گيگز، حتي اتحاديه فوتباليست هاي جزيره را هم وادار به انتخاب او به عنوان بهترين بازيکن سال انگليس کرده بود. واقعاً نمي توانستيم توجيهي براي بازي ضعيف گيگز بيابيم. درباره اسکولز سال ها است به يک نظريه پايبندم؛ او وقتي تيمش در خانه صاحب توپ است، نقش بسيار موثري ايفا مي کند اما در شرايط متفاوت تمرکز لازم را ندارد. پل در آخرين فصل دوران حرفه يي خود شاهد وقوع اتفاقاتي برخلاف ميلش بود.
-شکست در فينال، بار ديگر احتمال جدايي رونالدو از جمع شياطين سرخ را به وجود آورد. کارينگتون (زمين تمرين منچستريونايتد) يک تابستان پرحاشيه ديگر پيش رو دارد؟
اولاً از چند هفته پيش زمزمه هاي جدايي او شنيده مي شود، دوماً تصور مي کنم رونالدو مي خواهد در اولدترافورد بماند و سوماً رئال مادريد گزينه هاي ديگري مانند ريبري، سيلوا و ژابي آلونسو را مدنظر قرار داده است. الان او مدام مي گويد از آينده ام هيچ اطلاعي ندارم. کريس موظف است با عقل خود تصميم بگيرد اما اتفاقات تابستان گذشته ثابت کرد نظرات او با تغييرات جوي هماهنگ مي شود، از طرفي منچستريونايتد بايد بداند از اين بازيکن چه مي خواهد. رونالدو در تئاتر روياها مي ماند، با اين حال اصلاً نمي توان آينده را پيش بيني کرد. شايد تکيه زدن پرز بر صندلي رياست رئال مادريد مسير زندگي کريس را تغيير دهد. به هر حال اگر پول مي خواهيد، چه جايي بهتر از مادريد،
-قهرماني بارسا بين سه تيم انگليسي زنگ پايان سلطه انگلوساکسون ها در اروپا را به صدا درآورد؟
فراموش نکنيد چلسي تا حذف بارسا تنها چند ثانيه فاصله داشت و واقعاً هم لايق گذر از سد کاتالان ها بود. به گمانم اگر ليورپول و چلسي چهارشنبه شب مقابل بارسا صف آرايي مي کردند، دردسرساز مي شدند. البته تئوري پردازي آسان است. اگر به آبي اناري ها فضا بدهيد، بايد بنشينيد و بازي رويايي آنها را ببينيد.رئال مادريد و منچستريونايتد چنين کاري را انجام دادند و مشاهده کرديد چه آسان نابود شدند. بارسلونا براي اولين بار در هفت ملاقات قبلي با نمايندگان فوتبال انگليس چنين آسان کارهاي دلخواهش را انجام نداده بود. يک نکته را فراموش نکنيد؛ منچستريونايتد به جاي اينکه مانند چلسي، ليورپول و خود قبلي اش زندگي را بر کاتالان ها دشوار کند، با اتخاذ يک شيوه نامطلوب بارسا را بيش از حد زيبا جلوه داد.


