از علل و پیامدهای تصویب طرح سنا بر مذاکرات تا اقدامات مجلس
روز پنجشنبه هفته گذشته، سنای آمریکا بدون افزودن متمم به طرح نظارت بر توافق هستهای، طرحی را تصویب کرد که بنا بر آن، دولت آمریکا تا سی روز بعد از توافق هستهای احتمالی با ایران، مجاز به لغو یا تعلیق تحریمهای ایران نخواهد بود. تام کاتن سناتور جمهوریخواه تنها رأی مخالف به این طرح را به نام خود ثبت کرد.
به گزارش «تابناک»، این طرح را نخست باب کورکر، رئیس کمیته روابط خارجی و رابرت منندز، سناتور ارشد دموکرات مطرح کردند. نهایتا ۲۱ سناتور مشترک حامیان این طرح معرفی شدند.
در صورتی که این طرح در کنگره به تصویب نهایی برسد و آن طور که باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا اعلام آمادگی کرده، آن را به قانون تبدیل کند، کاخ سفید ملزم خواهد بود تا نهایتا «پنج روز تقویمی پس از رسیدن به توافق مربوط به برنامه هستهای ایران»، توافق را با تمام ضمایم آن به کمیته مربوطه و سران کنگره ارائه کند.
این طرح حق توقف اجرای تحریمها در دوره پنج روزه تحویل توافق به کنگره و دوره سی روزه ابتدایی بررسی و همین طور روزهایی اضافی را که ممکن است این روند زمان ببرد، از رئیسجمهور میگیرد. سناتورها در مورد دوره بررسی توافق نوشتهاند پیش از تحویل توافق به کنگره و در طول دوره بررسی توافق در کنگره «رئیسجمهور تحریمهای موجود مربوط به ایران تحت هر مجوز قانونی را سبک یا تعلیق نکرده، کاهش یا تخفیف نداده یا به هر نحو دیگری اجرای آنها را محدود نکرده و از اجرای هرگونه از این تحریمها بر اساس توافق» خودداری نخواهد کرد.
بر اساس این طرح، در صورتی که کنگره پس از بررسی، توافق جامع را رد کند، رئیسجمهور «۱۲ روز تقویمی» برای بررسی وتوی تصمیم کنگره زمان خواهد داشت. وی در این مدت هم حق کاهش یا توقف اجرای تحریمهای ایران به هر نحو را نخواهد داشت.
مجلس شورای اسلامی نیز در واکنش به طرح سنا، امروز دو طرح دو فوریتی و سه فوریتی برای نظارت و حتی توقف مذاکرات ارائه کرده است که البته طرح سه فوریتی توقف مذاکرات از دستور کار خارج شد.
در همین زمینه، دکتر علی خرم کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با تابناک به بررسی طرح سنای امریکا و طرحهای مجلس شورای اسلامی در تأثیرگذاری بر روند مذاکرات پرداخته است.
با توجه به اینکه از ابتدا دولت اوباما با هر گونه دخالت کنگره بر توافق هستهای جلوگیری میکرد، چه شده که اوباما نیز با طرح سنا همراه شد و اعلام کرد آن را امضا خواهد کرد؟
آنچه واقعیت است، اینکه ما شاهد بودیم بعد از اعلام توافقات انجام شده در سوئیس، برخی در ایران به شیوههای مختلف آن را زیر سؤال بردند و تندروهای آمریکایی نیز سوار بر همین موج، سعی کردند بگویند تفاهمی نشده است.
در آغاز طرح سنا این بود که هر تفاهمی که امریکا با ایران داشته باشد، بررسی شود و بعدا تبدیل به این شد که تحریمهایی که کنگره تصویب کرده است، باید از نگاه کنگره بررسی شود. از اینجا بود که اوباما اجازه حق را به کنگره داد.
از سوی دیگر، لابی تندروهای ضد دولت اوباما از جمله لابی یهودی، درصدد ضربه به دولت اوباما بودند تا دستاورد دولت اوباما در بیانیه لوزان به عنوان برگ برندهای در انتخابات آینده نشود. در همین رابطه به خاطر اینکه دموکراتها در انتخابات بعدی ریاست جمهوری امریکا پیروز نشوند، تیشه به ریشه این بیانیه زدند. البته شاید بهتر میشد برای جلوگیری از ایجاد این روند دو طرف بهتر عمل میکردند. به همین دلیل، تندروهای امریکایی موفق به ایجاد جوی علیه اوباما و جان کری شدند. در هیمن راستا، لابی اسرائیل و تندروها توانستند نهایتا این طرح را در سنا تصویب کنند. البته باید بگویم این طرح نظارت بر اجرای توافق است، نه اصل توافق.
اینکه گفته میشود، طرح سنا یک بازی سیاسی در داخل امریکا برای گرفتن امتیاز است را چگونه ارزیابی میکنید؟
اینکه برخیها میگویند طرح سنا یک بازی سیاسی است اشتباه است. آنچه در امریکا در حال انجام است بلوف نیست و صحت دارد. این گونه برداشت کردن راجع به سیاست در امریکا راه به جایی نمیبرد. در امریکا جناح تندرو و لابی صهیونیست جدی و واقعی است. کسانی که علیه دولت اوباما واکنش نشان دادهاند، واقعی است و حتی برخی دموکراتها حضور دارند.
تأثیرات این طرح بر آینده مذاکرات چیست؟
الان مذاکرات دیگر شبیه مذاکرات قبل از لوزان نیست. قطعا دولت امریکا میخواهد برخی از فشارهای تندروها را در توافق نهایی پیاده کند. از نظر حقوق بینالملل دولتها هماهنگ کننده همه ارگانها و مسئول عواقب نظرات و سیاستهای بقیه ارگانها هستند. اگر امریکا با دولت ایران توافق و آن را امضا کند، در این صورت این دولت امریکاست که طبق حقوق بینالملل باید همه قوای دیگر در امریکا را قانع و آن را اجرایی کند. همان حرفی که اوباما زد و گفت من توافق را امضا و کنگره را قانع میکنم. از نگاه حقوق بینالملل ایران با کنگره امریکا و سنا روبرو نیست. در حقوق بین الملل ایران فقط با دولت امریکا طرف است. نگاه حقوقی این است که این دو کشور بر روی چه چیزی توافق میکنند که بر اساس آن همه ملزم به اجرای آن میباشند. بر همین اساس هر کس باید در کشور خودش این توافق را توجیه کند.
در واقع میبایستی کنگره امریکا هر نظری دارد قبلا نظرات را به جان کری بگوید و وی نظرات اخر را در مذاکرات ارائه کند. از طرف دیگر در ایران هم همه باید نظرات نهایی را به مذاکره کنندگان بدهند. در واقع نباید دو طرف راه را عوضی بروند که ابتدا مذاکره کنندگان به یک نتیجه برسند و بعد نظارت بر توافق شود. در واقع ابتدا باید نظرات یکسان شود و توافقی که مذاکره کندگان میکنند همه پشت توافق باشند. در امریکا سنا و مجلس نمایندگان نمیتوانند حرف اضافی بزنند، بلکه باید نظریات خود را قبل از توافق بگویند. حقوق بینالملل چندصدایی را از یک حکومت نمیپذیرد.
مجلس شورای اسلامی کشورمان نیز دو طرح دو فوریتی نظارت بر توافق و سه فوریتی توقف مذاکرات را ارئه کردهاند. ارزیابی شما از این گونه طرحها در مجلس شورای اسلامی چیست؟
اگر مجلس شورای اسلامی حرفی دارد، راه حقوقی این است که حرفها را به تیم مذاکره کننده ارائه کند؛ اما بعد از توافق نمیشود بر توافق ان قلت وارد کرد. در واقع نمیتوان با آبرو و تعهدات کشور بازی کرد.
ولی از نظر سیاسی این اقدامات در مجلس خودمان میتواند تأثیرات خودش را داشته باشد. کما اینکه امریکاییها نیز از این روش استفاده میکنند. ما باید در کشور خودمان تکصدا باشیم و از طرف دیگر بر چند صدایی در امریکا انتقاد کنیم و امتیاز بگیریم.
آیا تصویب این طرح در کنگره میتواند زمان اجرای توافق نهایی را با وقفه ایجاد کند؟
بر اساس آنچه در بیانیه لوزان اعلام شد و بخشی دیگری که در پرانتز ماند، نیاز به مذاکرات بیشتر دارد که طی سه ماه آینده انجام خواهد شد. از آنجا که در مورد مسائل اصلی و کلیتر توافق شده است، میتوان امیدوار بود که توافق در مورد جزییات نیز حاصل شود؛ اما این بستگی به پایبندی طرفین به تفاهم نامه لوزان دارد.
بنابراین باید صبر کرد و دید که امریکاییها میخواهند دقیقا چه کاری انجام دهند. میخواهند امضای مقدماتی و بعد امضای نهایی کنند؟ خوب در این صورت همین حق برای طرف ایرانی وجود خواهد داشت. اگر که نه توافق امضای نهایی و همه توافقات در قالب یک قطعنامه در شورای امنیت ذیل فصل هفتم منشور تصویب شود، دیگر در اجرای توافق وقفهای نخواهد شد، زیرا فصل هفتم منشور حاکم بر مجالس دنیاست. در واقع بعد از تصویب قطعنامه، کسی نمیتواند این توافق را زیر سؤال ببرد. قطعنامه شورای امنیت برای نمایندگان امریکا لازمالاجراست. اگر قطعنامه تصویب شود، میتواند جلوی تندروهای امریکایی را بگیرد. باید دید مذاکرات چگونه پیش میرود و طرفهای مذاکرات چگونه میتوانند روی این فرمول کار کنند.


