فرگوسن فروریخت
یک خبرنگار اسپانیایی در نشست خبری پیش از بازی فینال به شوخی به سر الکس فرگوسن گفت: «یادتان باشد آخرین تیمی که با پیراهن سفید مقابل بارسلونا بازی کرد در ورزشگاه برنابئو شش بر دو باخت.» مربی اسطورهای یونایتد خندید و حرف او را ادامه داد: «البته، ولي ما از مادرید بهتریم. » و البته که آنها بهتر بودند، ولی از تماشاگرانی که بازی را دیدند حتی یک نفر هم متوجه این برتری نشد. یونایتد در همان دامی افتاد که رئال مادرید افتاده بود. آنها هم مقابل بارسلونا از هر نظر بدتر بودند.
آغاز برتري
یونایتد مانند آن دیدار کلاسیک شش بر دو بازی را با هجوم آغاز کرد و به همین دلیل دیدار را به غولهای کاتالانی واگذار نمود. نه، هیچ تیمی نمیتواند مقابل بارسلونا نمایش خود را داشته باشد. یونایتد در همان ده دقیقه ناچیز ابتدایی بسیار برتر از حریف بود اما ناگهان اینیستا اندرسن و کریک را چنان جا گذاشت که انگار اصلا در میدان حاضر نبودند.
سپس بهترین موقعیت را برای اتوئو فراهم ساخت – مردی که وحشتناک غیرآماده به نظر میرسید. اتوئو، نمانیا ویدیچ تسخیرناپذیر را پشت سر گذاشت و توپ را به سمت تیر نزدیکتر زد و آن را از ادوین فاندرسار عبور داد. ترکیب سکوت گیجکننده و شعارهای خشمگین در ورزشگاه نشان از اتفاقی داشت که در ادامه روی میداد و در آن یونایتد تبدیل به مادرید میشد.
اشتباه تاكتيكي فرگوسن
گیگز به جلو و به سمت چپ میرفت و فرگوسن به دلایلی مانع این حرکات او نمیشد. مسی به عقب بازگشت تا در راس لوزی خط میانی و پیشتر از بازیکنانی مثل اینیستا، ژاوی و سرگی بوسکتس جای بگیرد. این چهار نفر رویاروی تنها دو نفر قرار میگرفتند – اندرسن و کریک. آن هم مقابل بارسلونا، تیمی که همگان میدانند باید در خط میانی بازیکنان بیشتری نسبت به آنها داشته باشید تا فرصت پیروزی مقابل این تیم را بیابید. نه، سبک بازی فرگوسن تنها به یک نتیجه میانجامید.
اگر یونایتد دفاع و ضد حمله را اجرا میکرد، ویدیچ، ستاره فصل این تیم میتوانست بهترین بازیکن این دیدار باشد. اما وقتی یونایتد دست به حمله زد، ویدیچ که بازیکن سریعی نیست مقابل دریایی از فضا قرار گرفت که بازیکنان بارسلونا در آن کشتیهایشان را به پیش میتاختند و از کنار او رد میشدند. کریک که مربیان بسیار او را میستایند مجبور شده بود تک و تنها مقابل بهترین خط میانی روی زمین بجنگد و با وجود آن که شجاعت و جسارت داشت، هیچ بختی برای پیروزی نمییافت. به همین دلیل بود که بازی به پیش میرفت و نمایش کریک بدتر می شد. مهاجمان هم پس از چند دقیقه آغازین دیگر فرصتی برای فتح دروازه بارسلونا نمییافتند.
برای فرگوسن احترام بسیاری قائلیم و او را هنوز میتوان بهترین مربی تاریخ فوتبال دانست. او بازخواهد گشت تا این را ثابت کند. اما با این وجود، کاری که فرگوسن انجام داد را میشد از امثال اوسی آردیلس، کوین کیگان و استیو مککلارن انتظار داشت، نه از او؛ این که خط میانی تیم را کاملا خالی کنید و مهاجم پشت مهاجم به زمین بیاورید و امیدوار باشید که چیزی اتفاق بیفتد و توپ به نحوی به دروازه حریف برسد. اما این طور نشد.
كمي مانند چلسي باشيد
این آن تیم یونایتدی نبود که فرگی در طول این سالها ساخته بود. بارسلونا مدافعانش را به دلیل محرومیت در اختیار نداشت و بازیکنان تهاجمی کلیدی این تیم هم کاملا آماده نبودند و انتظار میرفت این امتیازی برای باشگاه انگلیسی باشد. تازه، آنها گزینههای ممتاز بسیاری هم روی نیمکت خود داشتند.حقیقت این است و فرگوسن به خوبی آن را میداند که یونایتد تنها به این دلیل توانست رکورد شکستناپذیری در رقابتهای لیگ قهرمانان داشته باشد که ماجراجویی خود را فدای نتیجه کرد. آنها بیش از اندازه محتاط بودند، به آرایش 1-5-4 روی میآوردند، توز را به خاطر پارک بیرون میگذاشتند و بازیکنان باتجربه را به نیروی جوانی ترجیح میدادند و نتایج لازم را میگرفتند.این از زمانی آغاز شد که مادرید در سال 2003 در ورزشگاه برنابئو منچستر را نابود ساخت. فرگی از آن بازی درس گرفت و فهمید برای موفقیت در دیدارهای مدرن اروپایی چه باید کرد. رود گولیت بهترین حرف ممکن در این زمینه را زد: «کمی مانند چلسی باشید، اما در مالکیت توپ بهتر عمل کنید.» این همه آن چیزی بود که یونایتد نیاز داشت. حالا شش سال از پیشرفت تقریبا کامل یونایتد از دست رفت و آنها سنگینترین بهای ممکن را برایش پرداختند.
بارسا بهتر است هركه مي خواهي باش!
سیر تکاملی یونایتد در اروپا را میتوان به خوانده در مادرید تشبیه کرد. مهمترین نکته این است که هر دو روند تکاملی به دست یک نیروی شگفتانگیز در فوتبال متوقف ماندند. در هر بار، همه دنیا میدانستند بارسا فوتبال بهتری بازی میکند اما هر بار دلایلی وجود داشت که فکر کنیم این بار این تیم رویایی به دردسر خواهد خورد. اما هر بار آنها اعصاب خود را کنترل کردند، فلسفه خود را دنبال کردند و نیروی ناب فوتبالشان رقیبان را خرد کرد.میتوان از شباهتهای یونایتد به رئال مادرید حرف زد و میتوان به تنهایی جوکهای بسیاری درباره کریستیانو رونالدو تعریف کرد، اما حرفهای بسیار بیشتری را باید درباره بارسلونا به زبان آورد.فرگوسن به دست خود شکست خورد، زمانی که تصمیم گرفت مسیر مادریدیها را بپیماید و از روش چلسی استفاده نکند، اما بارسا هم روش الکلاسیکو را بر خلاف بازی مقابل چلسی پیش گرفت و در سبک و سیاق جادویی خود موفق شد.شاید راههایی برای شکست بارسلونا وجود داشته باشد، اما آنها راههای بسیار بیشتری برای شکست دادن شما دارند، حالا هر تیمی که میخواهید باشید!


