خواهشي از رئيسجمهور آينده
يکي از بينندگان سايت «تابناک» در پيامي به اين سايت آورده است: برادر عزيز، هر که هستي و هر که در سالهاي پيش بودي، اکنون قرار است تو رئيسجمهور کشوري باشي که به گفته خودت (که بارها و بارها به شيوههاي گوناگون، آن را براي بيان حقانيت خود و همسوييات با مردم مطرح کردهاي) داراي معادن بيشمار طبيعي، ذخاير سرشار نفت، جوانهاي توانمند و تحصيلکرده و ... است.
براي آگاهي شما که البته خوب ميدانيد، بايد عرض کنم متأسفانه همه صنعت نيم بند اين کشور در تقابل با واردات بيرويه از کشور چين رو به نابودي است. وارداتي که حتما از سويي منافع مافيايي قشري از تجار «مسلمان» را در بر دارد و از سويي به روشي استاندارد براي هر ايراني که سري به نمايشگاههاي چين ميزند، تبديل شده است. امروز تمامي صنايع اين کشور از صنعت قديمي کفش و کاشي تا خودروسازي ما شبهاي پاياني عمر خود را با کابوس هيولاي «ساخت چين» به صبح ميرسانند و ما سرخوش از پارهاي دستاوردهاي بحق ارزشمند ولي عمدتا در سطح تحقيقاتي و آزمايشگاهي در حال معامله قطره قطره نفت اين کشور با «هر چه ساخت چين» هستيم!
برادر عزيز! تا کي بايد اين نسل شاهد از بين رفتن صنايع داخلي و ديدن کالاهاي چيني در گوشه و کنار اين مرز و بوم باشد؟ آيا فکري براي متن کتابهاي تاريخ تنها ده پانزده سال ديگر کردهايد که چگونه در آنها نداشتن ابتداييترين صنايع يک کشور بالاي صد ميليوني را در فقدان نفت و در کنار انرژي هستهاي توجيه کنيد؟ آيا فکري براي محل ساختمان موزهاي که در آن کالاهايي که زماني ساخت ايران بودهاند، تا آن را نمايش بدهيد کردهايد؟!! قالي و فرش، پارچه، کيف، کفش، حتي صنايع دستي، کاشي و سراميک، لوازم منزل، تجهيزات صنعتي، لاستيک، مبل، ميز، صندلي، جانماز و تسبيح، اتومبيل، اتوبوس و و و ...؟!
راستي، آقاي رئيسجمهور آينده، آيا من دارم اشتباه ميکنم؟ اگر چنين است لطفا من و ديگر مدعيان اين مشکل را با آمار و ارقام روشن فرماييد و اگر نه، لطفا تدبيري عملي براي اين بيتدبيري که گريبان اين کشور را گرفته بينديشيد.
آقاي رئيسجمهور، باور بفرماييد اين مشکل کمي نيست! حتي کشورهاي اروپايي و آمريکاي شمالي نيز که به صنعتي بودن خويش ميبالند و صنايع (هاي تک) را توليد و در سطح جهاني عرضه ميکنند، از شر اين شيطان اقتصادي در امان نيستند، چه رسد به ما که صنايعمان پاسخگوي استانداردهاي داخلي خودمان هم نيست!
نکند خداي ناکرده ما دشمن را تنها شيطان بزرگ ببينيم و از شعف رويارويي با اين شيطان از آن سوي بام پايين بيفتيم؟
نکند خداي ناکرده احساس کنيم تنها به انرژي هستهاي نياز داريم و فردا مجبور شويم کتابهاي فارسي دبستانمان را از چين وارد کنيم!
و نکند خداي ناکرده به بهانه حمايتي که گاه چين به ظاهر در مجامع بينالمللي از ما ميکند، از چاله به چاه بيفتيم!
شايد لازم باشد واقعا نيم نگاهي هم به غضنفر داشته باشيم!


