راهيان نور در ابتداي راه
رضا بيادي
کد خبر: ۴۹۲۶۳۴
| | 5745 بازدید
«این تربت پاک شهیدان است که تا ابد میعادگاه عاشقان و عارفان و دارالشفای آزادگان و دلسوختگان خواهد بود.» امام خمینی (ره)
روزی در اواخر جنگ ایران و عراق، ملک عبدالله پادشاه اردن هاشمی به صدام حسین میگوید: تو نزد پدرم (ملک حسین) قسم خورده بودی تا پایان جنگ لباس رزم و نظامیات را از تن در نیاوری، چه شد که لباس شخصی به تن کردی؟ و رئیس جمهور رژیم بعث عراق در جواب میگوید: در این سالها مردی کنار خود ندیدم که به آنها اعتماد کنم. (اشاره او به سران شیوخ عرب و فرماندهان خود بود) و در ادامه با انگشت دست به سمت مرزهای ایران اشاره کرده و با توجه به ایمان و سلحشوری رزمندگان اسلام میگوید: «ههُنا اَبناءُ الحَدیدَ» و به شاه اردنی میگوید در مقابل من کسانی هستند که مانند آهن سفت و سخت هستند.
بیشک یکی از سرمایههای اصلی هر کشوری وجود غنای فرهنگی و آداب و رسومی است که در زمانهای متمادی و متأثّر از حوادث گوناگون از جمله حوادث بزرگ تاریخی در یک واحد سرزمینی رخ داده و بعضاً آن حوادث بزرگ موجبات فخر و مباهات ملتی را در پی داشته است.
به عبارت دیگر، فداکاری و از خودگذشتگی مردم در یک مقطع سرنوشت ساز که موجب سربلندی و سرافرازی آنان شده، بهترین سنگ محک و ترازوی سنجش عیار فرهنگ آن مردم است و قدر مسلم مانایی و تداوم افتخارات به دست آمده مستلزم برنامه ریزی، تلاش و سرمایه گذاری برای حفظ و حراست از سرمایههای ملی و تاریخی است. از این روی به جرأت میتوان گفت که حماسه هشت سال دفاع مقدس، برگی زرّین و تابلوی نفیس و بیبدیلی است که مانند خورشیدی تابناک بر تارک این مرز وبوم میدرخشد.
سومین بار بود که توفیق یار شد تا در ایام عید نوروز به اتفاق خانواده همراه با «راهیان نور» عازم مناطق جنگی جنوب شویم تا از آثار و یادمان های رزمندگان و شهدای گرانقدر دیدن کنیم. به عنوان یک تجربه فراموش نشدنی به همه قشرهای جامعه خصوصا هنرمندان و اصحاب قلم و اندیشه توصیه میکنم حتما به آن مناطق ملکوتی رفته تا خود با چشم سر و عقل حضور قدرت لایزال الهی و لشکریانش را بیواسطه مشاهده نمایند، و چه زیبا رهبر عزیزمان فرمود: «با این ستارهها میشود راه را پیدا کرد» (وَ بالَّنجْمِ هُمْ یَهتَدُونَ).
شهید مرتضی مطهری نیز در شأن و منزلت آن ملکوتیان فرمود: «شهدا شمع محفل بشریت اند».
اما جا دارد از تمام متولیان امر خصوصا ستاد راهیان نور کشور اعم از ارتش، سپاه، بسیج و مهندسی رزمی جهاد و قرارگاه مرکزی راهیان نور جهاد به خاطر برنامه ریزیها و اجرای عملیات حفظ و نگهداری یادمانها و نیز برنامه اعزام و بازدید زائرین از آن مناطق تقدیر و تشکر نمایم. البته بر این باورم با وجود تقبل تمام زحمات و برای انتقال پیام رشادتها و دلاوری های مردان مرد روزگارمان و مجاهدت های رزمندگان و شهدای گرانقدرمان و خانوادههای عالی مقام آنان هنوز در ابتدای راه قرار داریم و نسبت به کشورهایی که جنگ را خصوصا در قرن گذشته تجربه کردهاند عقب تریم و لازم است با تجربیات آنان به طور جّد در این زمینه سرمایهگذاری نماییم.
هفتاد سال از جنگ به اصطلاح جهانی دوم میگذرد و کشورهای فاتح و مغلوب از جبهه متحدین و متفقین به فراخور باورهای ملی و فرهنگی خود، ضمن حفظ و حراست از آثار بر جای مانده از آن دوران، در جهت انتقال فرهنگ مبارزه و فداکاری، از نماد سازی و اسطوره سازی با انواع ابزارهای مدرن گرفته تا وسایل تبلیغاتی پیشرفته مانند فیلم، عکس، مجسمه سازی و به طور کلی از هفت اقلیم هنر و نیز برپایی موزههای منحصر به فرد و بعضاً خیره کننده جنگ بهره میبرند، بطوری که با اختصاص اینگونه موزهها سعی میکنند تا مردم درک صحیحی از جنگ و اثرات آن بر کشورشان داشته باشند مانند موزه جنگ «امپریال» در انگلیس که جزیی از موزه سلطنتی جنگ در آن کشور و در نوع خود منحصر به فرد است، و همین طور موزه جنگ آمریکا و موزه جنگ روسیه که نسبت به سایر موزهها شاخصتر و بینظیر است. موزه جنگ مسکو یکی از زیباترین موزههای دنیاست که در سال ۱۹۹۳ ساخته شده است و یک مجسمه در تالار اصلی این موزه وجود دارد به نام «سرباز پیروز» که واقعا دیدنی است. البته موزههایی هم وجود دارد که بعضا با دیدگاهای شوونیستی و افراط گرایانه ساخته شده است؛ مانند موزه جنگ کره شمالی در پیونگ یانگ.
در بالای سردرِ موزه جنگ استرالیا که در سال ۱۹۴۸ تأسیس شده، جملهای از مدیر این موزه با این نام حک شده است: «در این موزه، روح سربازان حضور دارد، در قلب سرزمینی که با عشقِ خود آن را ساختهاند».
ناگفته نماند در دنیا یکصدو پنجاه موزه «صلح» نیز وجود دارد که پنجاه موزه از این دست در ژاپن و در پی محکومیت بمباران اتمی شهرهای ناکازاکی و هیروشیما توسط آمریکا ساخته شده و هدف آنان از برپایی این گونه موزهها، ترویج صلح و دوستی و محکومیت جنگ است.
اما به طور کلی و بنا به شهادت شواهد تاریخی اعم از اسناد و مدارک مکتوب و زنده، جنگ جهانی دوم کجا و هشت سال دفاع مقدس کجا؟! واقعا با واکاوی در مورد حماسه بزرگ دفاع مقدس، خصوصا راویان ماهر و زبدهای که به همین منظور آموزش دیده و در طول مسیر یادمانهای مناطق جنگی در کنار زائرین قرار دارند، حقایق و شگفتیهایی را از رزمندگان وشهدا بیان میکنند که هر عقل سلیم النفسی پی خواهد برد اگر مدد الهی و خلوص و شجاعت و ایمان رزمندگان و آن نفس مطمئنه امام راحل نبود، به لحاظ استراتژیکی و معادلات نظامی قطعا بازنده جنگ ایران بود.
از این منظر مقایسه جنگ جهانی دوم با حماسه دفاع مقدس اساساً قیاسی مع الفارق است.
سرهنگ عراقی «کامل جابر» در کتاب «آخرین شب در خرمشهر» به آخرین نبردهایی که منجر به باز پس گیری خرمشهر توسط رزمندگان اسلام میشود اشاره میکند و میگوید: «روز ۲۳ /۵/ ۱۹۸۲ رأس ساعت ۴ بعدازظهر نیروی کمکی که شامل نیروی زرهی و تانک از تیپهای ۲۳۸، ۵۲، تیپ ۳۱ و تیپ ۳۲ عراق بود، به منطقه رسید. ساعت چهار و نیم نیز یک بالگرد حامل مدیر اطلاعات نظامی و تعدادی از افسران رده بالا را به محور خرمشهر آوردند.
سعدالدین شاذلی، افسر بازنشسته مصری و چند افسر رده بالای اردنی هم میان آنها بودند.
آنها با فرماندهان مستقر در خرمشهر جلسهای گذاشته سپس آمادگی خود را برای دفاع از شهر به هر قیمتی اعلام کردند. سرلشکر شاذلی وقتی تجهیزات دفاعی عراق را دید، با تعجب گفت: امکان ندارد هیچ نیرویی بتواند واحدهای نظامی شما را با این عظمت نابود کند؛ «(اما) سربازان ایرانی مثل داوطلبان مرگ به سوی ما میآمدند، انگار میخواستند ما را از روی زمین محو کنند. برای آنها مرگ، فشنگ و آتش معنا نداشت. آنها یک گروه شهادت طلب بودند..».
مقام معظم رهبری سالها پیش در جمع اصحاب قلم و نویسندگان فرمودند: «واقعاً مقاومت شهر استالینگراد کجا و مقاومت مردم خرمشهر کجا؟! در استالینگراد پس از چند روز مقاومت، این مسئولین و نیروهای نظامی شهر هستند که اول پا به فرار میگذارند، اما در خرمشهر مردم با دست خالی و چنگ و دندان بدون هیچ وسیلهای به مدت نزدیک به دو ماه مقاومت میکنند» (نقل به مضمون).
مستشاران نظامی فرانسوی طی یک بازدید از وزارت دفاع عراق که در سیزدهم آوریل ۱۹۸۲ انجام شد، اعلام کردند هیچ اسلحه و نیرویی قادر به بازپس گیری خرمشهر نیست، زیرا عراق این شهر را به صورت یک پایگاه دفاعی بسیار محکم و مستحکم درآورده بود تا حدی که صدام این سخن تاریخی خود را با اطمینان کامل بیان کرد که «اگر خرمشهر سقوط کند و ایرانیها آن را باز پس بگیرند، من کلید شهر بصره را به آنها تقدیم خواهم کرد!..». و پس از باز پس گیری خرمشهر توسط نیروهای اسلام، متوجه قدرت ایرانیها شد و میگوید «به ما ثابت شد که ایرانیها به هنگام سختیها بسیار قدرتمندند».
اجازه دهید بیشتر از این وارد جزئیات نشوم و به این نکته بسنده کنم که در وصف آن مردان الهی همین بس که با وجود تجاوزات و فجایعی که سربازان بعثی در هنگام اشغال بخشهایی از شهرها و روستاهای مرزی در غرب و جنوب غرب کشورمان به وجود آوردند، تا جایی که نه تنها به سالخوردگان بلکه به کودکان و زنان نیز رحم نکردند، طه یاسین رمضان معاون نخست وزیر و طارق عزیز وزیر امورخارجه و سعدون حمّادی نفر سوم حزب بعث و معاون صدام حسین رئیس جمهوری عراق به همراه یک هیأت عالی رتبه از کارشناسان نظامی و سیاسی به سازمان ملل رفته تا با اسناد جعلی اثبات نمایند عراق آغازگر جنگ نبوده است! اما نمایندگان سازمان ملل با وجود جعلی بودن اسناد، اذعان میکنند که در زمان حضور رزمندگان اسلام در فاو و بخش هایی از سرزمین عراق، حتی یک مورد تجاوز جنسی و قتل و خشونت علیه مردم عراق گزارش نشده است.
اگر توفیق یارتان شد، حتما سری به کربلای ایران، یعنی هویزه بزنید و بر سر قبر جوان رشید و شجاع و دانشجوی تاریخ دانشگاه مشهد یعنی شهید والامقام سید حسین علم الهدی و هم رزمانش فاتحهای بخوانید. واقعا هر انسانی با خواندن واقعه جنگ نابرابر هویزه و شجاعت و مظلومیت آن جوانان پاک سرشت به یاد حماسه عاشورای حسینی میافتد. آری آنجا هم مانند زمین کربلا و میعادگاه عارفان و عاشقان الهی است و چه زیبا گفت سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی: «هر که میخواهد ما را بشناسد، داستان کربلا را بخواند»
روزی در اواخر جنگ ایران و عراق، ملک عبدالله پادشاه اردن هاشمی به صدام حسین میگوید: تو نزد پدرم (ملک حسین) قسم خورده بودی تا پایان جنگ لباس رزم و نظامیات را از تن در نیاوری، چه شد که لباس شخصی به تن کردی؟ و رئیس جمهور رژیم بعث عراق در جواب میگوید: در این سالها مردی کنار خود ندیدم که به آنها اعتماد کنم. (اشاره او به سران شیوخ عرب و فرماندهان خود بود) و در ادامه با انگشت دست به سمت مرزهای ایران اشاره کرده و با توجه به ایمان و سلحشوری رزمندگان اسلام میگوید: «ههُنا اَبناءُ الحَدیدَ» و به شاه اردنی میگوید در مقابل من کسانی هستند که مانند آهن سفت و سخت هستند.
بیشک یکی از سرمایههای اصلی هر کشوری وجود غنای فرهنگی و آداب و رسومی است که در زمانهای متمادی و متأثّر از حوادث گوناگون از جمله حوادث بزرگ تاریخی در یک واحد سرزمینی رخ داده و بعضاً آن حوادث بزرگ موجبات فخر و مباهات ملتی را در پی داشته است.
به عبارت دیگر، فداکاری و از خودگذشتگی مردم در یک مقطع سرنوشت ساز که موجب سربلندی و سرافرازی آنان شده، بهترین سنگ محک و ترازوی سنجش عیار فرهنگ آن مردم است و قدر مسلم مانایی و تداوم افتخارات به دست آمده مستلزم برنامه ریزی، تلاش و سرمایه گذاری برای حفظ و حراست از سرمایههای ملی و تاریخی است. از این روی به جرأت میتوان گفت که حماسه هشت سال دفاع مقدس، برگی زرّین و تابلوی نفیس و بیبدیلی است که مانند خورشیدی تابناک بر تارک این مرز وبوم میدرخشد.
سومین بار بود که توفیق یار شد تا در ایام عید نوروز به اتفاق خانواده همراه با «راهیان نور» عازم مناطق جنگی جنوب شویم تا از آثار و یادمان های رزمندگان و شهدای گرانقدر دیدن کنیم. به عنوان یک تجربه فراموش نشدنی به همه قشرهای جامعه خصوصا هنرمندان و اصحاب قلم و اندیشه توصیه میکنم حتما به آن مناطق ملکوتی رفته تا خود با چشم سر و عقل حضور قدرت لایزال الهی و لشکریانش را بیواسطه مشاهده نمایند، و چه زیبا رهبر عزیزمان فرمود: «با این ستارهها میشود راه را پیدا کرد» (وَ بالَّنجْمِ هُمْ یَهتَدُونَ).
شهید مرتضی مطهری نیز در شأن و منزلت آن ملکوتیان فرمود: «شهدا شمع محفل بشریت اند».
اما جا دارد از تمام متولیان امر خصوصا ستاد راهیان نور کشور اعم از ارتش، سپاه، بسیج و مهندسی رزمی جهاد و قرارگاه مرکزی راهیان نور جهاد به خاطر برنامه ریزیها و اجرای عملیات حفظ و نگهداری یادمانها و نیز برنامه اعزام و بازدید زائرین از آن مناطق تقدیر و تشکر نمایم. البته بر این باورم با وجود تقبل تمام زحمات و برای انتقال پیام رشادتها و دلاوری های مردان مرد روزگارمان و مجاهدت های رزمندگان و شهدای گرانقدرمان و خانوادههای عالی مقام آنان هنوز در ابتدای راه قرار داریم و نسبت به کشورهایی که جنگ را خصوصا در قرن گذشته تجربه کردهاند عقب تریم و لازم است با تجربیات آنان به طور جّد در این زمینه سرمایهگذاری نماییم.
هفتاد سال از جنگ به اصطلاح جهانی دوم میگذرد و کشورهای فاتح و مغلوب از جبهه متحدین و متفقین به فراخور باورهای ملی و فرهنگی خود، ضمن حفظ و حراست از آثار بر جای مانده از آن دوران، در جهت انتقال فرهنگ مبارزه و فداکاری، از نماد سازی و اسطوره سازی با انواع ابزارهای مدرن گرفته تا وسایل تبلیغاتی پیشرفته مانند فیلم، عکس، مجسمه سازی و به طور کلی از هفت اقلیم هنر و نیز برپایی موزههای منحصر به فرد و بعضاً خیره کننده جنگ بهره میبرند، بطوری که با اختصاص اینگونه موزهها سعی میکنند تا مردم درک صحیحی از جنگ و اثرات آن بر کشورشان داشته باشند مانند موزه جنگ «امپریال» در انگلیس که جزیی از موزه سلطنتی جنگ در آن کشور و در نوع خود منحصر به فرد است، و همین طور موزه جنگ آمریکا و موزه جنگ روسیه که نسبت به سایر موزهها شاخصتر و بینظیر است. موزه جنگ مسکو یکی از زیباترین موزههای دنیاست که در سال ۱۹۹۳ ساخته شده است و یک مجسمه در تالار اصلی این موزه وجود دارد به نام «سرباز پیروز» که واقعا دیدنی است. البته موزههایی هم وجود دارد که بعضا با دیدگاهای شوونیستی و افراط گرایانه ساخته شده است؛ مانند موزه جنگ کره شمالی در پیونگ یانگ.
در بالای سردرِ موزه جنگ استرالیا که در سال ۱۹۴۸ تأسیس شده، جملهای از مدیر این موزه با این نام حک شده است: «در این موزه، روح سربازان حضور دارد، در قلب سرزمینی که با عشقِ خود آن را ساختهاند».
ناگفته نماند در دنیا یکصدو پنجاه موزه «صلح» نیز وجود دارد که پنجاه موزه از این دست در ژاپن و در پی محکومیت بمباران اتمی شهرهای ناکازاکی و هیروشیما توسط آمریکا ساخته شده و هدف آنان از برپایی این گونه موزهها، ترویج صلح و دوستی و محکومیت جنگ است.
اما به طور کلی و بنا به شهادت شواهد تاریخی اعم از اسناد و مدارک مکتوب و زنده، جنگ جهانی دوم کجا و هشت سال دفاع مقدس کجا؟! واقعا با واکاوی در مورد حماسه بزرگ دفاع مقدس، خصوصا راویان ماهر و زبدهای که به همین منظور آموزش دیده و در طول مسیر یادمانهای مناطق جنگی در کنار زائرین قرار دارند، حقایق و شگفتیهایی را از رزمندگان وشهدا بیان میکنند که هر عقل سلیم النفسی پی خواهد برد اگر مدد الهی و خلوص و شجاعت و ایمان رزمندگان و آن نفس مطمئنه امام راحل نبود، به لحاظ استراتژیکی و معادلات نظامی قطعا بازنده جنگ ایران بود.
از این منظر مقایسه جنگ جهانی دوم با حماسه دفاع مقدس اساساً قیاسی مع الفارق است.
سرهنگ عراقی «کامل جابر» در کتاب «آخرین شب در خرمشهر» به آخرین نبردهایی که منجر به باز پس گیری خرمشهر توسط رزمندگان اسلام میشود اشاره میکند و میگوید: «روز ۲۳ /۵/ ۱۹۸۲ رأس ساعت ۴ بعدازظهر نیروی کمکی که شامل نیروی زرهی و تانک از تیپهای ۲۳۸، ۵۲، تیپ ۳۱ و تیپ ۳۲ عراق بود، به منطقه رسید. ساعت چهار و نیم نیز یک بالگرد حامل مدیر اطلاعات نظامی و تعدادی از افسران رده بالا را به محور خرمشهر آوردند.
سعدالدین شاذلی، افسر بازنشسته مصری و چند افسر رده بالای اردنی هم میان آنها بودند.
آنها با فرماندهان مستقر در خرمشهر جلسهای گذاشته سپس آمادگی خود را برای دفاع از شهر به هر قیمتی اعلام کردند. سرلشکر شاذلی وقتی تجهیزات دفاعی عراق را دید، با تعجب گفت: امکان ندارد هیچ نیرویی بتواند واحدهای نظامی شما را با این عظمت نابود کند؛ «(اما) سربازان ایرانی مثل داوطلبان مرگ به سوی ما میآمدند، انگار میخواستند ما را از روی زمین محو کنند. برای آنها مرگ، فشنگ و آتش معنا نداشت. آنها یک گروه شهادت طلب بودند..».
مقام معظم رهبری سالها پیش در جمع اصحاب قلم و نویسندگان فرمودند: «واقعاً مقاومت شهر استالینگراد کجا و مقاومت مردم خرمشهر کجا؟! در استالینگراد پس از چند روز مقاومت، این مسئولین و نیروهای نظامی شهر هستند که اول پا به فرار میگذارند، اما در خرمشهر مردم با دست خالی و چنگ و دندان بدون هیچ وسیلهای به مدت نزدیک به دو ماه مقاومت میکنند» (نقل به مضمون).
مستشاران نظامی فرانسوی طی یک بازدید از وزارت دفاع عراق که در سیزدهم آوریل ۱۹۸۲ انجام شد، اعلام کردند هیچ اسلحه و نیرویی قادر به بازپس گیری خرمشهر نیست، زیرا عراق این شهر را به صورت یک پایگاه دفاعی بسیار محکم و مستحکم درآورده بود تا حدی که صدام این سخن تاریخی خود را با اطمینان کامل بیان کرد که «اگر خرمشهر سقوط کند و ایرانیها آن را باز پس بگیرند، من کلید شهر بصره را به آنها تقدیم خواهم کرد!..». و پس از باز پس گیری خرمشهر توسط نیروهای اسلام، متوجه قدرت ایرانیها شد و میگوید «به ما ثابت شد که ایرانیها به هنگام سختیها بسیار قدرتمندند».
اجازه دهید بیشتر از این وارد جزئیات نشوم و به این نکته بسنده کنم که در وصف آن مردان الهی همین بس که با وجود تجاوزات و فجایعی که سربازان بعثی در هنگام اشغال بخشهایی از شهرها و روستاهای مرزی در غرب و جنوب غرب کشورمان به وجود آوردند، تا جایی که نه تنها به سالخوردگان بلکه به کودکان و زنان نیز رحم نکردند، طه یاسین رمضان معاون نخست وزیر و طارق عزیز وزیر امورخارجه و سعدون حمّادی نفر سوم حزب بعث و معاون صدام حسین رئیس جمهوری عراق به همراه یک هیأت عالی رتبه از کارشناسان نظامی و سیاسی به سازمان ملل رفته تا با اسناد جعلی اثبات نمایند عراق آغازگر جنگ نبوده است! اما نمایندگان سازمان ملل با وجود جعلی بودن اسناد، اذعان میکنند که در زمان حضور رزمندگان اسلام در فاو و بخش هایی از سرزمین عراق، حتی یک مورد تجاوز جنسی و قتل و خشونت علیه مردم عراق گزارش نشده است.
اگر توفیق یارتان شد، حتما سری به کربلای ایران، یعنی هویزه بزنید و بر سر قبر جوان رشید و شجاع و دانشجوی تاریخ دانشگاه مشهد یعنی شهید والامقام سید حسین علم الهدی و هم رزمانش فاتحهای بخوانید. واقعا هر انسانی با خواندن واقعه جنگ نابرابر هویزه و شجاعت و مظلومیت آن جوانان پاک سرشت به یاد حماسه عاشورای حسینی میافتد. آری آنجا هم مانند زمین کربلا و میعادگاه عارفان و عاشقان الهی است و چه زیبا گفت سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی: «هر که میخواهد ما را بشناسد، داستان کربلا را بخواند»
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


