مهمترين دغدغه قطبي، اگر دغدغه اش باشد
افشين قطبي همچنان در حال «بزرگ» کردن دايره تيم ملي است و معلوم نيست اين راهبرد با چه پشتوانه فکري تدوين و اجرا شده است. البته از مصاحبه چند روز پيش قطبي که گفته بود «هر چه بازيکنان بيشتري تجربه حضور در اردوي تيم ملي را پيدا کنند، فوتبال ايران سود بيشتري نصيبش مي شود» منظور سرمربي تيم ملي را بخوبي درک مي کنيم.
به نوشته قدس، حرف قطبي به طور کلي درست است، اما ارزش و کيفيت هر حرف و نظري، بر اساس شرايط زماني و مکاني طرح آن مشخص مي شود. اگر در مقطعي که تيم ملي تا يک سال تورنمنت و مسابقات حساسي پيش رو ندارد، دايره رقابت بر سر پيراهن اين تيم را بزرگ کنيم، نه تنها اتفاق بدي رخ نمي دهد که دقيقاً مثل حرف قطبي، نفع ملي شدن تعداد زياد بازيکنان، نصيب فوتبال ملي ايران خواهد شد، اما در مقطعي که تيم ملي فاصله دو هفته تا حساس ترين بازي چند سال اخير خود را دارد، ادعاي قطبي بيشتر به يک شوخي نه چندان جالب مي ماند که البته کمتر کسي هم به بي مزه بودن شوخي کار دارد. شايد خيلي ها يک سال تمام براي بازگشت علي کريمي به تيم ملي تلاش رسانه اي انجام دهند، اما خيلي نکات حساس مثل همين راهبرد عجيب قطبي، بدون نقد و تحليل باقي مي ماند. چرا؟
*دو ضلع خالي از يک لوزي
تکليف سازمان دفاعي ايران براي بازي 16 خرداد مبهم است و در بدنه هجومي تيم ملي هم چند علامت سؤال وجود دارد ، البته جنس ابهام در اين دو زمينه متفاوت است. در سازمان دفاعي تيم ملي که شامل دروازه بان، چهار مدافع و دو هافبک دفاعي سيستم 1 - 3 - 2 - 4 مي شود، افشين قطبي احتمالاً دست به چند تغيير خواهد زد و محروميت جواد نکونام هم کار قطبي را سخت تر کرده است، اما در لوزي تهاجمي، انتخاب چهار مرد ترکيب اصلي و البته نحوه چيدمان آنها ذهن قطبي را مشغول کرده است. محسن خليلي که در بازي با الشباب نسبت به يک ماه گذشته رشد کيفي و توان بدني داشت و قطبي را تا حدودي اميدوار کرد، گزينه اصلي قطبي در خط حمله و پست شماره 9 است بخصوص که هاشميان نشان داده صفت«گلزن» ديگر کنار نامش نمي نشيند. ما هم در پيونگ يانگ حتماً گل مي خواهيم و نياز داريم که مهاجم رأس تيم مان شباهت به مار زهردار داشته باشد، نه مهاجمي که فقط بدود. مهرزاد معدنچي و علي کريمي هم دو مهره اي هستند که از هم اکنون احتمال فيکس بودنشان در بازي با کره شمالي خيلي زياد است. معدنچي در جناح چپ يا راست خط سوم بازي خواهد کرد و علي کريمي هم در پست شماره 10 يا به عنوان سپر راست تهاجمي در ترکيب قرار خواهد گرفت. پس فقط مي ماند يک جاي خالي که با توجه به مصدوميت غلامرضا رضائي، شانس جواد کاظميان و حتي سياوش اکبرپور براي حضور در ترکيب اصلي و نشستن در يک ضلع از لوزي تهاجمي ايران زياد است.
*بايد دفاع کنند
در مورد سازمان دفاعي ايران بهتر است در شماره آينده بحث کنيم؛ زيرا موضوعي است که بحث مفصل مي طلبد، اما در مورد بدنه هجومي تيم ملي در پيونگ يانگ مي توانيم روي سوژه ريز شويم. افشين قطبي که بزرگترين مشکلش در پرسپوليس، تنبلي وحشتناک عناصر هجومي اش بود و سازمان دفاعي تيمش را هميشه در فاز دفاع، تنها و ضربه پذير مي ديد، اين بار هم کريمي و خليلي را در ترکيب خود دارد که ذاتاً اهل دفاع کردن نيستند و اگر بخواهند دفاع کنند، توانايي اين کار را ندارند. پس اگر سپرهاي کناري هم از بين مهره هاي کاملاً هجومي انتخاب شوند، تيم ايران در پيونگ يانگ با همان ضعف کشنده پرسپوليس مواجه خواهد شد؛ يعني خط دفاعي که تنها مي ماند و نمي تواند در فاز دفاع مقابل نيروهاي هجومي کره دوام بياورد. اين نکات به ما نشان مي دهد، حتماً بايد در انتخاب دو گزينه ديگر لوزي هجومي غير از کريمي و خليلي، پيش از هر چيز به توان دفاعي آنان دقت کنيم، اگر آنها وظيفه دفاعي و توان دفاع کردن نداشته باشند، احتمال به گل رسيدن کره زياد است.
فراموش نکنيم هدف اوليه ما در بازي با کره، بايد گل نخوردن باشد؛ زيرا در صورت عقب ماندن، شانس ايران براي رسيدن به حداقل امتياز بازي هم به حداقل خواهد رسيد.ا ما حتي در صورت رسيدن به تساوي در پيونگ يانگ نيز مي توانيم به صعود به جام جهاني اميدوار باشيم. اما باختن... حرفش را هم نزنيد؛ قطبي بايد به فاز دفاع فکر کند و تنها نماندن نيروهاي دفاعي اش.


