پيام مهم تشييع بينظير ديروز براي روشنفکران و سياسيون
به گزارش آينده، حجت الاسلام والمسلمين رسول جعفريان نوشت:
يک بار ديگر مردم متدين ايران نشان دادند که نه تنها به مرجعيت ديني احترامي خاص و ويژه ميگذارند، بلکه در مقابل عارفي چون آيت الله بهجت دو چندان توجه و محبت نشان داده و آمال و آرزوهاي خود را در چهرهاي متواضع، کم حرف، اهل عمل و بيادعا جستجو ميکنند.
ترديدي نيست که مرجعيت يکي از ستونهاي استوار تاريخ پانصد ساله ايران از روزگار صفوي تا به امروز است. پيش از آن مرجعيت براي شيعه که اقليتي متفرق بود، پشتوانه محکمي به شمار ميآمد اما از پانصد سال پيش به اين طرف، مرجعيت نه تنها بعد فراملي خود را به عنوان راهنماي دين همواره حفظ کرد بلکه در چهارچوب مليت نيز سنگ بناي ايران اسلامي به شمار ميآمد. مرجعيت در بزنگاههاي تاريخ ايران، همواره از نفوذ و عقل خويش براي حفظ ايران اسلامي استفاده کرد.
از جمله ستمهايي که غرب بر فرهنگ شيعه و ايران روا داشت، تلاش براي تضعيف مرجعيت ديني بود، آن گونه که با ساختن ساختاري سياسي و بيهويت مانند پهلوي و چسباندن شماري از روشنفکران خودباخته در اطراف آن تلاش کردند تا اين نهاد ديني ـ سنتي را تضعيف کنند اما به خواست خداوند نتوانستند ايران را از اين نعمت الهي محروم سازند.
خوشبختانه داد و ستد ميان ايران و عراق اين کمک را به نهاد مرجعيت کرد که در جريان فشارهاي دوره پهلوي بتواند براي دو دهه در عراق استوار بماند و با سقوط پهلوي اول بار ديگر همين مرجعيت در ايران به عنوان نهادي برومند نقش خود را در حفاظت از هويتي ديني و ملي ايراني ايفا کند.
مردم نيز پاس اين حرمت را داشته و دارند چنان که بهترين و شلوغترين روزهاي تاريخي ايران، روزهايي است که به نوعي با مرجعيت پيوند ميخورد.

پيراني که در جواني و در سال 1340 رحلت آيت الله بروجردي را به خاطر داشتند، اظهار کردند که اين تشييع با آن روز برابري ميکرد.
شايد کساني تصور ميکردند پس از تشکيل دولت جمهوري اسلامي، داستان مرجعيت تمام شده است، در حالي که امام به خوبي دريافت که اين نهاد، براي هميشه ميتواند اساسي متين براي دفاع از حقوق ديني و اجتماعي و فرهنگي مردم باشد. به همين دليل حرمت مرجعيت را پاس داشت. اين سياست در دوره رهبري آيت الله خامنهاي نيز ادامه يافت.
از نکاتي که مردم به آن توجه خاص دارند، استقلال مرجعيت در مقابل حکومت است، و اين نه به معناي مقابله با حکومت بلکه براي نظارت بر آن است. طبيعي است که اگر مرجعيت استقلال خويش را از دست بدهد، نخواهد توانست نقشي را که در تاريخ پانصد ساله ما از او انتظار ميرفته، به درستي ايفا کند.

امروز مردم عاشق روحاني عالم، متعبد، متعهد و عارفي هستند که بتواند نقش مثبتي در هدايت جامعه به ويژه جوانان مشتاق يک اسوه ممتاز ايفا کند. آيتالله بهجت، مصداق يک مجتهد و مرجع عارف و عاملي بود که هم پايبند فقه و اجتهاد بود، هم اهل عرفان و ذکر. به همين دليل محبوب همه به ويژه جوانان بود.
مردم با حضور گسترده خود بار ديگر و پس از سي سال تجربه سياسي روحانيت و مرجعيت، نشان دادند اگر آنچه را حق ميبينند در چهره يک عالم روحاني ببينند، در دوستي و ارادت به او سر از پا نخواهند شناخت و نه تنها در حضورش از او فيض ميبرند که در مرگش بر سر و صورت زده و به طور ميليوني شرکت ميکنند.
اين ارتباط به روشنفکران و سياستمداراني که تظاهر به همراهي با مرجعيت ديني دارند، اما در عمل برخلاف ظاهر، صرفا تلاش ميکنند تنها به صورت ابزار از مرجعيت استفاده کنند، اين هشدار را ميدهد که عشق و علاقه مردم به مراجع تنها به عنوان يک سنت مرسوم نيست بلکه از روي تعبد ديني و معرفتي است که به مرجعيت داشته و آنان را به عنوان هاديان مشروع خود ميشناسند.
مردم آگاهند که هر نوع تلاشي براي حذف مرجعيت ديني با هر نگاهي، چه نگاه غربي با ايده جدايي دين از سياست، چه نگاه بابيت براي حذف مراجع و دين سازي تازه، و چه تحت هر عنوان ديگر، محکوم به شکست بوده و تا زماني که مردم شيعه در اين ديار زندگي ميکنند، در چهارچوب مرجعيت ديني عمل خواهند کرد.


