نسل تازه بلغارها در راه است
مرد المپیکی والیبال ایتالیا یکی از مشهورترین چهره های تاریخ این رشته به حساب می آید.زورزی که 325 بار برای ایتالیا در میادین مختلف بازی کرده است در المپیک 96 آتلانتا مدال نقره را برای کشورش کسب کرد. او همچنین در مشهور ترین باشگاههای ایتالیا توپ زده است.
به نوشته ایران، پارما و تره ویسو دو تیمی بودند که از آندره آ بهره گرفتند. وی در اوایل دهه 90 به قدری خوب کار می کرد که فدراسیون جهانی والیبال لقب زورو را برایش انتخاب کرد.
او حالا از والیبال دور نیست.زورو به صورت آزاد به حرفه روزنامه نگاری روی آورده است و البته در کنار آن به عنوان مشاور فنی فعالیت می کند. از سال 2007 نیز این چهره سرشناس والیبال جهان همکاریهای رسمی خود را با فدراسیون جهانی والیبال آغاز کرده است.
او علاوه بر اینکه به عنوان یک تئوریسین و آنالیزور بزرگ مشغول به کار شده است حرفه ژورنالیستی اش را نیز پی میگیرد. زورزی گفتوگوهای زیادی را با چهره های سرشناس ترتیب می دهد که البته با واکنش مثبت بازیکنان و مربیان نیز مواجه میشود.
زوروی والیبال جهان در کنار این گفتوگوها در خصوص ضعفهای بازیکنان نیز با آنها بحث های زیادی انجام میدهد که البته آنها را به رسم امانت نگه می دارد و منتشر نمیکند. آخرین میهمان زورو یک بلغاری است.
ماتی کازیسکی که در رقابت های قهرمانی جوانان جهان در تهران چهره شد و پس از آن همواره در زمره بهترین های هر تورنمنتی خود را مطرح کرده، به پرسشهای این خبرنگار آزاد ایتالیایی پاسخ گفته است.
● برای خیلی ها هنوز مکان و زمان دقیق تولد شما مشخص نیست؟
بله، این موضوع برای من هم جالب شده است. هر کسی یک چیزی می گوید. اما من واقعاً یک بلغاری هستم. من در صوفیا متولد شدم. دقیقاً در23 سپتامبر 1984.نمی دانم چرا یکسری تلاش کرده اند من را یک صرب معرفی کنند.تمام اجدادم هم تا آنجا که اطلاع دارم بلغاری بودهاند.
● ظاهراً در یک خانواده کاملاً ورزشی رشد کردهای! آیا این موضوع در پیشرفت تو تأثیرگذار بوده است؟
نمی توانم این واقعیت را کتمان کنم. پدر و مادر من والیبالیست های بزرگی بودهاند. هر دو آنها در تیم ملی بلغارستان بازی کرده اند.من از آنها خیلی چیزها آموختم. در واقع بهترین مربیانم پدر و مادرم بوده اند!
● چرا به سمت رشته دیگری نرفتی؟
خب من رشته های دیگر را هم امتحان کردهام ولی نه به صورت حرفهای. وقتی به مدرسه می رفتم فوتبال و بسکتبال بازی میکردم. من چندین رشته دیگر را هم آزمایش کردم چون که در یک مدرسه تربیت بدنی درس میخواندم. البته زمانی که سن کمتری داشتم کمی جودو، تیراندازی و سوارکاری را هم تمرین کردم. در واقع هر کدام را کمی تست کردم.
● با این حساب چه زمانی برای والیبال استارت زدی؟
دقیقاً از 9 سالگی.در واقع اولین تمرین من با یک تیم در آن زمان اتفاق افتاد.من تنها یک پسر بچه بودم و اجازه نداشتم در تمرینات تیمی شرکت کنم. دو سال طول کشید تا من بازی کردن را امتحان کنم. از حضور در یک مسابقه خیلی لذت میبردم. زمان زیادی هم طول نکشید که به عضویت تیم نوجوانان سالویا صوفیا در آمدم. روز به روز بازی من بهتر میشد.دیگر یکی از شش بازیکن اصلی تیم بودم در حالی که حتی 15 سال هم نداشتم.در همان سال به تیم ملی نوجوانان دعوت شدم و مربی تیم باشگاهی ام از من خواست تا در تیم بزرگسالان باشگاه تمرین کنم.این برای من شگفت آور بود. تقریباً یک سال بعد بود که من نخستین بازی بین المللی خودم را انجام دادم. ابتدا من یک سرویس زن خوب برای تیم به حساب می آمدم، سپس در دفاع وسط از من استفاده میشد اما کم کم به یک دریافت کننده بدل شدم که در کارهای هجومی نقش بیشتری دارد.
● داستان جالبی بود.البته اکثر عناوین تو به رده جوانان باز می گردد.بلغارستان بازیکنان شبیه به تو زیاد دارد آیا موافقی که تیم شما نتایج خوبی کسب نکرده است؟
بله، این واقعیتی است که ما همه به آن واقفیم. در حقیقت بخشی از تاریخ است. خود بازیکن ها هم فکر میکنند که تیم ما بازیکنهای بسیار خوبی دارد اما تاکنون موفقیت بزرگی را کسب نکرده ایم. هرچند در این سالها عنوان خوبی کسب نکرده ایم اما امیدوار هستیم که شرایط را عوض کنیم.کسی چه میداند؟
● واضح تر صحبت کنید؟
من فکر می کنم که ما به خوبی پی برده ایم که هنوز روح تیمی خوبی نداریم. اگر شما امروز به این موضوع اشاره می کنید که در سالهای گذشته نتایج ایده آلی کسب نکردهایم دلیلاش این است که ما به صورت انفرادی رشد خوبی داشته ایم اما برای تشکیل یک تیم بزرگ باید بیشتر کار کنیم. من فکر میکنم اگر این مشکل را مدیریت کنیم هر تیمی در دنیا مقابل ما مشکل خواهد داشت.
● آیا در بلغارستان نسل تازهای در راه است؟
البته که این طور است. البته این یک مشکل بزرگ برای هر تیمی است که تغییر چهره دهد. زمان زیادی صرف میشود تا نسل جدید بتواند جا بیفتد. نسل جدیدی که در راه است بسیار قدرتمند است و من آرزو می کنم که این نسل کمی هم خوش شانس باشد!
● شاخصه اصلی شما چیست؟
اجازه بدهید اینطور پاسخ بدهم که ما در دفاع با مشکلاتی مواجه هستیم. هنگام بازی استفاده از توپ های برگشتی بسیار مهم است و ما در این زمینه خوب کار نمیکنیم. ما توپهای آسان بسیاری را از دست میدهیم این یک معضل بزرگ به حساب می آید.
● آیا بازی در روسیه به پیشرفت تو کمکی کرده است؟
من تجربیات زیادی آنجا به دست آوردم. در واقع در دینامو مسکو پخته تر شدم. من دو سال در دینامو بازی کردم و بازیهای زیادی را در آنجا دیدم. دیدارهای بسیار سنگینی را مقابل تیم های بزرگ انجام دادم. خودم فکر می کنم بخش عظیمی از پیشرفتم را باید به حضورم در روسیه نسبت بدهم.
● پس چرا برای بازی به ایتالیا رفتی؟
فکر می کنم دو سال بازی در روسیه برای من کافی بود و نیاز به تغییر داشتم. ایتالیا به لحاظ حرفهای کامل ترین است و همه بازیکنهای بزرگ در آنجا هستند. من با خانواده ام به ایتالیا رفتم تا با یک چالش تازه مواجه شوم. گذشت زمان نشان خواهد داد که من تصمیم درستی گرفتهام یا اشتباه کرده ام. اما در حال حاضر فکر می کنم همه چیز خوب است و امیدوارم تا پایان همین گونه باشد.
● آیا همه چیز همانطور است که انتظار داشتی؟
خیر.من نمی توانم همه چیز را همانطور که در ذهنم دارم به دیگران بگویم. نه فقط زبان که شما می دانی مردم همیشه به عنوان یک غریبه به شما نگاه می کنند. البته من احساس بدی ندارم چون که با بازیهایی که انجام میدهم مردم مرا پذیرفته اند.
● بزرگترین پیروزی دوران حرفهای شما چیست؟
من نمی توانم بگویم کدام برد مهمتر از دیگری بوده است.شما به خوبی می دانید که رسیدن به مرحله پایانی بازیهای جام جهانی 2006 یک موقعیت بزرگ بود اما فقط این را در نظر نمیگیرم. برای من همه پیروزیها مهم هستند و فقط برای بردن به میدان می روم. من از موفقیت لذت می برم.
● چه برنامهای برای آینده داری؟
فعلاً به آینده فکر نمی کنم. کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارند و باید روی آنها زوم کنم.
● آیا بازیکنی را به عنوان بازیکن مورد علاقه در نظر داری که از کارهایش کپیبرداری کنی؟
نه واقعاً. البته من چه در گذشته و چه اکنون بازیکن های زیادی را دوست داشته ام ولی از کارهای آنها کپی نمی کنم. همواره دوست داشته ام از بازیکن های دیگر نکات تازهاي یاد بگیرم. بازیکنها گل یا حیوان نیستند که بخواهیم آنها را با خود نگه داریم اما اگر چیزهای خوبی انجام دادند بهتر است که ما هم آن را تلاش کنیم.
● کدام بخش از والیبال را بیشتر از سایرین دوست داری؟
اسپک (آبشار). چون که آسان ترین راه برای کسب امتیاز به حساب می آید و برای تماشاگران هم جذاب تر است. من از زدن سرویسهای محکم و امتیاز آور هم لذت می برم.


