ونگال، همینی است که می بینید...
چند سال پیش شبکه «Sky» از لوئیس ونگال دعوت کرد تا به استودیوی آنها بیاید و در برنامهای به عنوان کارشناس حضور یابد، اما مرد هلندی به خوبی میدانست سفر مجانی او به لندن نمیتواند چهره بزرگش را به تصویر بکشد. آنها برای او پیشنهادی داشتند تا با حضور در این برنامه «کارنامه بهتری» را از خودش به لیگ برتر معرفی کند، ولی ونگال در جوابشان گفت: «نه، خیلی ممنون! من از همین کارنامه بد خودم راضیام».
به نوشته وطن امروز و به نقل از تایمز، خب، حرف و حدیثهایی درباره خصوصیات مربیان هلندی که آدمهای «سختپذیری» هستند وجود دارد و سوال را باید اینگونه مطرح کرد که کاریزمای این قبیل افراد موفقیت برایشان به ارمغان میآورد یا شخصیتی دست و پاگیر در این کشور (هلند) از آنها ساخته؟
«من همینی هستم که ... و برای خودم روش خاصی دارم» این حرفهای ونگال، مرد لجباز هلندی است که در گفتوگویی با سایت فیفا در سال 2008 عنوان میکند و ادامه این دیالوگ نیز خالی از لطف نیست: «هیچ میلی ندارم تا در رفتارم تغییری ایجاد کنم!»
خب، لوئیس ونگال از آن قسم مردان فنی است که جزو «مربیان باهوش» دستهبندی میشود و این صفت را میتوان برای او به هر شکلی تعبیر کرد. او استاد بازخوانی است و اگر اغلب اوقات نیز به این شکل نباشد باز هم در شرایطی خاص توانسته اوضاع را سر و سامان دهد.
او تابستان 2005 به الکمار پا گذاشت و نتایج خوبی گرفت و بعد از چند سال سراشیبی دوباره با قدرت بازگشت و توانست توفانی در لیگ هلند به پا کند، این برای نخستینبار بود که بعد از 28 سال تیمی غیر از آژاکس، آیندهوون و فاینورد توانسته بود به سریالهای تکراری غولهای هلند پایان دهد و همین اتفاق برای اعلان به جهان کافی بود که او فصل بعد به بایرنمونیخ میپیوندد. البته ونگال به خوبی میداند که «... هالیوود» [بایرن مونیخ] جایی نیست که کسی درباره تراوشات ذهنی او صحبت کند.
به هر حال در مجموع لوئیس توانسته در بارسلونا دو عنوان قهرمانی را به کارنامه خود ضمیمه کند ولی در آخر پس از سه فصل هر کسی او را به چشم یک غریبه نگاه میکرد. خب، لوئیس ونگال خیلی زود در سال 1990 تبدیل به افسانه آژاکس شد، تیمی که تحت هدایت او به دو فینال لیگ قهرمانان صعود کرد و میلان کاپلو یکی از همان تیمهایی بود که برابر او زانو زد.
او جزو مربیانی است که متخصص فوتبال هجومی است، چوب جادوییاش در نوکمپ باعث شد تا ستارههایی نظیر لوئیس فیگو، ریوالدو و پاتریک کلایورت به سه اعجابانگیز کاتالانها تبدیل شوند و تجسم روش او ذهن را به سمت فوتبالی متعصب و تاکتیکهای منحصر به فردش هدایت میکند. او ماموریتش را به زیبایی و با موفقیت به پایان میرساند، اما چه چیز سبب شده تا او از دیگران متمایز شود؟ سختگیریهای تاکتیکی و وسواسش در نحوه اجرای دستورات، از او چهرهای مخصوص ساخته و به تصویر کشیده و اگر فوتبال را «تعالیدرونی» بنامیم، ونگال نشانهای از آن است.



