زمستان سرد و طولانی«سر آلکس درخشان» با تیمی که «منچستر» نیست
شکست پرسپولیس برابر النصر عربستان پایان نمادینی بود برای عملکرد یک سال تیم بزرگ پایتخت که یک سال عذابآور را برای تماشاگرانش رقم زده بود. این شکست هم هوادارانی را که تنها به درخشش پرسپولیس در لیگ قهرمانان آسیا دلخوش کرده بودند، حسابی نگران و هم کلکسیون شکستهای پرسپولیس را در سه ماه اخیر تکمیل کرد. تیمی که از جام حذفی حذف شد و از شش بازی لیگ در فصل زمستان، تنها پنج امتیاز کسب کرد و با چهار شکست، روزهای سختی را برای هوادارنش رقم زد.
به گزارش «تابناک»، اینکه پرسپولیس چه بود و چه شد و چه فرآیندی طی شد تا این بالا سر محبوبترین تیم پایتخت بیاید، دیگر تکرار مکررات است و همه از تحولات عجیب و غریب یک سال اخیر این باشگاه خبر داریم؛ اما اینکه چرا پرسپولیس در سه ماه اخیر اینقدر سوهان روح هوادارانش بوده و یکی از ضعیفترین نتایج دوران خودش را کسب کرده، شاید موضوعی باشد که بتوان اندکی در خصوص آن بحث کرد.
فصل زمستان برای پرسپولیسیها در حالی آغاز شد که آنها پیش از آن و در آخرین روزهای آذرماه با شکست برابر ذوبآهن جام حذفی را از دست داده بودند و حالا بعد از شروع مجدد لیگ ـ که به دلیل برگزاری جام ملتها تعطیل شده بود ـ باز باید به مصاف سبزپوشان اصفهان میرفتند که مربی دو سال پیش پرسپولیس را روی نیمکتش میدید. نگاهی به تایم لاین دیدارهای پرسپولیس در فصل زمستان، نشان میدهد که شکستهای این تیم از روز دهم بهمن و در هفته هجدهم لیگ برتر برابر ذوبآهن آغاز شد. آنها بعد از شکست یک ـ صفر برابر ذوب در دومین بازی عجیب خود از پس تیم ۱۰ نفره و بدون دروازهبان ملوان هم برنیامدند و باز هم با نتیجه یک ـ صفر بازی را در آزادی واگذار کردند. پیروزی برابر پدیده که رقیب پرسپولیس در نیمه دوم جدول برای تصاحب جایگاه این تیم است، شاید موجب شد تا نیمکت پرسپولیس اندکی امیدوار شود.
اما آنها باز هم در هفته بیست و یکم در آزادی ناکام شدند و نتوانستند برابر تیم صبای قم که با امتیاز برابر در آن هفته یک پله بالاتر از پرسپولیس بود هم به پیروزی دست یابند تا حداقل خودشان را از جایگاه نهم نجات دهند. شکست برابر تراکتورسازی، یکی دیگر از شکستهای زمستانی پرسپولیس بود. آخرین بازی زمستانی پرسپولیس در لیگ هم برابر تیم تهجدولی نفت مسجد سلیمان بود که سرخها نتوانستد برتری ۲-۰ خود را برابر تیمی که شصت دقیقه ده نفره بازی میکرد حفظ کنند و با تساوی از مجموع شش بازی زمستانی خود در لیگ امسال تنها ۵ امتیاز کسب کنند که آمار وحشتناک ضعیف ۰.۸۸ امتیاز برای هر بازی را برای این تیم ثبت کرده است.

هرچند پرسپولیس از آغاز نیمفصل دوم روی دور ناکامی بوده، علت بخشی از ناکامیهای این تیم تمرکز روی جام باشگاههای آسیا بود. حمید درخشان که حضورش در پرسپولیس هیچ کارنامه قابل دفاعی نداشت با آمدن نژاد فلاح و احساس خطر عزمش را جزم کرد تا نیمکتش را حفظ کند. این شد که یک برد شیرین برابر لخویا در آزادی و پیروزی بارزش در ازبکستان برابر بنیادکار موجب شد تا همه ناکامیهای لیگ را فراموش و به غرش پرسپولیس آسیایی دل خوش کنند. اما اتفاقی که نباید رخ میداد، روی داد و پرسپولیس درخشان در سومین بازی خود در عربستان با سه گل شکست خورد تا علیرغم صدرنشینی خطر حضور لخویا و النصر را پشت گوشش احساس کند. حذف پرسپولیس از آسیا بیشک به ناامیدی و سرخوردگی بیشتر هواداران این تیم منجر میشود و اخراج حمید درخشان کمترین هزینهای است که باشگاه برای آن میپردازد.
اما برای اینکه اندکی از حال و روز این روزهای پرسپولیس خبردار شویم، بد نیست اندکی به رفتارشناسی سرمربی این تیم بپردازیم. حمید درخشان در حالی در یک اتفاق کودتا مانند، سرمربی پرسپولیس شد که حتی در میان شانزده تیم لیگ برتری هم نتوانسته بود برای خودش یک تیم دست و پا کند. اما اختلافات مدیریتی با علی دایی موجب شد تا همای سعادت روی دوش درخشان بنشیند و او سرمربی تیم بزرگ پایتخت شود. پیروزی در داربی البته در تثبیت جایگاه او مؤثر بود و شاید اگر در پایان این فصل هم درخشان اخراج شود همان یک پیروزی بزرگترین و مهمترین و برای هواداران پرسپولیس بهیادماندنیترین عملکرد کارنامه درخشان باشد؛ اما با این حال، مربی که تیماش در نتیجهگیری موفق نبود در ایام جام ملتها به انتقاد از سیاستهای کارلوس کیروش پرداخت. در حالی که بعد از جام ملتها عملکرد تیمش به خوبی نشان داد که خود به عنوان مربی چندان چیزی در چنته ندارد. حداقل اینکه کیروش اگر به زعم درخشان زیبا و چشمنواز بازی نمیکند و در لاک دفاعی فرو میرود،حداقل پیروز میشود.
هرچند بعدها نحوه پیروزی تیم درخشان برابر بنیادکار در ازبکستان کاملا سبک بازی کیروش را به خاطر میآورد،
این تنها نکته ماجرا نیست. پرسپولیس درخشان جزو تیمهایی بود که نمایندهای در تیم ملی حاضر در جام ملتها نداشت و با استفاده از تعطیلی پنجاه روزه لیگ میتوانست به خوبی خودش را بازیابد؛ اما پرسپولیس بعد از جام ملتها، یکی از ضعیفترین نتایج را کسب کرد و میانگین تأسفبار کمتر از یک امتیاز در هر بازی را ثبت کرد. با این حال به هیچ وجه از ادعای درخشان کم نشد. او در کنفرانس خبری پیش از بازی با صبا، خودش را با سرآلکس فرگوسن مقایسه کرده بود و گفت: «در ایران وقتی کسی سرمربی تیمی میشود استقبال خوبی از او میشود ولی زیاد تحمل نمیکنند و بعد از سه چهار هفته تلاش میکنند که کنارش بگذارند. فرگوسن ۴ سال در منچستر ماند و این تیم را قهرمان کرد. تماشاگران او را نمیخواستند اما ۳-۴ سال در این تیم ماند. من هم تیمی را تحویل گرفتم که هم مشکلات آن را میدانند. اما هیچ کسی در مورد این مسائل صحبت نمیکند. من میروم. مشکلی هم ندارم. اما فکر کنید که چرا این طوری مهرهها را میسوزانند. بعد از من هم یک مربی میاورند و او را بعد از سه هفته برمی دارند. کجای دنیا چنین کاری میکنند؟ اینجا همه دنبال نتیجه هستند. کمی منطقی فکر کنیم».
فکر میکنید مربی بزرگ این تیم پس از بازی در خصوص این اتفاق چه گفت؟ آنچلوتی در پایان بازی و در گفتوگو با نمایندگان رسانهها در واکنش به هو شدن از سوی هواداران رئال میگوید: «نتیجهای که ما در بازی با اتلتیکومادرید کسب کردیم، شرمآور بود و تماشاگران حاضر در استادیوم حق داشتند ما را هو کنند. آنها به استادیوم میآیند و از ما حمایت میکنند تا یک بازی و یک نتیجه خوب ببینند؛ نه شکست شرمآور آن هم در دربی. در مورد خودم هم میگویم حق با هواداران بود و خوشحالم با نتیجهای که در این بازی کسب کردیم آنها را راضی کردیم. ما در هر وضعیت محکوم هستیم که تماشاگران را راضی به خانههایشان بفرستیم...».
تفاوت فوتبال ما با فوتبال حرفهای فقط در شکل بازی نیست. رفتارها هم با هم تفاوت دارد و این تفاوت در اندیشهها در عملکرد فنی هم تأثیرگذار است.
در لیگهای معتبر دنیا کسی دیگر صرفاً برای تشویق به ورزشگاه نمیرود، هواداران گاه تشر میزنند و انتقاد میکنند تا مجموعه باشگاه از مدیریت و کادر فنی گرفته تا بازیکنان به عملکرد ضعیف خود پی ببرند و هرچه زودتر تغییر وضعیت دهند. تماشاگر بیتفاوت مثل بازیکن بیتفاوت روی نیمکت ذخیرههاست؛ اما متأسفانه در فوتبال ایران بیشتر مربیان، تماشاگر را حامی میخواهند، حامی تمام و کمال خود که جز تعریف و تمجید هیچ حق دیگری ندارد.
درخشان اما به جای اینکه در میدان مسابقه حداقل با یکی دو پیروزی، دل هواداران را به دست بیاورد، همچنان وعده و وعید میدهد. او به تازگی از ساختن پرسپولیس رویاییاش در یکی دو سال آینده خبر داده است. اتفاقی که تنها در آیندهای مبهم نهفته است و معلوم نیست، حال پرسپولیس را چه کسی میخواهد سروسامان دهد. ساختن پرسپولیس رویایی پیشکش شما پرسپولیسی بسازید که در همین روزها از پس تیمهای بحران زده ملوان و صبا و نفت مسجد سلیمان بربیاید. البته این دل بستن به آینده واهی، گویا نگاهی است که مدیران پرسپولیس را هم اسیر خود کرده است.
نژادفلاح که قصد داشت در بدو ورودش در نیمکت پرسپولیس تغییراتی ایجاد کند، با یکی دو پیروزی درخشان منصرف شد؛ اما نتایج ضعیف این تیم بیشک در پایان فصل منجر به تغییرات در کادر فنی پرسپولیس میشود. انگار که مدیران این تیم تنها منتظرند این روزهای پرسپولیس تمام شود تا آینده روشن این تیم را بسازند؛ برنامهای که البته مدیران قبلی هم داشتند، ولی حال و روز پرسپولیس این شد که میبینید.
درخشان جوون مربی نیستی قبول کن
چند وقته اومدی یه ترکیب فیکس نداری همش دست کاری میکنی بعد انتظار داری مثل بارسلون برات تیکی تاکی کنن



