خاطرات رنگارنگ
خاويير زانهتي آرژانتيني واقعا يك بازيكن استثنايي است. بازيكني كه در 37 سالگي هنوز در تركيب ثابت اينترميلان ديده ميشود و اين در حالي است كه وي 14 سال پيش از بانفيلد آرژانتين به اين باشگاه ايتاليايي كوچ كرد. او اخيرا دومين ركورد بازي در جمع آبي و سياههاي شهر ميلان را شكسته و به مظهر تداوم و وفاداري در اينتر بدل شده است؛ زيرا هرگز به اين باشگاه پشت نكرده و با 14 مربي متفاوت و بيش از 400 بازيكن در نراتزوري كار كرده است و به همين سبب از محبوبترين نفرات در اينتر است.
به نوشته جام جم و به نقل از سایت فیفا، با اينكه زانهتي و يارانش به سوي چهارمين اسكودتوي متوالي خود در حركت بودهاند، اما با وجود در اختيار داشتن خوزه مورينيو مربي نامدار پرتغالي در اين فصل، يكبار ديگر در فوتبال جام قهرمانان باشگاههاي اروپا ناكام شدهاند. زانهتي كه به دليل سرسختي و دوامش لقب تراكتور را يدك ميكشد، درباره اين مساله و ديگر نكات و دستاوردهاي خودش ميگويد...
شما حالا بيش از 635 بازي رسمي براي اينتر انجام داده و از حدنصاب جاسينتو فاكهتي عبور كردهايد و فقط از ركورد جوزپه برگومي در اين باشگاه دور هستيد. واقعا چه احساسي داريد؟
طبعا مساله بسيار ارزشمندي است، زيرا در باشگاهي به بزرگي اينتر اينقدر دوام به آساني حاصل نميآيد. براي من حضوري اين همه طولاني اسباب غرور ميشود و خاطرات آن رنگارنگ است، بخصوص عناويني كه بردهايم.
حتما از فتح جام يوفاي 1998 بعد از برد 3 بر صفر بر لاتزيو در فينال نيز راضي بودهايد؟
بله. بخصوص كه اولين جامي بود كه با اينتر ميبردم و در ديدار نهايي جامي با اين اهميت گلزني هم كردم.
و تلخترين خاطرهتان كدام است؟
بديهي است كه از دست دادن عنوان قهرماني كالچو در آخرين روز از فصل 2002 2001 بدتر از هر چيزي بوده است. در آن روز در رم 2 4 به لاتزيو باختيم و يوونتوس با پيروزي بر حريفش از ما سبقت گرفت و اول شد، در حالي كه تا هفته آخر ما صدرنشين بوديم و قهرماني در مشتمان بود.
در 7، 8 سال نخست حضورتان در اينتر، اين تيم فقط ميكوشيد گذشته روشنش را بازيابد و اين كار برايش بسيار سخت بود، اما 4، 5 سالي است كه جامها را درو ميكنيد. اين تغيير وضعيت را چگونه توصيف ميكنيد؟
اين بدين خاطر بود كه ما با گذشت سالها بتدريج پايههاي كار خود را قوي كرديم و تيممان بتدريج فوقالعاده شد. اين تيم حالا هويت يافته و راهش را ميشناسد و پختگي و آشنايي با راهها و فرمولهاي موفقيت ما را قادر ميسازد كه دائما در كورس فتح جامها باشيم.
به مظهر وفاداري و استمرار در اينتر بدل شدهايد، اما آيا هرگز به اين فكر افتادهايد كه به باشگاه ديگري برويد؟
بارها زمينه الحاقم به ديگر باشگاهها و بخصوص در انگليس و اسپانيا فراهم آمد، اما آنقدر به اينتر دلبستگي داشتم كه تصميم به ماندن گرفتم.
در اين مدت با نفرات نامداري همبازي شدهايد و يكي از آنها رونالدوي برزيلي بوده است. نظرتان درباره او چيست؟
بازيكناني با استعداد وي كمياب هستند و در روزهاي اوجش ميتوانست سرنوشت را يك تنه عوض كند.
فوتباليستهاي معروف ديگري مثل پيرلو و سيدورف هيچگاه در اينتر شكوفا نشدند، اما با انتقال به ميلان به اوج رسيدند. اين پروسه را چگونه توصيف ميكنيد؟
اين مسائل به روند پيشرفت و شكل كار نفرات به طور انفرادي مربوط ميشود و تابع يك قانون كلي نيست. شايد آنها در دوره حضورشان در اينتر مشكلاتي داشتند كه اجازه نميداد تمام توانشان را ارائه كنند. به هر حال پيرلو و سيدورف فوتباليستهاي بزرگي هستند.
آدمهايي مثل كريس رونالدو و ليونل مسي به دليل مهارتهاي فرديشان مشهور شدهاند و خصلت بارز شما جنگندگي است. به نظر شما كداميك با ارزشتر است؟
كافي است هر يك از نفرات تيم هر چه دارند رو كنند و تيم اوج بگيرد و در آن صورت فرق نميكند كه خصايل و خدمات هر يك كدام موارد بوده است. تا زماني كه يك تيم موفق است، فرقي نميكند كه امتيازات فردي هر كدام از نفراتش چه چيزهايي است.
شما هرگز در جام قهرمانان اروپا و جامجهاني اول نشدهايد. آيا جاي خالي آن را زياد حس ميكنيد؟
هنوز اندكي وقت براي تغيير دادن اين روال دارم و بايد اميدوار بمانم!
نسل جوانتر فوتبال آرژانتين به سال 2008 در پكن براي دومين بار طلاي اين رشته را در بازيهاي المپيك برد. نظرتان در اين خصوص چيست؟
همگيشان بازيكناني توانا هستند و بيشتر از اين هم خواهند درخشيد. اكثر قريب به اتفاق آنها نفرات فيكس تيمهاي باشگاهي خود بودهاند و در نتيجه پرتجربهتر از يك بازيكن اميد عادياند. تفاوت اين نسل با نسل قبلي كه سيمونه و مرا شامل ميشد، اين است كه فنيتر است. حال آن كه نسل ما روحيه مبارزهجويي بيشتري داشت و نسل فعلي با مسي، اگهرو و تهوز و با جرقهاي از آنها ميتواند در هر لحظه سرنوشت را به نفع خود تغيير دهد. اميدوارم اين پيروزيهاي المپيكي مقدمهاي بر فتح جام جهاني 2010 باشد.
اما در دور مقدماتي اين جام تا به حال درخشان نبودهايد.
با اين حال در يكي از 3 رتبه اول جدول قرار داريم و در نتيجه يكي از سهميههاي چهارگانه صعود در منطقه آمريكاي جنوبي از آن ماست و بايد اين وضعيت را حفظ كنيم تا هر چه زودتر به مرحله نهايي جام برسيم و فكر نميكنم اين كار غيرممكن باشد.
اينتر امسال در برابر تيمهايي همچون آنورتوزيس قبرس و پاناتينايكوس يونان در جام قهرمانان قاره مشكل داشت و در ديگر گروهها كلوج روماني هم درخشيد. آيا فاصله تيمهاي بزرگ و غيرنامدار به كلي از بين نرفته است؟
با حرفتان موافقم. فوتبال هر روز اشاعه بيشتري در تمامي جهان مييابد و هر كشوري و هر تيمي در آن تبحر مييابد و ديگر چيزي به نام بازي آسان وجود ندارد و در هر مسابقه يكي دو حادثه مساعد يا سوء براي تعيين تكليف تيمها كافي است.
با همه اين اوصاف، باز هم جام قهرمانان باشگاههاي اروپا به اينتر نرسيد و با حذف شدن به دست منچستريونايتد حسرتتان طولانيتر شد.
ولي بد كار نكرديم. شايد بدترين قرعه را در يكهشتم نهايي ما آورديم كه با قهرمان دوره گذشته مواجه شديم، اما حتي اين شانس را داشتيم كه در بازي برگشت با منچستر در اولدترافورد حداقل 2 بار گلزني و صعود كنيم، اما بداقبالي اجازه نداد. برگزاري ديدار برگشت در زمين حريف هم مزيد بر علت شد.
آيا جام جهاني 2010 آخرين ميدان بزرگ شماست؟
قاعدتا همين طور است. در جام جهاني 2014 در برزيل هم مرا خواهيد ديد، اما فقط به عنوان يك هوادار تيم ملي آرژانتين.


