محمدرضا بهزادیان یکی از اعضای ائتلاف خواستاران تحول در گفتوگو با «تابناک»؛
به بهانه دور زدن تحریم، پول ملت را به جیب قابل اطمینانها ریختند!
در دوران هشت سالهٔ دولت آقای احمدینژاد، حجم زیادی از اقتصاد خاکستری ما، عملاً به طرف اقتصاد سیاه رفت. دولت آقای احمدینژاد با اهرم قدرتی که در سراسر کشور از طریق روابط بازرگانی و صنایع داشت، سعی کرد بخش خصوصی را در یک نقطهای قرار بدهد و نگذارد تحولخواهان اتاق را در دست بگیرند.
کد خبر: ۴۸۱۶۴۰
| | 13926 بازدید
اعضای اتاقهای بازرگانی در انتظار برگزاری انتخابات هشتمین دوره هیأت نمایندگان اتاقهای بازرگانی هستند. انتخاباتی که ١٨ اسفند برگزار میشود و برای این جماعت تب و تاب خاصی ساخته است، به گونهای که با ثبت نام ۲۵۱ نفر فعالیتهای انتخاباتی نمایندگان بخش خصوصی ابعاد تازهتری به خود گرفت.
به گزارش «تابناک»، ثبتنام نامزدهای دوره هشتم انتخابات هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران از چهارم تا یازدهم بهمن ماه در محل اتاق تهران انجام گرفت که طی آن ۲۵۱ فعال اقتصادی برای حضور در انتخابات در چهار حوزه بازرگانی، صنعت، معدن و کشاورزی ثبتنام کردند.
اتاق بازرگانی بر اساس قانون، مدیریت دبیرخانه شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی را بر عهده دارد. این اتاق ۶۰ نماینده دارد که ۴۰ نماینده آن از بخش خصوصی و ۲۰ نماینده آن از طرف دولت انتخاب میشوند. اعضای دولتی اتاق بازرگانی مستقیم توسط وزیر صنعت، معدن و تجارت انتخاب میشوند. در این خصوص وزیر اختیار تام دارد که نمایندگان دولتی را از بدنه دولت یا از بخش خصوصی انتخاب کند.
در انتخابات روزهای آینده مدیران اقتصادی باسابقه و کارآمد از جمله ائتلاف خواستاران تحول؛ دوباره به عرصه رقابت اتاق بازرگانی بازگشتهاند. ورود ائتلاف خواستاران تحول به عرصه رقابت، موجب شد تا دیگر گروهها از حضور یک گروه با پیشینه مشخص و با برنامه مدون در این انتخابات احساس خطر کنند.
به همین دلیل حتی بسیاری از این ائتلافها در ابتدا ترجیح دادند تا پیش از مشخص شدن برنامههای گروه خواستاران تحول، فعالیت علنی خود را آغاز نکنند و با پیشبینی احتمالات برای هر اقدام رقیب اصلی برنامهای مجزا تعریف کنند.
دو دوره غیبت چهرههای شاخص تحول خواه در اتاق بازرگانی، باعث شد که افراد و گروهها از فرصت استفاده کنند و جای آنها را در اتاق بگیرند. حتی آنها در دوره اخیر نیز در اقدامی عجیب با درک این مهم که دیگر جایی در اتاق بازرگانی ندارند، رفتارهایی چون مصادر عنوان تحول و بازی با کارت تحول را در دستور کار قرار دادند.
با این حال حضور گروه تحول خواهان، فرصت مناسبی برای بخش خصوصی است تا بتوانند دوباره با به دست گرفتن اتاق بازرگانی در شأن کشور، به احیای جایگاه بخش خصوصی در اقتصاد کشور بپردازند. در واقع ورود افراد جدید با تفکر و اندیشه نو، این فرصت را فراهم میکند تا با نگاه نقادانه، گذشته را بررسی و ضمن بهره گیری از تجربه گروههای قبلی، نقاط ضعف را مرتفع و نقاط قوت را تقویت میکنند.
فهرست اسامی گروه «خواستاران تحول» به شرح زیر است؛
در بخش بازرگانی: سید حمید حسینی، جمشید عدالتیان، فاطمه دانشور، مهدی رئیسزاده، سید محمد جلالی پروین، عبدالحمید امامی، فرید صفارزاده، حسین زمانی، علیرضا عباسی، پرویز شهپر، توفیق مجدپور، شمس الدین عیسایی، سید فخرالدین عامریان، افسانه فخری، مرضیه محمدرضازاده و رمضانعلیپور مجیب.
در بخش صنعت: محسن مهرعلیزاده، مسعود حجاریان، کوروش پروزیان، موسی رفان، سید عباس موسوی رهپیما، مرسل صدیق، مجید صدری، امین اله فرهادی، محمد تبریزی، مریم سلطانی، امیر محسنی، مرتضی هداوندی، محمد تقی صالحی و مظاهر مرجانی.
در بخش کشاورزی: محمد رضا بهزادیان، جهانبخش نورایی، احمد ترکنژاد، عباس وطن پرور، نسرین فقیهی و کاوه ولیپور.
همچنین در بخش معدن: مهرداد اکبریان، حمید رضا عارف، ایرج سبحانی و ابراهیم خانیکی.
در همین زمینه محمدرضا بهزادیان، یکی از اعضای ائتلاف خواستاران تحول در گفتوگو با تابناک به بررسی سیاستها و برنامههای این ائتلاف پرداخته است. محمدرضا بهزادیان که فعالان بخش خصوصی وی را با نام رئیس اسبق اتاق بازرگانی تهران و عضو ارشد گروه خواستاران تحول میشناسند، ظهر امروز نیز طی بیانیهای اعلام کرد: «از تمامی فعالان اقتصادی میخواهم فارغ از رفاقتها و رابطهها ـ که ناگزیر نقش مهمی را پس از پایان رقابتها ایفا خواهند کرد ـ در انتخاب و ساختن آینده با درک شرایط حساس موجود سهیم باشند».
تحول خواهانی چون محمدرضا بهزادیان در جریان یک رفتار سیاسی و با ابطال کارت بازرگانی امکان حضور در دورههای ششم و هفتم را نداشتند، به دنبال برگزاری جلسه هیأت عالی نظارت بر اتاقهای بازرگانی پس از قریب به هفت سال تأخیر، پرونده ایشان بازنگری شد و با مشخص شدن واقعیتها کارت بازرگانی ایشان احیا شده و لیست انتخاباتی خواستاران تحول با اضافه شدن نام این افراد تکمیل شد.
در ابتدای انقلاب با تصمیم شورای انقلاب عملاً قانون اتاق بازرگانی به نوعی اصلاح شد و از 73 عضو هیأت نمایندگان اتاق تهران در آن زمان، 37 نفر کاندیدای دولتی، خصوصی و ۳۶ نفر کاندیدای دولتی نمایندگان دولت بودند. آن هم به استناد اینکه قانون اساسی اصل ۴۴ تجارت و ارتباطات بازرگانی را عملاً در انحصار دولت قرار داده بود. متأسفانه اتاق بازرگانی در همهٔ دوران در دههٔ شصت به آن معنا خیلی سابقهٔ برگزاری انتخابات در اتاق بازرگانی ندارد. از ابتدای دولت آقای هاشمی هم که خواست انتخابات برگزار شود؛ انتخابات بیفروغی بود که حتی به اندازهٔ منتخبین کاندیدا در انتخابات وجود نداشت.
درسال ۱۳۸۱ با حضور دوستانی که در صحنهٔ انتخابات اتاق بازرگانی چهرههای جدیدی بودند؛ اینها حرکتی را به عنوان خواستاران تحول در اتاق بازرگانی ایجاد کردند. در آن انتخابات تحولطلبان که تازه از راه آمده بودند، اکثریت اتاق بازرگانی تهران را به دست آوردند و موجب تحولات مختلف شدند. اصلاً اینها اتاق بازرگانی تهران را به وجود آوردند و اعضایش را که ۸۷۰۰ نفر بود در دو سال به ۲۳۰۰۰ نفر رساندند. در ابتدای دولت آقای احمدینژاد با توجه به سیاستهایی که دولت ایشان در برخورد با سازمانهای مردم نهاد داشت ما شاهد آن شدیم که در اتاق بازرگانی تهران استیضاحی اتفاق افتاد که حاصل آن استیضاح برکنار کردن غیرقانونی هیأت رئیسهٔ اتاق تهران و یکی از نایبرئیسان اتاق ایران شد و بعد از آن به هر حال عملاً تحول خواهان در اقلیت اتاق قرار گرفتند. درمورد شخص بنده که تا قبل از آن رئیس اتاق بازرگانی تهران بودم به فاصلهٔ کمتر از یک ماه حتی به عنوان عضو اتاق حضور من را قبول نکردند و با تشکیل کمیتهٔ انضباطیشان من را همانطور که از ریاست اتاق تهران اخراج کرده بودند از عضویت اتاق هم محروم کردند.
چگونه کمیته انضباطی شکل گرفت؟
تشکیل کمیته انضباطی هم در غیاب من اتفاق افتاده بود. حتی در این حد هم اجازهٔ دفاع در آن مجموعه داده نشد. به هر حال بعد از آن تحولطلبان از پای ننشستند. انتخابات سال ۱۳۸۵ به دلیل تعمد رأیدهندگان در مقابل اقدامات غیر قانونی که در سال گذشته در اتاق تهران شده بود، صحنه حضور فوقالعادهای در بخش خصوصی شد و حداقل به خود من که مورد اخراج تیم حاکم اتاق قرار گرفته بودم، چنان لطفی کردند که بالاترین آرای اتاق تهران را در همهٔ ادوار دادند و به محض برگزاری انتخابات مدیریت اتاق تهران عملاً اعتبارنامه باز شخص من را حاضر نشدند صادر کنند. ولی بقیهٔ دوستان به اتاق رفتند. باتوجه به اینکه دولت ۲۰ نماینده در اتاق تهران دارد و دولت آقای احمدینژاد با اهرم قدرتی که در سراسر کشور از طریق روابط کل بازرگانی و صنایع داشت به نوعی سعی کرد بخش خصوصی را در خلاصه یک نقطهای قرار بدهد و نگذارد که تحولخواهان اتاق را در دست بگیرند.
در دوران آقای احمدینژاد وضعیت اتاق بازرگانی چگونه بود؟
حاصل کاری که اتاق بازرگانی در هشت سالهٔ دولت آقای احمدینژاد انجام داد؛ خلاف فلسفهٔ وجودی اتاق بازرگانی بود. اتاق بازرگانی همگام با سیاستهای تند، افراطی و رادیکالی دولت آقای احمدینژاد شد و حاصل آن به هم خوردن فضای کسب و کار در کشور و از دست رفتن میلیاردها دلار درآمد ارضی و فرصت سازندگی کشور بود.
اقای احمدینژاد در سخنرانی ۲۲ بهمن عنوان میکند که به خواست خدا امسال آخرین میخ را به تابوت سرمایهداری در کشور میکوبیم. به هر حال سرمایهدار، سرمایهگذار، تولیدکننده، کارآفرین در یک فضایی که امکان کسب و کار در آن وجود داشته باشد؛ کار میکند.
چه شد که شما دوباره بازگشتید؟
به هر حال با گذشت آن هشت سال و با ظهور دولت جناب آقای روحانی و با باز شدن فضای کشور و همراه آن یک پیگیری حداقل ۸ ساله از ناحیهٔ من در دستگاه قضایی کشور از طریق حکم قاضی منجر به بازگشت کارت بازرگانی به من شد. خواستاران تحول در ۸ سال گذشته هم حضور داشتند و حتی سعی کردند انجمن شناسنامهداری مثل انجمن مدیران و متخصصین اقتصادی و صنعتی کشور را عملاً به عنوان بستر قانونی کار خودشان انتخاب کنند. این گروه در انتخابات سال ۱۳۹۳ با قدرت کامل و با همت حضور پیدا کردهاند و امروز شاهد آن هستیم که انتخابات اتاق بازرگانی چراغ پرفروغی شده است. اتاق بازرگانی که یک روز در کشور ما کمتر کسی شناخته شده بود؛ امروز شاهد آن هستیم که انتخابات با حجم تبلیغات بالا برگزار میشود و توجه همهٔ ذی نفعان را به خودش جلب کرده است. مهمتر از همه این است که ما شاهد آن هستیم که تمام شعارهایی که در ۱۲ سال گذشته از ناحیهٔ تحولطلبان در نحوهٔ اداره و مدیریت و کارکردهای اتاق بازرگانی داده شده است؛ امروز تبدیل به شعار عمومی همهٔ گروهها شده است.
چرا اتاق بازرگانی به این اندازه مهم شده است؟
من این را افتخار تحولطلبان میدانم که اتاق بازرگانی خاموش و تاریک و در گوشهای افتاده را آمد دستمال کشید، تمیزش کرد و در ویترین تمیزی گذاشت و یک نورافکن هم بالایش گذاشت. به نوعی که رئیس جمهوری در سال گذشته در یکی از اولین اقداماتش سعی میکند رئیس اتاق بازرگانی را به عنوان رئیس دفتر خودش معرفی کند و در صحبتها و نطقهای آن موقع هم که نگاه میکنید، میگوید من این آقا که عملاً نمایندهٔ بخش خصوصی است و رئیس اتاق بازرگانی است را آوردم. آقای روحانی میخواهد نشان دهد که جهتگیری اقتصادیاش ترویج بخش خصوصی است. من این حرف رئیس جمهور را کارنامهٔ تحولطلبان میدانم.
همهٔ گروهها غیر از تحولطلبان که همیشه در اقلیت اتاق بازرگانی بودند در این ۸ ساله همهشان ادارهٔ اتاق را به نوعی در دست داشتند. ولی جالب این است که همهٔ آنها هم به نحوهٔ به ادارهٔ اتاق نقد میکنند برای اینکه رأی بیاورند. اگر کسی به عملکرد خودش نقد میکند و عملکرد خودش را زیر سوال میبرد؛ چه طوری از مردم باید بخواهیم که به اینها که خطا کردهاند؛ دوباره رأی بدهند.
شما چه اهدافی دارید؟
عملاً اصلیترین وظیفه اتاقهای بازرگانی دفاع از فضای کسب و کار در جامعه است. شعار اصلیمان اقتصاد سنجیده و سفید است، حال آنکه در دوران هشت سالهٔ دولت آقای احمدینژاد حجم زیادی از اقتصاد خاکستری ما عملاً به طرف اقتصاد سیاه رفت. به بهانههای تحریم و به نام دور زدن تحریم فرصت این پیدا شد که منابع مالی ملت ایران را در اختیار به قول خودشان آدمهای قابل اطمینان قرار دهند که حالا دو نمونهاش که دستگاه قضاییه اعلام کرده و میشناسیم بابک زنجانی و رضا ضراب، ولی میدانیم و یا حداقل ما فعالین اقتصاد میدانیم که نمونهٔ بسیاری از این اتفاقات افتاده و همهاش هم تصمیم دولت بوده است.
اتاق مال رئیس نیست. اتاق بازرگانی طبق مادهٔ ۲ و ۳ آن یک تشکیلات غیر انتفاعی است و عملاً رئیس و هیأت رئیسه از آنجا منتفع نمیشوند. ولی امروز ما در اتاق بازرگانی شاهد این هستیم که کارکنان در خدمت رئیس هستند. یک رانت متقابلی بین هیأت رئیسه و هیأت نمایندگان وجود دارد و صدای بیصدایان بخش خصوصی در منجلاب گرفتاریهای فضای کسب و کار ایران را کسی عملاً پخش نمیکند که هم به گوش مسئولین و هم به گوش برنامهریزان برسد و اصلاح شود. ما شاهد این هستیم که حداقل دولت آقای روحانی از وقتی که آمد در دو سه تا اجلاس بزرگی که گذاشت از بخش خصوصی خواستار دادن راه حل برای حل برای خروج از تورم و رکود و راه حلهای اقتصادی شد اما این درخواستها به مرحله عمل نرسید.
روزی که در سال ۱۳۸۲ من به اتاق بازرگانی تهران به عنوان رئیس اتاق پا گذاشتم، اتاق بازرگانی تهران ۸۰۰ میلیون تومان کل درآمدش بود که اتاق ایران و تهران را اداره میکرده است. امروز درآمد اتاق بازرگانی تهران ۲۴۷ میلیارد است. اصلاً اتاق بخش خصوصی تشکیل میدهیم که به دولت بگوییم نظام بروکراتیک تو به درد نمیخورد. اگر خودمان بدتر از آن شدیم، باید یک روز دولت بیاید ما را اصلاح کند.
چندی پیش در برنامه پایش یکی از کارافرینان از هزینهای که برای تمدید کارت بازرگانی پرداخته کرده است. انتقاد داشت. شما برای این موضوع چه برنامهای دارید؟
باید کارت تجارت و بازرگانی برای عموم عرضه شود. ببینید همین تولیدکنندهٔ محترمی که میگویند در برنامهٔ پایش گفته من ۶۰ میلیون تومان پارسال به اتاق بازرگانی دادم؛ آن فرد که از جیبش نمیدهد. این تولیدکننده این پول را روی کالایش میکشد و از مردم میگیرد. یعنی فشارها به اعضای اتاق بازرگانی؛ نهایتاً به اقشار تهیدست جامعه میآید. ما در اتاق بازرگانی دنبال این هستیم که تولیدکنندگان سود پیدا کنند، رقابت ایجاد کنیم بعد آنوقت در این رقابت بتوانند مجبور شوند سود کمتری از مردم بگیرند و مردم در رفاه باشند. ما دنبال منافع ذینفعانمان هستیم. در اتاق بازرگانی، ذینفعان هم اعضای ما، کارگران بنگاههای اقتصادی و مشتریان هستند.
من امروز از رأیدهندگان در اتاق بازرگانی درخواست میکنم به عملکردها گذشته نگاه کنند. ما خانهٔ خودمان را خودمان باید اداره کنیم نه از همسایه کمک بگیریم بیاید خانهمان را اداره کند.
به گزارش «تابناک»، ثبتنام نامزدهای دوره هشتم انتخابات هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران از چهارم تا یازدهم بهمن ماه در محل اتاق تهران انجام گرفت که طی آن ۲۵۱ فعال اقتصادی برای حضور در انتخابات در چهار حوزه بازرگانی، صنعت، معدن و کشاورزی ثبتنام کردند.
اتاق بازرگانی بر اساس قانون، مدیریت دبیرخانه شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی را بر عهده دارد. این اتاق ۶۰ نماینده دارد که ۴۰ نماینده آن از بخش خصوصی و ۲۰ نماینده آن از طرف دولت انتخاب میشوند. اعضای دولتی اتاق بازرگانی مستقیم توسط وزیر صنعت، معدن و تجارت انتخاب میشوند. در این خصوص وزیر اختیار تام دارد که نمایندگان دولتی را از بدنه دولت یا از بخش خصوصی انتخاب کند.
در انتخابات روزهای آینده مدیران اقتصادی باسابقه و کارآمد از جمله ائتلاف خواستاران تحول؛ دوباره به عرصه رقابت اتاق بازرگانی بازگشتهاند. ورود ائتلاف خواستاران تحول به عرصه رقابت، موجب شد تا دیگر گروهها از حضور یک گروه با پیشینه مشخص و با برنامه مدون در این انتخابات احساس خطر کنند.
به همین دلیل حتی بسیاری از این ائتلافها در ابتدا ترجیح دادند تا پیش از مشخص شدن برنامههای گروه خواستاران تحول، فعالیت علنی خود را آغاز نکنند و با پیشبینی احتمالات برای هر اقدام رقیب اصلی برنامهای مجزا تعریف کنند.
دو دوره غیبت چهرههای شاخص تحول خواه در اتاق بازرگانی، باعث شد که افراد و گروهها از فرصت استفاده کنند و جای آنها را در اتاق بگیرند. حتی آنها در دوره اخیر نیز در اقدامی عجیب با درک این مهم که دیگر جایی در اتاق بازرگانی ندارند، رفتارهایی چون مصادر عنوان تحول و بازی با کارت تحول را در دستور کار قرار دادند.
با این حال حضور گروه تحول خواهان، فرصت مناسبی برای بخش خصوصی است تا بتوانند دوباره با به دست گرفتن اتاق بازرگانی در شأن کشور، به احیای جایگاه بخش خصوصی در اقتصاد کشور بپردازند. در واقع ورود افراد جدید با تفکر و اندیشه نو، این فرصت را فراهم میکند تا با نگاه نقادانه، گذشته را بررسی و ضمن بهره گیری از تجربه گروههای قبلی، نقاط ضعف را مرتفع و نقاط قوت را تقویت میکنند.
فهرست اسامی گروه «خواستاران تحول» به شرح زیر است؛
در بخش بازرگانی: سید حمید حسینی، جمشید عدالتیان، فاطمه دانشور، مهدی رئیسزاده، سید محمد جلالی پروین، عبدالحمید امامی، فرید صفارزاده، حسین زمانی، علیرضا عباسی، پرویز شهپر، توفیق مجدپور، شمس الدین عیسایی، سید فخرالدین عامریان، افسانه فخری، مرضیه محمدرضازاده و رمضانعلیپور مجیب.
در بخش صنعت: محسن مهرعلیزاده، مسعود حجاریان، کوروش پروزیان، موسی رفان، سید عباس موسوی رهپیما، مرسل صدیق، مجید صدری، امین اله فرهادی، محمد تبریزی، مریم سلطانی، امیر محسنی، مرتضی هداوندی، محمد تقی صالحی و مظاهر مرجانی.
در بخش کشاورزی: محمد رضا بهزادیان، جهانبخش نورایی، احمد ترکنژاد، عباس وطن پرور، نسرین فقیهی و کاوه ولیپور.
همچنین در بخش معدن: مهرداد اکبریان، حمید رضا عارف، ایرج سبحانی و ابراهیم خانیکی.
در همین زمینه محمدرضا بهزادیان، یکی از اعضای ائتلاف خواستاران تحول در گفتوگو با تابناک به بررسی سیاستها و برنامههای این ائتلاف پرداخته است. محمدرضا بهزادیان که فعالان بخش خصوصی وی را با نام رئیس اسبق اتاق بازرگانی تهران و عضو ارشد گروه خواستاران تحول میشناسند، ظهر امروز نیز طی بیانیهای اعلام کرد: «از تمامی فعالان اقتصادی میخواهم فارغ از رفاقتها و رابطهها ـ که ناگزیر نقش مهمی را پس از پایان رقابتها ایفا خواهند کرد ـ در انتخاب و ساختن آینده با درک شرایط حساس موجود سهیم باشند».
تحول خواهانی چون محمدرضا بهزادیان در جریان یک رفتار سیاسی و با ابطال کارت بازرگانی امکان حضور در دورههای ششم و هفتم را نداشتند، به دنبال برگزاری جلسه هیأت عالی نظارت بر اتاقهای بازرگانی پس از قریب به هفت سال تأخیر، پرونده ایشان بازنگری شد و با مشخص شدن واقعیتها کارت بازرگانی ایشان احیا شده و لیست انتخاباتی خواستاران تحول با اضافه شدن نام این افراد تکمیل شد.

در ابتدا آقای بهزادیان ممکن است در مورد تاریخچه اتاق بازرگانی قدری توضیح بفرمایید؟
اتاق بازرگانی در کشور ما از سال ۱۳۶۶ قانون مدون دارند و عملاً تشکیلشان از واقعهٔ رژی بود. در دورهٔ ناصرالدین شاه بازاریان تهران کنار هم جمع شدند و در مقابل یک تعرضی به حریمشان ایستادند. تا سال هزار و سیصد چهل و سه ما فقط تشکیلاتی به عنوان اتاق بازرگانی داشتیم. اتاق تهران، تبریز و چند تا شهر بزرگ بعد از آن با تصویب قانون اتاق صنایع و معادن تشکیل شد. در سال ۱۳۴۸ اینها با هم ادغام شد و اتاق بازرگانی صنایع و معادن تشکیل شد.در ابتدای انقلاب با تصمیم شورای انقلاب عملاً قانون اتاق بازرگانی به نوعی اصلاح شد و از 73 عضو هیأت نمایندگان اتاق تهران در آن زمان، 37 نفر کاندیدای دولتی، خصوصی و ۳۶ نفر کاندیدای دولتی نمایندگان دولت بودند. آن هم به استناد اینکه قانون اساسی اصل ۴۴ تجارت و ارتباطات بازرگانی را عملاً در انحصار دولت قرار داده بود. متأسفانه اتاق بازرگانی در همهٔ دوران در دههٔ شصت به آن معنا خیلی سابقهٔ برگزاری انتخابات در اتاق بازرگانی ندارد. از ابتدای دولت آقای هاشمی هم که خواست انتخابات برگزار شود؛ انتخابات بیفروغی بود که حتی به اندازهٔ منتخبین کاندیدا در انتخابات وجود نداشت.
درسال ۱۳۸۱ با حضور دوستانی که در صحنهٔ انتخابات اتاق بازرگانی چهرههای جدیدی بودند؛ اینها حرکتی را به عنوان خواستاران تحول در اتاق بازرگانی ایجاد کردند. در آن انتخابات تحولطلبان که تازه از راه آمده بودند، اکثریت اتاق بازرگانی تهران را به دست آوردند و موجب تحولات مختلف شدند. اصلاً اینها اتاق بازرگانی تهران را به وجود آوردند و اعضایش را که ۸۷۰۰ نفر بود در دو سال به ۲۳۰۰۰ نفر رساندند. در ابتدای دولت آقای احمدینژاد با توجه به سیاستهایی که دولت ایشان در برخورد با سازمانهای مردم نهاد داشت ما شاهد آن شدیم که در اتاق بازرگانی تهران استیضاحی اتفاق افتاد که حاصل آن استیضاح برکنار کردن غیرقانونی هیأت رئیسهٔ اتاق تهران و یکی از نایبرئیسان اتاق ایران شد و بعد از آن به هر حال عملاً تحول خواهان در اقلیت اتاق قرار گرفتند. درمورد شخص بنده که تا قبل از آن رئیس اتاق بازرگانی تهران بودم به فاصلهٔ کمتر از یک ماه حتی به عنوان عضو اتاق حضور من را قبول نکردند و با تشکیل کمیتهٔ انضباطیشان من را همانطور که از ریاست اتاق تهران اخراج کرده بودند از عضویت اتاق هم محروم کردند.
چگونه کمیته انضباطی شکل گرفت؟
تشکیل کمیته انضباطی هم در غیاب من اتفاق افتاده بود. حتی در این حد هم اجازهٔ دفاع در آن مجموعه داده نشد. به هر حال بعد از آن تحولطلبان از پای ننشستند. انتخابات سال ۱۳۸۵ به دلیل تعمد رأیدهندگان در مقابل اقدامات غیر قانونی که در سال گذشته در اتاق تهران شده بود، صحنه حضور فوقالعادهای در بخش خصوصی شد و حداقل به خود من که مورد اخراج تیم حاکم اتاق قرار گرفته بودم، چنان لطفی کردند که بالاترین آرای اتاق تهران را در همهٔ ادوار دادند و به محض برگزاری انتخابات مدیریت اتاق تهران عملاً اعتبارنامه باز شخص من را حاضر نشدند صادر کنند. ولی بقیهٔ دوستان به اتاق رفتند. باتوجه به اینکه دولت ۲۰ نماینده در اتاق تهران دارد و دولت آقای احمدینژاد با اهرم قدرتی که در سراسر کشور از طریق روابط کل بازرگانی و صنایع داشت به نوعی سعی کرد بخش خصوصی را در خلاصه یک نقطهای قرار بدهد و نگذارد که تحولخواهان اتاق را در دست بگیرند.
در دوران آقای احمدینژاد وضعیت اتاق بازرگانی چگونه بود؟
حاصل کاری که اتاق بازرگانی در هشت سالهٔ دولت آقای احمدینژاد انجام داد؛ خلاف فلسفهٔ وجودی اتاق بازرگانی بود. اتاق بازرگانی همگام با سیاستهای تند، افراطی و رادیکالی دولت آقای احمدینژاد شد و حاصل آن به هم خوردن فضای کسب و کار در کشور و از دست رفتن میلیاردها دلار درآمد ارضی و فرصت سازندگی کشور بود.
اقای احمدینژاد در سخنرانی ۲۲ بهمن عنوان میکند که به خواست خدا امسال آخرین میخ را به تابوت سرمایهداری در کشور میکوبیم. به هر حال سرمایهدار، سرمایهگذار، تولیدکننده، کارآفرین در یک فضایی که امکان کسب و کار در آن وجود داشته باشد؛ کار میکند.
چه شد که شما دوباره بازگشتید؟
به هر حال با گذشت آن هشت سال و با ظهور دولت جناب آقای روحانی و با باز شدن فضای کشور و همراه آن یک پیگیری حداقل ۸ ساله از ناحیهٔ من در دستگاه قضایی کشور از طریق حکم قاضی منجر به بازگشت کارت بازرگانی به من شد. خواستاران تحول در ۸ سال گذشته هم حضور داشتند و حتی سعی کردند انجمن شناسنامهداری مثل انجمن مدیران و متخصصین اقتصادی و صنعتی کشور را عملاً به عنوان بستر قانونی کار خودشان انتخاب کنند. این گروه در انتخابات سال ۱۳۹۳ با قدرت کامل و با همت حضور پیدا کردهاند و امروز شاهد آن هستیم که انتخابات اتاق بازرگانی چراغ پرفروغی شده است. اتاق بازرگانی که یک روز در کشور ما کمتر کسی شناخته شده بود؛ امروز شاهد آن هستیم که انتخابات با حجم تبلیغات بالا برگزار میشود و توجه همهٔ ذی نفعان را به خودش جلب کرده است. مهمتر از همه این است که ما شاهد آن هستیم که تمام شعارهایی که در ۱۲ سال گذشته از ناحیهٔ تحولطلبان در نحوهٔ اداره و مدیریت و کارکردهای اتاق بازرگانی داده شده است؛ امروز تبدیل به شعار عمومی همهٔ گروهها شده است.
چرا اتاق بازرگانی به این اندازه مهم شده است؟
من این را افتخار تحولطلبان میدانم که اتاق بازرگانی خاموش و تاریک و در گوشهای افتاده را آمد دستمال کشید، تمیزش کرد و در ویترین تمیزی گذاشت و یک نورافکن هم بالایش گذاشت. به نوعی که رئیس جمهوری در سال گذشته در یکی از اولین اقداماتش سعی میکند رئیس اتاق بازرگانی را به عنوان رئیس دفتر خودش معرفی کند و در صحبتها و نطقهای آن موقع هم که نگاه میکنید، میگوید من این آقا که عملاً نمایندهٔ بخش خصوصی است و رئیس اتاق بازرگانی است را آوردم. آقای روحانی میخواهد نشان دهد که جهتگیری اقتصادیاش ترویج بخش خصوصی است. من این حرف رئیس جمهور را کارنامهٔ تحولطلبان میدانم.
همهٔ گروهها غیر از تحولطلبان که همیشه در اقلیت اتاق بازرگانی بودند در این ۸ ساله همهشان ادارهٔ اتاق را به نوعی در دست داشتند. ولی جالب این است که همهٔ آنها هم به نحوهٔ به ادارهٔ اتاق نقد میکنند برای اینکه رأی بیاورند. اگر کسی به عملکرد خودش نقد میکند و عملکرد خودش را زیر سوال میبرد؛ چه طوری از مردم باید بخواهیم که به اینها که خطا کردهاند؛ دوباره رأی بدهند.
شما چه اهدافی دارید؟
عملاً اصلیترین وظیفه اتاقهای بازرگانی دفاع از فضای کسب و کار در جامعه است. شعار اصلیمان اقتصاد سنجیده و سفید است، حال آنکه در دوران هشت سالهٔ دولت آقای احمدینژاد حجم زیادی از اقتصاد خاکستری ما عملاً به طرف اقتصاد سیاه رفت. به بهانههای تحریم و به نام دور زدن تحریم فرصت این پیدا شد که منابع مالی ملت ایران را در اختیار به قول خودشان آدمهای قابل اطمینان قرار دهند که حالا دو نمونهاش که دستگاه قضاییه اعلام کرده و میشناسیم بابک زنجانی و رضا ضراب، ولی میدانیم و یا حداقل ما فعالین اقتصاد میدانیم که نمونهٔ بسیاری از این اتفاقات افتاده و همهاش هم تصمیم دولت بوده است.
اتاق مال رئیس نیست. اتاق بازرگانی طبق مادهٔ ۲ و ۳ آن یک تشکیلات غیر انتفاعی است و عملاً رئیس و هیأت رئیسه از آنجا منتفع نمیشوند. ولی امروز ما در اتاق بازرگانی شاهد این هستیم که کارکنان در خدمت رئیس هستند. یک رانت متقابلی بین هیأت رئیسه و هیأت نمایندگان وجود دارد و صدای بیصدایان بخش خصوصی در منجلاب گرفتاریهای فضای کسب و کار ایران را کسی عملاً پخش نمیکند که هم به گوش مسئولین و هم به گوش برنامهریزان برسد و اصلاح شود. ما شاهد این هستیم که حداقل دولت آقای روحانی از وقتی که آمد در دو سه تا اجلاس بزرگی که گذاشت از بخش خصوصی خواستار دادن راه حل برای حل برای خروج از تورم و رکود و راه حلهای اقتصادی شد اما این درخواستها به مرحله عمل نرسید.
روزی که در سال ۱۳۸۲ من به اتاق بازرگانی تهران به عنوان رئیس اتاق پا گذاشتم، اتاق بازرگانی تهران ۸۰۰ میلیون تومان کل درآمدش بود که اتاق ایران و تهران را اداره میکرده است. امروز درآمد اتاق بازرگانی تهران ۲۴۷ میلیارد است. اصلاً اتاق بخش خصوصی تشکیل میدهیم که به دولت بگوییم نظام بروکراتیک تو به درد نمیخورد. اگر خودمان بدتر از آن شدیم، باید یک روز دولت بیاید ما را اصلاح کند.
چندی پیش در برنامه پایش یکی از کارافرینان از هزینهای که برای تمدید کارت بازرگانی پرداخته کرده است. انتقاد داشت. شما برای این موضوع چه برنامهای دارید؟
باید کارت تجارت و بازرگانی برای عموم عرضه شود. ببینید همین تولیدکنندهٔ محترمی که میگویند در برنامهٔ پایش گفته من ۶۰ میلیون تومان پارسال به اتاق بازرگانی دادم؛ آن فرد که از جیبش نمیدهد. این تولیدکننده این پول را روی کالایش میکشد و از مردم میگیرد. یعنی فشارها به اعضای اتاق بازرگانی؛ نهایتاً به اقشار تهیدست جامعه میآید. ما در اتاق بازرگانی دنبال این هستیم که تولیدکنندگان سود پیدا کنند، رقابت ایجاد کنیم بعد آنوقت در این رقابت بتوانند مجبور شوند سود کمتری از مردم بگیرند و مردم در رفاه باشند. ما دنبال منافع ذینفعانمان هستیم. در اتاق بازرگانی، ذینفعان هم اعضای ما، کارگران بنگاههای اقتصادی و مشتریان هستند.
من امروز از رأیدهندگان در اتاق بازرگانی درخواست میکنم به عملکردها گذشته نگاه کنند. ما خانهٔ خودمان را خودمان باید اداره کنیم نه از همسایه کمک بگیریم بیاید خانهمان را اداره کند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


