رهآوردهای «تکیه بر مردم» و «کارآفرینی»
اصطلاح کارآفرین به کسی اطلاق میشود که متعهد میشود، مخاطرههای یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند. در فرهنگ وبستر، کارآفرین کسی است که سازمان میدهد، اداره میکند و مخاطرات بعدی یک سرمایهگذاری یا یک طرح را میپذیرد.
اقتصاددانان نخستین کسانی بودند که در نظریههای اقتصادی خود به تشریح کارآفرین و کارآفرینی پرداختند و از قرن شانزدهم میلادی تا کنون تقریباً کلیهٔ مکاتب اقتصادی آن را مورد توجه قرار دادهاند. کارآفرین عاملی است که تمامی ابزار تولید را ترکیب میکند و مسئولیت ارزش تولیدات، بازیافت کل سرمایه هزینه شده و سود و زیان حاصل از آن را بر عهده میگیرد. لذا، کارآفرین فردی است که دارای ایده نو و جدید است و از طریق فرایند تأسیس و ایجاد یک کسب و کار (شرکت) و قبول مخاطره محصول یا خدمات جدیدی را به جامعه معرفی میکند.
کارآفرینی فرایند افزودن چیزی جدید (خلاقیت) و متفاوت (نوآوری) به منظور خلق ثروت برای افراد و ارزش افزوده برای جامعه تعریف میکند. این تعریف به یافتن کارآفرینان اجتماعی در موارد زیر کمک میکند.
در مجموع دولتها بر اساس نیازها و شرایط کشورهایشان هدفهای مختلفی را از حمایت کارآفرینی دنبال میکنند. مهمترین اهدافی که غالباً در برنامههای توسعه کارآفرینی آورده میشوند عبارتند از؛
۱ـ افزایش اشتغال: از مهمترین نتایج برنامههای توسعه کارآفرینی افزایش اشتغال در جامعه است. اشتغال عبارت است از فراهم آوردن زمینه فعالیت مناسب برای افراد به منظور حفظ کرامت انسانی در یک زندگی متعادل همراه با رفع نیازهای ضروری میباشد. در بند ۲ اصل ۴۳ قانون اساسی، اشتغال عبارت است از «تأمین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار همه کسانی که قادر به کارند، ولی وسایل کار ندارند. در شکل تعاونی، از راه وام بدون بهره یا هر راه شروع دیگر که نه تمرکز و تداول ثروت در دست افراد و گروههای خاص منتهی شود و دولت را به صورت کارفرمای بزرگ مطلق درمیآورد.
۲ـ توسعه اقتصادی: افزایش تعداد شرکتهای فعال در بخشهای اقتصادی و اجتماعی یکی از معیارهای سنجش توسعه اقتصادی و اجتماعی به شمار میرود. مطالعات نشان داده است که رابطه مثبتی بین تعداد شرکتهای فعال در اقتصاد و میزان تولید ثروت در جامعه وجود دارد، به این ترتیب هر قدر تعداد شرکتها و سازمانهای فعال در اقتصاد افزوده شود تولید ثروت نیز افزایش خواهد یافت.
۳ـ افزایش رقابت در اقتصاد و توسعه کارآیی بازار: هر قدر تعداد شرکتهای فعال در اقتصاد بیشتر باشد، رقابت در صنعت بیشتر شده و کارایی اقتصادی افزایش مییابد. افزایش رقابت موجب استفاده بهینه از منابع و بهبود قیمت و کیفیت خدمات و کالاهای ارایه شده به مشتریان میشود. همچنین تنوع شرکتهای فعال در اقتصاد، باعث میشود تا محصولات و خدمات ارایه شده متنوعتر شده و مشتریان از قدرت انتخاب بیشتری برخوردار شوند. از سوی دیگر، افزایش رقابت موجب میشود تا شرکتها نیز توانمندیهای مدیریتی خود را افزایش داده و قابلیت رقابت در عرصههای جهانی را بهتر کسب نمایند.
۴ـ افزایش نوآوری و توسعه انتشار فنآوری: تکنولوژی از طریق بنگاههای اقتصادی توسعه یافته و کاربردی میشود. توسعه کسب و کارهای کوچک باعث میشود تا استفاده خلاقانه و نوآورانه از فنآوری بیشتر شده و فنآوری نیز از طریق مسیر کاربردی انتشار بیشتری یابد.
۵ـکمک به افزایش صادرات: کشورهایی که رویکرد افزایش صادرات را در اقتصاد خود دنبال میکنند از طریق حمایت از کسب و کارهای کوچک و واحدهای کارآفرینانه فرصت ورود به بازار بینالمللی و عرضه محصولات و خدمات این نوع شرکتها را تسهیل میکنند که در کل به نفع صادرات کشور است.
۶ـ دستیابی به توسعه منطقهای؛ در برخی موارد دولتها از ابزار توسعه کارآفرینی برای اهداف توسعه اقتصادیـ اجتماعی منطقهای (به ویژه مناطق محروم) و رفع تبعیض بین افراد مختلف جامعه بهره میبرند.
۷ـ کاهش انحصار شرکتهای بزرگ و تمرکززدایی: شرکتهای کوچک، انحصار شرکتهای بزرگ را کاهش داده، خدمات مکمل برای آنها ارایه میکنند و تلاطمهای موجود در اقتصاد مدرن را کاهش میدهند. در کشورهایی که دارای اقتصاد متمرکز و دولتی بودهاند، توسعه کسب و کارهای کوچک با افزایش کارآفرینی یک عامل محرک در حرکت به سمت بازار آزاد است. این موضوع در کشورهای اروپای شرقی مثل چک، لهستان و مجارستان کاملاً مشهود است.
۸ ـ افزایش مشارکت بخشی خصوصی: افزایش تعداد کسب و کارهای کوچک و متوسط باعث افزایش تعداد مالکین خصوصی شده و مشارکت عموم مردم را در اقتصاد افزایش میدهد.
بنابراین اهمیت موضوع کارآفرینی در این عصر از این جهت است که کارآفرینان موتور محرکه توسعه و رشد اقتصادی محسوب میشوند و یکی از محصولات و رهآوردهای مهم توسعه، کارآفرینی اشتغالزایی است
*فعال اقتصادی و عضو هیات موسس کانون کارآفرینان توسعه گرا


