ابعاد شخصيتي جناب احمدي نژاد
پارسا م. در بخش دوم يادداشت خود چنين نوشته است: پيش از آغاز نوشتار، بيان اين نکته ضروري است که هدف و نيت نگارنده نه تخريب، تهمت و احيانا بدگويي ايشان که در واقع ايفاي «نقش آيينهاي» است که ايشان، عيبهاي خود و دولتش را در صدق کلام ما بهتر ببيند. اميدواريم که اين عيوب ريز و درشتِ ايشان را خدمتشان هديه داده باشيم و ايشان هم ما را در زمره بهترين دوستانشان پندارند که معصوم فرمود: «احب اخواني الي من اهدي الي عيوبي».
بيان داشتيم که جناب احمدي نژاد بسيار فعال است، خستگي ناپذير و پرانرژي، داراي اهداف متعاليه ولي بي برنامه. موتور دولت هميشه گرم است، اما فرمان و ترمز اين ماشين تا اندازهاي ضعيف است و خطر سقوط (در دره) ميرود!
1ـ نبود برنامه در اقتصاد، سياستهاي بازرگاني و واردات، توليد و مصرف، سياستهاي ورزش، فرهنگ و بخش گردشگري (سياست داخلي) و سياست خارجي، اين دولت را به شدت دچار شيوه اجرايي «آزمون و خطا» کرده و از سويي به شدت فعال و مشتاق و پر انرژي براي پيشرفت و به دست آوردن موفقيتهاي گوناگون.
از طرفي، نداشتن تخصص، برنامه و قوه «تفکر سيستمي»، باعث سردرگمي و اجراي برنامههاي کوتاه مدت و سپس عقبگرد ميشود؛ سياستي كه نگارنده آن را سياست اجرايي «خوب، بد، دوباره از نو» مينامد.
2ـ داشتن انگيزه، خواست و نيت «متعالي نمودن جامعه»، «پياده سازي اخلاق اسلامي»، پيوند دادن عميق مردم به مفاهيم ناب اسلام نظير مفهوم مقدس «انتظار»، «الگو شدن در جهان» و ... که انصافا در تاريخ ايران و انقلاب اينچنين روحيهاي کم نظير و حتي بي نظير است، اما متأسفانه اين نيت تاكنون در حد نيت قلبي و خواست لفظي مانده و اجرايي نشده است؛ نه نسخهاي مبني بر آموزش و بالا بردن سطح آگاهي ديني صورت گرفت، نه مدلي براي مدل و شيوه «زندگي اسلامي ـ ايراني» (براي مقابله با شيوه زندگي آمريكايي (American life style )كه بخش اعظم جوانان کشورمان را سخت به خود مشغول کرده است) ارايه شد و نه اين روحيه را در ملت ايجاد کرد. به بياني، بين خواستن احمدي نژاد و توانستن وي، فاصلهاي بزرگ به ميزان فقدان «تخصص کافي»، «برنامه اجرايي مناسب و همه جانبه»، «نيروي انساني متناسب و همفکر» و «حضور نخبگان و مشاوران امين» بود و تاكنون اين فاصله پر نشده است.
3- قانونگريزي، دور زدن مسيرهاي تعريف شده قانوني و انتخاب ميانبر به جهت سريعتر رسيدن به هدف تعريف شده از ويژگيهاي بارز اين دولت است. نمونه مشخص آن، دستور صريح رئيسجمهور، مبني بر واردات بنزين بدون پشت سر گذاشتن راه قانوني و نظر مجلس شوراي اسلامي است. در بسياري از موارد، جناب احمدي نژاد خود را فوق قانون نشان داده است و در دستورها و اقدامات ايشان، نوعي «حق وتو» ديده ميشود؛ چيزي که در نظام جمهوري اسلامي تنها ولي فقيه تنها در موارد بسيار محدود از اين حق (حکم حکومتي) بهره برده است.ژ
4ـ ناديده گرفتن اصول اوليه براي پيشبرد اهداف كشور؛ دو اصل بديهي و عقلاني: 1ـ هميشه چند عقل از يك عقل بهتر تصميم ميگيرد و عمل ميكند؛ 2 ـ يك برنامه «نه چندان خوب» مورد اجماع و اتفاق اعضا براي اجرا، بسيار بهتر، اجراييتر و كاملتر از يك برنامه «بسيار خوب» غير اجماع براي اجراست. (اين دو اصل براي اعضاي هر گروه يا سازماني که ميخواهند زودتر به مقصد اصلي خويش برسند، صادق است).
5 ـ همراه نداشتن يک تيم يا گروه نخبه به عنوان عقبه «تصميم ساز» در اداره جامعه در بخشهاي داخلي اعم از اقتصاد، سياست، فرهنگ، ورزش و سياست خارجي و حال آنکه از قديم حکما (حکيمان و عقلا) همواره نقش کارساز و پررنگي را به عنوان مشاوران قوي و امين در کنار حاکمان داشتند و حاکمان حتي اگر به لحاظ فکري و عقيدتي سازگاري چنداني با حکيمان نداشتند، اما تا آنجا که ميتوانستند، از حضور آنها استفاده کرده و از مشورتها و نقدهاي آنها بهره ميجستند.
6ـ تغيير و تعويض پياپي مديران در بخشهاي گوناگون اجرايي از ديگر ويژگي جناب رئيسجمهور است. يکي از دلايل اين نوع اين است: يا برنامه در نظر گرفته شده براي رسيدن به هدف مناسب نيست يا انتخاب افراد در ابتدا مناسب نبوده و يا جناب شخص رئيس روحيه همراه کردن و پذيرش نظر صاحب نظران و افراد ديگر در کنار خود نداشته است. اين روحيه براي کشوري که سي سال از عمر انقلابش ميگذرد و انباشت دانش و تجربه گرانبها در درون آن پديد آمده است، نميتواند مناسب و راهگشا باشد و حتي مخرب است (تغيير ده عضو کابينه، دو بار تعويض رئيس بانک مرکزي، حذف سازمان برنامه و بودجه، وزير کشور، دبير شوراي عالي امنيت ملي، تغيير همه مديران بانکها و ...).
7ـ جناب احمدي نژاد خواسته يا ناخواسته در مردم توقع بسيار ايجاد نمود. «احساس احترام» و نوعي نيازگرايي و «احساس نياز» را در مردم پديد آورد. هرچند سفرهاي استاني، کاري مناسب براي سرزدن و سخن گفتن چهره به چهره با مردم است، اما اين نوع سفرها که همراه با وعدههاي بسيارِ رئيسجمهور و نوع گفتمان خاص ايشان همراه ميشد، آثاري نه چندان مثبت را بر جاي خواهد گذشت. (در صورت نرسيدن به آرمان مطلوبشان که در سخنان احمدي نژاد ميديدند و احتمالا ذهنشان نيز اندکي بيش از آنچه ميشنيدند، خواستار بود، ميتواند منجر به احساس بد «عدم کارايي نظام اسلامي» شود).
8ـ ويژگيهاي اصلي جناب احمدي نژاد که ساده زيستي، تأکيد بر عدالت، همراه بودن با مردم، زنده سازي برخي از شعارها در لفظ و...، هرچند خوب و متعالي است، اما به نظر نگارنده، اين ويژگيها تنها «نما»ي بناي يک دولت اسلامي است و آنچه محوريت بناي دولت اسلامي را تشکيل ميدهد، تخصص و نقشه خوب و قوي است که متأسفانه تاکنون تنها نماي دولت، اسلامي بوده است.
ادامه دارد...


