جومونگ ها و تسوهاي ايراني
يکي از سريالهاي پربيننده سالهاي اخير صدا وسيما افسانه جومونگ مي باشد. با مروري بر اين سريال ميتوان نمونه هاي از مسائل و مشکلات جامعه ايراني را در اين برنامه مشاهده کرد.
در اين سريال به سه ديدگاه و 3 شخصيت که در بردارنده اين نوع نگرش هستند بر مي خوريم.
ديدگاه وشخصيت اول (تسو): اين شخصيت پس از جانشيني پدر براي اداره جامعه خويش (بويو) سياست صلح و پرهيز از جنگ (تنش زدايي) را در پيش گرفته است. که در نگاه اول شاهد شور و شوق در بين وزراء و مسئولين و مردم هستيم. اما اين سياست در دراز مدت آثار سوء خويش را نشان مي دهد و کشور و مردم خويش را با مشکلات و گرفتاريهاي مواجه مي کند, به طوري که خطر از دست دادن اصل حاکميت و اقتدار خويش را بر اساس اين سياست به شدت احساس مي کند.
مبناي اين سياست بر پايه انفعال است و نگاهي از روي ضعف و حقارت به جامعه خويش دارد. و از نکات مثبت و توانايیهاي جامعه خويش غافل است.
ديدگاه و شخصيت دوم(جومونگ): اين شخصيت در اين سريال ابتدا با انجام پاره اي از کارهاي مثبت براي کشورش, نگاه مسئولين و امپراطور را به خود جلب مي کند به طوري که امپراطور وي را رئيس محافظين قصر مي کند. او برخلاف تسو سياست اقتدار و عزت را در پي مي گيرد اما با تحميل کردن جنگي بر ملت خويش او نيز عملا حاکميت کشور خويش را به خطر مي اندازد.
ديدگاه و شخصيت سوم (جومونگ +مشاوران + عقلانيت): اين شخصيت براي اجراي اهداف خويش سياست نه انفعال و نه اقتدار را در نظر مي گيرد. براي نيل به اين هدف از ديدگاه و نظرات بزرگان (امپراطور, بانوي اول دربار, مادر خويش و ....) استفاده مي کند و با اتخاذ اين سياست موفقيت هاي بسياري براي ملت خويش به بار مي آورد.
حکايت اين روزهاي سريال جومونگ همان حکايت ايران اسلامي ماست و سياستهاي اتخاذ شده اين چند سال اخير.
در برهه اي سياست تنش زدایي با هدف ارتباط با کشورهاي اروپايي و کشورهاي ديگر و زمينه سازي رشد و پيشرفت ايران در سياست خارجي ما محور قرار مي گيرد. اما به کارگيري اين سياست با وجود ارتباط گسترده با کشور هاي اروپاي و ساير دول و اعتمادسازی هاي پي در پي از سوي ايران براي کشورهاي غربي دستاورد چنداني براي ملت ما در پي نداشت. البته نمي توان منکر نکات مثبت اين سياست در آن مدت شد.
در زماني ديگر سياست عزت و اقتدار ايراني(عدالت) در خارج از مرزها در دستور مردان ديپلمات ما قرار مي گيرد که به علت فقدان اضلاع ديگر آن (حکمت و مصلحت) هزينه هاي زيادي را در داخل و خارج براي ايران اسلامي در بر داشت. البته باز نمي توان گفت که اتخاذ اين سياست هيچ دستاوردي نداشت و تماما هزينه هاي بود براي جامعه ايراني بود.
حال سوال اينجاست در اين بين چه بايد کرد؟ و به کدام نظر بايد متمايل شد که در عين تنش زدايي عزت و منافع ما نيز محقق شود. جواب اين سوال مشخص است. استفاده از ديپلماسي در سياست خارجي با تکيه بر حکمت, عزت و مصلحت است و استفاده از نظرات کارشناسان و سياست مداران و به کارگيري اين نظرات در عرصه سياست خارجي.
بجاست که جواب اين سوال را با توجه به نزديکي ايام انتخابات رياست جمهوري از نامزدهاي رياست جمهوري پرسيد و از سياست خارجي مد نظرشان مطلع شد.
محمد حسن معماري – کارشناسد ارشد فقه وحقوق اسلامي



