همه گفتهاند هيس!، جاي نگراني نيست!
«پرونده مبارزه با فساد در فوتبال وارد فاز تازهاي شد»، «سه مدير متخلف در آستانه محروميت»، «بازگشايي پرونده دوپينگ»، «مربيان متخلف با جريمههاي سنگين مواجه ميشوند.» «چند مربي به دليل گرفتن حق حساب از فوتبال محروم ميشوند»، «فوتبال را از وجود دلالها پاك ميكنيم»، «يك آقازاده ورزشي به دليل اتهامات مالي دستگير شد.» در روزهاي اخير اين اخبار و مشابه آنها را با لذت ميخوانيم و از خود ميپرسيم آيا خبري شده است؟
به نوشته اعتماد ملی، آيا سرانجام قرار است در ورزش اتفاقي بيفتد و ريشه فسادزده شود؟ شايد كساني باشند كه با خوشخيالي بگويند «بله»! اما بهتر است به آنها بگوييم «بيخيال»! واقعيت فساد در ورزش ايران- مثل ديگر بخشها- بر كسي پوشيده نيست. پاي حرف هر بازيكن يا خبرنگاري بنشينيد از بدهبستانهايي ميگويد كه دود از كله آدم بلند ميكند.
تقريبا همه در فوتبال ايران ميدانند كه براي موفقيت چه مسيرهايي را بايد طي كرد، بايد دم چه كساني را ديد و براي كسب درآمد به چه روشهايي ميتوان متوسل شد. اما اين كه گمان كنيم ناگهان موجي بلند شود و همه اين مفسدهها را درهم بكوبد، بيشتر به شوخي شبيه است.
آدم ياد فيلم مشهور هارولد لويد به نام «پنجه گربه» ميافتد. جايي كه شهردار شهر نقشهاي ميچيند و بساط گنگسترها و باندهاي فساد را يك شبه جمع ميكند. چه فيلم بامزهاي! اما واقعا چه كسي تصور ميكند چنين اقداماتي حتي در شكل محدودش در اينجا قابل اجرا باشد.
يادمان نميرود كه در ورزش ما حتي برخي قهرمانان، دوپينگي از كار درآمدهاند ولي همه گفتهاند «هيس!» مبادا كه حيثيت ملي ما زير سوال برود و با رفتن آبروي يك قهرمان كل ورزش با سوال مواجه شود. يادمان نميرود كه هر جريمهاي چطور مشمول بخشش شده و از چندسال و چندماه به چند روز كاهش يافته است؛ همهاش هم به بهانه عطوفت و جوانمردي و اين كه «اينها جوان هستند و گناه دارند!» يادمان نميرود هميشه رسانهها چقدر براي انجام تست دوپينگ، براي افشاي دلالها و روابط ناسالم تلاش كردهاند و همه چيز چطور بينتيجه مانده است.
در بهترين شكل با مقاومت و بيتفاوتي مديران مربوطه و در شكل فاجعهباري با فشار و تهديد و شكايت و... همين هم شده كه فساد همه جاي اين ورزش را برداشته و همهشان و همهمان هم ميدانيم و دم برنميآوريم.
يعني با همه اين مناسبات و روابط حسنه كه ميان مربيان و مديران و بازيكنان، حتي خبرنگاران وجود دارد، چطور ممكن است بخواهند كسي را دراز كنند و همه براي نجاتش به تكاپو نيفتيم.
با اين بودجهها و گردشمالي سرسامآوري يادمان باشد كه دوروبر ما از اين حرفها زياد بوده است. از رسيدگي به فساد اقتصادي دانه درشتها تا افشاي مافياي نفتي و مفاسد مالي بانكي و ارقام ميلياردي. فقط فكر كنيم كه محمود احمدينژاد با شعار مبارزه با مفاسد چقدر وعده برخورد داد و هيچكس گير نيفتاد.
حتي تو بگو يك نفر! آنوقت توي ورزش ما كه در همين 4 سال كساني دوباره بر مسند برگشتهاند كه پروندههاي ماليشان و شيوههاي مديريتيشان برهيچكس پوشيده نبوده. آنهايي كه بهخاطر چكهاي برگشتي ممنوعالخروج بودهاند و در سازمان بازرسي پرونده داشتهاند يا آنها كه موقع تحويل دادن باشگاه همه ريخت و پاشهايشان ختم به صلوات شده، همگي در دوره اخير برگشتهاند و دوباره كنار سفره نشستهاند. آنوقت چه كسي ميخواهد عليه اين فساد قيام كند.
آقاي فلان و آقاي بهمان. بگذار روزنامهها هر روز از اين «مبارزات با فساد» بنويسند. ما ميدانيم كه اتفاقي نخواهد افتاد كه شاعر ميفرمايد: «گر حكم شود كه مست گيرند...»


