در مناقصه نيروگاههاي اتمي فكر زلزله را كردهايد؟؛ از وبلاگستان
نويسنده وبلاگ «جمعه آينده» در مطلبي نوشت:
1ـ در روزهاي اخير، خبر مناقصه بينالمللي درباره ساخت نوزده نيروگاه اتمي از سوي منابع رسمي منتشر شد كه در بادي امر، موجب خوشحالي است و نشاندهنده عزم جدّي مسئولان در استفاده از برق هستهاي، امّا در نظر آگاهان به دانش هستهاي، طرح اين مناقصه، خود ابهاماتي را پديد آورده است كه مشخصه آن، نگراني فزاينده از اقداماتي نسنجيده با محمل و توجيه پايداري در امر هستهاي است و همين امر، مسئوليتي سنگين را متوجه دانايان قوم ميكند كه به هر نحو ممكن، ابعاد گوناگون نگراني خويش درباره اين خبر را به آگاهي مسئولان تصمصمگير كشور و تصويبكنندگان اين طرح برسانند تا ايشان با چشماني باز و به دور از احساسات و شعارهاي رايج و با رعايت منافع عمومي عمل كنند. اين نگراني در انتخاب سايت براي ساخت اين نيروگاهها و موضوع بسيار حياتي زلزله نيز هست كه در اين نوشته به آن پرداخته ميشود.
2ـ مهمترين پرسش درباره اين مناقصه اين است كه قرار است اين نوزده نيروگاه اتمي در كدام نقطه از خاك اين كشور نصب شوند و مطالعات درباره انتخاب سايت، در چه زماني و توسط چه كساني صورت گرفته است؟
براي پي بردن به اهميت اين پرسش، ارايه توضيحاتي ضروري است؛ مهمترين كار در ساخت يك نيروگاه اتمي، تعيين سايت و محل ساخت آن است. بنا بر مدارك آژانس، انجام اين كار به بيش از پنج سال كار مستمر و اعتباري، معادل ده تا پانزده ميليون دلار نياز دارد كه بايد مطالعات و بررسي بسيار دقيق از زمينشناسي، بررسي آتشفشانها و تاريخچه دقيق زلزله در هر سايت، بررسي دقيق شود. اين مطالعات بايد روي وضعيت خود سايت يا شعاع پنج كيلومتري منطقه پيراموني با بخشبندي به دو شعاع 25 كيلومتري و 200 كيلومتري متمركز شود. همچنين بايد تاريخچه دقيق زلزله در آن مناطق در سالهاي دور نيز استخراج و مطالعه شود.
در مورد ميزان زلزلهاي كه بايد يك سايت در برابر آن مقاوم باشد، به دليل اطلاع بسيار كم تخصصي عموم، استنباط اين است كه اگر مثلا يك نيروگاه در برابر زلزله هشت ريشتري مقاوم باشد، ديگر نبايد نگران بود. متأسفانه، سودجويان سياسي و مالي با طرح اين نوع مباحث، واقعيت را از افكار عمومي پنهان ميكنند، حال آن كه در صورت وقوع حادثهاي ناگوار، مردم نخستين و مهمترين آسيبديدگان خواهند بود. واقعيت اين است كه در انتخاب يك سايت آنچه بسيار مهم و حياتي است، برآورد ميزان «g» است كه نمايشگر ميزان شتاب فزاينده زميني است كه نيروگاه روي آن بنا ميشود و طراحي و ساخت نيروگاه بايد به گونهاي باشد كه در برابر چنين شتاب فزايندهاي، استحكام و يكپارچگي مجموعه نيروگاه دچار فروپاشي نشود. در اين باره نيز بررسي مدارك آژانس، حاوي درس و عبرتهاي فراواني است كه بيتوجهي به آنها ميتواند مصيبتساز باشد.
سالها پيش به دنبال زلزلهاي در روماني، دو رآكتور روسي در حال كار در بلغارستان و در فاصله 400 كيلومتري دچار آسيب فراوان شدند. بررسيها در اين زمينه، نشان داد كه حركت زمين در زمان زلزله به 0.1g رسيده بود و براي همين، اين سايت براي مقاومت در برابرg0.2 به سرعت مقاومسازي شد. زلزله شانزدهم جولاي سال 2007 در ژاپن كه در آن، يكي از نيروگاههاي بزرگ اتمي آن كشور دچار آسيب جدّي و آتشسوزي و نشت موّاد راديو اكتيو شد، آخرين هشدار به علاقهمندان به نيروگاههاي هستهاي است تا درباره خطر زلزله از تبليغات و پنهانكاري دوري و از فجايع انساني پيشگيري كنند.
3ـ مطالعه سابقه زلزلههاي مرگبار در ايران كه همگان از چگونگي آن آگاهند، اين پرسش جدّي را پيش روي تنظيمكنندگان اسناد مناقصه نوزده نيروگاه جديد قرار ميدهد كه اين نيروگاهها، قرار است در كدام نقطه و يا نقاط از خاك اين كشور نصب شوند؟ متأسفانه، پراكندگي زلزلهها در ايران به نظر ميرسد كه گزينههاي محدودي را پيش روي مسئولان قرار ميدهد! در اينجا براي يادآوري موضوع، فهرستي از زلزلههاي عمده ايران و محل وقوع آنها را ميآوريم:
فروردين ـ ارديبهشت ۱۳۳۹، ۴۵۰ تن در شهر لار، واقع در جنوب كشور كشته شدند.
شهريور ـ مهر ۱۳۴۱، يازده هزار تن كشته و دويست روستا در غرب تهران ويران شد.
مرداد ـ شهريور ۱۳۴۷، حدود ده هزار تن در استان خراسان جان سپردند.
فروردين ـ ارديبهشت ۱۳۵۱، پنج هزار و ۴۴ تن در جنوب كشور كشته شدند.
فروردين ـ ارديبهشت ۱۳۵۶، حدود نهصد تن در منطقه اصفهان جان باختند.
شهريور ـ مهر ۱۳۵۷، ۲۵ هزار تن در شرق ايران كشته شدند كه با نگاه کارشناسي به اين موضوع پرداخته شد.
آبان ـ آذر ۱۳۵۸، ششصد تن در شمال شرقى ايران جان سپردند.
خرداد ـ تير ۱۳۶۰، يكهزار و ۲۸ تن در استان كرمان كشته شدند.
تير ـ مرداد ۱۳۶۰ يكهزار و سيصد تن در استان كرمان جان باختند.
۳۱ خرداد ۱۳۶۹، حدود چهل هزار تن در شهر رودبار در شمال كشور در اثر سنگينترين زمين لرزه كشته شدند. دهم اسفند ۱۳۷۵، حدود يكهزار و صد تن در اردبيل كشته شدند؛ بزرگى اين زمين لرزه، ۵/۵ درجه در مقياس ريشتر بود.
بيستم ارديبهشت ۱۳۷۵، يكهزار و ۶۱۳ تن در بيرجند بر اثر زمينلرزه با بزرگى ۷/۱ درجه در مقياس ريشتر جان باختند.
پنجم دى ماه ۱۳۸۲ زمين لرزه شديدى با بزرگى ۳/۶ درجه در مقياس ريشتر در بم، بيش از چهل هزار نفر را كشت و هزاران نفر را زخمى كرد.
هشتم خرداد ۱۳۸۳، زمين لرزهاى با بزرگى ۲/۶ درجه ريشتر، شمال ايران و از جمله تهران را لرزاند.
4ـ با توجه به اين مطالب، به نظر ميرسد اهميّت موضوع تا اندازهاي براي خوانندگان محترم معلوم شده باشد و اميد است هيچ يك از مسئولان كشور از موشكافي در اين مسئله مهم پرهيز نكنند؛ پرسشهايي كه از مسئولان اين مناقصه ميشود، اين كه:
1ـ قرار است اين نيروگاهها در چه نقاطي نصب شوند؟
2ـ مطالعات زلزله درباره هر سايت به طور دقيق، نشان دهنده چه ارزش عددي براي «g» است؟
3ـ كدام كشور با توانايي لازم براي طراحي و ساخت نيروگاه براي زلزلههاي احتمالي، آماده همكاري است؟
4ـ مهندس مشاور اين مناقصه و ساخت نيروگاههاي مورد نظر كدام شركت بوده و سابقه كارياش در زمينه ساخت نيروگاه اتمي چيست؟
در اينجا به همه مسئولان محترم يادآوري ميشود موضوع ساخت نيروگاههاي هستهاي با ديگر مقولات فرق دارد. اگر هنوز هم پس از گذشت سالها، كسي پاسخگوي حوادث ريز و درشت با تلفات جاني حيرتانگيز در اين كشور نيست، درباره نيروگاههاي اتمي وضعيت تفاوت دارد و پيامدهاي آن، ميتواند چندين نسل آينده را نيز دچار مصيبت كند. حتما فاجعه چرنوبيل را فراموش نکردهايم که هزار کيلومتر آن طرفتر را تحت تأثير قرار داد. اميد است با ياري و هشياري، ايرانيان از مواهب برق هستهاي و با خاطري آسوده استفاده كنند و البته بايد گفت در اين زمينه، نيازي به بحث سياسي و مخالفت بيدليل با حکومت نيست، بلکه لازم با نگاه كارشناسي به اين موضوع پرداخت.



