صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

خليج فارس، بازي‌هاي اسلامي، مماشات يا اعمال حقانيت تاريخي؟

دکتر مير مهرداد ميرسنجري
کد خبر: ۴۷۸۱۳
| |
8274 بازدید

روند ادعاهاي ارضي، توهين وتجاوزگري کشورهاي عربي عليه منافع ملي ايران با ابعاد جديدتري هر روزه روند پرشتابي را به خود گرفته است.

پس از گستاخي‌هاي لگام گسيخته بحرين در برابر بيان واقعيت‌هاي تاريخي تعلق اين جزيره کوچکتر از قشم به ايران و حرمت شکني ايرانيان در کشور امارات و فرود گاه دوبي، هم اکنون پس ازسخنان امام جماعت مسجد الحرام (شيخ کلباني) مبني بر اعلام کافر بودن شيعيان، شاهد رفتار ناشايست و توهين آميز و انگشت نگاري عربستان سعودي از زائران ايراني و حتي زنان، کودکان و سالخوردگان عازم بيت الله الحرام هستيم.

هم زمان با اين اقدامات هم نمايندگان فدراسیون همبستگی کشورهای اسلامی، پس از پذيرايي مفصل توسط ايرانيان و بازديد از امکانات و تاسيسات و اطمينان حاصل نمودن از حتمي بودن برگزاري بازي ها توسط ايران در پیغامی از برخی کشورهای عربی، عنوان کرد در صورت به کارگيري نام خليج فارس در نقشه ها، بروشورها و لوگوي بازيها، به احتمال فراوان تعدادی از کشورهاي عربي از بازيهاي کشورهاي اسلامي در ايران انصراف خواهند داد و در خاک سرزمين اهورايي ايران گستاخانه تاکيد کرد اين نام بايد به نام مجعول تغيير يابد و یا اصلاً نامی نوشته نشود! در این میان با اتخاذ تصميمي عجيب با تاکيد بر برگزاري مسابقات با حضور عربها، نام خليج فارس را از بروشورها، لوگو و ساير بخش هاي اجلاس وزرای کشورهای آسیا حذف شد که چنین تصوری بوجود آورد، این مقدمه حذف نام خلیج فارس در سایر بخش ها از جمله بازیهای همبستگی کشورهای اسلامی است.

در حالي که ايرانيان هرگز فراموش نکرده اند که کشور عربي قطر در مراسم افتتاحيه بازي‌هاي آسيايي دوحه در برابر چشمان حيرت زده ايرانيان و ده‌ها کشور خارجي، با تحريف تاريخ، بوعلي سينا، ابوريحان بيروني و ساير بزرگان ايراني را عرب و افتخار کشورهاي عربي اعلام نمود، پرسش اساسي افکار عمومي ملت ايران اين است که:

آيا در برابر درخواست نامشروع حذف نام خليج فارس از نقشه بازي‌هاي اسلامي که مي‌تواند آزمايش عربها براي سنجش استواري و قاطعيت ايرانيان در پاسداشت و حفظ و حراست از نام رسمي، تاريخي و بين المللي خليج فارس تلقي شود، واکنشي به جا انجام گرفته است؟

در اين ميان آنچه توجه بيش از پيش دستگاه سياست خارجي و همه نهادهاي فعال بين المللي ايران را مي طلبد هوشياري، قاطعيت و اعمال حساسيت لازم در برابر اين گستاخي هاست که بي ترديد در صورت عدم واکنش مناسب بايد در آينده انتظار گسترش ابعاد اين تهديدها هم بايد باشيم.

بي ترديد در برابر کشورهاي زياده خواه عرب، اتخاذ تدابير قاطعانه و مستحکم رسانه هاي گروهي، كارشناسان و‌ دست‌اندركاران ميهن‌دوست ايراني و اطلاع رساني و تأكيد بر پيشينه حاكميت ملي ايران بر خليج فارس، جزاير و سواحل آن است كه مي‌تواند هرگونه تهديدي را عليه تماميت ارضي در منطقه در نطفه خفه کند. لذا در اين شرايط ذکري مجمل از تاريخچه خليج فارس خالي از فايده نيست.

پيشينه تاريخي، جغرافيايي حاکميت ايران بر خليج فارس

خليج فارس از گذشته‌هاي تاريخي و هزاره‌هاي دور تاکنون همواره با اين نام شناخته شده و هزاران سند و نقشه و مدرک تاريخي موجود در کشور‌هاي مختلف دنيا اين مهم را به اثبات مي‌رساند. خليج فارس در طول تاريخ و از دوران هخامنشيان و اشکانيان و حتي بعد از اسلام، درياچه‌اي ايراني بوده است و هرکس در ولايت پارس حاکميت داشته، در خليج پارس نيز داراي سلطه موثري بوده است، در زير به بعضي از اين مدارک تاريخي که اصل آن‌ها در موزه ها، کتابخانه‌هاي دولتي و ساير مراکزي که اسناد تاريخي نگهداري مي‌شوند اشاره مي‌شود:

1- نقشه «هکاتئوس» ( Hectaeus) مربوط به 500 سال قبل از ميلاد مسيح در اين نقشه خليج فارس به نام «Persian Gulf» ناميده شده است.

2- نقشه اراتوسنز (Eratosthnes) مربوط به 250 سال قبل از ميلاد مسيح نام «Persian Gulf» تکرار شده است.

3- نقشه دي سنارک (Dicaeachus) مربوط به 285 سال قبل از ميلاد مسيح خليج فارس را به نام «Gulf Persique» خوانده است.

4- نقشه استرابو (Strabo) مربوط به 20 سال بعد از ميلاد مسيح آنرا به نام «Persian Gulf» و آبراهي را که در غرب شبه جزيره عربي قرار دارد( درياي سرخ امروزي) به نام «Arabian Gulf» خوانده است.

5- در نقشه ديگري که در دوران خلفاي عباسي در کتاب «تاريخ عرب» به قلم فيليپ حيتي (Philip Hitti) که در قرن نهم ميلادي به چاپ رسيده است، خليج فارس را به نام «Bahar Farsi» و منظور از خليج عربي درياي غرب شبه جزيره عربستان است، كه به نام «Bahar Qulzum» يا درياي سرخ خوانده است.

6- در نقشه جهان ابو ريحان بيروني مربوط به 1030 ميلادي خليج فارس به نام «Mare Farse» نشان داده شده است.

7- در نقشه جهان ادرِيسي که مربوط به 1160 ميلادي است خليج فارس به همين نام ذکر شده است.

8- در نقشه جهان سالتر (Psalter) مربوط به قرن سيزدهم ميلادي که در تحت نفوذ کليسا تهيه شده است، مرکز جهان را منطقه «بتلهام» (Bethlehem) يعني محلي که ادعا شده حضرت مسيح بدنيا آمده است تصور کرده‌اند، خليج فارس را بنام «Pers Gulf» خوانده‌اند.

9- در نقشه‌اي به نام نقشه ايران قديم که توسط دوونتي «Duvotenay» جغرافيدان فرانسوي در سال 1881 ميلادي تهيه شده خليج فارس به نام «Golfe Persique» ذکر شده است.

10- در نقشه جهان بطلميوس (Ptolemaeus) مربوط به 1895 ميلادي خليج فارس به نام «Sinus Persicus» و خليج عربي(منظور نام قديم درياي سرخ) به نام «Sinus Arabicus» نشان داده شده است.

بايد توجه کرد که نقشه‌هاي ذکر شده توسط خود اعراب تهيه و به چاپ رسيده‌اند و ايراني‌ها دخالتي در تهيه آنها نداشته‌اند!

بعد از قدرت‌يابي حکومت آل بويه در ايران، سلطه ايران بر تمامي خليج فارس و حتي درياي عمان و مسقط گسترش پيدا مي‌کند و پس از آن در دوره سلجوقيان و ايلخانيان و اتابکان فارس نيز بر تمامي خليج فارس به معناي امروزي آن اعمال حاکميت مي‌شدو اين اعمال حاکميت تا دوره‌هاي صفويه،افشاريه،زنديه،قاجاريه و پهلوي به طور پيوسته براي ايران وجود داشته است.

در مورد نام «پرس» و «پرشيا»، سر آرنولد تالبوت ويلسن در کتاب خود به نام «خليج فارس» يا The Persian Gulf که به فارسي نيز زير نام «خليج فارس» به وسيله آقاي محمد سعيدي در سال 1366 ترجمه و به چاپ رسيده است، در فصل چهارم صفحه 83 چنين بيان کرده است:

« حوزه ايالت فارس در قرون گذشته شامل تمام سواحل شرقي خليج فارس بوده است و از رودخانه تاب تا تنگه هرمز امتداد داشته است. يوناني‌ها اين ايالت را به اسم «پرسيس» مي‌ناميده‌اند و زيرا السنه اروپايي ايران را از اشتقاق کلمه «پرسيس» به اسم «پرس» و «پرشيا» مي‌خوانند در صورتي که خود ايراني‌ها مملکت خويش را ايران مي‌نامند و فارس يا پرسيس قديم فقط يکي از ايالات جنوبي آن مي‌باشد .»

چون سواحل فارس يا به گفته يوناني‌ها «پرسيس» در کنار اين خليج قرار دارد، بنابراين از زمان‌هاي بسيار دور آن را خليج فارس نامگذاري کرده‌اند. چنانچه آبراهي که در قسمت غربي شبه جزيره بي آب و علف عربستان قرار داشت به نام «خليج عربي» خوانده‌اند در حاليکه نه تنها در آن ايام قديم کشوري بنام عربستان وجود خارجي نداشت، بلکه تا سال 1926 که دولت استعماري انگليس اين سرزمين را به يکي از وابستگان خود به نام عبد العزيز سعود ابن سعود واگذار نمود نيز چنين کشوري در بين کشورهاي آنروز جهان موجود نبود. علت اين نامگذاري صرفاٌ به خاطر مردمان بومي عربي که در گذشته دور در آن سرزمين گرم و سوزان اطراق کرده بودند بوده است.

لازم به ذکر است که توجيه و تاکيد اعراب در تغيير نام خليج فارس جداي از بحث اسناد تاريخي از ديد گاه علمي و جغرافيايي نيز بي پايه است چرا که با وجود آنکه سواحل شمالي و شرقي خليج مکزيک که متعلق يه آمريکا است به مراتب بيشتر از سواحل غربي و جنوبي متعلق به مکزيک است، نام اين خليج به «خليج آمريکا» تغيير پيدا نمي‌کند. کشور آمريکا نمي‌تواندادعاي تغيير نام اين خليج را به «خليج آمريکا» بنمايد. علت پر واضح است چون حدود سيصد سال قبل از اينکه در سال 1776 کشور‌هاي متحده آمريکا به وجود آيد اين خليج به اين نام نامگذاري شده بود و تغيير اين نام رسمي و بين المللي امکان پذير نخواهد بود.

تلاش استعمار براي تغيير نام «خليج فارس» بيش از پنجاه سال است که در جريان است. با وجود اينکه آبراهي که شبه جزيره بي آب و علف عربستان و فلات ايران را از هم جدا مي‌سازد از هزاران سال قبل با نام «خليج فارس» (Persian Gulf) شناخته شده، در چند دهه گذشته پس از ملي شدن صنايع نفت ايران به ابتکار دکتر محمد مصدق، مقامات دولتي انگليس از فرط استيصال و به منظور انتقام از ملت ايران پروژه رواج نام «خ‌ل‌ي‌ج ع‌رب‌ي» را به جريان انداختند. شيخ نشين‌هاي عربي تازه به استقلال رسيده نيز از اين فرصت استفاده کرده و در شيخ نشين‌هاي خود از اين نام جعلي استفاده نمودند. اخيراٌ هم با صرف ميليونها دلار باد آورده نفتي رسانه‌هاي گروهي،شبکه‌هاي اينترنتي و ماهوارهاي غربي را که براي به دست آوردن سود بيشتري حاضر به انجام هرکار خلاف قانون و غير انساني هستند، وادار کرده‌اند در بروشور‌ها و مکاتبات خود واژه «خ‌ل‌ي‌ج ع‌رب‌ي» را به جاي «خليج فارس» به کار برند.

اين در حالي است که در نقشه‌هاي موجود وزارت جنگ انگليس که تقديم ناصرالدين شاه شده،از جمله نقشه‌هاي درياداري و... جزاير سه گانه (ابوموسي، تنب بزرگ و کوچک) و حتي بحرين تحت مالکيت ايران دانسته شده است. خليج فارس که به اذعان کتب مرجع انگليسي نظير كتاب «گشتي در خليج فارس» نوشته «آرنولد ويلسون» نماينده بريتانياي استعماري در بغداد در سال‌هاي 1918 تا 1920 از حداقل 2200 سال پيش، داراي هويت ايراني بوده است؛ اکنون در حالي بازيچه قدرت‌هاي غربي در منازعه با جمهوري اسلامي شده که حتي همه طيف‌هاي سياسي داخل وخارج کشور نيز حساسيتي فوق تصور به تحريف نام اين منطقه نشان مي‌دهند.

 واکنش گسترده ايرانيان به اقدام نشريه نشنال جئوگرافيک در چند سال قبل به خوبي نشان داد که ايرانيان صرفنظر از گرايش‌ها و اعتقادات متنوع سياسي خود، چارچوب حاکميت ملي و تماميت ارضي ايران را قابل معامله نمي‌دانند
از هزاره دوم پيش از ميلاد مسيح (از بيش از چهار هزار سال پيش) تاكنون جزاير سه‌گانه ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك به همراه ديگر جزاير، بنادر و سواحل شمال و جنوب خليج فارس قلمرو حكومت‌هاي گوناگون ايراني بوده است. وجود نقشه‌هاي باستاني حكومت هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان، سنگ‌نبشته‌هاي متعدد، نام‌هاي نژاده پارسي اين مناطق، بيش از 23 نقشه رسمي و نيمه‌رسمي كه توسط دولت‌هاي بريتانيا و ديگر دول غربي در قرون گذشته به چاپ رسيده، نامه‌هاي رسمي دولتي حكومت‌هاي گوناگون ايران‌زمين و اسناد و كتاب‌هاي تاريخي موجود در كتابخانه‌هاي سراسر دنيا و بسياري اسناد ديگر، تعلق اين جزاير را به ايران به خوبي به اثبات مي‌رساند.

 از جمله كتاب‌هاي تاريخي مي‌توان به كتاب «محمود سديد كبابي بندر عباسي» اشاره كرد كه در آن اسناد جالب توجهي است كه از آن ميان، مي‌توان به سندي اشاره كرد كه در آن حاكمان شارجه و رأس‌الخيمه براي تعليف احشام خود در جزيره ابوموسي ـ كه به دليل مراتع سرسبز خود به «گت سبزو» نيز معروف بود ـ از حاكمان ايران اجازه مي‌گرفتند و پس از تعليف هم مراتب خدمتگزاري و سپاس خود را به ايرانيان اعلام مي‌داشته‌اند! ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك، سه جزيره‌اي هستند كه با وجود اين‌كه وسعت چنداني ندارند، ولي از اهميت استراتژيك منحصر به فردي برخوردارند. اين جزاير همچون زنجيره‌اي دفاعي و امنيتي در جنوب ايران، در دهانه خليج فارس و تنگه هرمز همانند ناوگاني ثابت، هرگونه تحرك و عبور و مرور كشتي‌ها به خليج فارس را در كنترل دارند.

در سال 1850 ميلادي بنا بر آمار انگليسي‌ها، جمعيت ابوموسي از حدود شصت خانوار كه اغلب بلوچ ايراني بوده‌اند، تشكيل شده بود و اندك خانوارهاي عرب ساكن آن از بندرلنگه به آنجا مهاجرت كرده بودند. تنب بزرگ مسكوني بوده و تنب كوچك يا تنب مار، با دو كيلومتر مربع وسعت، صخره‌اي و هميشه خالي از سكنه بوده است. نام اين جزاير نيز ريشه‌اي ايراني دارد. ابوموسي، مخفف «بوم موسي» يعني خانه موسي بوده و تنب نيز تغييريافته واژه پارسي تنگستاني «تمب» به معناي تپه پشته و تل است.

استعمار بريتانيا در اوايل سده بيستم ميلادي همزمان با گسترش نفوذ و استيلاي خود در منطقه و نيز همگام با مرعوب كردن شيوخ باديه‌نشين حاشيه جنوب خليج هميشه فارس، جزاير تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي را اشغال كرد و به قبايل عرب تحت‌الحمايه خود سپرد، اما اين امر بلافاصله با اعتراض رسمي دولت ايران روبه‌رو شد و همه دولت‌هاي ايران در سال‌هاي اشغال همواره با كوشش‌هاي پيگير، با اعتراضات رسمي مكتوب، حتي با بازديد و نصب پرچم سه‌رنگ ايران بر اين جزاير، بر حق حاكميت سرزمين ايران بر اين جزاير پاي مي‌فشردند، تا اين‌كه در پي يك معامله ننگين كه هيچ‌گاه توسط ملت ايران به رسميت شناخته نشد، در تاريخ 24 ارديبهشت 1349، بحرين از پيكره ميهن جدا شد و همزمان با خروج استعمار انگليس از خليج فارس در سال 1971 ميلادي (1350 شمسي) طي تفاهم‌نامه‌اي با شيخ‌نشين شارجه و با ميانجيگري انگلستان، جزيره ابوموسي پس از 68 سال اشغال توسط بيگانه، به مام ميهن بازگشت و جزاير تنب بزرگ و تنب كوچك نيز با توافق غيرمكتوب با بريتانيا به ايران بازگردانده شدند، چراكه بنا بر ديدگاه دولت وقت ايران، هرگونه توافق مكتوب با بريتانيا ممكن بود در مورد حاكميت مطلق ايران بر دو جزيره تنب، جاي ترديد باقي بگذارد.

ادعاهاي بي‌پايه و تجاوزكارانه اعراب عليه ايران

كشورهاي عربي در دهه‌هاي اخير، همواره بر تكرار ادعاهاي بي‌پايه خود عليه تماميت ارضي ايران پافشاري مي‌كنند. اين در حالي است كه ملت ايران در تاريخ چند هزار ساله خود و به ويژه در طول جنگ هشت ساله عراق عليه ايران به اثبات رسانده‌اند كه با رشادت و ازخودگذشتگي جوانان پاك و فداكار و تقديم خون گلگون صد هزار شهيد و رشادت‌هاي ده‌ها هزار جانباز قطع عضو و شيميايي و ايثار هزاران خانواده داغدار شهيدان جاويدالاثر از وجب به وجب مرزهاي خشكي و آبي ميهن عزيز خود ايران دفاع كردند و اجازه نداده‌اند كه هيچ‌يك از اهداف شوم سردار مفلوك قادسيه كه شامل لغو قرارداد 1975 الجزاير، حاكميت كامل بر اروندرود، تجزيه خوزستان و نيز جدا ساختن جزاير سه‌گانه از ايران بود، به نتيجه برسد و ديگر بار نيز اجازه نخواهند داد كه پاره‌اي ديگر از ايران همچون بحرين از مام ميهن جدا شود.

در مسئله ادعاهاي امارات نسبت به تماميت ارضي ايران در خليج فارس، چند نكته قابل تأمل است:

1ـ در زمان انعقاد تفاهم‌نامه ميان ايران و شيخ شارجه و بازگشت جزاير به ايران، هنوز دولتي با نام امارات متحده عربي، وجود خارجي نداشت تا بتواند ادعايي نسبت به جزاير تاريخي ايران داشته باشد. درواقع امارات متحده عربي دو روز پس از بازگشت جزاير به ايران به عنوان يك كشور موجوديت يافت.

2ـ شوراي همكاري خليج فارس نيز در زمان انعقاد اين تفاهم‌نامه هنوز تشكيل نشده بود بنابراين، از لحاظ حقوق بين‌الملل نمي‌تواند نسبت به تماميت ارضي ايران، ادعايي مطرح كند.

3ـ بنا بر يك اصل حقوقي در روابط بين‌الملل، وجود قرارداد دوجانبه، حق و مسووليتي براي كشور سوم ايجاد نمي‌كند، بنابراين دخالت هر كشور و نهاد و سازمان ثالث در مسئله جزيره ابوموسي، غيرقانوني است.

4ـ پس از اعمال حاكميت دوباره ايران بر جزاير سه‌گانه، چند كشور عربي از جمله ليبي، عراق و يمن، در دسامبر 1971 از ايران به شوراي امنيت سازمان ملل شكايت كردند كه شوراي امنيت با بررسي پرونده، آن را براي هميشه مختومه اعلام كرد. اين‌گونه بود كه اعراب به دنبال راهكاري براي بين‌المللي كردن دوباره اين ادعاهاي بي‌پايه خود بودند تا اين‌كه بهترين حربه را توسل به دادگاه لاهه يافتند.

در پايان بايد به چند نکته اشاره کرد:

1- با توجه به گردش مالي عظيمي که حضور ميليون ها زاير ايراني تاکنون براي عربستان سعودي و شيوخ تن پرور ان به همراه داشته نبايد اين عامل به عنوان اهرم فشاري براي جلو گيري از ادامه حرمت شکني هاي پياپي اين کشور به نام تاريخي خليج فارس به کار گرفته شود؟

2- ايا زمان آن نرسيده که ايران بزرگ و قدرتمند در برابر کشور هاي عربي جنوب خليج فارس وامارات متحده که از برخي استان هاي ايران هم کوچک تر است از پتانسيل بيش از پانصد صد هزار ايراني مقيم و ميليارد ها دلار ثروت ايراني موجود در آن سامان به نحو مطلوب براي جلو گيري از گستاخي هاي پي در پي سرا ن اين کشور عليه تماميت ارضي ايران بهره گيرد؟

3- آيا در برابر ادعاها و زياده خواهي هاي بي اساس و غير علمي همه بيست و دو کشور عربي عليه نام تاريخي ،رسمي ، بين المللي خليج فارس و جزاير سه گانه هميشه ايراني که هر روز شکل جديد و ابعاد وسيع تري پيدا مي کند ادامه مماشات و تساهل با اعراب منطقي است؟

4- آيا بهتر نيست در مقابل واکنش و هياهوي پر سرو صداي شيوخ بحرين و ساير کشور هاي نژاد پرست عربي در برابر بازگويي يک واقعيت تاريخي که به حق توسط برخي چهره هاي سياسي ايران بيان شده بود ، ايران به آگاهي رساني بين المللي در زمينه پيشينه نام تاريخي خليج فارس و حاکميت تاريخي ايران بر کرانه هاي جنوبي خليج فارس بپردازد؟

5- نکته اي که توسط پژوهشگران ايراني کمتر بدان پرداخته شده نام تاريخي بخش شمالي اقيانوس هند و غرب هندوستان است با وجود اين که در بسياري از نقشه هاي تاريخي بين المللي قرون گذشته نام اين دريا با نام درياي پارس ثبت شده ، در اواخر قرن 19 ميلادي در غفلت وعدم قاطعيت ايرانيان عصر قاجار در برابر تحريف نام آن با دسيسه هاي امپراتوري بريتانياي استعمارگر به درياي ع رب تغيير يافت مساله اي که تاکنون توجه کافي به آن اعمال نشده است و فاش کردن توطئه هاي اين تغيير نام مي تواند در تقويت موضع ايرانيان در برابرجاعلان عربي تاريخ خليج فارس وتکرار اين تغيير نام تاريخي کار گشا باشد.

6-مساله غزه نشان داد که کشور هاي عربي که از نقش پررنگ جمهوري اسلامي در حمايت از مظلو مان غزه به شدت بر اشفته اند با اطلاق جزاير سه گانه ابدي متعلق به ايران به عنوان جزاير عربي اشغال شده و دامن زدن به تحريف نام خليج فارس ،مي کوشند ضعف و ناتواني خود را در برابر اسراييل جبران نمايند.

و درباره تصميم پیرامون برگزاري بازي هاي اسلامي با حذف نام خليج فارس بايد پرسيد:

1- آيا کشور هاي عربي با برخورد هاي دزدانه و جاعلانه خود با نام خليج فارس که آشکارا به تحريف و قلب تاريخ وتهديد عليه تماميت ارضي ايران مي پردازند واقعا اسلامي هستند؟ و آيا اسلام جعل و دروغگويي را در هر شکل تقبيح نکرده است؟

2- تامين هزينه هاي گزاف پذيرايي و برگزاري اين مسابقات با خرج ملت ايران با اين شرايط از چه ارزشي برخوردار بوده است؟ آيا حضور کشور هاي عربي در بازي هايي که نام خليج فارس در آن به خاطر تهديد عرب ها حذف شده سبب نشده که رسانه هاي گروهي عربي از آن به عنوان عقب نشيني ايرانيان از کاربرد نام خليج فارس و يک پيروزي بزرگ براي اعراب تلقي کنند؟

3- پاسخ ما به روح پاک صدهاهزار شهيد گلگون کفن ايراني به باکري ها، جهان آرا ها، شيرودي ها، حسن باقري ها، دوران ها و... که جان پاک خود را نثار انقلاب اسلامي و خاک پاک ايران زمين نموده است چه خواهد بود؟مگر نه اين که در آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران صدام حسين با حمايت هاي دولت هاي عربي براي سه هدف عمده تجزيه خوزستان، حاکميت بر کرانه هاي شرقي متعلق به ايران اروند رود، جدا سازي جزاير سه گانه از ايران و اعمال حاکميت عربي بر آن، عربي کردن خليج فارس و در نهايت ساقط کردن نظام نو پاي جمهوري اسلامي ايران بوده است؟

4- پس آيا بر گزاري بازي هاي اسلامي در ايران با اين شرايط توجيهي دارد؟و آيا تاکيد بر برگزاري بازي ها با نام هويتي خليج فارس، حتي با قيمت عدم حضور اعراب زياده خواه و جاعل نمي تواند قاطعيت ايرانيان شجاع و متمدن را در حراست و پاسداشت نام خليج فارس که به هويت ايران و ايراني گره خورده براي افکار عمومي بين المللي به دنبال داشته باشد؟

توضیح تابناک: ابتداً بخش‏هایی از این یادداشت به عنوان دیدگاه‏های شخص آقای دکتر میرسنجری به واسطه اشتباهات تحریریه، با مبحثی دیگر درآمیخته شده بود که پس از بررسی نهایی اصلاحاتی در راستای تصحیح یادداشت مذکور صورت پذیرفت.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۴ - ۱۳۸۸/۰۲/۲۴
من فكر ميكنم اين اعراب براي ما از آمريكا نيز خطرناكتر هستند؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۰ - ۱۳۸۸/۰۲/۲۴
به نظر ميرسد تاوقتيكه در روابط بين كشورها نقطه ضعف از خود نشان دهيم و همچنين با نابساماني در تصميم گيريهاي اقتصادي موجب فرار سرمايه و سرمايه گذاران شويم عاقبتي بهتر از اين نداشته باشيم .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۴ - ۱۳۸۸/۰۲/۲۴
در حيرتم كه رئيس جمهوري در كل دنيا به دنبال اين است كه نام ايران سرافراز وسربلند گردد ولي يك نفر غضنفرخاني پيدا ميشود و در دل دولتمردان كه همگي بدنبال اين هستندكه خليج فارس ،خليج فارس است بازهم اين غضنفرخان (ريس سازمان تربيت بدني ) باعث آبرو ريزي ميشود وباز هم نوازش كردن دلارهاي عربي را به حيثيت و شرف ملي و خون شهدايي كه درراه اين مرزوبوم شهيد شدند می خواهند ترجيح بدهند اگر اينكار را كرده باشند وامصيبتا به حال اين ملت و مردم كه سفيرانشان اين چنيين افرادي هستند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۴ - ۱۳۸۸/۰۲/۲۴
ضمن تشکر از نویسنده محترم تذکر بسیار بجایی بود هر قدم عقب نشینی در مقابل شیوخ وابسته عرب باعث تضعیف ملت سرافراز ایران خواهد بود باید با حرکت های مردمی این بازیها را به صحنه نمایش اقتدار ملت ایران تبدیل نمود
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۹ - ۱۳۸۸/۰۲/۲۴
هیچوقت نباید به خاطر شرکت عرب ها نام خلیج فارس را از عنوان بازی ها حذف کنیم. این کار خیانت است و من صد در صد مخالف آن می باشم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۲۶ - ۱۳۸۸/۰۲/۲۴
خاك بر سر وطن فروش هاي بي غيرت!
ناشناس
|
-
|
۱۲:۲۶ - ۱۳۸۸/۰۲/۲۴
با سلام و درود بر روح پاک شهیدان و با آرزوی سلامتی برای جانبازان دفاع مقدس.
اینجانب به عنوان یک جوان ایرانی که در قضیه نشنال جوگرافی به همراه دوستان تلاش بسیاری را برای پاسداری از خلیج فارس با استفاده از اینترنت انجام دادیم ، لازم دیدم چند سطری را بنویسم و در این چند سطر از مسوولان وزارت خارجه و مسوولان فرهنگی و رسانه ای کشور و مردم گله کنم. با تلاش فراوانی که ایرانیان آزاده در سراسر جهان برای مقابله با تحریف نام خلیج فارس انجام داده و می دهند، متاسفانه بخاطر کم کاری و عملا بیکاری مسوولان مربوطه باید شاهد باشیم تلاش های ما نتیجه لازم را نمی دهد و گویا مسوولان مربوطه در خواب زمستانی هستند و نوعی مصلحت اندیشی بر رفتار آنها حاکم شده است که متاسفانه عاقبت خوشی برای منافع ملی ما نخواهد داشت و روزی همه ما افسوس خواهیم خورد که چرا در این زمینه کوتاهی کردیم و جوابی برای نسل های آینده نخواهیم داشت. از طرف دیگر اقداماتی صورت می گیرد که بدخواهان را در اقداماتشان جسورتر می کند که مهمترین آنها بی احترامی به فرهنگ و آداب و سنن نوروزی ایرانیان در نوروز 88 در سیما بود که متاسفانه با برخوردهایی که با چند عرب اماراتی داشتم ، گفتند که تلوزیون شما هنگام نوروزتان اذان و صلوات به زبان ما !!! پخش کرد و از این قضیه به قدری شادمان بودند که انگار اسراییل را شکست داده اند. در حالیکه خودم یک مسلمان شیعه دو آتشه هستم، آیا این اقدام صحیح بود ؟ آیا این اقدام دلیل زیاده خواهی های امروز اعراب برای حذف نام خلیج فارس از بروشورها نیست ؟ آیا با اقدام امروز مسوولان ورزشی، فردا اعراب جسارت بیشتری نمی کنند؟ آیا اقدام مسوولان ورزشی باعث سرخوردگی و یاس در میلیونها ایرانی عاشق وطن نمی شود که با هزینه شخصی و صرف ساعت ها وقت در پاسداری از سنت ها و سرزمین مادری می کوشند ؟ و دها سوال دیگر که مجالی برای آنها نیست. از طرف دیگر از مردم گله دارم. چرا با وجود بی احترامی هایی که به آنها در سفر به کشورهای عربی می شود ، باز هم به این کشورها سفر می کنند در حالیکه بسیاری از این سفرها بی مورد و تفریحی است. آیا جای دیگری برای تفریح نیست؟ آیا ریختن میلیاردها تومان پول این مرز و بوم با وجود صدها هزار جوان بیکار و مجرد در کشور ، در حلقوم وهابی هایی که به خون مسلمانان و شیعیان تشنه اند اقدامی پسندیده است؟ آیا سر و سامان دادن چند جوان بی پناه مجرد ثواب بیشتری دارد یا طواف خانه کعبه؟ آیا حدیث معروف را نشنیده اید؟؟؟ آخرین گله من از شما تابناکی هاست. در قضیه بی احترامی سیما در نوروز 88 ، شما بجز یکی دو مقاله در همان روزها، چیزی ننوشتید و گویا شما هم با آنها همراه شدید و سکوت پیشه کردید. آیا فکر نمی کنید کسی که در مقابل این عمل ساکت باشد با کسانی که به آداب نوروزی توهین و بی احترامی کردند و حتی اعرابی که داعیه جزایر و خلیج فارس را دارند، برابرند؟ آیا بهتر نبود بخشی ویژه را به این اقدام اختصاص می دادید و موجی را برای انتقاد گسترده از این عمل سیما به راه می انداختید تا در سال های آینده شاهد اینگونه اقدامات نباشیم؟ مگر شما شیعه حسین نیستید که گفت آزاده باشید. آیا این آزادگیست که شما در مقابل کسانی که خواسته یا ناخواسته در داخل کشور با بی حرمتی به فرهنگ اصیل ایرانی آب به آسیاب دشمن می ریزند، سکوت پیشه کنید؟ هر چند می دانم این نظر ممکن است بخاطر همان مصلحت اندیشی های بی پایه و بیخردانه درج نگردد ولی می گویم و می نویسم تا روزی مجبور نباشم مقابل هزاران باکری و شیرودی و فهمیده، سرم را از فرط خجالت در یقه فرو کنم و جوابی برای کوتاهی نداشته باشم. با آرزوی سربلندی ایرانی و نابودی بدخواهان این مرز و بوم و با تشکر از دکتر ميرسنجري.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۰ - ۱۳۸۸/۰۲/۲۴
متاسفانه ظاهرا دستگاه ورزش در مقابل خواسته عربها كوتاه آمده و نام خليج فارس را حذف نموده و بدتر اينكه هيچ دستگاهي هم به حذف نام خليج اعتراض نكرده - واقعا اين يك ذلت است -
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۲ - ۱۳۸۸/۰۲/۲۴
اگر در دوره خاتمي اين اتفاق مي افتاد صدا و سيما و مخالفان خاتمي در بوق و كرنا مي كردند كه ذلت و ننگ بزرگ است و .... خدا را شكر خاتمي اينقدر عزت و اعتبار داشت كه عربها جرات بيان نداشتند تا چه رسد به ......
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۲ - ۱۳۸۸/۰۲/۲۴
شرمنده خون شهدا شده ایم......
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟