جاسبی، زحمت کشان و حزب جمهوری اسلامی
عباس سلیمی نمین در توضیحاتی برای "تابناک" با بیان اینکه در کجای دنیا سراغ دارید که یک نویسنده را به اداره آگاهی برده و در کنار متهمین و مجرمین نگهداری کنند، گفت: جسارتاً اجازه ميخواهم اين نكته را اعلام نمايم در حالي كه جامعه در جريان بسياري از تخلفات بارز آقاي جاسبي قرار گرفته، مصاحبه شما با وی، حتي به لحاظ حرفهاي نيز قابل خدشه است تا چه رسد به لحاظ پايبندي به اصول اعتقادي و مصالح ملي.
وی می افزاید: البته شايد عزيزان تابناك اعلام دارند وقتي آقاي جاسبي ادعا ميكند از سال 1342 با حضرت امام ارتباط داشته است، صرفاً ادعاي ايشان را منعكس ميسازند و امكان تحقيق در مورد صحت و سقم اين ادعاي ايشان وجود ندارد. در اين زمينه بايد عرض كرد، بحث گرايشهاي فكري و سياسي آقاي جاسبي در خارج از كشور طي سالهاي گذشته يكي از بحثهاي مطرح در ميان صاحبنظران و نيروهاي باسابقه در قبل از پيروزي انقلاب اسلامي بوده است.
چنانچه برخي اعضاي مؤثر در اتحاديه انجمنهاي اسلامي اروپا واحد انگليس نيز برحسب وظيفه بعد از مشاهده حضور متفاوت آقاي جاسبي در بازگشت به ايران، خدمت بزرگان رسيدند و مشاهدات خود را در قبل از انقلاب بيان كردند. خوشبختانه برخي از مسئولان كشور به واقعيتهاي انتقال داده شده توجه كردند و به تدريج از آقاي جاسبي فاصله گرفتند اما افرادي نيز همچون جناب آقاي هاشميرفسنجاني به اين عملكرد خيرخواهانه دستاندركاران اتحاديه انجمنهاي اسلامي اروپا واحد انگليس توجه ننمودند.
سلیمی نمین ادامه می دهد: در تكميل اين روايت جناب آقاي هاشميرفسنجاني بايد يادآور شد برخي از عزيزان نامبرده – كه از سردمداران تشكلهاي دانشجويي خارج از كشور بودند- همچون مرحوم علي فرزين بعداً در مراكز تاريخپژوهي، در قالب تاريخ شفاهي، هم در مورد سوابق خارج از كشور آقاي جاسبي روايت خود را به ثبت رساندهاند و هم موضوع مورد بحث جلسه مورد اشاره در اين كتاب را مشروحاً بيان داشتهاند. بر اساس اين روايات كه سوابق آن موجود است، اين نيروهاي شناخته شده و مورد وثوق در قبل از انقلاب، به بكارگيري آقاي جاسبي در شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي و در دانشگاه آزاد به دليل تمايلاتش به حزب زحمتكشان در قبل از انقلاب، اعتراض ميكنند.
وی می افزاید: آنچه در زمينه ارتباط با امام خميني در مصاحبه "تابناک" با آقای جاسبی مطرح ميشود نميتواند واقعيت داشته باشد و كاملاً تبليغاتي است. از طرفي در مورد اثبات عضويت در تشكلي بينام و نشان نيز صرفاً به برخي شهدا استناد ميشود كه طبعاً بدين طريق هرگز امكان تحقيق پيرامون صحت و سقم اين ادعا وجود ندارد. البته چون حتي بعد از پرسش مصاحبه كننده در مورد نام تشكلي كه آقاي جاسبي قبل از انقلاب در آن فعال بوده است، پاسخ روشني دريافت نميشود و از افرادي چون آيت نام برده ميشود، ميتوان حدس زد تشكل مزبور، همان جريان مظفر بقايي باشد.
اگرچه به دليل ذكر نام برخي از شهدا، نميتوان از آنان در زمينه صحت و سقم ادعاها تحقيق نمود اما اين نكته نيز درخور توجه است كه افرادي چون شهيد كلاهدوز اصولاً نميتوانستهاند ارتباطي با جريان مرتبط با مظفر بقايي داشته باشند و اين امر كاملاً روشن است اما بدون ترديد اين جريان تلاش داشت در ارتش نفوذ كند كما اين كه همين امر در بعد از انقلاب موجب بازداشت كوتاه مدت برخي افسران همچون سرهنگ فروزان شد كه سابقه ارزندهاي در تحولات ارتش داشت.
متأسفانه چند افسر برجسته و متدين تحت تأثير فتنهانگيزيهاي بقايي قرار گرفتند و بعد از روشن شدن اين مسئله به ناگزير بازنشسته شدند و در نهايت به دليل تداوم فتنهگريها، شخص بقايي نيز به دستور امام دستگير شد. وي در زندان داروهاي خود را تغيير داد تا براي ابد خاموش گردد و از روشن شدن واقعيتهاي تاريخي و نقش آفرينيها در كودتاي 28 مرداد و غيره جلوگيري نمايد.
رئیس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران می گوید: آقاي جاسبي البته در فرازي ديگر، تنها مسئله خصوصيسازي اموال عمومي!! را دليل مخالفت با اقدامات ايشان ندانسته و ميافزايد: «واقعاً آدمهايي بودند كه نگران بودند كه ما دانشگاهها را بياعتبار نكنيم. اين حرفها وجود داشت منتها چون خود من هم عضو هيأت علمي دانشگاه علم و صنعت بودم، نميتوانستند مرا متهم به بياطلاعي كنند، ولي نگران اين بودند كه خلاصه ضربه به دانشگاهها بخورد. اين مسئلهاي شده بود كه برخي مخالفت ميكردند كه همينها بعداً متوجه شدند كه كار ما درست است». آيا براستي بعدها كه واقعيات آشكار شد اين عده پي بردند كه عملكرد آقاي جاسبي درست بوده است يا بر اعتقاد خويش راسختر شدند؟
وقتي امروز مشخص مي شود كه آقاي جاسبي ذيل مدرك جعلي آقاي كردان نوشته است: «پيش از ارزيابي، كارشان را آغاز كنند» و با علم بر اينكه ايشان نه ليسانس دارد و نه فوقليسانس سالها چنين فردي را براي تدريس در دوره فوقليسانس و دكتري به كار ميگيرد، چه اعتباري براي اعمال آقاي جاسبي در چارچوب دادوستدها باقي ميماند؟ آيا از اين فرمان مديريتي جز مشكلگشايي برخلاف قانون ميتوان استنباط كرد؟ گفتني است بر اساس ضوابط آموزش عالي، قبل از آغاز به كار متقاضيان عضويت در هيات علمي، در مورد مدارك تحصيلي آنان از مبدا صادر كننده استعلام ميشود.
حتي اگر آقاي جاسبي در اين زمينه دچار خطا شده باشد و در زمان توشيح مدرك جعلي بر اين امر واقف نبوده باشد كه با دكتراي افتخاري نميتوان در دانشگاه استخدام شد، چرا با اين جمله خويش جلوي روند ارزيابي مدرك ارائه شده را ميگيرد؟ متاسفانه بعد از چند سال از استخدام آقاي كردان در دانشگاه آزاد نيز اقدامات قانوني براي ارزيابي مدرك مزبور صورت نميگيرد.
مشروح این توضیحات را به همراه مستندات تصویری در ستون گزارش بخوانید.


