آمریکا سوراخ دعای خود را گم کرده است
حوادث اخير در جهان به ويژه در عراق و افغانستان و پاكستان، نشان از بيبرنامگي و سردرگمي آمريكاييها در برخورد با مشكلات خودساخته دارد. آنها در عراق پس از دادن بيش از سه هزار كشته و از دادن اعتماد اكثريت مردم حتي كساني كه به نادرست گمان ميكردند كه آمريكا ناجي آنهاست و ايجاد اعتراضهای فراوان نزد مسئولان حكومتي، نمونه بارز آن اختلاف شديد بين نخستوزير كنوني عراق نوري المالكي با سفير سابق آمريكا در عراق كه جابجايي سفير انجاميد و وزارت خارجه آمريكا او را از عراق به سازمان ملل منتقل كردند و يا در افغانستان آمريكاييها آش را آنقدر شور كردند كه صداي آشپز را نيز درآوردند، اما در پاكستان هم مشكلات پدید آمده در اين كشور هستهاي متحد آمريكا به اندازهای رسيد كه داد رئيسجمهور را درآورد و حكومت اين كشور را مجبور كرد كه رسماً به سفير آمريكا اعتراض كند.
در مطلب كوتاه لازم است به بررسي مشكلات پدید آمده توسط آمريكاييها در يكي از اين سه كشور پرداخته شود. به نظر ميرسد پاكستان نمونه بارزي است، زيرا اوضاع آن بيارتباط با مشكلات افغانستان نيست و از سوي ديگر، شباهت كمي با مشكلات عراق نيز دارد. در عراق القاعده تندرو و سفّاك جنايت ميكند و آمريكاييها با رفتارشان به آنها بهانه ماندن ميدهند (و شايد اين بهانه دادن متقابل باشد ) و در پاكستان، نيز طالبان اين كشور با عمليات انتحاري خود، جنايتهاي ضد بشري ميكنند و آمريكاييها با حملات هوايي خود به آنها و همپيمانانشان بهانهاي (متقابل) براي ادامه جنايات به طالبان پاكستان ميدهند.
طالبان پاكستان كيستند؟
بيشتر اعضاي طالبان پاكستان از قبايل پشتون پاكستان هستند كه در شمال غربي پاكستان و هم مرز افغانستان زندگي ميكنند و بیشتر آنها در اواخر سال 2001 ميلادي و پس از سقوط حكومت طالبان در افغانستان به اين منطقه فرار كردند. اين جنبش متشكل از سيزده گروه ـ كه همگي آنها در منطقه شمال غرب پاكستان مستقرند و فردي به نام بيتالله محسود كه مقر اصلياش در جنوب وزيرستان است ـ آنها را رهبري ميكند. در ماه مارس گذشته، كشور آمريكا براي كسي كه اطلاعات دقيق براي مشخص شدن مكان محسود يا دستگيرياش داشت، جايزه پنج ميليون دلاري تعيين كرد.
بيت الله محسود كيست؟
از هنگامي كه نيروهاي امنيتي پاكستان، بيت الله محسود، رهبر طالبان پاكستان را متهم كرد كه او مسئول ترور بينظير بوتو، نخست وزير سابق اين كشور و رئيس حزب ملت در دسامبر 2007 م است، نام اين فرد مرموز بر زبانها افتاد.
پس از اينكه در ژوئن 2007 ميلادي كه نيروهاي امنيتي پاكستان، يكي از گروههاي تندرو را از مسجد سرخ در شهر اسلام آباد بيرون کرد و عدهاي از آنها را كشت و به اسارت برد، جنبش طالبان، دست به يكسري از عمليات انتحاري عليه نيروهاي امنيتي پاكستان زد.
گفتنی است، از سال 2002 م تاكنون، در نتيجه جنگ بين نيروهاي امنيتي پاكستان و تندروهاي مسلح، يكهزار و پانصد نيروي پاكستاني كشته شدهاند.
همچنين چندي پيش، دو موتورسوار مسلح، سرتيپ بازنشسته عامر فيصل، فرمانده نيروهاي ويژه را به همراه رانندهاش ترور كردند كه نيروهاي امنيتي پاكستاني، اين حمله تروريستي را به جنبش طالبان نسبت دادند و اين حمله پاسخي خونين به حمله نيروهاي آمريكايي به شمال غربي اين كشور بود كه در نتيجه آن، پنج نفر كشته شده بودند كه حكومت پاكستان پس از اين حمله هوايي، سفير آمريكا در اين كشور را به وزارت امور خارجه فراخواند و رسماً به اين كار اعتراض نمود.
به تازگی، نيروهاي آمريكايي، علاوه بر مناطق شمال غربي پاكستان، جاهاي ديگري مانند حاشيه اقليم وزيرستان شمالي كه نيز مورد هجوم هوايي خود قرار داده، هشت فرد مسلح از نيروهاي طالبان را به قتل رسانده است. در حالي كه رئيسجمهور پاكستان با فرستادن پيامي به رئيسجمهور آمريكا تلاش ميكند كه استراتژي آمريكا را در قبال طالبان تغيير دهد؛ بنابراین، ايشان پس از اين حمله هوايي اعلام كرد: اين سياست، تجاوز به حق حاكميت دولت پاكستان است و كمكي در به دست آوردن دل مردم نميكند.
همچنین در حالي كه نيروهاي آمريكايي ادعا ميكنند كه رهبران طالبان را در اين حملات مورد اصابت قرار داده ايم، مردم محلي بر این باورند كه بيشتر كشتهشدگان از غير نظاميها هستند.
رهبران تندرو طالبان، بدون توجه به تلاشهاي دولت پاكستان براي تغيير اوضاع و قانع كردن آمريكاييها براي حمله نكردن به مناطق پاكستان، در يك عمليات انتحاري خونين، بيست و هفت نظامي و انتظامي پاكستاني كه با يك اتوبوس نظامي در حال رفتوآمد در شمال غربي اين كشور بودند، به قتل رساندند و شصت و دو نفر ديگر را مجروح كردند؛ اين حمله در نزديكي پاسگاه پليس در شهر «دوابا» در منطقه «هانگو» روي داد. رئيس جمهور و نخستوزير پاكستان نیز با محكوم كردن اين حمله انتحاري، تروريستها را تهديد كردند كه ريشه آنها را خواهند كند و با مشت آهنين با آنها برخورد خواهند كرد.
اين حوادث نمايانگر اين است كه دردسرهاي آمريكايي، همه را كلافه كرده است. از سويي، جنبش طالبان پاكستان و از سوي ديگر، دولت پاكستان، هر دو از اين اوضاع به شدت ناراحتند و همديگر را تهديد ميكنند. در حالي كه مشكل اساسي جاي ديگري است و این آمريكاييها هستند كه با ندانمكاري خود و با به هم زدن اوضاع، میخواهند، آب را گلآلود كنند تا از آن ماهي بگيرند، اما گاه خود صيد اوضاع خود ساخته خود ميشود و به قول مولانا جلالالدين مولوي كه ميگويد:
ما در اين انبار گندم ميكنيم گندم جمع آمده گم ميكنيم
ما نينديشيم آخر ما به هوش كين خلل در گندمست از مكر موش
موش تا انبار ما حفره زدست وز فنش انبار ما ويران شد ست
اميد است كه اين سه كشور مصيبت ديده، به طور خاص و جهان اسلام به طور عام به اين حقيقت بزرگ پي ببرند كه عامل بسياري از بدبختيهاي آنها، حضور دشمنان رنگانگ خارجي و غربي به ويژه آمريكايي در كشورهاي آنهاست و به جاي اينكه بر سر و كله همديگر بزنند، اين دشمن بزرگ را ـ كه در حال فنا و زوال است ـ از خانه و كاشانه خود بيرون كنند.


