آنچه در اين سراي نيرزد جان است!
يکي از بينندگان «تابناک» با نوشتن پيامي به اين سايت اين گونه آورده است که: مدتي است در حال نوشتن مطلبي درباره پيام نوروزي مقام معظم رهبري درباره اصلاح الگوي مصرف هستم كه ناگهان چند روز پيش با خواندن خبر تابناک درباره كشته شدن چهل نفر از زايران عتبات عاليات در تصادفي خونبار و جانخراش در كرمانشاه، تنم لرزيد و به خود آمدم و با خود گفتم: اي دل غافل، چه نشستهاي كه ظاهرا در داشتن جان هم قرار است صرفه جويي شود. براي همين تصميم گرفتم مطلبم را نيمهكاره رها كنم و براي تسلي خاطر خودم و بازماندگان زايران تكه تكه شده در ميان آهن پارههاي اتوبوس كارواني بينام و نشان و بدون مجوز قانوني (بنا به نظر سازمان حج و اوقاف)، مطلب كوتاهي يا بهتر بگويم رنجنامهاي بنويسم.
واقعا جان انسانها چقدر ميارزد؟ چقدر به شنيدن اينگونه خبرهاي هولناك عادت كردهايم؟ چقدر با شنيدن اينگونه خبرها تن و جانمان لرزيده است؟ چه كسي يا كساني پاسخگوي اين فجايع هستند؟ مسئولان مربوطه چه هنگام از خواب بيدار خواهند شد و اگر يكي از عزيزان خودشان در يكي از اين حوادث دلخراش جان خود را از دست دهد، باز هم در خواب خواهند بود؟ آيا عددهاي سي يا چهل نفر كشته در يك تصادف زياد مهم نيستند؟ آيا تاکنون با مسببان اين گونه حوادث برخوردي شده است؟ آيا هميشه رانندههاي از دنيا رفته در تصادفات مقصر بودهاند و نتوانستهاند در دادگاه حاضر شوند و تقاص بيتوجهيشان را پس دهند، يا اينكه پيچ جاده مقصر بوده است؟
حتما آن لطيفه مشهور را شنيدهايد؛ از راننده بخت برگشتهاي كه در حادثهاي جان سالم به در برده بود، پرسيدند كه چه شد به ته دره سقوط كردي و اين همه مسافر را به كشتن دادي؟ گفت: من مقصر نبودم، مقصر اين جاده لعنتي بود كه اولش مستقيم بود و بعد ناگهان جلوي من پيچيد! حالا حكايت ما شده است. آخرش بايد تقصير را گردن كسي يا چيزي بيندازيم كه هيچگاه نميتواند از خود دفاع كند.
بنا به نص صريح قرآن كريم، هر كسي باعث مرگ بيگناهي يا قتل نفسي شود، مثل اين است كه همه مردم را كشته است. پس واي به حال ما كه اگر باعث مرگ حتي يك نفر شويم!
«مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَي بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْياهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَينَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِكَ فِي الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ.»
يعني: از اين روي بر فرزندان اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس، كسي را جز به قصاص قتل يا [به كيفر] فسادي در زمين بكشد، چنان است كه گويي همه مردم را كشته باشد و هر كس، كسي را زنده بدارد، چنان است كه گويي تمام مردم را زنده داشته است و قطعا پيامبران ما دلايل آشكار براي آنان آوردند [با اين همه] پس از آن بسياري از ايشان در زمين زيادهروي ميكنند. (آيه 5 سوره مائده)
نميدانم مشكل چيست و چرا بايد اخبار چنين حوادثي همچون نگيني بر پيشاني اين ملت بزرگ بدرخشد. تنها ميدانم كه در آمار مرگ و مير جادهاي، داراي مقام ممتاز هستيم. گفتم صرفهجويي در جان انسانها، ولي خودم هم نميدانم چرا اين را گفتم. اصلا نميدانم اين دو كلمه «صرفه جويي» و «جان انسان» چگونه ميتوانند با هم سنخيت داشته باشند و در كنار هم قرار گيرند. مگر در داشتن زندگي و جان هم ميشود صرفه جويي كرد؟! شايد بهتر باشد بگويم صرفهجويي در فكر بكر و زمان و بودجه و برنامه مفيد و كارساز براي پيدا كردن راه نجات جان انسانها از دهان اژدهاي هفتسر جادهها، جايز نيست و شايد هم گناه است. اين را گفتم كه تسلي خاطر خودم و همه بازماندگان قربانيان اينگونه حوادث جانكاه باشد.
به نظر شما، واقعا چه كسي يا كساني مقصرند؟ اگر از پليس راه بپرسيم، ميگويد اشكال از جادههاست؛ اداره راه هم تقصير را به گردن پليس راه مياندازد؛ برخي هم ميگويند، اشكال از رانندگي و رعايت نکردن مقررات آن است؛ برخي هم پاسخ ميدهند، همه با هم مقصرند. بنابراين، در اين ميان، تنها خون مسافران بيگناه است كه پايمال ميشود و كسي نيست كه تقاص آن را پس دهد.
سرانجام چه بايد كرد و تكليف چيست؟ آيا همچنان بايد شاهد حوادث خونبار و مرگبار در جادههاي كشورمان باشيم؟ مگر در بسياري از كشورهاي غربي و شرقي چه كردهاند كه با وجود خودروهاي مدرن و پرسرعت و پرشتاب، آمارهاي حوادثشان بسيار كمتر از كشور ماست و البته تعداد پليسهاي مستقر در جادههايشان هم بسيار كمتر از جادههاي ماست.
راستي، به نظر شما اشكال در كجاست؟ بياييد به اين پرسش، کمي بينديشيم تا شايد راهکاري پيدا شود؛ شايد!
والسلام


