تلاش دو اقتصاددان منتقد برای نجات اقتصاد کشور
سایت بازنویس در تحلیلی همکاری دکتر دانش جعفری با ستاد انتخاباتی دکتر رضایی را تلاش دو اقتصاددان منتقد برای نجات اقتصاد کشور ارزیابی کرد.
به گزارش ایفنا نیوز، سایت خبری تحلیلی بازنویس می نویسد:
آمدن محسن رضايي و داوود دانش جعفري دو اقتصاددان منتقد دولت براي ساخت يك دولت قوي كه كشور را ازلبه پرتگاه نجات بدهد، پيوندي است كه مي تواند حرف هاي زيادي را در بر داشته باشد.
دانش جعفري كه وزير اقتصادي كابينه احمدي نژاد بود، علت بركناري خود را افرادي خوانده بود كه در ستاد انتخاباتي احمدينژاد پستها را ميان خود تقسيم كرده بودند، اما ورود او به گروه 4 نفره گزينش تيم اقتصادي كابينه بازي آنها را برهم زده و لذا سيل گزارشهاي غيرواقعي عليه دانش جعفري به رئيسجمهور از همان آغاز وزارت وي شروع شده و سرانجام نيز كار خود را كرده بود.
دانش جعفري تجربه دولت احمدي نژاد و چگونگي انتصاب هاي آنان را دارد و مي داند كه تكرار اين تجربه كشور را سريعتر به لبه پرتگاه مورد اشاره رضايي مي رساند.
تجربه تلخ تقسيم سیاسی برخی مديريت هاي كلان در دولت نهم، وي را به اين فكر واداشته است كه با مديري مشورت پذير همكاري نمايد و با بصيرت حاصل از تجارب گذشته، ساختار اقتصادي و مديريتي موجود را كاملا تغيير دهد.
دانش جعفري در خاطرات ناگفته خود از دوران وزارت اظهار داشته بود: "يكبار قبل از معرفي من به مجلس، آقاي دكتر احمدينژاد به زبان آمد و گفت كه مجبور شده است براي بكارگيري من بهاي سنگيني را بپردازد! كه من نيز در جواب گفتم من هم براي همكاري با شما بهاي سنگيني را ميپردازم."
اما رضايي با دانش جعفري كاملا آشناست. چنانكه سابقه همكاري اين دو در دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت نيز وجود دارد. اگرچه دو گروه عمده مخالف دانش جعفري در زمان وزارتش در دولت نهم بودند (كه به گفته خود او) دسته اول عدهاي بودند كه فكر ميكردند با ورود وي جا براي آنها تنگ شده است و گروه دوم هم كساني بودند كه مخالف تفكر اقتصادي وي بودند.
اكنون رضايي كه خود جنس مسائل اقتصادي را مي شناسد، با آگاهي كامل از محدوده فكري دانش جعفري دست به انتخاب وي زده است و از اين طريق با اقدامي هوشمندانه گلوگاه هاي اقتصادي دولت را نيز خوب دريافته است و با تحليل واقعي وضع اقتصاد كنوني به كمك تجربه عيني دانش جعفري، پيش بيني مي كند كه در صورت تداوم وضع موجود كشور به لبه پرتگاه مي رود.
رضايي احمدينژاد را تنها یک جوان پركار مي داند ولي به جاي اينكه وي را رقيب خود بداند، بيكاري و فقر را رقيب مي شمارد لذا مي داند براي مقابله با اين رقيب، بايد يك تيم اقتصادي قوي را براي آينده مهيا نمايد.



