شهردار شدن من نشاندهنده دموكراسي در ايران
گفتوگوي فايننشال تايمز با قاليباف
کد خبر: ۴۶۸۸
| | 12402 بازدید
روزنامه انگليسي «فايننشال تايمز»، اخيرا مصاحبهاي مفصل با شهردار تهران داشت. وي در اين مصاحبه ضمن تاکيد بر اينکه اسلام با فناوري مخالف نيست و بايد براي خدمت بهتر به مردم از بهترين دستاوردهاي تکنولوژيکي و مديريتي روز استفاده کرد، به پرسشهاي مختلف خبرنگار اين نشريه در مورد مديريت ، توسعه، مشکلات و ناهنجاريهاي اجتماعي و همچنين چند سوال سياسي پاسخ داده است.
ترجمه نخستين گفتوگوي خارجي محمدباقر قاليباف با معتبرترين روزنامه اقتصادي جهان، در پي ميآيد:
خبرنگار فايننشال تايمز: بيش از دو سال است که شما تهران را اداره ميکنيد؛ تهران امروز با تهران سالها پيش چه تفاوتي دارد؟
قاليباف: قضاوت منصفانه اين است که نقاط قوت يک شبه حادث نميشود و نتيجه يک فرايند تدريجي است. اما ميتوانم به طورقطع بگويم که فعاليتهاي توسعه شهري ، هم از يک نقطه نظر مالي و هم فيزيکي در دو سال گذشته از سوي شهرداري تهران انجام شده و عليرغم مشکلات از تمام کارهاي صورت گرفته طي 7 سال گذشته موفق تر بوده است. ما سياست ويژهاي داريم. هيچ پروژه مربوط به توسعه تهران را به تاخير نينداختهايم و ترجيح ميدهيم به جاي چند پروژه نيمه تمام، يک پروژه را کامل و در زمان وعده داده شده به مردم تحويل دهيم.
مهمترين پروژه برج «ميلاد» بوده که چهارمين برج مخابراتي بزرگ در دنيا از نظر فني بوده است. ساخت اين برج که از سال 1995 آغاز شده، براي کشور ما هزينه زيادي برده و ضرورت توجه به نکات فني در آن احساس ميشود.اين برج طي دهه فجر همزمان با افتتاح پروژههاي ديگري آزمايش ميشود. ايرانيها و توريستهاي خارجي ميتوانند از اول فوريه به بالاي اين برج رفته و تهران را ببينند و از 20 مارس (نزديک عيد نوروز) مردم قادر خواهند بود تا از «رستوران گردان» برج استفاده کنند. اکنون سه شيفت کاري براي تکميل برج شبانه روزي در حال کار هستند.
خبرنگار: وضعيت بزرگراهها چطوراست؟
قاليباف: بزرگراه «همت» را توسعه داديم و بزرگراه آزادگان و همچنين شهيد «ياسيني» را هم تمام کرديم. اتوبان آزادگان در حدود 10 کيلومتر است. بيش از سه کيلومتر به بزرگراه امام علي(ع)درشلوغ ترين مکان در تقاطع رسالت اضافه کرديم.همچنين تقاطعهاي بسياري مثل تقاطع "سئول" ايجاد شد. تقاطع «چمران ـ اوين» بهزودي افتتاح خواهد شد و تقاطع پل «جهاد» و «شهيد کلاهدوز» هم تمام شد.
خبرنگار: آيا شهرداري تمام پروژههاي توسعه را خود اداره ميکند؟
قاليباف: توسعه تهران در سه سطح در حال انجام است. سطح نخست، سطح منطقهاي يا محلي است؛ اولين اقدام ما با وجود برخي مخالفتها از سوي دستگاههاي اجرايي تاسيس «شوراياري» يا شوراهاي محلي بود. اين يک شيوه خوب براي رسيدن به توسعه اجتماعي و مشارکت مردمي است. من به شخصه به اين پروژه علاقهمند بودم و قبلاً آن را مطالعه کرده بودم و باور دارم که اين پروژه، به طور وسيعي براي شهروندان سودمند است. ما تهران را به 380 محله تقسيم کرديم و مردم نمايندگان خود را براي عضويت در اين شوراها انتخاب کردند. ممکن است مقياس کار کوچک باشد، اما اين به مردم کمک ميکند که از درب خانه هايشان در اداره شهر مشارکت کنند.
پروژههايي نيز در مقياس متوسط از سوي دفاتر نمايندگي شهرداري در مناطق اجرا شدهاند. و سطح سوم توسعه، پروژههاي بزرگ ملي مانند برج ميلاد هستند. ساخت بزرگراهها، تقاطعهاي بزرگ و مراکز فرهنگي مانند سينما آزادي ـ در مساحتي بيش از 10 هزار متر مربع زمين ـ در سطح ملي انجام ميشوند. بازسازي اين سينما که ساختمان اصلي آن در سال 1997 در آتش سوخت، کمتر از 18 ماه زمان خواهد برد و ما بر آن هستيم تا جشنواره بينالمللي فيلم فجر را امسال با هماهنگي و همراهي وزارت ارشاد در آن مکان برگزار کنيم.
خبرنگار: من تابلوي شمارش معکوس افتتاح را بر روي ساختمان ميبينم، اما به نظر نميرسد که با توجه به روال ساخت پروژههاي عمراني در ايران به موقع براي جشنواره فيلم فجر به اتمام برسد؛ آيا اين جدول زماني شما خيلي بلندپروازانه نيست؟
قاليباف: خير، ما آن را تکميل خواهيم کرد. من در مراسم کلنگزني ساخت سينما آزادي گفتم طبق برنامهريزي آن را افتتاح ميکنيم. علي نصيريان (بازيگر معروف سينما و تلويزيون ايران) گفت که وي چنين قولهايي را زياد شنيده است و اين امر غير ممکن است. من با آقاي نصيريان در خانه هنرمندان، سه ماه پيش شام خوردم و او گفت که متقاعد شده است که سينما به موقع بازگشايي خواهد شد؛ چرا که طي يک هفته، دو بار سينما را ديده و پيشرفتها در ساخت آن را مشاهده کرده است.
خبرنگار: چه چيزي سبب شد که شما فکر کنيد نياز به «شوراياريها» داريد؟
قاليباف: کلان شهري مانند تهران با اين اندازه از جمعيت، شامل مناطق و محلههاي مختلفي است و براي اداره خوب مسائل اجتماعي، فرهنگي، سياسي و فني شهر بايد مشکلات را از آخرين نقطه موثر در زندگي شهروندان حل کنيم تا مشکل يک محله به مشکل منطقه و شهر تبديل نشود.
خبرنگار: بودجه شهرداري از کجا ميآيد؟
قاليباف: روزي که من به شهرداري آمدم، بودجه شهرداري درمجموع 990 ميليارد تومان بود،اما بودجه سال جاري به سه هزار و دويست ميليارد تومان رسيده است. اين تقريباً سه برابر افزايش را نشان ميدهد و ما انتظار داريم تا سال آينده به پنج هزار ميليارد تومان برسد.
خبرنگار: بودجه چگونه افزايش يافته است؟
قاليباف: بخشي از اين افزايش درآمد، به تشويق مردم براي پرداخت عوارض قانوني مالياتهايشان برمي گردد. درعيد فطرما به کساني که مالياتهايشان را به موقع و نقدي پرداخت کردهاند؛ جوايزي داديم تا افراد را تشويق به پرداخت مالياتهايشان کنيم . مردم به سبب بخشي از رويکرد ما به سمت محلات، براي پرداخت ماليات انگيزه دار شدند. مردم بايد توسعه و تحولات شهر را از دربهاي منازل خود از آسفالت گرفته تا جمع آوري زبالهها و حمل و نقل ببينند.
بخش ديگر افزايش بودجه ناشي از سرمايهگذاريهاست. سازمان سرمايه گذاري ما ترتيبي براي جذب سرمايه اتخاذ کرده. سرمايهها براي توسعه شهر به شهراري ملحق شدهاند، ما در اين بخش هم سرمايه گذاراني در داخل داريم و هم سرمايه گذاراني در خارج.
ما آن چيزي را که شهر به آن نياز دارد، تعيين کردهايم. براي مثال، شهر به هتلها، مراکز نظارتي و خدماتي، مراکز فرهنگي يا پارکينگهايي نياز دارد. مثلا ساخت پارکينگ نه تنها براي ما يک ريال هم هزينه ندارد، بلکه حتي درآمدهايي را هم براي ما ايجاد کرده است. در"يافت آباد" در منطقه 17 تهران ما يک پارکينگ خودرو با ظرفيت 2 هزارخودرو و با کمک بخش خصوصي ايجاد کرديم.
خبرنگار: پس شهرداري هيچ مبلغي براي تمام اين پروژه ها، هزينه نکرد؟
قاليباف: نه ما هيچ بودجهاي به صورت نقد نداديم، بلکه آنچه را داشتيم، در اختيار گذاشتيم. براي مثال زمين متعلق به شهرداري بود و ما اجازه بهره برداري از آن را داديم و بخش خصوصي پول را هزينه کرد تا پروژهاي مشترک ايجاد شود و اين رويکرد توانايي و طرفيت ما را افزايش داد.
دليل ديگر افزايش بودجه، وجود شفافيت در بخشهاي مالي بود. نظام مالي شهرداري کاملاً تغيير کرده است.قانون ميگويد: شهرداريها بايد گزارشي را درباره درآمد و هزينههاي خود هرشش ماهه به مردم و شوراي شهر ارائه کنند. براي اولين بار در سال 1385 بود که ما گزارشي را درباره درآمد و هزينههاي خود به شوراي شهر و مردم داديم و در ماه هفتم امسال هم ، گزارش کاملي را درباره شش ماهه اول فعاليت شهرداري ارائه کرديم.
خبرنگار: مقدار بودجه دريافتي شما از دولت چه ميزان است؟
قاليباف: شهرداري هيچ بودجهاي را براي بخشهاي خدماتي و توسعه از دولت دريافت نميکند. دولت و پارلمان تنها درارتباط با حمل و نقل عمومي به عنوان پروژههاي ملي کمک ميکنند و آن بودجه هم تقريباً 50 درصد کل بودجه براي اين پروژه هاست. اين به معناي آن است که شهرداري 50 درصد از هزينههاي مترو و حمل و نقل عمومي را که ملي هم هستند خود پرداخت کرده است. اما واقعيت اين است که سهم دولت بنا به علل گوناگون بر اساس يک زمان بندي شفاف و بهنگام پرداخت نميشود .
خبرنگار: يعني دولت به شهرداري بدهکار است؟
قاليباف: عموم دولتها در دو زمينه به شهرداري بدهي دارند. دولت مانند مردم، بايد براي ساختمانهايش ـ مانند وزارتخانه ها ـ پول بپردازد. به خاطر اينکه آنها هزينههايي را بر شهر تحميل ميکنند که اين بخش را دولت انجام نميدهد. دولت به ما 500 ميليارد تومان در اين زمينه بدهکار است که در برخي موارد به 5 يا 7 سال قبل باز ميگردد؛ متاسفانه بدهي ها(ي دولت) رو به افزايش هستند. ديگر بخش بدهي دولت، مربوط به تعهدات مالي و کمک به شهرداري در حمل و نقل عمومي است .
خبرنگار: مالياتها شامل چه درصدي از درآمد شهرداري ميشوند؟
قاليباف: متاسفانه ما در کشور در فرايند اوليه درآمدهاي پايدار مشکلاتي داريم. ممکن است در حدود 50 سال قبل، زماني که شهرداري درآمد پولي زيادي نداشت، ميتوانست 45 درصد از درآمدهايش را از طريق ماليات تامين کند. اما امروز اين رقم به کمتر از 5 درصد ميرسد. البته منظور من ماليات نوسازي و بازسازي است و نه مالياتهاي مربوط به سازندگي . در حال حاضر، بزرگترين بخش درآمد از مالياتهاي مربوط به ساخت منازل مسکوني و ساختمانهاي اداري و تجاري به دست ميآيد. اما اميدواريم درآينده، طي چهار سال آتي در رابطه با بازسازي به حدود 15 درصد برسيم.
خبرنگار: چه درصدي از درآمدها ناشي از ساخت و ساز است؟
قاليباف: ميتوانم بگويم در حدود 60 درصد.
خبرنگار: و چه ميزان سرمايه گذاري خارجي جذب کردهايد؟
قاليباف: سرمايه گذاري خارجي مربوط به بخش خصوصي است، نه بخش دولتي. ما قراردادهايي را به ارزش 800 ميليارد تومان با سرمايه گذاران خارجي امضا کرديم و دو پروژه مهم در اين باره، يکي «شهر آفتاب» و ديگري مرکز خريد «چهارسوق» براي بازسازي بخش قديمي شهر تهران است. بانک جهاني با پرداخت کمک موافقت کرده است. همچنين سه يا چهار پروژه مانند فاز دو «برج ميلاد» وجود دارد که ما به توافقهاي کلي رسيدهايم و به امضاي توافقاتي نزديک هستيم.
خبرنگار: اما براي شهري به اين بزرگي، آنها (قراردادها و سرمايهگذاريها) زياد نيستند؟
قاليباف: قبول دارم که زياد نيست؛ اما به نسبت شرايط و در نظر گرفتن اينکه چهار يا پنج سال قبل حتي اين هم وجود نداشت اين رشد قابل ملاحظهاي است.
خبرنگار: آيا به سرمايهگذاري خارجي بيشتر علاقهمنديد؟
قاليباف: حتماً، ما هم به سرمايهگذاري خارجي نياز داريم و هم به سرمايهگذاري داخلي.
خبرنگار: بيشتر در چه بخشهايي، سرمايهگذاريهاي خارجي مورد استقبال قرار ميگيرد؟
قاليباف: در ساخت هتلها و مراکز تفريحي و بازيافت. ما در حال حاضر، گفتوگوهاي فشردهاي با آلمانيها، ايتالياييها و اتريشيها درباره فرايند «بازيافت» داريم. مترو نيز از بخشهايي است که ميتواند به طور قطع سرمايهگذاري خارجي را جذب کند. البته در شرايط سياسي کنوني، محدوديتهايي براي سرمايهگذاري در ايران تحميل شده، اما بر اين باورم که ميتوان اين شرايط تحميلي را کنار زد.
خبرنگار: آيا به خاطر تحريمها، روند اجراي پروژههاي تهران کند نشده است؟
قاليباف: بله بيتاثير نيست. براي مثال ما براي برج ميلاد که پروژه بينظيري بوده و نيازمند شيشههاي خاصي براي نوعي از آلومينيوم براي چارچوبهاي آن است، با مشکلاتي روبهرو شديم. همين طور محدويتهاي بانکي بخشي از دلايل تاخير در کارهاي ساخت اين برج بود. همان طور که ميدانيد بر اساس شرايط تحميلي غير منصفانه قدرتها مشکلاتي براي بازگشايي اعتبارنامههاي بين بانکها وجود دارد و اين امور با مشکلاتي به پيش ميرود.
خبرنگار: گزارشهايي وجود دارد مبني بر اينکه تهران به سمت يک طرح توسعه جامع به پيش ميرود؛ اين چه نوع طرحي است؟
قاليباف: آخرين طرح جامع براي تهران به 40 سال قبل بازمي گردد،اما زماني که ما به گذشته نگاه ميکنيم؛ ميبينيم که شهرداريها و دولتهاي قبل و بعد از انقلاب، به ندرت روي يک طرح کار کردهاند. آنها بيشتر تصميماتي موقتي ميگرفتهاند. حتي مشاوران خارجي مانند "آپو" در پاريس که مشاور طرح جامع پاريس بود براي برخي کمکها به کار گرفته شده بودند.
ما تمام اطلاعات درباره چنين مسائلي را مانند حمل و نقل، ترافيک، پروژههاي توسعه و خدماتي و توسعه شهري جمع آوري کردايم. کاري عميق و سنگين بود و دانشگاه ها، کمک زيادي به ما کردند . سرانجام در پنجم آذر(26 نوامبر)، پيش نويس طرحي از سوي شهرداري ارائه شد و شوراي شهر تهران و شوراي عالي توسعه شهري پس از 30 جلسه، تصويب نهايي آن را انجام دادند. رئيس جمهوري هم (محمود احمدي نژاد) در دو جلسه آن شرکت کرد. ما فکر ميکنيم که سال آينده ميتوانيم انجام طرح را آغاز کنيم.
خبرنگار: اهداف اين طرح چيست؟
قاليباف: اين طرح به روشني و با شفافيت، شهرسازي و معماري ساختمانها در تهران را تعريف کرده است.اکنون اگر شما به تهران نگاه کنيد، بلنديها، ساختمانهاي کوتاه و ويلاهايي را ميبينيد که بدون هيچگونه نظمي وجود دارد.طرح روشن ميکند که در برخي حوزهها اساس تراکم و ارتفاع ساختماني در منطقه ميتواند 350 درصد و براي برخي نواحي اساس تراکم 180 يا 120 درصد باشد. يعني ساختمانهاي دو طبقه و ويلايي است،اما در مرکز شهر يا در تهران قديم، ما به سمت داشتن حياتهاي خلوت در بين ساختمان پيش ميرويم. شما ميبينيد اکنون که بيشترين ساختمانها يا به صورت شمالي ساخته ميشوند و يا جنوبي، اما در قديم ساختمانها در اطراف حياتهاي مرکزي در تهران بودند.
نماي ساختمان به عنوان بخشي از حق(حقوق) شهري است. قبلاً از آن به عنوان حق شهروندي تعريف ميشد. طرح همچنين حاوي طرحهايي براي حمل و نقل، ترافيک، پروژههاي خدمات و توسعه از جمله مراکز بهداشتي و فرهنگي دارد.
در طرح مذکور، تهران از اندازه فعال آن، که 670 کيلومتر مربع است، کوچکتر ميشود و به 640 کيلومتر مربع ميرسد. (رشد)شهر مهارمي شود.ما به دنبال اجراي طرحي نيستيم که تهران را بزرگتر کند و يا اينکه ظرفيت آن را افزايش دهد. ما برنامه ريزي داريم تا بتوانيم به 11 ميليون نفر تا سال 1405 خدمات ارائه دهيم. اما اين بدان معني نيست که ما به سمت افزايش جمعيت تهران پيش ميرويم.
خبرنگار: براي چه تعدادي از ساکنان تهران، خدمات کافي وجود دارد؟
قاليباف: در حال حاضر بين 7 تا 5/7 ميليون نفر در تهران کار ميکنند يا در آن اقامت دارند. جمعيت اين شهر در شبها و روزها فرق ميکند. اما در حدود 5/2 ميليون نفر وجود دارند که در شهر کار ميکنند، اما در اين شهر زندگي نميکنند. آنها در محلهها و اجتماعات بيروني زندگي ميکنند.اين بدان معني است که جمعيت به حدود 10 تا 5/10 ميليون نفردر روز ميرسد. سفرهاي شهروندان روزانه به 14 ميليون ميرسد و اگر سفرهاي متعدد برخي شهروندان را در نظر بگيريم اين رقم به 19 ميليون سفر ميرسد.
خبرنگار: آيا ارقامي درباره تعداد مهاجران و حاشيه نشينها داريد؟
قاليباف: رشد جمعيت در تهران از نظر نرخ رشد، کمتر از نيم درصد است . اين در سرشماري سال 2006 مورد تاييد قرار گرفت،اما مهاجرت يکي ديگر از فاکتورهاي رشد جمعيت است. اين رقم در تهران 5/2 درصد و در مناطق حومه 5/3 درصد است.
البته اين مسئلهاي است که شهرهاي بزرگي مانند پاريس، لندن، و توکيو هم با آن روبرو هستند؛ زماني که ما به چنين مسائلي مانند ترافيک، حمل و نقل، خدماتي مانند آموزش و مسائل فرهنگي و اجتماعي نگاه ميکنيم،ما بايد جمعيت اطراف تهران را که سهمي در اين دارند و از آن استفاده ميکنند را هم مد نظر قرار دهيم. بهترين نمونه، حمل و نقل است. اگر در صبحها شما به ورامين، اسلامشهر، جادههاي کرج نگاه کنيد، ميبينيد آنها از خدمات تهران استفاده ميکنند ، در حالي که آنها در تهران زندگي نميکنند.
خبرنگار: شما به برخي از شباهتها بين تهران با ديگر کلان شهرها اشاره کرديد. يکي از مسائل مهم دراين شهرها جنايات سازمان يافته است. وضعيت در اين رابطه در تهران چگونه است؟
قاليباف: جنايات سازمان يافته در تهران قابل مقايسه با ديگر شهرهاي بزرگ جهان نيست و اين ريشه در فرهنگ و باورهاي ديني ما دارد. با توجه به سابقه کاري من (به عنوان فرمانده نيروي انتظامي) و با محاسبه ارقام ميتوانم به شما بگويم که جنايات سازمان يافته در تهران قابل مقايسه با ديگر شهرهاي بزرگ نيست. بسيار کمتر است حتي در حومهها و توابع. البته اين ريشه در فرهنگ و باورهاي ديني ما دارد. اگر اين باورهاي ديني و شريعت اسلامي نبود جنايات سازمان يافته ميتوانست متفاوت باشد.
خبرنگار: آيا شما آمار و ارقامي از قتلها داريد؟
قاليباف: ارقام به 3 سال قبل به زماني که من رئيس پليس شهر بودم باز ميگردد. ممکن است تغيير کرده باشد، اما در تهران کمتر از 120 قتل در يک سال اتفاق افتاده و اين قابل مقايسه با شهري مانند نيويورک نيست.
خبرنگار: در عين حال تقديرهاي زيادي از رودولف جولياني و مايکل بلومبرگ شهرداران سابق شهر نيويورک براي مهار جنايات ميشود. ديدگاه شما در اين باره چيست؟
قاليباف: ميخواهم بگويم که ما جنايات سازمان يافته به شيوهاي که شما در شهرهايي مانند رم، نيويورک، لندن ميبينيد، نداريم. ما بيشتر ناهمگنيهاي اجتماعي مانند مسائل خانوادگي، مواد مخدر، طلاق و گاهي اقدام به خودکشي داريم. ما در شهر داري بر چنين مسائلي يعني آسيبهاي اجتماعي متمرکز شدهايم.
خبرنگار: آيا شما فکر ميکنيد که اعدام برخي افراد (اراذل و اوباش) به تامين امنيت در تهران کمک کرده است؟
قاليباف: فکر ميکنم که بايد آن را از دو نقطه نظر ببينيم. برخي از سياستها و حرکتهاي کنترلي و برخي گامهاي بازدارنده وجود دارد. پليس وظيفه دارد با اين ناهماهنگيهاي اجتماعي که هرج مرج ايجاد ميکند و از کنترل ما خارج ميشوند برخورد کند. اگر براي نمونه يک جاني در منطقهاي به زنان و مردان حمله ميکند و به تجاوز يا قتل و ايجاد ناامني دست ميزند بايد با او به شدت برخورد کرد.
خبرنگار: آيا به نظر شما اين روند به امنيت کمک ميکند؟
قاليباف: قطعاً کمک ميکند. به طور طبيعي زماني که فردي در قتل شرکت ميکند، به اعدام محکوم ميشود و اين مربوط به پليس و قوه قضائيه است. اما ما در شهرداي به "دلايل" نگاه ميکنيم. زماني که شما يک جوان 23 ساله را نگاه ميکنيد که قتلي را مرتکب شده ، ميبينيد که به دلايلي درس خود را تمام (رها) کرده و يا از مدرس اخراج شده است و آن وقت قادر به پيدا کردن شغل نشده و يک زندگي تشکيل داده. وي سهواً در مسير ناهمگونيها و ناهنجارهاي اجتماعي قرار گرفته است و آنگاه ممکن است به گروههاي شبه مافيايي بپيوندند.
من يکبار با وزير آموزش پرورش درباره مقررات صحبت ميکردم مقرراتي که دانش آموزان بايد در صورتي که اگر نتوانند در امتحان قبول شوند بايد پس از يکي دو سال مدرسه را ترک کنند . من به او گفتم که ما تمامي هزينههاي اين دانش آموزان را به شما پرداخت ميکنيم و شما اينها را در مدرسه نگهداريد. زماني که يک دانش آموز اخراج ميشود اين بدان معني نيست که ما ارتباط آن را با ديگر دانش آموزان و يا رابطه اش را با مدرسه قطع کردهايم. زماني که او مدرسه را ترک ميکند او در ناهنجارهاي اجتماعي تبديل به فردي حرفهاي ميشود، آنها را ميآموزد و به ديگر دانش آموزان ياد ميدهد. اين توافق البته مربوط به دوران مسئوليت من در پليس بود.
اوقات فراغت براي تهرانيها بسيار مهم است به خاطر اينکه هزينههاي زندگي بالا است و مردم دو يا سه شغل دارند و زمان کافي براي استراحت ندارند و آنگاه که آنها زماني را براي استراحت پيدا ميکنند جاي مناسبي براي استراحت آنها وجود ندارد. طي سال گذشته ما 25 سينما در تهران افتتاح کرديم و بهترين مجتمع سينماها را در جنوب تهران ساختيم و همچنين به سبب رويکرد ما به سمت ناهنجاريهاي اجتماعي بود که اقدام به افتتاح 500 سالن فوتبال کرديم. رقمي که با تعداد اين امکانات در بسياري از کلان شهرها در دنيا مطابقت دارد.
خبرنگار: شما با عنايت به اينکه شهر به نظر به دو بخش نامتوازن و ناهماهنگ جنوب فقير و شمال متمول تقسيم شده، تا چه ميزان درباره توسعه نامتوازن شهر نگران هستيد؟
قاليباف: طرح جامع اين موضوع را در نظر نميگيرد. طي دو سال گذشته غير ممکن بود که طرحي از جنوب تهران افتتاح نشود و شما حتي نميتوانيد يک مورد را هم پيدا کنيد. يک انبار روغن در زميني 25 هکتاري در کنار ايستگاه راه آهن مسائل زيست محيطي را درمرکز شهر سبب شده بود. ما آن را به قيمت گزاف خريداري کرديم و در حال ساخت بزرگترين مرکز فرهنگي ورزشي در جنوب تهران در سه سال هستيم که اين مرکز به بزرگي مجتمع ورزشي انقلاب (که در شمال تهران است) در جنوب تهران خواهد بود.
ممکن است شما متوجه باشيد که فضاي سبز در جنوب تهران به سرعت رو به افزايش است و همينطور اين مسئله در مورد رُفت و روب خيابانها و سيستم فاضلاب هم صدق ميکند. منطقه 17 آسيب پذير ترين منطقه در رابطه با فاضلاب بود ما کانالهاي کافي براي حل اين معضل ايجاد کرديم.
خبرنگار: تبليغات زيادي درباره آنچه که شهرداري انجام ميدهد و شما ميگوئيد مشاهده نميشود. چرا؟
قاليباف: به عنوان يک اصل به پوپوليسم و عوام فريبي اعتقاي ندارم. اگر شما به سابقه من نگاه کنيد چنين حرکتي را پيدا نميکنيد. هرکجايي که کار کردم، سعي کرده ام کاملاً اصولي، منطقي، علمي و نظام مند باشم. من هميشه به همکارانم گفتهام که خوب کار کردن بهترين تبليغ براي مردم است.
خبرنگار: در مديريت شهري شما آيا شهري در دنيا وجود دارد که از آن مدل و الگو گرفته باشيد؟
قاليباف: من درمديريتم از رويکرد تطبيقي، تجربي و علمي پيروي ميکنم و اکنون 40 شهر وجود دارد ما انتخاب کردهايم و به طور کامل فعاليتهاي آنها را هم از طريق اينترنت و هم با اعزام گروههاي فني براي داشتن حوزه تحقيق و جستجو تمامي ايدهها و کار، پي گيري ميکنيم.
خبرنگار: چه شهرهايي در سرليست شما قرار دارند؟
قاليباف: فرقي نميکند. براي نمونه، ما حتي برخي شهرها را در آمريکاي لاتين مانند برازيليا انتخاب کردهايم . در حمل و نقل عمومي و BRT آنها از پاريس جلوتر هستند. ما سئول را در جنوب شرقي آسيا، توکيو و پکن را در شرق آسيا، دبي، تورنتو، ونکوور، کراچي و آنکارا را به دلايل مختلف تحت نظر داريم.
خبرنگار: در مورد شهرهاي اروپايي چه؟
قاليباف: ما به دلايل زيست محيطي به جغرافيا نگا ميکنيم. اخيراً من ديداري از سوئيس داشتم و با شهردار يک شهر ملاقاتي صورت دادم. آنها در اين مسئله به سختي کار کردهاند و مدلهاي بسيار خوبي دارند.
خبرنگار: در مورد دبي چي؟
قاليباف: دبي به خاطر تحولات و توسعه شهري اش مطالعه شده، آنها در برخي از ابعاد و زمينهها از تجربه جهاني به خوبي استفاده کردهاند آنها خدمات خوبي بر اين سرزمين کوچک ارائه ميدهند براي مثال سرانه زباله آنها در حدود 5/5 يا 6 کيلوگرم است در جاييکه مال ما 2/1 کيلوگرم است و اين مهم است که آنها اين موضوع را چگونه مديريت ميکنند. ما توسعه شهري مثل پاريس را که از نظر حمل و نقل و ساختمانهاي فرهنگي مانند سينماها، تئاترها و سالنهاي ورزشي بسيار به شهر ما شباهت دارند، ارزيابي ميکنيم.
خبرنگار: آيا هيچ شهر آمريکايي را هم رصد ميکنيد؟
قاليباف: بله نيويورک.
خبرنگار: آيا تاکنون از نيويورک ديدن کرديد؟
قاليباف: خير، اما اخيراً زماني که ما اين شهر را رصد ميکرديم متوجه شديم که يک ايراني براي شهرداري اين شهر کارهاي خوبي انجام ميدهد. در ديدار وي از تهران من دو ساعت با او صحبت کردم و ما حمل و نقل نيويورک را مورد بحث قرار داديم.
خبرنگار: آقاي جولياني (شهردار سابق نيويورک) کارهاي زيادي انجام داد که از جمله آنها حل مسائل بسيار اين شهر بود و به شيوهاي که شما گفتيد شورايارها را به عنوان مدلي براي انجام کارهاي خوب اتخاذ کرديد آيا "شهرداري" در دنيا وجود دارد که شما از آن الگو برداري کرده باشيد؟
قاليباف: من در مديريت از کسي پيروي نميکنم. ولي در تجربههاي تطبيقي من به کارکرد آنها نگاه ميکنم و کاملاً از تجارب آنها استفاده ميکنم و با درکي واقعي آنها را با الگوهاي محلي مطابقت ميکنم. براي نمونه درباره BRT چند گروه بودند که از آلمان و فرانسه از ايران ديدن کردند و باور نميکردند که ما چگونه ميتوانيم تمامي اين مطالعات را صورت داده و طي هشت ماه طرح را انجام دهيم.
خبرنگار: زماني که من در تهران با ديپلماتها صحبت ميکردم آنها از شما به عنوان يک نوگرا ، اما بسيار "اقتدارگرا" ياد ميکردند. شما درباره آنها چگونه قضاوت ميکنيد؟
قاليباف: درسته من در رابطه با کار طرفدار توسعه دارم و تلاش ميکنم تا فناوري مدرن جهاني را بکار گيرم. اين رويکرد من از زماني بوده که کار کرده ام و فرهنگ اسلامي ما مخالف استفاده از علم و فناوري نيست.
اما در رابطه با اقتدارگرايي، اين نيازمند روشنگري است و اينکه ببينيم منظور آنها از کاربرد اين کلمه چيست. اگر منظور آنها تعصب، يکجانبه گرايي و اعمال زور است من اين روحيه را ندارم. حتي زماني که فرمانده نيروي انتظامي بودم اينگونه رفتار نميکردم. مردم احساس ميکردند که پليس با آنها به آرامي و با لطافت برخورد ميکند. در حالي که اگر من اقتدارگرا و مستبد بودم اين حس بايد در پليس به اوج خود ميرسيد .
زماني که حس جمعي به طرح و تصميم ميرسد من خيلي مصمم و با قاطعيت آن را انجام ميدهم، آن وقت من به تعريف دوم از واژه اقتدار گرايي متعلق هستم. زماني که انتظار جامعه براي انجام يک برنامه است، آنگاه من خيلي محکم هستم .
اما اگر اقتدارگرايي به اين معني است که زماني که حس جمعي به طرح و تصميم ميرسد من خيلي مصمم و با قاطعيت آن را و انجام ميدهم، آن وقت من به تعريف دوم از اين واژه متعلق هستم. زماني که انتظار جامعه براي انجام يک برنامه است، آنگاه من خيلي محکم هستم و انعطاف ناچيزي از خود نشان ميدهم و اجازه نميدهم که اجماع و حس جمعي آسيب ديده و يا دچار نابساماني شود .
خبرنگار: در داخل ايران برخي از برچسبها استفاده ميشود تا رويکرد سرسختانه شما را در مديريت منعکس نمايد. حتي از شما به عنوان رضا شاه اسلامي ياد ميشود شما چه احساسي درباره اين مفهوم داريد؟
قاليباف: (با خنده) کسي مثل رضا شاه اصلا نميتواند مسلمان باشد. اکنون فرهنگ رضاخاني در ايران وجود ندارد.
خبرنگار: در جمهوري اسلامي مديران زيادي وجود ندارند که حداقل افکار عمومي آنها را مديران با کفايت تلقي ميکند. شما در هر بخشي که عهده دار امور شديد با پيشرفتهاي قابل ملاحظه اعتباري حتي در بين منتقدين و مخالفانتان و رقباي سياسيتان به دست آوردهايد. آيا شما خود را پديدهاي در مديريت ميدانيد، همانگونه که برخي ميگويند؟
قاليباف: قطعا نه! من پديده نيستم. تواناييهايي خود را بيشتر مديون انقلاب و امام هستم. من از سن 19 سالگي فرصت آن را داشتم تا از استعدادهايم استفاده کنم و اگر اين فرصت به بسياري از جوانان ديگر هم داده ميشد آنها حتي ميتوانستند از من سرتر باشند.
زماني که من به افراد بسيار ديگري در دنيا نگاه ميکنم و زندگي و کار آنها را و همچنين برخي از شخصتها را در کشورخودمان مطالعه ميکنم، آنها واقعاً پديده و با سوابقي برجسته هستند. مديريت ممکن است امري ذاتي باشد و ممکن است تواناييهايي در درون من باشد، اما من اين را بيشتر مديون انقلاب و امام هستم. من از سن 19 سالگي فرصت آن را داشتم تا از استعدادهايم استفاده کنم و اگر اين فرصت به بسياري از جوانان ديگر هم داده ميشد آنها حتي ميتوانستند از من سرتر باشند.
اين تجربهاي با ارزش است که در سن 19 و 20 سالگي طي جنگ (بين ايران و عراق) فرماندهي 15 هزار نفر را داشته باشي و اين براي تعداد کمي از افراد رخ ميدهد.
خبرنگار: آيا واقعاً اکنون کار به شما سخت است؟
قاليباف: تقريباً! من فکر ميکنم کار از ابعاد مختلف سخت است. امروز صبح ما نشستي درباره توسعه مترو داشتيم. تصميم گرفتيم که هر ساله 15 کيلومتر مترو بسازيم و اين در حالي است که براي 30 سال 50 کيلومتر در نظر گرفته شده است. تهرانيها شاهد خواهند بود که در سال آينده 15 کيلومتر به خطوط مترو آنها افزوده ميشود. اين در حالي است که کمبود پول وجود دارد و سيمان وجود ندارد و هزاران مشکل ديگر.
خبرنگار: من شنيده ام که شما وقتهاي زيادي را براي مسائل حاشيهاي صرف کردهايد؟
قاليباف: چنين کاري يک ضعف است. يکي از مهمترين مسائل کشور ما مديريت و اجراي مسائلي هستند که به طور اساسي با مسائل سياسي گره خوردهاند . اين کاملاً اشتباه است. چرا مسائل فني و مسائل مديريت با مسائل سياسي آغشته و مسموم شدهاند؟ مردم از ما ميخواهند مترو بسازيم و ما بايد چنين کنيم. ما ميتوانيم حتي بلحاظ سياسي هم از آن سودمند شويم. خدمت خوب به مردم بزرگترين کار سياسي است.
شما به فردي از شهر x اشاره کرديد که من نميخواهم اسامي آنها را ببرم که موفق بوده و کار زيادي شروع کرده. براي نمونه دولت در ترکيه در پي کار خوب در استانبول بر سرکار آمد. بنابراين آنها به لحاظ سياسي منتفع ميشوند. اگر ما کار خوب انجام دهيم ميتوانيم بلحاظ سياسي منتفع شويم و هيچ کس مخالف آن نيست. اما گاهي مواقع ما به کار خوب اجازه نميدهيم تا انجام شود و به رقابت اجازه نميدهيم تا وارد بخش مديريت شود و به مردم خدمت کند. اين کار نفع سياسي هم ندارد.
خبرنگار: آيا شما نابالغي سياسي را در اين موضوع مشاهده ميکنيد؟
قاليباف: نه، ممکن است اين ريشه در پيچيدگي سياسي از سوي افرادي باشد که ميخواهند امور را در يک زمان کوتاهي انجام دهند. مفهوم دموکراسي و نقش مردم در تاريخ 2000 هزار و يا 3000 ساله ما نبوده است. در عوض ما به انقلاب مديون هستيم که فرصتي را به معناي واقعي کلمه براي حضور مردم داده است و من يکي از نمونههاي بسيار بارز آن هستم.
من از يک خانواده ثروتمند و متمول نبودم که به خاطر ثروتم به قدرت رسيده باشم و هيچ سابقه فرهنگي و اشراف سالاري هم نداشتم. من از يک خانواده از سابقه متوسط پايين از روستايي در 18 کيلومتري مشهد هستم. هيچ وابستگي سياسي با هيچ يک از احزاب و گرهها هم نداشتم. حتي الان هم روشن است که من به کسي وابستگي ندارم. حقيقت اين است که اين فرصت به کسي مثل داده من ميشود تا ثابت شود که در ايران دموکراسي وجود دارد.
خبرنگار: شهرداران تهران در اين دفتر سرنوشتهاي متفاوتي داشتند. آقاي غلامحسين کرباسچي به زندان رفت در حاليکه محمود احمدي نژاد رئيس جمهور شد. شما فکر ميکنيد که سرنوشت شما کداميک از اين دو خواهد بود؟
قاليباف: اين سؤال از من خيلي پرسش شده و من يک تحليل کلي درباره آن دارم. شهرداران تهران قبل و بعد از انقلاب به 2 گروه تقسيم ميشوند و فکر ميکنم که گروه سومي وجود ندارد. يک گروه شهرداران بي کفايت هستند؛ آنها به راس کار آمدند کار نکردند و هيچ اتفاقي هم براي آنها نيفتاد و هر شهرداري که به اينجا آمد و يک کار جدي انجام داد و اينجا را ترک کرد به يکي از دو سرنوشت خوب و يا بد دچار شد. فکر ميکنم که هر کسي که در اينجا خوب کار ميکند با يکي از دو سرنوشت خوب يا بد مواجه خواهد شد.
خبرنگار: آيا شما در باره سرنوشت بد نگران نيستيد؟
قاليباف: نه ابداً. در زندگي، معمولاً من با رويدادهايي رو بهرو بودهام.
خبرنگار: بنابراين فکر ميکنيد که سرنوشت شما خوب خواهد بود؟
قاليباف: نه من اينگونه به زندگي نگاه نميکنم. يک دانشجو در دانشگاه شريف به من گفت که «شما استثنايي هستيد و اينکه به ما بگوييد چگونه برنامه ريزي کرديد و اينکه ما چگونه ميتوانيم مثل شما موفق باشيم؟» من گفتم برنامه ريزي اول من اين بود که به جنگ بروم و شهيد شوم، اما شهيد نشدم. به او گفتم که اگر مثل من برنامه ريزي کند معلوم نيست که سرنوشتش چه ميتواند باشد و لذا بايد خودش براي خود برنامهريزي کند.
خبرنگار: آيا براي رياست جمهوري نامزد خواهي شد؟
قاليباف: فکر ميکنم حرفهاي لازم را گفتم.
خبرنگار: شما خلبان هم هستيد. آيا هنوز پرواز ميکنيد؟
قاليباف: پس از 43 روز ديروز من 4 پرواز داشتم. هر زمان که وقت داشته باشم. بيشتر داخلي پرواز ميکنم. پرواز ديروز تهران ـ بوشهر ـ تهران و تهران ـ اروميه ـ تهران بود.
ترجمه نخستين گفتوگوي خارجي محمدباقر قاليباف با معتبرترين روزنامه اقتصادي جهان، در پي ميآيد:
خبرنگار فايننشال تايمز: بيش از دو سال است که شما تهران را اداره ميکنيد؛ تهران امروز با تهران سالها پيش چه تفاوتي دارد؟ قاليباف: قضاوت منصفانه اين است که نقاط قوت يک شبه حادث نميشود و نتيجه يک فرايند تدريجي است. اما ميتوانم به طورقطع بگويم که فعاليتهاي توسعه شهري ، هم از يک نقطه نظر مالي و هم فيزيکي در دو سال گذشته از سوي شهرداري تهران انجام شده و عليرغم مشکلات از تمام کارهاي صورت گرفته طي 7 سال گذشته موفق تر بوده است. ما سياست ويژهاي داريم. هيچ پروژه مربوط به توسعه تهران را به تاخير نينداختهايم و ترجيح ميدهيم به جاي چند پروژه نيمه تمام، يک پروژه را کامل و در زمان وعده داده شده به مردم تحويل دهيم.
مهمترين پروژه برج «ميلاد» بوده که چهارمين برج مخابراتي بزرگ در دنيا از نظر فني بوده است. ساخت اين برج که از سال 1995 آغاز شده، براي کشور ما هزينه زيادي برده و ضرورت توجه به نکات فني در آن احساس ميشود.اين برج طي دهه فجر همزمان با افتتاح پروژههاي ديگري آزمايش ميشود. ايرانيها و توريستهاي خارجي ميتوانند از اول فوريه به بالاي اين برج رفته و تهران را ببينند و از 20 مارس (نزديک عيد نوروز) مردم قادر خواهند بود تا از «رستوران گردان» برج استفاده کنند. اکنون سه شيفت کاري براي تکميل برج شبانه روزي در حال کار هستند.
خبرنگار: وضعيت بزرگراهها چطوراست؟
قاليباف: بزرگراه «همت» را توسعه داديم و بزرگراه آزادگان و همچنين شهيد «ياسيني» را هم تمام کرديم. اتوبان آزادگان در حدود 10 کيلومتر است. بيش از سه کيلومتر به بزرگراه امام علي(ع)درشلوغ ترين مکان در تقاطع رسالت اضافه کرديم.همچنين تقاطعهاي بسياري مثل تقاطع "سئول" ايجاد شد. تقاطع «چمران ـ اوين» بهزودي افتتاح خواهد شد و تقاطع پل «جهاد» و «شهيد کلاهدوز» هم تمام شد.
خبرنگار: آيا شهرداري تمام پروژههاي توسعه را خود اداره ميکند؟
قاليباف: توسعه تهران در سه سطح در حال انجام است. سطح نخست، سطح منطقهاي يا محلي است؛ اولين اقدام ما با وجود برخي مخالفتها از سوي دستگاههاي اجرايي تاسيس «شوراياري» يا شوراهاي محلي بود. اين يک شيوه خوب براي رسيدن به توسعه اجتماعي و مشارکت مردمي است. من به شخصه به اين پروژه علاقهمند بودم و قبلاً آن را مطالعه کرده بودم و باور دارم که اين پروژه، به طور وسيعي براي شهروندان سودمند است. ما تهران را به 380 محله تقسيم کرديم و مردم نمايندگان خود را براي عضويت در اين شوراها انتخاب کردند. ممکن است مقياس کار کوچک باشد، اما اين به مردم کمک ميکند که از درب خانه هايشان در اداره شهر مشارکت کنند.
پروژههايي نيز در مقياس متوسط از سوي دفاتر نمايندگي شهرداري در مناطق اجرا شدهاند. و سطح سوم توسعه، پروژههاي بزرگ ملي مانند برج ميلاد هستند. ساخت بزرگراهها، تقاطعهاي بزرگ و مراکز فرهنگي مانند سينما آزادي ـ در مساحتي بيش از 10 هزار متر مربع زمين ـ در سطح ملي انجام ميشوند. بازسازي اين سينما که ساختمان اصلي آن در سال 1997 در آتش سوخت، کمتر از 18 ماه زمان خواهد برد و ما بر آن هستيم تا جشنواره بينالمللي فيلم فجر را امسال با هماهنگي و همراهي وزارت ارشاد در آن مکان برگزار کنيم.
خبرنگار: من تابلوي شمارش معکوس افتتاح را بر روي ساختمان ميبينم، اما به نظر نميرسد که با توجه به روال ساخت پروژههاي عمراني در ايران به موقع براي جشنواره فيلم فجر به اتمام برسد؛ آيا اين جدول زماني شما خيلي بلندپروازانه نيست؟
قاليباف: خير، ما آن را تکميل خواهيم کرد. من در مراسم کلنگزني ساخت سينما آزادي گفتم طبق برنامهريزي آن را افتتاح ميکنيم. علي نصيريان (بازيگر معروف سينما و تلويزيون ايران) گفت که وي چنين قولهايي را زياد شنيده است و اين امر غير ممکن است. من با آقاي نصيريان در خانه هنرمندان، سه ماه پيش شام خوردم و او گفت که متقاعد شده است که سينما به موقع بازگشايي خواهد شد؛ چرا که طي يک هفته، دو بار سينما را ديده و پيشرفتها در ساخت آن را مشاهده کرده است.
خبرنگار: چه چيزي سبب شد که شما فکر کنيد نياز به «شوراياريها» داريد؟
قاليباف: کلان شهري مانند تهران با اين اندازه از جمعيت، شامل مناطق و محلههاي مختلفي است و براي اداره خوب مسائل اجتماعي، فرهنگي، سياسي و فني شهر بايد مشکلات را از آخرين نقطه موثر در زندگي شهروندان حل کنيم تا مشکل يک محله به مشکل منطقه و شهر تبديل نشود.
خبرنگار: بودجه شهرداري از کجا ميآيد؟
قاليباف: روزي که من به شهرداري آمدم، بودجه شهرداري درمجموع 990 ميليارد تومان بود،اما بودجه سال جاري به سه هزار و دويست ميليارد تومان رسيده است. اين تقريباً سه برابر افزايش را نشان ميدهد و ما انتظار داريم تا سال آينده به پنج هزار ميليارد تومان برسد.
خبرنگار: بودجه چگونه افزايش يافته است؟
قاليباف: بخشي از اين افزايش درآمد، به تشويق مردم براي پرداخت عوارض قانوني مالياتهايشان برمي گردد. درعيد فطرما به کساني که مالياتهايشان را به موقع و نقدي پرداخت کردهاند؛ جوايزي داديم تا افراد را تشويق به پرداخت مالياتهايشان کنيم . مردم به سبب بخشي از رويکرد ما به سمت محلات، براي پرداخت ماليات انگيزه دار شدند. مردم بايد توسعه و تحولات شهر را از دربهاي منازل خود از آسفالت گرفته تا جمع آوري زبالهها و حمل و نقل ببينند.
بخش ديگر افزايش بودجه ناشي از سرمايهگذاريهاست. سازمان سرمايه گذاري ما ترتيبي براي جذب سرمايه اتخاذ کرده. سرمايهها براي توسعه شهر به شهراري ملحق شدهاند، ما در اين بخش هم سرمايه گذاراني در داخل داريم و هم سرمايه گذاراني در خارج.
ما آن چيزي را که شهر به آن نياز دارد، تعيين کردهايم. براي مثال، شهر به هتلها، مراکز نظارتي و خدماتي، مراکز فرهنگي يا پارکينگهايي نياز دارد. مثلا ساخت پارکينگ نه تنها براي ما يک ريال هم هزينه ندارد، بلکه حتي درآمدهايي را هم براي ما ايجاد کرده است. در"يافت آباد" در منطقه 17 تهران ما يک پارکينگ خودرو با ظرفيت 2 هزارخودرو و با کمک بخش خصوصي ايجاد کرديم.
خبرنگار: پس شهرداري هيچ مبلغي براي تمام اين پروژه ها، هزينه نکرد؟
قاليباف: نه ما هيچ بودجهاي به صورت نقد نداديم، بلکه آنچه را داشتيم، در اختيار گذاشتيم. براي مثال زمين متعلق به شهرداري بود و ما اجازه بهره برداري از آن را داديم و بخش خصوصي پول را هزينه کرد تا پروژهاي مشترک ايجاد شود و اين رويکرد توانايي و طرفيت ما را افزايش داد.
دليل ديگر افزايش بودجه، وجود شفافيت در بخشهاي مالي بود. نظام مالي شهرداري کاملاً تغيير کرده است.قانون ميگويد: شهرداريها بايد گزارشي را درباره درآمد و هزينههاي خود هرشش ماهه به مردم و شوراي شهر ارائه کنند. براي اولين بار در سال 1385 بود که ما گزارشي را درباره درآمد و هزينههاي خود به شوراي شهر و مردم داديم و در ماه هفتم امسال هم ، گزارش کاملي را درباره شش ماهه اول فعاليت شهرداري ارائه کرديم.
خبرنگار: مقدار بودجه دريافتي شما از دولت چه ميزان است؟
قاليباف: شهرداري هيچ بودجهاي را براي بخشهاي خدماتي و توسعه از دولت دريافت نميکند. دولت و پارلمان تنها درارتباط با حمل و نقل عمومي به عنوان پروژههاي ملي کمک ميکنند و آن بودجه هم تقريباً 50 درصد کل بودجه براي اين پروژه هاست. اين به معناي آن است که شهرداري 50 درصد از هزينههاي مترو و حمل و نقل عمومي را که ملي هم هستند خود پرداخت کرده است. اما واقعيت اين است که سهم دولت بنا به علل گوناگون بر اساس يک زمان بندي شفاف و بهنگام پرداخت نميشود .
خبرنگار: يعني دولت به شهرداري بدهکار است؟
قاليباف: عموم دولتها در دو زمينه به شهرداري بدهي دارند. دولت مانند مردم، بايد براي ساختمانهايش ـ مانند وزارتخانه ها ـ پول بپردازد. به خاطر اينکه آنها هزينههايي را بر شهر تحميل ميکنند که اين بخش را دولت انجام نميدهد. دولت به ما 500 ميليارد تومان در اين زمينه بدهکار است که در برخي موارد به 5 يا 7 سال قبل باز ميگردد؛ متاسفانه بدهي ها(ي دولت) رو به افزايش هستند. ديگر بخش بدهي دولت، مربوط به تعهدات مالي و کمک به شهرداري در حمل و نقل عمومي است .
خبرنگار: مالياتها شامل چه درصدي از درآمد شهرداري ميشوند؟
قاليباف: متاسفانه ما در کشور در فرايند اوليه درآمدهاي پايدار مشکلاتي داريم. ممکن است در حدود 50 سال قبل، زماني که شهرداري درآمد پولي زيادي نداشت، ميتوانست 45 درصد از درآمدهايش را از طريق ماليات تامين کند. اما امروز اين رقم به کمتر از 5 درصد ميرسد. البته منظور من ماليات نوسازي و بازسازي است و نه مالياتهاي مربوط به سازندگي . در حال حاضر، بزرگترين بخش درآمد از مالياتهاي مربوط به ساخت منازل مسکوني و ساختمانهاي اداري و تجاري به دست ميآيد. اما اميدواريم درآينده، طي چهار سال آتي در رابطه با بازسازي به حدود 15 درصد برسيم.
خبرنگار: چه درصدي از درآمدها ناشي از ساخت و ساز است؟
قاليباف: ميتوانم بگويم در حدود 60 درصد.
خبرنگار: و چه ميزان سرمايه گذاري خارجي جذب کردهايد؟
قاليباف: سرمايه گذاري خارجي مربوط به بخش خصوصي است، نه بخش دولتي. ما قراردادهايي را به ارزش 800 ميليارد تومان با سرمايه گذاران خارجي امضا کرديم و دو پروژه مهم در اين باره، يکي «شهر آفتاب» و ديگري مرکز خريد «چهارسوق» براي بازسازي بخش قديمي شهر تهران است. بانک جهاني با پرداخت کمک موافقت کرده است. همچنين سه يا چهار پروژه مانند فاز دو «برج ميلاد» وجود دارد که ما به توافقهاي کلي رسيدهايم و به امضاي توافقاتي نزديک هستيم.
خبرنگار: اما براي شهري به اين بزرگي، آنها (قراردادها و سرمايهگذاريها) زياد نيستند؟
قاليباف: قبول دارم که زياد نيست؛ اما به نسبت شرايط و در نظر گرفتن اينکه چهار يا پنج سال قبل حتي اين هم وجود نداشت اين رشد قابل ملاحظهاي است.
خبرنگار: آيا به سرمايهگذاري خارجي بيشتر علاقهمنديد؟
قاليباف: حتماً، ما هم به سرمايهگذاري خارجي نياز داريم و هم به سرمايهگذاري داخلي.
خبرنگار: بيشتر در چه بخشهايي، سرمايهگذاريهاي خارجي مورد استقبال قرار ميگيرد؟
قاليباف: در ساخت هتلها و مراکز تفريحي و بازيافت. ما در حال حاضر، گفتوگوهاي فشردهاي با آلمانيها، ايتالياييها و اتريشيها درباره فرايند «بازيافت» داريم. مترو نيز از بخشهايي است که ميتواند به طور قطع سرمايهگذاري خارجي را جذب کند. البته در شرايط سياسي کنوني، محدوديتهايي براي سرمايهگذاري در ايران تحميل شده، اما بر اين باورم که ميتوان اين شرايط تحميلي را کنار زد.
خبرنگار: آيا به خاطر تحريمها، روند اجراي پروژههاي تهران کند نشده است؟
قاليباف: بله بيتاثير نيست. براي مثال ما براي برج ميلاد که پروژه بينظيري بوده و نيازمند شيشههاي خاصي براي نوعي از آلومينيوم براي چارچوبهاي آن است، با مشکلاتي روبهرو شديم. همين طور محدويتهاي بانکي بخشي از دلايل تاخير در کارهاي ساخت اين برج بود. همان طور که ميدانيد بر اساس شرايط تحميلي غير منصفانه قدرتها مشکلاتي براي بازگشايي اعتبارنامههاي بين بانکها وجود دارد و اين امور با مشکلاتي به پيش ميرود.
خبرنگار: گزارشهايي وجود دارد مبني بر اينکه تهران به سمت يک طرح توسعه جامع به پيش ميرود؛ اين چه نوع طرحي است؟
قاليباف: آخرين طرح جامع براي تهران به 40 سال قبل بازمي گردد،اما زماني که ما به گذشته نگاه ميکنيم؛ ميبينيم که شهرداريها و دولتهاي قبل و بعد از انقلاب، به ندرت روي يک طرح کار کردهاند. آنها بيشتر تصميماتي موقتي ميگرفتهاند. حتي مشاوران خارجي مانند "آپو" در پاريس که مشاور طرح جامع پاريس بود براي برخي کمکها به کار گرفته شده بودند.
ما تمام اطلاعات درباره چنين مسائلي را مانند حمل و نقل، ترافيک، پروژههاي توسعه و خدماتي و توسعه شهري جمع آوري کردايم. کاري عميق و سنگين بود و دانشگاه ها، کمک زيادي به ما کردند . سرانجام در پنجم آذر(26 نوامبر)، پيش نويس طرحي از سوي شهرداري ارائه شد و شوراي شهر تهران و شوراي عالي توسعه شهري پس از 30 جلسه، تصويب نهايي آن را انجام دادند. رئيس جمهوري هم (محمود احمدي نژاد) در دو جلسه آن شرکت کرد. ما فکر ميکنيم که سال آينده ميتوانيم انجام طرح را آغاز کنيم.
خبرنگار: اهداف اين طرح چيست؟
قاليباف: اين طرح به روشني و با شفافيت، شهرسازي و معماري ساختمانها در تهران را تعريف کرده است.اکنون اگر شما به تهران نگاه کنيد، بلنديها، ساختمانهاي کوتاه و ويلاهايي را ميبينيد که بدون هيچگونه نظمي وجود دارد.طرح روشن ميکند که در برخي حوزهها اساس تراکم و ارتفاع ساختماني در منطقه ميتواند 350 درصد و براي برخي نواحي اساس تراکم 180 يا 120 درصد باشد. يعني ساختمانهاي دو طبقه و ويلايي است،اما در مرکز شهر يا در تهران قديم، ما به سمت داشتن حياتهاي خلوت در بين ساختمان پيش ميرويم. شما ميبينيد اکنون که بيشترين ساختمانها يا به صورت شمالي ساخته ميشوند و يا جنوبي، اما در قديم ساختمانها در اطراف حياتهاي مرکزي در تهران بودند.
نماي ساختمان به عنوان بخشي از حق(حقوق) شهري است. قبلاً از آن به عنوان حق شهروندي تعريف ميشد. طرح همچنين حاوي طرحهايي براي حمل و نقل، ترافيک، پروژههاي خدمات و توسعه از جمله مراکز بهداشتي و فرهنگي دارد.
در طرح مذکور، تهران از اندازه فعال آن، که 670 کيلومتر مربع است، کوچکتر ميشود و به 640 کيلومتر مربع ميرسد. (رشد)شهر مهارمي شود.ما به دنبال اجراي طرحي نيستيم که تهران را بزرگتر کند و يا اينکه ظرفيت آن را افزايش دهد. ما برنامه ريزي داريم تا بتوانيم به 11 ميليون نفر تا سال 1405 خدمات ارائه دهيم. اما اين بدان معني نيست که ما به سمت افزايش جمعيت تهران پيش ميرويم.
خبرنگار: براي چه تعدادي از ساکنان تهران، خدمات کافي وجود دارد؟
قاليباف: در حال حاضر بين 7 تا 5/7 ميليون نفر در تهران کار ميکنند يا در آن اقامت دارند. جمعيت اين شهر در شبها و روزها فرق ميکند. اما در حدود 5/2 ميليون نفر وجود دارند که در شهر کار ميکنند، اما در اين شهر زندگي نميکنند. آنها در محلهها و اجتماعات بيروني زندگي ميکنند.اين بدان معني است که جمعيت به حدود 10 تا 5/10 ميليون نفردر روز ميرسد. سفرهاي شهروندان روزانه به 14 ميليون ميرسد و اگر سفرهاي متعدد برخي شهروندان را در نظر بگيريم اين رقم به 19 ميليون سفر ميرسد.
خبرنگار: آيا ارقامي درباره تعداد مهاجران و حاشيه نشينها داريد؟
قاليباف: رشد جمعيت در تهران از نظر نرخ رشد، کمتر از نيم درصد است . اين در سرشماري سال 2006 مورد تاييد قرار گرفت،اما مهاجرت يکي ديگر از فاکتورهاي رشد جمعيت است. اين رقم در تهران 5/2 درصد و در مناطق حومه 5/3 درصد است.
البته اين مسئلهاي است که شهرهاي بزرگي مانند پاريس، لندن، و توکيو هم با آن روبرو هستند؛ زماني که ما به چنين مسائلي مانند ترافيک، حمل و نقل، خدماتي مانند آموزش و مسائل فرهنگي و اجتماعي نگاه ميکنيم،ما بايد جمعيت اطراف تهران را که سهمي در اين دارند و از آن استفاده ميکنند را هم مد نظر قرار دهيم. بهترين نمونه، حمل و نقل است. اگر در صبحها شما به ورامين، اسلامشهر، جادههاي کرج نگاه کنيد، ميبينيد آنها از خدمات تهران استفاده ميکنند ، در حالي که آنها در تهران زندگي نميکنند.
خبرنگار: شما به برخي از شباهتها بين تهران با ديگر کلان شهرها اشاره کرديد. يکي از مسائل مهم دراين شهرها جنايات سازمان يافته است. وضعيت در اين رابطه در تهران چگونه است؟
قاليباف: جنايات سازمان يافته در تهران قابل مقايسه با ديگر شهرهاي بزرگ جهان نيست و اين ريشه در فرهنگ و باورهاي ديني ما دارد. با توجه به سابقه کاري من (به عنوان فرمانده نيروي انتظامي) و با محاسبه ارقام ميتوانم به شما بگويم که جنايات سازمان يافته در تهران قابل مقايسه با ديگر شهرهاي بزرگ نيست. بسيار کمتر است حتي در حومهها و توابع. البته اين ريشه در فرهنگ و باورهاي ديني ما دارد. اگر اين باورهاي ديني و شريعت اسلامي نبود جنايات سازمان يافته ميتوانست متفاوت باشد.
خبرنگار: آيا شما آمار و ارقامي از قتلها داريد؟
قاليباف: ارقام به 3 سال قبل به زماني که من رئيس پليس شهر بودم باز ميگردد. ممکن است تغيير کرده باشد، اما در تهران کمتر از 120 قتل در يک سال اتفاق افتاده و اين قابل مقايسه با شهري مانند نيويورک نيست.
خبرنگار: در عين حال تقديرهاي زيادي از رودولف جولياني و مايکل بلومبرگ شهرداران سابق شهر نيويورک براي مهار جنايات ميشود. ديدگاه شما در اين باره چيست؟
قاليباف: ميخواهم بگويم که ما جنايات سازمان يافته به شيوهاي که شما در شهرهايي مانند رم، نيويورک، لندن ميبينيد، نداريم. ما بيشتر ناهمگنيهاي اجتماعي مانند مسائل خانوادگي، مواد مخدر، طلاق و گاهي اقدام به خودکشي داريم. ما در شهر داري بر چنين مسائلي يعني آسيبهاي اجتماعي متمرکز شدهايم.
خبرنگار: آيا شما فکر ميکنيد که اعدام برخي افراد (اراذل و اوباش) به تامين امنيت در تهران کمک کرده است؟
قاليباف: فکر ميکنم که بايد آن را از دو نقطه نظر ببينيم. برخي از سياستها و حرکتهاي کنترلي و برخي گامهاي بازدارنده وجود دارد. پليس وظيفه دارد با اين ناهماهنگيهاي اجتماعي که هرج مرج ايجاد ميکند و از کنترل ما خارج ميشوند برخورد کند. اگر براي نمونه يک جاني در منطقهاي به زنان و مردان حمله ميکند و به تجاوز يا قتل و ايجاد ناامني دست ميزند بايد با او به شدت برخورد کرد.
خبرنگار: آيا به نظر شما اين روند به امنيت کمک ميکند؟
قاليباف: قطعاً کمک ميکند. به طور طبيعي زماني که فردي در قتل شرکت ميکند، به اعدام محکوم ميشود و اين مربوط به پليس و قوه قضائيه است. اما ما در شهرداي به "دلايل" نگاه ميکنيم. زماني که شما يک جوان 23 ساله را نگاه ميکنيد که قتلي را مرتکب شده ، ميبينيد که به دلايلي درس خود را تمام (رها) کرده و يا از مدرس اخراج شده است و آن وقت قادر به پيدا کردن شغل نشده و يک زندگي تشکيل داده. وي سهواً در مسير ناهمگونيها و ناهنجارهاي اجتماعي قرار گرفته است و آنگاه ممکن است به گروههاي شبه مافيايي بپيوندند.
من يکبار با وزير آموزش پرورش درباره مقررات صحبت ميکردم مقرراتي که دانش آموزان بايد در صورتي که اگر نتوانند در امتحان قبول شوند بايد پس از يکي دو سال مدرسه را ترک کنند . من به او گفتم که ما تمامي هزينههاي اين دانش آموزان را به شما پرداخت ميکنيم و شما اينها را در مدرسه نگهداريد. زماني که يک دانش آموز اخراج ميشود اين بدان معني نيست که ما ارتباط آن را با ديگر دانش آموزان و يا رابطه اش را با مدرسه قطع کردهايم. زماني که او مدرسه را ترک ميکند او در ناهنجارهاي اجتماعي تبديل به فردي حرفهاي ميشود، آنها را ميآموزد و به ديگر دانش آموزان ياد ميدهد. اين توافق البته مربوط به دوران مسئوليت من در پليس بود.
اوقات فراغت براي تهرانيها بسيار مهم است به خاطر اينکه هزينههاي زندگي بالا است و مردم دو يا سه شغل دارند و زمان کافي براي استراحت ندارند و آنگاه که آنها زماني را براي استراحت پيدا ميکنند جاي مناسبي براي استراحت آنها وجود ندارد. طي سال گذشته ما 25 سينما در تهران افتتاح کرديم و بهترين مجتمع سينماها را در جنوب تهران ساختيم و همچنين به سبب رويکرد ما به سمت ناهنجاريهاي اجتماعي بود که اقدام به افتتاح 500 سالن فوتبال کرديم. رقمي که با تعداد اين امکانات در بسياري از کلان شهرها در دنيا مطابقت دارد.
خبرنگار: شما با عنايت به اينکه شهر به نظر به دو بخش نامتوازن و ناهماهنگ جنوب فقير و شمال متمول تقسيم شده، تا چه ميزان درباره توسعه نامتوازن شهر نگران هستيد؟
قاليباف: طرح جامع اين موضوع را در نظر نميگيرد. طي دو سال گذشته غير ممکن بود که طرحي از جنوب تهران افتتاح نشود و شما حتي نميتوانيد يک مورد را هم پيدا کنيد. يک انبار روغن در زميني 25 هکتاري در کنار ايستگاه راه آهن مسائل زيست محيطي را درمرکز شهر سبب شده بود. ما آن را به قيمت گزاف خريداري کرديم و در حال ساخت بزرگترين مرکز فرهنگي ورزشي در جنوب تهران در سه سال هستيم که اين مرکز به بزرگي مجتمع ورزشي انقلاب (که در شمال تهران است) در جنوب تهران خواهد بود.
ممکن است شما متوجه باشيد که فضاي سبز در جنوب تهران به سرعت رو به افزايش است و همينطور اين مسئله در مورد رُفت و روب خيابانها و سيستم فاضلاب هم صدق ميکند. منطقه 17 آسيب پذير ترين منطقه در رابطه با فاضلاب بود ما کانالهاي کافي براي حل اين معضل ايجاد کرديم.
خبرنگار: تبليغات زيادي درباره آنچه که شهرداري انجام ميدهد و شما ميگوئيد مشاهده نميشود. چرا؟
قاليباف: به عنوان يک اصل به پوپوليسم و عوام فريبي اعتقاي ندارم. اگر شما به سابقه من نگاه کنيد چنين حرکتي را پيدا نميکنيد. هرکجايي که کار کردم، سعي کرده ام کاملاً اصولي، منطقي، علمي و نظام مند باشم. من هميشه به همکارانم گفتهام که خوب کار کردن بهترين تبليغ براي مردم است.
خبرنگار: در مديريت شهري شما آيا شهري در دنيا وجود دارد که از آن مدل و الگو گرفته باشيد؟
قاليباف: من درمديريتم از رويکرد تطبيقي، تجربي و علمي پيروي ميکنم و اکنون 40 شهر وجود دارد ما انتخاب کردهايم و به طور کامل فعاليتهاي آنها را هم از طريق اينترنت و هم با اعزام گروههاي فني براي داشتن حوزه تحقيق و جستجو تمامي ايدهها و کار، پي گيري ميکنيم.
خبرنگار: چه شهرهايي در سرليست شما قرار دارند؟
قاليباف: فرقي نميکند. براي نمونه، ما حتي برخي شهرها را در آمريکاي لاتين مانند برازيليا انتخاب کردهايم . در حمل و نقل عمومي و BRT آنها از پاريس جلوتر هستند. ما سئول را در جنوب شرقي آسيا، توکيو و پکن را در شرق آسيا، دبي، تورنتو، ونکوور، کراچي و آنکارا را به دلايل مختلف تحت نظر داريم.
خبرنگار: در مورد شهرهاي اروپايي چه؟
قاليباف: ما به دلايل زيست محيطي به جغرافيا نگا ميکنيم. اخيراً من ديداري از سوئيس داشتم و با شهردار يک شهر ملاقاتي صورت دادم. آنها در اين مسئله به سختي کار کردهاند و مدلهاي بسيار خوبي دارند.
خبرنگار: در مورد دبي چي؟
قاليباف: دبي به خاطر تحولات و توسعه شهري اش مطالعه شده، آنها در برخي از ابعاد و زمينهها از تجربه جهاني به خوبي استفاده کردهاند آنها خدمات خوبي بر اين سرزمين کوچک ارائه ميدهند براي مثال سرانه زباله آنها در حدود 5/5 يا 6 کيلوگرم است در جاييکه مال ما 2/1 کيلوگرم است و اين مهم است که آنها اين موضوع را چگونه مديريت ميکنند. ما توسعه شهري مثل پاريس را که از نظر حمل و نقل و ساختمانهاي فرهنگي مانند سينماها، تئاترها و سالنهاي ورزشي بسيار به شهر ما شباهت دارند، ارزيابي ميکنيم.
خبرنگار: آيا هيچ شهر آمريکايي را هم رصد ميکنيد؟
قاليباف: بله نيويورک.
خبرنگار: آيا تاکنون از نيويورک ديدن کرديد؟
قاليباف: خير، اما اخيراً زماني که ما اين شهر را رصد ميکرديم متوجه شديم که يک ايراني براي شهرداري اين شهر کارهاي خوبي انجام ميدهد. در ديدار وي از تهران من دو ساعت با او صحبت کردم و ما حمل و نقل نيويورک را مورد بحث قرار داديم.
خبرنگار: آقاي جولياني (شهردار سابق نيويورک) کارهاي زيادي انجام داد که از جمله آنها حل مسائل بسيار اين شهر بود و به شيوهاي که شما گفتيد شورايارها را به عنوان مدلي براي انجام کارهاي خوب اتخاذ کرديد آيا "شهرداري" در دنيا وجود دارد که شما از آن الگو برداري کرده باشيد؟
قاليباف: من در مديريت از کسي پيروي نميکنم. ولي در تجربههاي تطبيقي من به کارکرد آنها نگاه ميکنم و کاملاً از تجارب آنها استفاده ميکنم و با درکي واقعي آنها را با الگوهاي محلي مطابقت ميکنم. براي نمونه درباره BRT چند گروه بودند که از آلمان و فرانسه از ايران ديدن کردند و باور نميکردند که ما چگونه ميتوانيم تمامي اين مطالعات را صورت داده و طي هشت ماه طرح را انجام دهيم.
خبرنگار: زماني که من در تهران با ديپلماتها صحبت ميکردم آنها از شما به عنوان يک نوگرا ، اما بسيار "اقتدارگرا" ياد ميکردند. شما درباره آنها چگونه قضاوت ميکنيد؟
قاليباف: درسته من در رابطه با کار طرفدار توسعه دارم و تلاش ميکنم تا فناوري مدرن جهاني را بکار گيرم. اين رويکرد من از زماني بوده که کار کرده ام و فرهنگ اسلامي ما مخالف استفاده از علم و فناوري نيست.
اما در رابطه با اقتدارگرايي، اين نيازمند روشنگري است و اينکه ببينيم منظور آنها از کاربرد اين کلمه چيست. اگر منظور آنها تعصب، يکجانبه گرايي و اعمال زور است من اين روحيه را ندارم. حتي زماني که فرمانده نيروي انتظامي بودم اينگونه رفتار نميکردم. مردم احساس ميکردند که پليس با آنها به آرامي و با لطافت برخورد ميکند. در حالي که اگر من اقتدارگرا و مستبد بودم اين حس بايد در پليس به اوج خود ميرسيد .
زماني که حس جمعي به طرح و تصميم ميرسد من خيلي مصمم و با قاطعيت آن را انجام ميدهم، آن وقت من به تعريف دوم از واژه اقتدار گرايي متعلق هستم. زماني که انتظار جامعه براي انجام يک برنامه است، آنگاه من خيلي محکم هستم .
اما اگر اقتدارگرايي به اين معني است که زماني که حس جمعي به طرح و تصميم ميرسد من خيلي مصمم و با قاطعيت آن را و انجام ميدهم، آن وقت من به تعريف دوم از اين واژه متعلق هستم. زماني که انتظار جامعه براي انجام يک برنامه است، آنگاه من خيلي محکم هستم و انعطاف ناچيزي از خود نشان ميدهم و اجازه نميدهم که اجماع و حس جمعي آسيب ديده و يا دچار نابساماني شود .
خبرنگار: در داخل ايران برخي از برچسبها استفاده ميشود تا رويکرد سرسختانه شما را در مديريت منعکس نمايد. حتي از شما به عنوان رضا شاه اسلامي ياد ميشود شما چه احساسي درباره اين مفهوم داريد؟
قاليباف: (با خنده) کسي مثل رضا شاه اصلا نميتواند مسلمان باشد. اکنون فرهنگ رضاخاني در ايران وجود ندارد.
خبرنگار: در جمهوري اسلامي مديران زيادي وجود ندارند که حداقل افکار عمومي آنها را مديران با کفايت تلقي ميکند. شما در هر بخشي که عهده دار امور شديد با پيشرفتهاي قابل ملاحظه اعتباري حتي در بين منتقدين و مخالفانتان و رقباي سياسيتان به دست آوردهايد. آيا شما خود را پديدهاي در مديريت ميدانيد، همانگونه که برخي ميگويند؟
قاليباف: قطعا نه! من پديده نيستم. تواناييهايي خود را بيشتر مديون انقلاب و امام هستم. من از سن 19 سالگي فرصت آن را داشتم تا از استعدادهايم استفاده کنم و اگر اين فرصت به بسياري از جوانان ديگر هم داده ميشد آنها حتي ميتوانستند از من سرتر باشند.
زماني که من به افراد بسيار ديگري در دنيا نگاه ميکنم و زندگي و کار آنها را و همچنين برخي از شخصتها را در کشورخودمان مطالعه ميکنم، آنها واقعاً پديده و با سوابقي برجسته هستند. مديريت ممکن است امري ذاتي باشد و ممکن است تواناييهايي در درون من باشد، اما من اين را بيشتر مديون انقلاب و امام هستم. من از سن 19 سالگي فرصت آن را داشتم تا از استعدادهايم استفاده کنم و اگر اين فرصت به بسياري از جوانان ديگر هم داده ميشد آنها حتي ميتوانستند از من سرتر باشند.
اين تجربهاي با ارزش است که در سن 19 و 20 سالگي طي جنگ (بين ايران و عراق) فرماندهي 15 هزار نفر را داشته باشي و اين براي تعداد کمي از افراد رخ ميدهد.
خبرنگار: آيا واقعاً اکنون کار به شما سخت است؟
قاليباف: تقريباً! من فکر ميکنم کار از ابعاد مختلف سخت است. امروز صبح ما نشستي درباره توسعه مترو داشتيم. تصميم گرفتيم که هر ساله 15 کيلومتر مترو بسازيم و اين در حالي است که براي 30 سال 50 کيلومتر در نظر گرفته شده است. تهرانيها شاهد خواهند بود که در سال آينده 15 کيلومتر به خطوط مترو آنها افزوده ميشود. اين در حالي است که کمبود پول وجود دارد و سيمان وجود ندارد و هزاران مشکل ديگر.
خبرنگار: من شنيده ام که شما وقتهاي زيادي را براي مسائل حاشيهاي صرف کردهايد؟
قاليباف: چنين کاري يک ضعف است. يکي از مهمترين مسائل کشور ما مديريت و اجراي مسائلي هستند که به طور اساسي با مسائل سياسي گره خوردهاند . اين کاملاً اشتباه است. چرا مسائل فني و مسائل مديريت با مسائل سياسي آغشته و مسموم شدهاند؟ مردم از ما ميخواهند مترو بسازيم و ما بايد چنين کنيم. ما ميتوانيم حتي بلحاظ سياسي هم از آن سودمند شويم. خدمت خوب به مردم بزرگترين کار سياسي است.
شما به فردي از شهر x اشاره کرديد که من نميخواهم اسامي آنها را ببرم که موفق بوده و کار زيادي شروع کرده. براي نمونه دولت در ترکيه در پي کار خوب در استانبول بر سرکار آمد. بنابراين آنها به لحاظ سياسي منتفع ميشوند. اگر ما کار خوب انجام دهيم ميتوانيم بلحاظ سياسي منتفع شويم و هيچ کس مخالف آن نيست. اما گاهي مواقع ما به کار خوب اجازه نميدهيم تا انجام شود و به رقابت اجازه نميدهيم تا وارد بخش مديريت شود و به مردم خدمت کند. اين کار نفع سياسي هم ندارد.
خبرنگار: آيا شما نابالغي سياسي را در اين موضوع مشاهده ميکنيد؟
قاليباف: نه، ممکن است اين ريشه در پيچيدگي سياسي از سوي افرادي باشد که ميخواهند امور را در يک زمان کوتاهي انجام دهند. مفهوم دموکراسي و نقش مردم در تاريخ 2000 هزار و يا 3000 ساله ما نبوده است. در عوض ما به انقلاب مديون هستيم که فرصتي را به معناي واقعي کلمه براي حضور مردم داده است و من يکي از نمونههاي بسيار بارز آن هستم.
من از يک خانواده ثروتمند و متمول نبودم که به خاطر ثروتم به قدرت رسيده باشم و هيچ سابقه فرهنگي و اشراف سالاري هم نداشتم. من از يک خانواده از سابقه متوسط پايين از روستايي در 18 کيلومتري مشهد هستم. هيچ وابستگي سياسي با هيچ يک از احزاب و گرهها هم نداشتم. حتي الان هم روشن است که من به کسي وابستگي ندارم. حقيقت اين است که اين فرصت به کسي مثل داده من ميشود تا ثابت شود که در ايران دموکراسي وجود دارد.
خبرنگار: شهرداران تهران در اين دفتر سرنوشتهاي متفاوتي داشتند. آقاي غلامحسين کرباسچي به زندان رفت در حاليکه محمود احمدي نژاد رئيس جمهور شد. شما فکر ميکنيد که سرنوشت شما کداميک از اين دو خواهد بود؟
قاليباف: اين سؤال از من خيلي پرسش شده و من يک تحليل کلي درباره آن دارم. شهرداران تهران قبل و بعد از انقلاب به 2 گروه تقسيم ميشوند و فکر ميکنم که گروه سومي وجود ندارد. يک گروه شهرداران بي کفايت هستند؛ آنها به راس کار آمدند کار نکردند و هيچ اتفاقي هم براي آنها نيفتاد و هر شهرداري که به اينجا آمد و يک کار جدي انجام داد و اينجا را ترک کرد به يکي از دو سرنوشت خوب و يا بد دچار شد. فکر ميکنم که هر کسي که در اينجا خوب کار ميکند با يکي از دو سرنوشت خوب يا بد مواجه خواهد شد.
خبرنگار: آيا شما در باره سرنوشت بد نگران نيستيد؟
قاليباف: نه ابداً. در زندگي، معمولاً من با رويدادهايي رو بهرو بودهام.
خبرنگار: بنابراين فکر ميکنيد که سرنوشت شما خوب خواهد بود؟
قاليباف: نه من اينگونه به زندگي نگاه نميکنم. يک دانشجو در دانشگاه شريف به من گفت که «شما استثنايي هستيد و اينکه به ما بگوييد چگونه برنامه ريزي کرديد و اينکه ما چگونه ميتوانيم مثل شما موفق باشيم؟» من گفتم برنامه ريزي اول من اين بود که به جنگ بروم و شهيد شوم، اما شهيد نشدم. به او گفتم که اگر مثل من برنامه ريزي کند معلوم نيست که سرنوشتش چه ميتواند باشد و لذا بايد خودش براي خود برنامهريزي کند.
خبرنگار: آيا براي رياست جمهوري نامزد خواهي شد؟
قاليباف: فکر ميکنم حرفهاي لازم را گفتم.
خبرنگار: شما خلبان هم هستيد. آيا هنوز پرواز ميکنيد؟
قاليباف: پس از 43 روز ديروز من 4 پرواز داشتم. هر زمان که وقت داشته باشم. بيشتر داخلي پرواز ميکنم. پرواز ديروز تهران ـ بوشهر ـ تهران و تهران ـ اروميه ـ تهران بود.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


