من «جهاد مغنیه هستم»؛ مذاکره می کنم!
محمود ملکی*
شاید در نگاه اول، خیلی ارتباطی حس نکنید بین «من جهاد مغنیه هستم» و «مذاکره می کنم». اما این عبارت چه بخواهند و چه نخواهند، دو منطق اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در دل خود نهفته دارد و شاید اگر این عبارت کمی برایتان غریب است به خاطر غربت خود انقلاب اسلامی است در عصری که همه از یکسان شدن نه با هم،که با عده ای معدود سخن می گویند و اسمش را هم جهانی شدن می گذارند! معلوم است در عصر یکسان سازی هویت ها، هویت هایی که حرف برای گفتن و اصل و اساس دارند، غریب می نمایند!
شاید باور نکنید؛ شاید تلخ باشدگفتنش وشنیدنش! خیلی از ما در درون این کشور، هنوز درباره این دو منطق،زیاد نمی دانیم و باز شاید باور نکنید و گفتنش تلخ باشد که آنکه به خوبی این دو مفهوم خاص سیاست خارجی انقلاب اسلامی را فهم کرده است؛دشمن درجه یک همین انقلاب اسلامی است؛ شاید درست حدس زده اید وشاید هم نه! اما باید بگویم هیچکس به اندازه آنکه دشمن همه ماست - سران رژیم صهیونیستی- این دو منطق خاص انقلاب اسلامی را درک نکرده اند! جهاد و دیپلماسی! دو منطقی که توامان غریبند در بین ما مردم! اما انقلاب اسلامی است دیگر. از همان ابتدا همان بنا بود که طرحی نو در بیافکند!
شناخت خوب و کافی، آگاهی می آفرید و «چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا». آنکه دشمن همه ماست و آگاهی هم دارد،هر دم به بهانه ای به یکی از این منطق های توامان غریب انقلاب اسلامی حمله می کند! همه این ها اگر تلخ است؛ تلخ تر از آن، ما هستیم که در داخل ایران، یا این دو منطق را نمی شناسیم و یا بین این دو منطق جدایی قائلیم و با نگاه تقلیلی به انقلاب اسلامی، خود در مسیری می رویم که دشمن می خواهد! آنکه جهاد را نمی شناسد و نمی فهمد، به همان اندازه در عدم تحقق آرمان های انقلاب اسلامی تقصیر دارد که آنکه دیپلماسی را نمی شناسد.
این روزها از گوشه و کنار، به تدریج عبارت جغرافیای مقاومت،بیشتر شنیده می شود.جغرافیایی که البته سرزمینی نیست وجغرافیایی هویتی است.جغرافیایی که عامل پیوندش نه خاک و سرزمین، بلکه آرمان های اساسی انسانی است؛ آرمانهایی که آنقدر جهان شمولند که از دایره هویت اسلامی هم فراتر رفته و به آرمان هایی بشری تبدیل گشته اند. آرمان هایی که در مصاف با زورمندان عالم که منطق ها را نمی شناسند؛ ابزارش جهاد است و شهادت.در جغرافیای مقاومت،هویت های محلی و قومی و مذهبی رنگ می بازد. گاه باید برای نجات کردهای کردستان عراق باید جهاد کرد، گاه برای ایزدی ها، گاه برای مسحییان عراق و سوریه و لبنان، گاه برای اهل سنت عراق و سوریه و لبنان و...
از همان ابتدا، جهاد،منطق استوار انقلاب اسلامی بود. منطقی که سالها زمان لازم بود که نوری بتابد و تاریکخانه ذهن خیلی ها را روشن کند.
فقط کمی دقت و تمرکز می خواهد تا بفهمیم حمله به جهاد مغنیه و همراهان لبنانی اش به همراه سردار رشید ایرانی و شهادت آنان، حمله به این منطق خاص سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. حمله به منطق جهاد، برای جلوگیری از گسترش جغرافیای هویتی نوین مقاومت.
این حملات البته ، آسیب می زند، اما نمی میراند، جهاد در دایره جغرافیای مقاومت، دیگر هژمونی خود را پیدا کرده است و خود را دارد شبان و روزان به رخ می کشد و با جهادهای جوان،جهاد ادامه دارد.
این روز ها اما، آنکه همه ما را دشمن می دارد، در مقابل دیگر منطق استوار انقلاب اسلامی هم ساکت ننشسته است. در روزهای گذشته،باز هم، پرونده آمیا را گشودند و توسط دادستان پرونده، رئیس جمهور و وزیر خارجه را متهم کردند که آنان در مورد پرونده آمیا،با ایران ، بده بستان کردند. اگر چه رئیس جمهور و وزیر خارجه آرژانتین پاسخ دادستان را دادند، اما نکته جالب چند روز بعد اتفاق افتاد زمانی که جنازه این دادستان را در منزل مسکونی اش پیدا کردند.
دقت کنید ادعایی را علیه ایران مطرح می کنند و صاحب ادعا را به قتل می رسانند،تا توپ را در زمین ایرانیان بندازند و زبان ایران را در محافل بین المللی کوتاه کنند. برای آنکه انقلاب اسلامی را دشمن می دارد،همه جهادش باید نابود شود و هم دیپلماسی اش.جهادش را ترور می کند و دیپلماسی اش را قربانی ادعاهای بی اساس.
اگر کمی دقت کنیم و به فرمانده جهاد و شهادت گوش کنیم،متوجه این معنا می شویم. آنجا که سید حسن نصرالله، به درستی حمله سران رژیم صهیونیستی به منطق دیپلماسی را به فراست دریافت وقتی در شب عاشورا گفت : « امروز این اسرائیل است که از مذاکرات هسته ای بین ایران وگروه 1+5 نگران است».
اما چه باید گفت به برخی در داخل که قدرت این دو منطق را توامان با هم فهم نمی کنند.عده ای جهاد را و عده ای هم دیپلماسی اش را. دو منطق توامان غریب انقلاب اسلامی را. آنکه فقط عزم جهاد دارد،انقلاب اسلامی را از دیپلماسی اa محروم کرده است و آنکه جهاد را نمی فهمد، او نیز، انقلاب اسلامی را از یک مفهوم بنیادین در سیاست خارجی اش محروم کرده است.
*محمود ملکی، سردبیر سایت خبری ـ تحلیلی تابناک
شاید باور نکنید؛ شاید تلخ باشدگفتنش وشنیدنش! خیلی از ما در درون این کشور، هنوز درباره این دو منطق،زیاد نمی دانیم و باز شاید باور نکنید و گفتنش تلخ باشد که آنکه به خوبی این دو مفهوم خاص سیاست خارجی انقلاب اسلامی را فهم کرده است؛دشمن درجه یک همین انقلاب اسلامی است؛ شاید درست حدس زده اید وشاید هم نه! اما باید بگویم هیچکس به اندازه آنکه دشمن همه ماست - سران رژیم صهیونیستی- این دو منطق خاص انقلاب اسلامی را درک نکرده اند! جهاد و دیپلماسی! دو منطقی که توامان غریبند در بین ما مردم! اما انقلاب اسلامی است دیگر. از همان ابتدا همان بنا بود که طرحی نو در بیافکند!
شناخت خوب و کافی، آگاهی می آفرید و «چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا». آنکه دشمن همه ماست و آگاهی هم دارد،هر دم به بهانه ای به یکی از این منطق های توامان غریب انقلاب اسلامی حمله می کند! همه این ها اگر تلخ است؛ تلخ تر از آن، ما هستیم که در داخل ایران، یا این دو منطق را نمی شناسیم و یا بین این دو منطق جدایی قائلیم و با نگاه تقلیلی به انقلاب اسلامی، خود در مسیری می رویم که دشمن می خواهد! آنکه جهاد را نمی شناسد و نمی فهمد، به همان اندازه در عدم تحقق آرمان های انقلاب اسلامی تقصیر دارد که آنکه دیپلماسی را نمی شناسد.
این روزها از گوشه و کنار، به تدریج عبارت جغرافیای مقاومت،بیشتر شنیده می شود.جغرافیایی که البته سرزمینی نیست وجغرافیایی هویتی است.جغرافیایی که عامل پیوندش نه خاک و سرزمین، بلکه آرمان های اساسی انسانی است؛ آرمانهایی که آنقدر جهان شمولند که از دایره هویت اسلامی هم فراتر رفته و به آرمان هایی بشری تبدیل گشته اند. آرمان هایی که در مصاف با زورمندان عالم که منطق ها را نمی شناسند؛ ابزارش جهاد است و شهادت.در جغرافیای مقاومت،هویت های محلی و قومی و مذهبی رنگ می بازد. گاه باید برای نجات کردهای کردستان عراق باید جهاد کرد، گاه برای ایزدی ها، گاه برای مسحییان عراق و سوریه و لبنان، گاه برای اهل سنت عراق و سوریه و لبنان و...
از همان ابتدا، جهاد،منطق استوار انقلاب اسلامی بود. منطقی که سالها زمان لازم بود که نوری بتابد و تاریکخانه ذهن خیلی ها را روشن کند.
فقط کمی دقت و تمرکز می خواهد تا بفهمیم حمله به جهاد مغنیه و همراهان لبنانی اش به همراه سردار رشید ایرانی و شهادت آنان، حمله به این منطق خاص سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. حمله به منطق جهاد، برای جلوگیری از گسترش جغرافیای هویتی نوین مقاومت.
این حملات البته ، آسیب می زند، اما نمی میراند، جهاد در دایره جغرافیای مقاومت، دیگر هژمونی خود را پیدا کرده است و خود را دارد شبان و روزان به رخ می کشد و با جهادهای جوان،جهاد ادامه دارد.
این روز ها اما، آنکه همه ما را دشمن می دارد، در مقابل دیگر منطق استوار انقلاب اسلامی هم ساکت ننشسته است. در روزهای گذشته،باز هم، پرونده آمیا را گشودند و توسط دادستان پرونده، رئیس جمهور و وزیر خارجه را متهم کردند که آنان در مورد پرونده آمیا،با ایران ، بده بستان کردند. اگر چه رئیس جمهور و وزیر خارجه آرژانتین پاسخ دادستان را دادند، اما نکته جالب چند روز بعد اتفاق افتاد زمانی که جنازه این دادستان را در منزل مسکونی اش پیدا کردند.
دقت کنید ادعایی را علیه ایران مطرح می کنند و صاحب ادعا را به قتل می رسانند،تا توپ را در زمین ایرانیان بندازند و زبان ایران را در محافل بین المللی کوتاه کنند. برای آنکه انقلاب اسلامی را دشمن می دارد،همه جهادش باید نابود شود و هم دیپلماسی اش.جهادش را ترور می کند و دیپلماسی اش را قربانی ادعاهای بی اساس.
اگر کمی دقت کنیم و به فرمانده جهاد و شهادت گوش کنیم،متوجه این معنا می شویم. آنجا که سید حسن نصرالله، به درستی حمله سران رژیم صهیونیستی به منطق دیپلماسی را به فراست دریافت وقتی در شب عاشورا گفت : « امروز این اسرائیل است که از مذاکرات هسته ای بین ایران وگروه 1+5 نگران است».
اما چه باید گفت به برخی در داخل که قدرت این دو منطق را توامان با هم فهم نمی کنند.عده ای جهاد را و عده ای هم دیپلماسی اش را. دو منطق توامان غریب انقلاب اسلامی را. آنکه فقط عزم جهاد دارد،انقلاب اسلامی را از دیپلماسی اa محروم کرده است و آنکه جهاد را نمی فهمد، او نیز، انقلاب اسلامی را از یک مفهوم بنیادین در سیاست خارجی اش محروم کرده است.
*محمود ملکی، سردبیر سایت خبری ـ تحلیلی تابناک
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۵۸
انتشار یافته: ۴۰
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۶:۳۹ - ۱۳۹۳/۱۰/۳۰
ناشناس
| ۱۶:۵۸ - ۱۳۹۳/۱۰/۳۰
و اما آقی ملکی باز هم گل کاشتید. انگار در هر مقاله ای از شما باید دنبال یک وازه جدید باشیم. این "جغرافیای مقاومت" هم مانند واژه های قبلی تان دریایی از معنی در درون خود دارد.
خسته نباشید . خدا یار و یاورتان. ایران امروز به کسانی مثل شما نیاز دارد...
افراط و تفریط، جوزدگی و تحجر، اسلام امریکایی و اسلام مقدس نماها، داعش و غلات، تفکر عمرعاصی و تفکر خوارج،
همیشه دو لبه قیچی علیه ایران اسلامی هستند
پاسخ ها
علی
| ۱۸:۵۸ - ۱۳۹۳/۱۰/۳۰
پاسخ ها
حامد سلاتهنه
| ۰۸:۰۹ - ۱۴۰۴/۰۲/۱۷
احسنت!
کاش تمام کسانی که خبرهای سایت رو مینوشتند هم مثل شما فکر میکردند
متاسفانه تیترهای تبلیغی حزبی و ... سایت رو پر کرده .
برخی مطالب و خبرهای قبح شکنانه و مخالف با ارزش های انقلاب اسلامی و .... در سایت دیده میشه و از خواهش دارم رو این مسئله بیشتر دقت بفرمایید .
با تشکر
البته در کل و در استراتژی جانع ، چون سلاح اسلام منطق و فطری بودند منطق اسلام است بنابراین نباید بی خودی درگیر منازعات شد - زیرا کسانی دعوا می کنند که منطق نادرستی دارند -
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




