حالا ماه میشویم
منچستریونایتد با ارائه مطلوبترین نوع بازی یک گام دیگر به دفاع از عنوان قهرمانی لیگ قهرمانان نزدیک شد. حالا شیاطینسرخ فرصت دارند قبل از فرارسیدن فینال لیگ قهرمانان ضمن کسب 7 امتیاز از 4 بازی باقیمانده لیگ برتر، با رکورد قهرمانیهای لیورپول (18 بار) در فوتبال انگلیس برابری کنند و به این ترتیب برای دومین بار، 3 بار پیاپی فاتح لیگ فوتبال جزیره شوند؛ آنچه كه در تاریخ انگلیس بیسابقه است.
به نوشته خراسان، البته حتی اگر چنین دستاوردی حاصل شود، باز هم فرگی پا روی پا نخواهد انداخت، چون وظیفه دارد منچستریونایتد را پس از میلان فصل 1990 به عنوان مدافع واقعی عنوان قهرمانی معرفی کند.
در صورت وقوع این اتفاق پیرمرد اسکاتلندی کنار باب پیسلی سرمربی سابق لیورپول تنها فاتحان 3 دوره لیگ قهرمانان نام میگیرند و تیم فرگی نیز پس از بایرن نخستین تیمی خواهد بود که دو سال پیاپی طی یک فصل، قهرمان لیگ داخلی و لیگ قهرمانان میشود.
آینده نزدیک را فراموش کنیم و به گذشته نزدیک بنگریم؛ گذشتهای توأم با حسرت اخراج فلچر بازیکن هموطن فرگوسن که بیجهت درون محوطه جریمه پنالتی داد و کارت قرمز گرفت. هرچقدر او بیمبالاتی کرد، رونالدو دقت لازم را داشت.
روزها و سالها هواداران منچستریونایتد تصور میکردند رونالدو فقط در صورت نابودی کامل مسی میتواند عنوان بهترین بازیکن جهان را به دست آورد اما اکنون پس از ضربه آزادی که حاصل پیمودن سهچهارم زمین توسط اعجوبه پرتغالی بود، همه مسی را رقیب رونالدو میدانند، نه برعکس. اخراج فلچر به عنوان تنها نکته منفی شب خوب منچستریونایتد معجون بیمبالاتی بازیکن و عجله داور تلقی میشد. هرچند روزتی ایتالیایی میتوانست حرکت دارن را تلاش برای دفع توپ بداند.
با این حال فلچر آخرین مدافع تیم به حساب میآمد و شاید به همین دلیل جریمه شد. روزتی زود تصمیم گرفت تا به همه بیمبالاتهاي نیمه نهایی یاد بدهد فینالی هم وجود دارد و وقتی خطری تیمتان را تهدید نمیکند، مصلحت را به حقیقت ترجیح بدهید.
به قول فرگوسن، فلچر باید هم ناراحت باشد. چرا؟ دلیل را بخوانید: «برای بازیکن دوستداشتنی در قوارههای فلچر، از دست دادن فینال، تراژدی بزرگی محسوب میشود.» حالا همتیمیهای او وظیفه دارند مانند رئالمادرید دهه 50، بنفیکا و اینتر دهه 60، آژاکس، بایرنمونیخ و لیورپول دهه 70، ناتینگهامفارست دهه 80 و میلان اوایل و اواخر دهه 90 پس از 19 سال اولین تیمی باشند که 2 سال پیاپی جام لیگ اروپا را بالای سر میبرند.
شاید پیچیدگی و افزایش بازیهای لیگ قهرمانان اجازه نداده تیمها به راحتی از عنوان خود دفاع کنند. منچستریونایتد حتی اگر وظیفه خطیر قهرمانی مجدد را به انجام برساند، باز هم رضایت کامل فرگوسن جلب نمیشود چون به درستی اعتقاد دارد تیمش در عصر طلایی خود به اندازه آژاکس، بایرنمونیخ و رئالمادرید جامهای اروپایی را تصاحب نکرده است.
منچستریونایتد با بازیکنانی سرشناس بین سالهای 1999 تا 2008 فقط یکبار بر جام اروپا بوسه زد اما یوونتوس و اینتر نیز بیش از دو بار قهرمان نشدهاند. شاید چون رونالدو را نداشتند؛ مردی که به عنوان مهاجم مرکزی جلوی هافبکهای جنگنده و توپساز وظیفه خود را به نحو احسن انجام داد.
حضور برباتف، تبس و اسکولز روی نیمکت، به فرگوسن جرأت داد رونی را قبل از بازی بیرون بکشد تا ضمن استراحت به او پیغام «بازی تمام شد» را به رقیب لیگ برتری (لیورپول) خود ارسال کند. لیورپول چگونه توان مقابله با این تیم غنی در زمین و نیمکت را خواهد داشت؟ غیبت فلچر در فینال؟ مهم نیست. در بازی نهایی سال 1999 هم کین و اسکولز حضور نداشتند. یونایتد ظاهرا عادت کرده بدون حداقل یک ستاره، ماه چشمنواز آسمان باشد.


