كالبدشكافى كلاس درس روته مولر كه به رينگ بوكس تبديل شد
روزى كه قرار شد ۲۵ مربى فوتبال ايران زير يك سقف پاى درس روته مولر آلمانى بنشينند يك دغدغه بزرگ براى دست اندركاران كميته آموزش وجود داشت كه سخت آنها را از اين بابت نگران كرده بود.دغدغه آنها به حضور امير قلعه نويى و محمد مايلى كهن در اين كلاس ارتباط داشت.
به نوشته جوان، دو شاگرد جنجال ساز اين كلاس پيش از تشكيل اين كلاس همانند دو گلادياتور چنان در برابر هم قد علم كرده بودند كه به هيچ شكل نمى شد آنها را از درگيرى و جنجال دور نگه داشت اما بايد كلاس تشكيل مى شد چون در تقويم آموزشى فدراسيون فوتبال اين كلاس پيش بينى شده بود و فدراسيون نمى توانست به خاطر شرايط موجود و رفتارهاى مايلى كهن و قلعه نويى اين كلاس را در زمان ديگرى برگزار كند.
كلاس در زمان مقرر آغاز شد، ۲۵ نفر از مربيان شناخته شده فوتبال با لباس هايى يكدست پاى درس روته مولر آلمانى نشستند تا بتوانند عالى ترين و پيشرفته ترين مدرك مربيگرى فيفا را كسب كنند. هيچ يك از شاگردان اين كلاس اعتقادى به داشته هاى علمى دستيار آلمانى على دايى سرمربى سابق تيم ملى نداشتند اما به ناچار مجبور شدند از نكاتى كه او بيان مى كرد يادداشت بردارى كنند تا بتوانند در آزمون پايانى اين كلاس سربلند بيرون آيند.
شرايط خاصى بر كلاس درس روته مولرحاكم بود. از ۲۵ نفر حاضر در اين كلاس نصف به علاوه يك آنها با بغل دستى خود قهر بود و حاضر نبود در شرايط عادى ثانيه اى سايه او را تحمل كند اما از سر ناچارى مجبور شده بود همنشينى با او را تحمل كند. همانطور كه دست اندركاران فدراسيون فوتبال پيش بينى مى كردند چهره هاى خبرساز اين كلاس محمد مايلى كهن و امير قلعه نويى بودند. آنها از ثانيه هاى نخستين كلاس با يكديگر درگير تنش بودند اما اين تنش به دليل فضاى كلاس زياد نمود پيدا نكرد تا اين كه روز دوم تشكيل اين كلاس دو گلادياتور فوتبال ايران چشم در چشم شدند و اتفاقى كه هيچ كسى دوست نداشت روى دهد به وقوع پيوست.
محمد مايلى كهن كه از روز بازى استقلال… سايپا تصور مى كرد امير قلعه نويى مسبب اصلى فحاشى هواداران استقلال به شخص او شده بود، منتظر فرصتى بود تا ژنرال استقلالى ها را حسابى شرمنده خود كند؛ از اين رو در حالى كه روته مولر شاگردان خود را به داخل مستطيل سبز برد تا آنها پس از شنيدن توصيه هاى فنى او دو تيم فانتزى حاضر در كمپ تيم هاى ملى را ارنج كنند اتفاقى كه هيچ كسى دوست نداشت روى دهد، اتفاق افتاد تا ثابت شود مربيانى كه قرار است نماد فرهنگ سازى در فوتبال ايران باشند خود نياز به اصلاحاتى اساسى دارند.
محمد مايلى كهن به فاصله چند متر از امير قلعه نويى روى نيمكت مى نشيند و زير لب با خود جملاتى را زمزمه مى كند. محمد احمدزاده بچه محل مايلى كهن كه متوجه زمزمه هاى او مى شود سعى مى كند او را از اين حركت منصرف كند اما سرمربى سابق تيم ملى همچنان بر سخنان خود تاكيد مى كند و ولوم صدايش را قدرى بالاتر مى برد تا امير قلعه نويى كه چند متر آن طرف تر از او نشسته متوجه شود كه مايلى كهن چه جملاتى عليه او بيان مى كند. دو چهره سرشناس به فاصله چند دقيقه با هم رو به رو مى شوند، البته اين رويارويى با ملاقات هاى قبلى متفاوت است، چرا كه اينجا حرف هايى بين آن ها رد و بدل مى شود كه هيچ عقل سليمى به خود اجازه نمى دهد كه آن ها را تكرار كند. به چشم به هم زدنى همه همكلاسى ها آن ها را دوره مى كنند تا كار به كتك كارى نكشد. هر دو طرف خود را صاحب حق مى داند در صورتى كه روته مولر آلمانى درباره آنها مى گويد:« واقعا تعجب مى كنم كه دو آدم بزرگ كه بايد الگوى جوانتر ها باشند چگونه مى توانند اين گونه عمل كنند و اين گونه با هم بجنگند.»
چند ساعت بعد خبر مثل بمب در محافل خبرى منفجر مى شود. تيتر يك روزنامه هاى ورزشى به اين موضوع اختصاص مى يابد. حاميان دو طرف درگير در اين ماجرا به نوعى براى دوست خود بازار گرمى مى كنند و گناه اين اتفاق را به گردن طرف مقابل مى اندازند، آشفته بازارى راه مى افتد كه نظير آن در هيچ كجاى دنياى فوتبال ديده نمى شود!
يك سوال اساسى در بين افكار عمومى مطرح مى شود؛ چرا و به چه دليل اين اتفاقات تنها در فوتبال ايران روى مى دهد؟ چرا الگوهاى فوتبالى مابه خود اجازه مى دهند كه در كلاس درس
اين گونه در قامت ياغى ظاهر شوند و پرده حرمت را پاره كنند؟
سوالات بسيارى نزد افكار عمومى مطرح مى شود كه هيچ پاسخ قانع كننده اى براى آنها پيدا نمى شود. اسطوره هاى فوتبال ايران چند صباحى است كه به جاى پوشيدن لباس جوانمردى، لباس رزم به تن كردند و با تبر به جان هم افتاده اند تا ثابت كنند به هيچ وجه ظرفيت اسطوره شدن را ندارند و تا به امروز مردم درباره آنها اشتباه مى كردند كه تصور مى كردند بايد كودكانشان آنها را الگوى خود قرار دهند. الگوهاى نمادين فوتبال ماهيت واقعى خود را حالا بروز مى دهند.
حالا نشان مى دهند كه تنها شعار مى دادند كه بايد هميشه انسان در مواقع عصبانيت خشم خود را در درون كنترل كند و در برابر حرف مخالف سكوت اختيار كند؛ آنها همان هايى هستند كه به بازيكنان خود دائم اصرار مى كنند كه نبايد خشن باشند اما خود به معناى واقعى ترويج دهنده خشونت در فوتبال هستند.
افرادى كه تا ديروز به خاطر اخلاق خوبشان مدال اخلاق دريافت كردند حالا خود در قامت يك قانون شكن در آمده اند و در كلاس درس كه تقدس خاصى براى ما ايرانى ها دارد به سر و كله همديگر مى كوبند تا ثابت كنند خود داراى هزار و يك مشكل اخلاقى هستند، اما با اين حال براى ديگران نسخه اخلاق مى پيچند تا در ظاهر به عنوان معلم باشند.
امروز براى بسيارى از خانواده بازيكنان فوتبال اين سوال به وجود آمده كه مردانى كه به هيچ وجه نمى توانند خود را كنترل كنند و در برابر كوچك ترين حرف از خود بى خود مى شوند و به طرف مقابل مى تازند چطور مى تواند به فرزندان آنها اخلاق جوانمردى بياموزند تا بتوانند در برابر بى اخلاقى خود را كنترل كنند. سوالات بى شمارى درباره مايلى كهن ها و قلعه نويى هاى فوتبال ايران امروز مطرح است كه هيچ كسى نمى تواند به آنها پاسخ دهد.


