آیا حل پرونده هستهای به شعار انتخاباتی مجلس دهم هم تبدیل میشود؟
پیروزی حسن روحانی در دور اول انتخابات ریاستجمهوری در خرداد ۹۲ حداقل تا روزهای پایانی انتخابات برای بسیاری دور از تصور بود. بعد از آن نیز علاوه بر اینکه تلاش شده این پیروزی از سوی جناحهای مختلف مصادره شود، در باب چرایی آن نیز نظریات متفاوتی مطرح شده است. وعده حل پرونده هستهای از جمله دلایل مهم این پیروزی تلقی میشود، ولی آیا شرایط به جایی خواهد رسید که در انتخابات مجلس دهم در زمستان سال آینده، عدهای با همین شعار باز هم به پیروزی برسند؟
به گزارش «تابناک»، شعار تدبیر و امید دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، جز نامهای مشهوری که به عنوان نمادی از دوره خاصی از مدیریت کشور در کنار روحانی قرار گرفته بودند، در سوابق رئیس جمهور منتخب، جلوهای مهمتر از دوره شانزده ساله دبیری شورای عالی امنیت ملی از سوی وی و به ویژه مذاکرات هستهای پیش از به قدرت رسیدن دولت نهم نداشت.
صرفنظر از اینکه دیگر وعدههای داده شده توسط روحانی و چگونگی کارزار انتخاباتی وی چه نقشی در پیروزی انتخاباتی وی داشته، برخی از اصولگرایان و به ویژه حامیان سعید جلیلی نقش آینده مذاکرات هستهای را در پیروزی روحانی بسیار جدی تلقی میکنند.
در غیاب دولت نهم که مستقیم نامزدی در انتخابات نداشت و مشکلات اقتصادی سالهای پایانی دوره آن نقش زیادی در رویگردانی قاطع مردم از نامزدهای مورد حمایت آن در رقابتی مانند انتخابات شوراها داشت، دوگانه تشکیل شده بر سر ادامه مسیر موضوع هستهای، باعث پیروزی روحانی در انتخابات شد و تازه بعد از انتخابات بود که فریدون عباسی چهره هستهای دولت دهم و از منتقدان رویکرد دولت دهم به مذاکرات هستهای، جرأت اظهار این نظر را یافت که «اگر سعید جلیلی در مذاکرات آلماتی ۲ تنها یک دهم از امتیازات ژنو را به آنان میداد الان رئیسجمهور بود».
چنین نظری احتمالا افراطیترین نظر مطرح شده در فضای سیاسی کشور در دو سال اخیر درباره تأثیرگذاری موضوع هستهای بر سیاست داخلی در ایران است.
برخی از اصولگرایان نه تنها، پیروزی در انتخابات با وعده پایان چالش هستهای را نمیپذیرند، بلکه وعده نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری برای بهبود شرایط اقتصاد کشور را هم مردود میدانند.
از آن جمله، غلامعلی حداد عادل است که تنها چهار روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری، از انتخابات کناره گرفت و در روزهای پایانی هفته گذشته در جریان ششمین کنگره جمعیت ایثارگران، دادن وعدههای اقتصادی توسط نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری را رد کرده و گفته است: «دشمنان دو سال وانمود میکردند که نرخ ارز و دلار و بقای ما بستگی به این دارد که نتیجه مذاکرات چه میشود و میخواستند این موضوع را تلقین کنند. ما باید مراقب باشیم در این دام نیفتیم. من در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری متوجه بودم که گفتمان غالب نامزدهای ریاست جمهوری این بود که بحث اقتصادی را مبنا قرار دهند و هر کدام میگفتند اگر من رئیس جمهور شوم این مسأله را حل میکنم.... امام خمینی (ره) زمانی که گفته شد آمریکا رابطهاش را با ایران قطع میکند فرمودند، ما نان و پنیر خودمان را میخوریم ولی با آمریکا ارتباط برقرار نمیکنیم. در تبلیغات ریاست جمهوری گفتمان امام خمینی (ره) تغییر کرد».
هرچند سخنان حداد عادل درباره تفاوت دادن وعده حل مشکلات اقتصادی کشور با گفتمان امام خمینی (ره) را با دلایل گوناگون و از جمله با وعدههای متنوع اقتصادی شخص وی در دوره انتخابات میتوان رد کرد، مسأله مهمتر فاصله اظهاراتی از این دست و نیز رویکرد برخی جناحهای سیاسی با مشکلات کشور است.
مشکلاتی که مردم با آن دست به گریبان هستند در مشکلات اقتصادی خلاصه نمیشود و اگر قرار باشد نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، نسخههای مد نظر خود درباره رفع مشکلات مختلف مردم را به مردم ارائه نکنند، آنگاه مردم بر چه اساسی رئیس جمهور آینده خود را انتخاب خواهند کرد؟
حالتهای گوناگون از رویکرد مورد اشاره حداد عادل، گاه چنان بر رفتار مقامات سیاسی حاکم میشود که بسیاری از مردم، به دلیل احساس بیتوجهی منتخبان خود به مشکلات آنها، برای برگزاری انتخابات جدید و جایگزینی آنها، لحظهشماری میکنند.
برای بسیاری از هواداران دولت روحانی، روزهای استیضاح فرجی دانا و سؤالات عجیبی که نمایندگان از برخی وزرا میپرسند، هر یک جرقه عزمی محکم برای تغییر دادن ترکیب مجلس است و اگر قرار باشد در کارنامه مجلس، امتیاز روشنی در جهت کمک به آینده کشور نباشد، اصولگرایانی که از نقش مسأله هستهای در پیروزی انتخاباتی روحانی ناراحت هستند و یا دادن وعدههای اقتصادی انتخاباتی را نمیپسندند، باید از این بترسند که یک سال بعد، مسألهای در حد حل شدن پرونده هستهای شعار انتخاباتی مجلس شود!
به زبان دیگر، در صورت وقوع چنین شرایطی، بسیاری از هر دو سوی ماجرا باید پاسخ دهند برای جامعهای که مدعی رسیدن به افقهای مشخصی مانند سند چشمانداز و در زمانی معین است، چرا تصمیمگیری تنها درباره یک پرونده مشخص مانند پرونده هستهای و یا بحث درباره کلیات وعدههای اقتصادی باید تعیینکننده سرنوشت چند دور انتخابات آن باشد؟!
اکنون مخالفان، دولت را به منوط کردن همه برنامهها و اقدامات خود به سرنوشت مذاکرات هستهای متهم میکنند و در مقابل، برخی مقامات دولتی به گونهای رفتار میکنند که گویا جز برخی نمایندگان مجلس، مانع دیگری بر سر حل پرونده هستهای نمانده است. حدود یک سال تا انتخابات مجلس دهم باقی است. باور اینکه یک سال دیگر هم مناقشه بر سر شیوه برخورد با پرونده هستهای، موضوع انتخاباتی داغی باشد، غیرممکن نیست، ولی میشود با قطعیت گفت سایه افکندن دوباره پرونده هستهای بر انتخابات در ایران، نشانه در جا زدن کشور است.


