تورینو، سقوط و سکوت
شصت سال پیش، در یک روز دوشنبه بود که فاجعه فراموششده فوتبال بر فراز تپهای مشرف به تورین رخ داد. هواپیمای «فیات 212-G» به ته یک دره باران گرفته سقوط کرد و چهره ورزش را بهم ریخت. خانوادهها عزادار شدند و فوتبال ایتالیا در یک چشم بهم زدن از هم پاشید. بزرگترین تیم جهان مرد و مابقی اسرار در زیر باران دفن شد.
به نوشته وطن امروز و به نقل از تایمز، در حالی که فاجعه مونیخ (سقوط هواپیمای حامل بازیکنان منچستریونایتد) به یک واقعه شناخته شده در سراسر جهان بدل شده است، تراژدی «سوپرگا» تقریباً تمام «ایل گراندو تورینو» -تورینوی بزرگ و لقب تیم تورینو در آن سالها- را به خاطرهای دور و رازی سر به مهر تبدیل کرد.
«هری سیکز» یک شهروند تورینی هوادار باشگاه تورینو میگوید: «تا آنجایی که میدانم، در شهر هیچ تلاشی برای برپایی سالگرد آن فاجعه انجام نمیگیرد، مگر یک نمایش تبلیغاتی که در دوشب در یکی از سالنهای تئاتر شهر برگزار میشود». این هم یک گام مایوسکننده دیگر در تاریخ باشگاهی است که به قول «سیکز»؛ «بیخیال، تو دیگر نمیتوانستی دوباره برپایش کنی!» حالا تورینو دیگر «گراندو» یا بزرگ نیست.
یوونتوس از آن زمان مدتهاست که آنها را تحقیر میکند. رابطه میان دو باشگاه تعریفی ندارد، بویژه وقتی که اخیراً یوونتوس نماد باشگاهش را از یک گورخر به یک گاونر تغییر داد، یعنی سمبل سنتی باشگاه تورینو و همینطور شهر تورینو. تصورش را بکنید در ایتالیا همه برای یوونتوس هورا میکشند آن وقت در خود شهر، باشگاه تورینو است که نماد محسوب میشود و به یووه به چشم خرابکاری خیانتکار نگریسته میشود.
میزان دشمنی دو طرف را میتوان در دیدگاه «دومنیکو بکاریا» موزهدار باشگاه تورینو جستوجو کرد، وقتی که او به من میگوید ساعت 5 صبح دوشنبه (فردا) مراسمی مذهبی با حضور بستگان 31 قربانی همراه با راهپیمایی آیینی به بالای تپه برگزار میشود و بعد ناگهان میافزاید: «دارودسته سیاه و سفیدها هرگز به سالگرد این فاجعه ادای احترام نکردند و هواداران یوونتوس هم عزاداریشان پس از فاجعه هسیل را در هر جای ایتالیا انجام دادند به جز داربی تورینو. آنها ما را پسرعموهای فقیر صدا میزنند و من همینقدر به شما بگویم که هیچ خویشاوندی با آنها نداریم».
شصت سال پیش، تورینو بهترین تیم اروپا بود. آنها پنج عنوان متوالی سری A را با ارائه فوتبالی همهجانبه بردند و تقریباً به عنوان تیم ملی شناخته میشدند. بعد آن حادثه اتفاق افتاد و همه سرنشینان هواپیما جان باختند. از جمله 18 بازیکن «ایل گراندو تورینو». این قربانیان سوار بر هواپیمایی بودند که ظاهراً امنیتش توسط کمپانی فیات، یعنی مالک باشگاه یوونتوس، رقیب همشـــهریشان، تضمینشده بود و همین کافی بود تا اکثریت سرخ شهر برای همیشه به سیاه و سفیدها مظنون باشند. از آن روز تا سال 1976 تورینو برای رسیدن دیگربار به اسکودتو تقلا کرد ولی تورینو تیم مردم باقی ماند که هوادارانش تا مرزهای شهر گسترش یافته بودند ولی گذشت سالهای بیحاصل مشکلاتی را به همراه آورده است.
اول از همه «جیجی مرونی» ستاره یاغی اما خلاقشان، بر اثر تصادف با یک ماشین مشکوک کشته شد. جان فوت در کتاب پر ارزش خود با عنوان «کالچو» بیان میکند که سبک بازی مرونی «آنارشیک و شاعرانه» بود و شرح میدهد که او چگونه ایتالیاییهای محافظهکار را با بیرون بردن یک جوجه برای قدم زدن و تلاش برای مایوپوشاندن به جوجه شوکه کرد.
راننده اتومبیلی که به مرونی اصابت کرد «آتیلیو رومرو» نامیده میشد. سه دهه بعد آن مرد ریاست باشگاه تورینو را به دست گرفت. بله «سیکز» همان هوادار تورینو باز هم جملهاش را تکرار میکند: «تو نمیتوانی برپایش کنی!» چون او هم مثل سایر همدستهایهایش وقتی نام خلبان هواپیمایی را که در سوپرگا سقوط کرد به یاد میآورد اعصابش داغان میشود: «پیر لوئیجی مرونی»!
و از آن پس شاهد اتفاقات ناخوشایندی در خانه معنوی آنها، ورزشگاه پرشور فیلادلفیا بودیم بویژه وقتی که مشکلات مالی، باشگاه «تورینو کالچو» را در سال 2005 ناچار به تبعید اجباری از سری A کرد تا نام جدید «تورینواف.سی» به تظاهرات و خشونتهای خیابانی منجر شود. اما ورای همه این درامهای سیاه، امواج شوکبرانگیز سقوط سوپرگا به چشم میآیند که شاید آینده فوتبال را عوض کردند.
تیم ایتالیا به تبع این حادثه، یک سال بعد از سفر هوایی به جامجهانی 1950 برزیل پرهیز کرد و یک سفر مضحک دریایی را در پیش گرفت و البته بلافاصله بازگشت. «سیکز» که یک مؤلف ورزشی هم هست، میگوید: «سقوط آن هواپیما عرصه ورزش ایتالیا را کاملاً دگرگون ساخت طوری که «ایل تورو» (لقب تورینو) هرگز کاملاً قامت راست نکرد و نخواهد کرد. بسیاری شباهتهای عمده بین منچستر و تورینو وجود دارند و اگر بگوییم ریشههای «ایل تورو» مستحکم هستند پربیراه نگفتهایم، شاید بعضیها بگویند این حرف جانبدارانه است.
بله یووه در حال حاضر از یک پایگاه هواداری قابل دفاع در ایتالیا برخوردار است اما به زحمت میتوانی طرفدارانشان را در تورینو ببینی، فرض کنید 60 نفر هستند که آنها را حمایت میکنند. پس هواداران یووه کجا هستند؟ حتی شهردار تورینو «سرجیو کیامپارینو» یک هوادار سرسخت تورینو است و روی میز کارش جعبه سیگاری دارد که تصویر تیم 1949 بر آن نقش بسته: «یووه به واسطه تورینو شناخته نمیشود.» و همین حرف از زبان شهردار کافی است تا عمق شکاف را دریابی. او میگوید: سوپرگا حالا به یک زیارتگاه تبدیل شده و این دوشنبه هم ممکن است هزاران نفر به آنجا بیایند، کسانی مثل «سائورو توما» بازیکن اسبق تورینو که آن روز از سقوط سوپرگا جان سالم به در برد ولی هنوز که هنوز است زانویش مشکل دارد. او هنوز میخواهد برود: «ولی زنم به من میگوید که نرو». همسرش باردار بود. پس او ماند و زندگی کرد و حالا 84 ساله است و با آلزایمر دست و پنجه نرم میکند.
هنوز مراسم سالگرد سقوط سوپرگا در مقایسه با ابعاد آنچه در مونیخ برگزار میشود کوچک است و فاجعه سوپرگا هرگز آن طوری که باید در دنیا شناخته شده نیست. بکاریا میگوید: هرگز بین خانوادههای منچستریونایتد ارتباطی وجود نداشته است ولی بین دو باشگاه تورینو و یونایتد یک ارتباط تراژیک به وجود آمده آن هم به خاطر این حقیقت تلخ که سرمربی تورینو که در سقوط سوپرگا کشته شد؛ «لسلی لیوسلی» انگلیسی بود که زمانی برای منچستریونایتد بازی میکرد.
به هر حال فردا در حالی که هواداران منچستریونایتد، آرسنال و چلسی بین خودشان از احتمال رسیدن تیم محبوبشان به فینال رم دم میزنند، در شمال ایتالیا هواداران مغموم تیمی به عزا مینشینند که هرگز در رقابتهای اروپایی شرکت نکرد (و در واقع هیچ رقابت باشگاهی سراسری هم در آن زمان در اروپا وجود نداشت) ولی بهترین باشگاه اروپا خوانده میشد. فردا ساعت 5 و 5 دقیقه بامداد در سوپرگا زمان به 60 سال پیش بازمیگردد و یک بار دیگر آنها زیباترین خاطرات فوتبال ایتالیایی پس از جنگ جهانی دوم را که در فاصله سالهای 1943 تا 1949 رقم خورد زنده و بعد طی مراسمی دفن میکنند. رناتو تاولا، ژورنالیست ایتالیایی درباره فاجعه چنین نوشته است: «مردم سعی میکردند به خودشان بقبولانند که هیچ اتفاقی نیفتاده و زندگی ادامه خواهد یافت ولی آسان نبود. حتی یک نفر در ایتالیای 1949 پیدا نمیکردی که از این حادثه وحشتناک شوکه نشده باشد».
هشت سال بعد وقتی هواپیمای حامل ستارههای منچستریونایتد در مونیخ سقوط کرد خیلیها میپرسیدند: «چرا همیشه بهترین تیمها سقوط میکنند؟» واقعه سقوط سوپرگا به جز تاریخ فوتبال یادآور بخش غمانگیزی از تاریخ ایتالیا نیز هست. ایل گراندو تورینو در زمانهای لحظاتی خوب و به یاد ماندنی برای ایتالیاییها رقم میزد که دوران خوبی برای ایتالیایی بودن محسوب نمی شد؛ پسماندههای نفرتآور جنگ، ایتالیایی که هنوز از جنگ داخلی فاشیستها و پارتیزانها زخمی بود و فقر.
تا آخرین لحظه پیش از سقوط، تورینوی بزرگ شاید تنها مایه سرافرازی ایتالیاییها بود و افسوس که با سقوطش یک نسل سرخورده شدند. یک دهه پس از آن در حالی که فوتبال ایتالیا کمکم از خاکستر تورینوی بزرگ دوباره پرواز میکرد باشگاه تورینو یک بار دیگر سقوط کرد.
این بار به دسته پایینتر و حالا شش دهه پس از سقوط اول و پنج دهه پس از سقوط دوم، سرخپوشان تورینو دوباره در موقعیتی چنان بغرنج قرار گرفتهاند، تنها یک امتیاز فاصله با منطقه سقوط سری A آن هم در حالی که تنها پنج بازی دیگر به آخر فصل مانده است.
امروز پیش از دیدار تورینو مقابل فیورنتینا به مناسبت شصتمین سالگرد سقوط سوپرگا، بازیکنان و تماشاگران یک دقیقه سکوت میکنند. بله این حال و روز میراثداران ایل گراندو تورینو است: سقوط و سکوت!


