صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جايگاه تاجيکستان در ديپلماسي ما

سيدمحمدرضا حيدري
کد خبر: ۴۶۱۶
| |
4795 بازدید

بر‌اي برقراري و گسترش روابط بين دو کشور، مسائل متعددي ايفاي نقش مي‌كنند و در پي آنها، عوامل بيشتري هم بر آن روابط تأثير مي‌گذارند و اين مسائل هم به اقتضاي نوعشان، گاه قهري و گاه اختياري‌‌ هستند. کشورهاي جهان با توجه به شرايط و موقعيت جغرافيايي و ژئوپلتيک خود با کشورهاي همسايه پيوند ناگسستني دارند و شرايط يک کشور، مستقيم بر وضعيت سياسي و اقتصادي و فرهنگي کشورهاي همسايه و پيرو آن، بر منطقه جغرافيايي تأثير مستقيم مي‌گذارد و در عمل شرايطي را بر کشورهاي پيرامون خود تحميل يا در برابر تأثير شرايط آنها را بر خود تحمل مي‌كند و مي‌پذيرد همچنان‌که وضعيت موجود در عراق و افغانستان، تأثير انکارناشدني بر امنيت ملي و شرايط سياسي و اقتصادي و فرهنگي کشورمان بر جاي گذارده است و در آينده نيز خواهد گذاشت.

اما از سوي ديگر، کشورها بر محور منافع مشترک در راستاي منافع ملي و براي تأمين مصالح و حفظ و افزودن منافع کشورشان به همگرايي مي‌رسند و بر اين اساس، موافقتنامه‌ها‌ي متعدد بر‌اي گسترش هر چه بيشتر روابط در زمينه‌ها‌ي گوناگون مي‌بندند.
در بسياري از موارد نمي‌توان عوامل و انگيزه‌ها‌ي ايجاد و تحکيم روابط کشورها را به يک يا دو عامل محدود کرد، چرا كه اين عوامل، گاه بسيار گسترده‌تر و فراگيرتر خواهد بود.

مشترکات فرهنگي، تاريخي، قومي و نژادي، زباني و نيز مناسبت‌ها‌ي اقتصادي، سياسي، نظامي و امنيتي و بسياري از مسائل ديگر، مي‌توانند عوامل قويتري بر‌اي پيوند کشورها در عرصه بين‌المللي باشند که در همه اين موارد، مصالح و منافع ملي، پايه و اساس روابط بين دولت‌ها را تعيين مي‌کند.
با اين مختصر، اگر بخواهيم به ديگر کشورها نيم نگاهي داشته باشيم، تاجيکستان را از کدام يک از اين منظرها نمي‌توان ديد و يا مي‌توان از آن چشم پوشيد؟

تاجيکستان کشوري در منطقه استراتژيک آسياي مرکزي با اشتراکات و يگانگي کامل فرهنگي، تاريخي، نژادي، زباني و... همچنين عوامل فرهنگي و اجتماعي قابل اعتناي ديگر با ايران امروز است.
در واقع، اين كشور، بخشي از امپراتوري بزرگ ايران بود که در سال‌ها‌ي نه چندان دور مانند ديگر کشورهاي ديگر آسياي مرکزي كنوني از ايران بزرگ جدا شد. با اين تفاوت که در نقاط ديگر آسياي مرکزي به تدريج اقوام ديگر حاکم شدند و با فشارها‌ي متنوع و بسيار بر فارسي زبان‌ها و ايرانيان، به ويژه در مناطقي که امروز ازبکستان ‌خو‌انده مي‌شود، پارسيان را منزوي كردند و اختيار حکومت را به دست گرفتند و سپس با پشتيباني و همکاري حکومت وقت شوروي سابق، آشكارا سرزمين فارسي زبانان را از نقشه جغرافياي منطقه حذف کردند. سرانجام، با تلاش و پايمردي ‌انديشمندان تاجيک (ايراني) حکومت شوروي، نخست با تأسيس منطقه خودمختار تاجيکستان به عنوان بخشي از ازبکستان موافقت کرد و سپس به آنها، تنها در بخش کوچکي از قلمرو پيشين و بدون دسترسي به مراکز اصلي علمي و فرهنگي و تجاري تاجيکان مانند سمرقند و بخارا استقلال داده شد. اين جدايي هرچند تاجيکان را از سرزمين آبا و اجدادي خود محروم مي‌ساخت، اما با توجه به شرايط پيش آمده، پيروزي بزرگي به شمار مي‌رفت.

به هر حال، سرزمين کوچکي از پارسيان يا ايراني کوچک در گوشه‌ا‌ي از سرزمين پارس تأسيس شد، اما اين‌که بر فارسي زبانان در آن دوران تلخ چه گذشت و قدرت و سياست روزگاري دراز، چگونه بر اينان و نه به سودشان جريان داشت و بحث‌ها‌ي تاريخي اين مسئله بسيار مهم را در اين نوشتار وامي‌گذاريم که اكنون موضوع مهمتري را بايد مورد توجه قرار دهيم.
به هر تقدير، اين قوم در جمهوري تازه تأسيس تاجيکستان دوباره آغاز به نشو و نما و با قابليت و توانمندي‌‌ها‌ي خود، تلاش کردند جايگاه خود را در محافل علمي و فرهنگي و هنري شوروي سابق بيابند.
پس از فروپاشي شوروي سابق و برچيده شدن ديوارها‌ي آهنين و استقلال جمهوري‌ها‌ي منطقه آسياي مرکزي، حضور ديگر کشورهاي جهان در منطقه آغاز شد و جمهوري اسلامي ايران، به ‌رغم غالب بودن فرهنگ و تمدن ايراني در همه منطقه، متأسفانه به دلايل گوناگون و بيشتر به دليل ضعف دستگاه ديپلماسي و نيز كمكاري نهادها‌ي اقتصادي و بازرگاني كشور، نتوانست جايگاه واقعي خود را در منطقه حفظ کند و با وجود زمينه‌ها و از آن مهمتر تمايل فراوان مردمي و دولتي، در عمل با رقباي متعدد اقتصادي و سياسي، نه تنها پيش نرفتيم که حضورمان روز به روز کمرنگتر هم شد.

تاجيکستان اما موقعيت ويژه‌ا‌ي داشت؛ آنان تنها قوم فارسي زبان منطقه بودند كه حاكميت داشتند و به دليل اختلافات قومي و اوضاع خاص سياسي حاکم بر منطقه، نه تنها با بي‌مهري روبه‌رو شدند که سخت زير فشار همسايه خود قرار گرفتند. بروز جنگ داخلي و توطئه گسترش آن و در پاره‌ا‌ي موارد، دخالت مستقيم دشمنان بر‌اي تضعيف حضور اين قوم در منطقه، مسئله‌ا‌ي انکارناشدني است.
با وجود اشتراکات و علايق فراوان بين دو ملت ايران و تاجيکستان، متأسفانه، جمهوري اسلامي ايران، بدون توجه به اهميت موضوع، به روابط دو کشور در سطحي بايسته نمي‌نگرد و به رغم تمايل و استقبال تاجيکان بر گسترش روابط دو کشور و احترامي که بر‌اي همخوني و همزباني قايل بوده‌ا‌ند، توجه لازم به اين کشور معطوف نداشته و در واقع از خانه غافل مانده و به دوردست‌ها مي‌نگرند!

امروز حدود يک سال و نيم است که جمهوري اسلامي ايران در تاجيکستان سفير ندارد و سفارتش به سرپرستي کاردار اداره مي‌شود. (البته اين وضعيت ويژه تاجيكستان نيست و در برخي ديگر از كشورها همچون تركيه نيز شرايط مشابهي حاكم است) آنان که ‌اندک ارتباطي با مسائل بين‌المللي دارند، نيک مي‌دانند که نداشتن سفير آن هم در چنين زمان طولاني، با نداشتن مدير اداره يا رئيس کارگزيني يك اداره بسيار متفاوت است. هرچند امروزه در کشور ما متأسفانه وجود سرپرست در بسياري پست‌ها‌ي مديريتي عادي شده، اما در عرف ديپلماتيک، اين مسئله، مرسوم و مطلوب نيست و معرفي نكردن سفير، نشان پايين بودن سطح روابط دو کشور و عدم اقبال و توجه دولت به گسترش روابط با کشور مقابل است. در شرايط موجود، بين ما و تاجيکستان اين امر بيشتر به يک توهين از سوي ما به آنان شباهت دارد، هرچند بي‌ترديد مسئولان ما چنين نگاهي ندارند.

اين امر از چشم تيزبين تاجيکان نيز پنهان نمانده و علاوه بر اين که گاه در رفتار آنان آشکارا به چشم مي‌خورد، در نشريات آن کشور نيز آشكارا به اين موضوع پرداخته شده و دوستان تاجيک ما از بي‌توجهي دولت ايران به اين مهم، نارضايتي نشان داده و تعجب خود را هم اعلام نموده‌ا‌ند.
واقعاً قابل تأمل است، در شرايطي که به نظر مي‌رسد گزينه‌ا‌ي بر‌اي سفارت تاجيکستان در نظر گرفته نشده است، با چه توجيهي سفير فعال در يک کشور با کارنامه‌ا‌ي روشن و در مجموع مثبت فراخو‌انده مي‌شود؟!
در يک مقايسه ساده ميان سفير عربستان در آمريکا که پس از بيست و چند سال با پافشاري خود از آمريکا، باز‌مي‌گردد و سفير ما که پس از سه سال شناخت و تسلط بركار و برقرار كردن روابط حسنه با مسئولان کشور مقصد، آن هم بدون جانشين بازگرد‌انده مي‌شود، تفاوت ديپلماسي ما با کشورهاي ديگر، حتي كشورها‌ي جهان سوم مشخص مي‌شود.

داستان اما به همين جا پايان نمي‌گيرد و چنين به نظر مي‌رسد، هرکس به گونه‌اي با مسائل خارج از کشور ربط دارد، کاري آسانتر از اين‌که روابط دو کشور را به پايينترين سطح ممکن کاهش دهد، نمي‌يابد. چه، پس از بازگرد‌اندن سفيرمان از تاجيکستان، چراغ حضور فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در اين كشور با حضور يک رايزن موفق، كه به حق بايد او را موفقترين رايزن فرهنگي کشورمان در تاجيکستان از آغاز تأسيس رايزني تا كنون دانست، روشن و دلمان بدان گرم بود كه با اعلام پايان مأموريت ايشان، باز هم بدون در نظر گرفتن جانشين، فتيله اين چراغ هم پايين کشيده شد و اين در حالي است که اگر به فرض خوش‌بينانه، همين امروز رايزن فرهنگي جديد کشورمان در تاجيکستان نامزد و معرفي شود، در بهترين شرايط، شش ماه طول مي‌کشد تا وي به محل مأموريت وارد شود.
خوشبختانه در پي تغيير در مديريت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، با پيگيري كاردار محترم كشورمان در تاجيكستان و توجه مديران جديد اين سازمان به نظريات كارشناسان، مأموريت رايزن فرهنگي كشورمان تا تعيين جانشين تمديد شد.

ما از آغاز روابطمان با تاجيکستان دو رقيب عمده داشته‌ا‌يم؛ روس‌ها و آمريکايي‌ها که صد البته هيچ کدام از حضور ما در منطقه خرسند نبوده‌ا‌ند، به ويژه آمريکايي‌ها که در پاره‌ا‌ي موارد، بر‌اي كاستن و كم اثر كردن روابط تاجيکستان و ايران به آن کشور فشارها وارد ‌آورده‌ا‌ند و حتي گاه از کمک‌ها‌ي اقتصادي به آن کشور در برابر تقليل روابط با ايران دم زده‌ا‌ند. اين امر را در خاطرات نخستين سفير کشورمان در تاجيکستان نيز مي‌توان سراغ گرفت، اما تاجيکان بنا بر همان مشترکات و تعلق خاطر ژرف و پيوند مستحكم ميان دو ملت، اعتنايي به آن نداشته‌‌اند.
آمريکايي‌ها اما آن روز از اين نكته غافل بودند که نبايد خود را به زحمت بيندازند، چه ما خود اين کار را به گونه‌اي ديگر و در زمان ديگر به انجام مي‌رسا‌نديم و آنها تنها كافي بود ‌اندكي شكيبا باشند!

در مقابل، با توجه به اولويت‌بندي درست و دقيق در روابط ديپلماتيک کشورمان، کشورهايي چون نيکاراگوآ، جايگاه ويژه‌اي در روابط ما يافته‌ا‌ند! برقراري روابط با سوسياليست‌ها‌ي آمريکا‌ي لاتين بر گسترش روابط با مسلمانان تاجيکستان ترجيح مي‌يابد و حضور در آن سوي دنيا با احتمال زمينه مشترک همکاري برتري پيدا مي‌كند. در حالي که تنها اشتراک مسلم ظاهري ما با «دانيل اورتگا»، مشت نمايشي وي، بر‌اي نشان دادن مبارزه با آمريکاست که اگر آمريکا بر‌اي آنها نفعي داشت، همين امروز مشت گره کردنشان به دست دوستي بدل مي‌‌شد. همان‌گونه که مردم آن کشور، چند سال پيش بر‌اي برقراري ارتباط با آمريکا به «دانيل» پشت کردند و به خانم «چامورو» که سعي در نزديک شدن به آمريکا داشت، روي آوردند، اما چون از آن طَرْفي نبستند، دوباره به دانيل متوسل شدند كه او نيز بنا بر حساب منطقي عقلي به خاطر منافع ملي خود، دست دوستي به سوي ما دراز مي‌کند، اما آيا مسئولان ما نيز منافع ملي ما را در نظر دارند؟ يا همين که کسي مرگ بر آمريکا گفت، برادر خوني ما مي‌شود و از ما ارث مي‌بَرَد؟

اگر موضوع مورد توجه، تنها حضور ما در آن سوي دنيا و به قول برخي در حياط خلوت آمريکاست، بايد نيک بنگريم که اتحاد جماهير شوروي، سال‌ها در آن منطقه حضوري قوي داشت و با صرف ميلياردها دلار بر احساسات ضدآمريکايي در منطقه دامن زد و سرانجام هم جز ورشکستگي نصيبي نيافت. حال اگر رسالت ما باز آزمودن آزموده‌ها و امتحان كردن راه‌ها‌ي رفته و نرفته ديگران است، سخني باقي نمي‌ماند، جز قول رودکي، آشناي تاجيكان که فرمود:
هر که نامُخت از گذشت روزگار
هم نياموزد ز هيچ آموزگار

به هر حال، اميدواريم مسئولان حوزه روابط بين‌الملل كشورمان، به ويژه در بخش فرهنگي، با نگاه ويژه‌‌اي كه به كشورها‌ي حوزه فرهنگ و تمدن ايراني خواهند داشت، به مسائل مربوط به تاجيكستان و ديگر كشورها‌ي منطقه اهتمام بيشتري ورزند و اين حداقل‌ها را از اين حوزه فرهنگي پر اهميت، دريغ نكنند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Tajikistan
|
۰۷:۱۵ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۰
بنده یکی از ماموران دولت در تاجیکستان هستم و با بخش زیادی از نظرات نویسنده موافقم. نهادهای ایرانی زیادی در اینجا حضور دارند از جمله:سفارت، رایزنی فرهنگی،صدا و سیما، کمیته امداد، هلال احمر، ایرناو... به اضافه خیل عظیمی از نمایندگان بخش خصوصی، دانشجویان و دیگر ایرانیهای مقیم. بدون حضور سفیر دائم که نماینده تام الاختیار دولت محسوب می شود و دارای برنامه بلند مدت است، کار به کندی پیش می رود و بیشر خلاصه می شود به کارهای روتین روزمره تا یک استراتژی بلند مدت.البته در این مدت سرپرست موقت سفارت بسیار تلاش کرده اند که اینگونه نشود ولی ماهیت موقت بودن سرپرست بر همه کارها سایه می افکند. البته چندی است که سفیر تعیین شده است و تمام کارهای اداری آن در ریاست جمهوری و وزارت خارجه تمام شده و همه اینجا منتظر ورود ایشان هستند. امیدوارم با آمدن ایشان مشکلات حاضر برطرف شده و ایران جایگاه واقعی خود در این کشور را بازیابد.
ناشناس
|
Azerbaijan
|
۱۳:۰۲ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۰
سفارتمان در تركيه نيز همين مشكل را دارد مگر اهميت تركيه كمتر از تا جيكستان است
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۹ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۴
ترکمنستان، به ابر قدرتي تبديل شده است تسخير ناپذير و درست بيخ گوش ما و چه غافليم از اين هيولاي سنگ دلي که مي تواند با بستن يک پيچ ناقابل گاز ، همه مملکت ما را يک هفته تعطيل کند
و مردم ما را دچار سرماي وحشتناکي که در 50 سال اخير و البته در خانه هايشان بي سابقه بوده است و به همت دولت مردان محترم!

ترکمنستان، استان ناقابلي بوده است از توابع ايران که در سال 1260 شمسي و طي قرارداد « آخال» و با امضاي حضرت ناصر الدين شاه به روسيه الحاق شده و مي بينيد که چه نمک نشناس از آب در آمده که ضايع مي کند دولتمردان ما را که داعيه بهترين مديريت جهان را دارند و قرار است که همه دنيا از شيوه مملکت داري حضرات الگو برداري کنند و لاجرم نفرين باد بر ترکمنستان و باز خداوند را هزار مرتبه شکر که آمريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند و اگرنه؟!

افت فشار گاز و با وجود اينکه ايران دومين دارنده ذخاير گازي جهان است، دليل مهم ديگري هم دارد و آن به بهره برداري نرسيدن اکثر فازهاي طرح توسعه ميدان گاز پارس جنوبي است.
اين ميدان در ?? فاز طراحي شده که تاکنون پنج فاز آن به بهره برداري رسيده و سه فاز مراحل پاياني خود را مي گذراند و عمليات اجرايي دو فاز نيز به تازگي آغاز شده است. با اين همه، چهارده فاز ديگر اين طرح هنوز در مراحل اوليه قرار دارد و ايران براي جذب شرکاي تازه و تامين منابع مالي موفق نبوده است و چرا؟ ... چون سرمايه گذاران خارجي مي ترسند که اگر خيال ايرانيان از بابت گرم ماندن خانه هايشان در سرماي مهلک زمستاني راحت شود، براي محو کردن اسرائيل از نقشه جهان اقدام کنند!

براي جبران کمبود گاز در مناطقي از کشور، از ترکمنستان گاز را وارد مي کنيم و البته صادرات گاز هم داريم به ترکيه و لابد در اين معامله سودي هست و آفرين به اين استعداد تجارت، اما به خاطر قطع شدن ناگهاني گاز ترکمنستان، تنها چاره اي که به ذهنمان مي رسد تعطيل کردن کشور است و به ازاي روزانه صدها ميليارد تومان ضرر دولت و مي بينيد که سود تجارتمان به هدر مي رود و آنچه مي ماند کلي ضرر مالي است به اضافه مقدار معتنابهي بي آبرويي به خاطر بي دست و پايي در تامين سوخت مورد نياز مردم !

اما واقعيت اين است که مملکت تعطيل بوده است و تنها به دليل سرما و اصلا خنده دار نيست و مي بينيد که خداوند چقدر ملت کشور هاي روسيه و سوئد و امثالهما که در قطب شمال، واقع هستند را دوست مي دارد که دولتمردان ما بر آن ها حکومت نمي کنند و اگرنه از سر بيکاري و بيعاري ، اکثر جوان هايشان به اعتياد روي مي آوردند و ديگر مجال انديشيدن به دروغ بزرگ و مهلک و خانمان بر انداز هولوکاست را نمي يافتند.
مملکت تعطيل بود، بي آنکه آب از آب تکان بخورد که سر نفت به سلامت باد که مي شود همه سال را به اتکاي درآمد حاصل از فروش از قرار بشکه اي 100 دلارش، تعطيل کرد و در خانه ماند و خورد و خوابيد و چنين است که مي بينيد بيش از نصف کارمندان دولت اضافي اند و لاجرم پست هايشان هم زائد و آيا مي شود با اين حجم عظيم روزمرگي ملت و تکرار بيهوده مکررات،
طبق سند چشم انداز ، طي 20 سال بهترين و پيشرفته ترين کشور منظقه شد؟!

از انتقاد در زمان بحران متنفرم، که اصول انسانيت حکم مي کند به همکاري يا لااقل همدردي براي رفع معضل، اما امروز که بحران عجيب تعطيلي کشور را اگرچه مفتضحانه اما به هر حال پشت سر گذاشته ايم، براي آينده چه انديشيده ايم؟ آيا قرار است براي مبارزه با اين قبيل مشکلات برنامه ريزي کنيم يا به محض برخورد دوباره با يک مشکل پيش بيني نشده و به کوري چشم هرآنکه نتواند ديد، همه مملکت را تعطيل مي کنيم؟
شايد تعطيل مي کنيم ... چون مي شود و مي توانيم!!
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟