قاتل گوشبر: از مرگ میترسم، مرا ببخشید
«مرا اعدام نکنید. قول میدهم دیگر مرتکب هیچ جرمی نشوم و مثل آدم زندگی کنم. از مرگ میترسم و میخواهم همچنان زندگی کنم.»
به گزارش جام جم، این بخشی از دفاعیات قاتل گوش بر است که دیروز برای تحقیقات به دادسرای جنایی تهران منتقل شده و از سوی قاضی بستان زاده تحت بازجویی قرار گرفت.
متهم در جریان بازجویی ها به قتل دو مرد و یک زن اعتراف کرد و همسرش نیز مدعی شد که از ماجرا بی اطلاع بوده است.
مجید بیست و سه ساله که اکنون به اتهام سه قتل بازداشت است در حاشیه جلسه بازجویی در گفت وگویی با جام جم به تشریح جنایت هایش پرداخت. مرد جوان خیلی خونسرد به پرسش ها پاسخ داد و امید دارد که با رضایت اولیای دم قصاص نشود.
او درباره زندگی اش می گوید: در یک شرکت در تهران کار می کردم اما همسرم آنقدر آنجا آبروریزی راه انداخت که اخراجم کردند. گاهی مسافرکشی می کردم. هیچ وقت نقشه ای برای قتل نداشتم و تمام قتل هایم اتفاقی رخ داد.
مجید مرداد امسال نخستین جنایت خود را انجام داد و در جریان آن مرد جوانی را کشت. او در این باره ادامه داد: با مقتول اختلاف داشتم و روز حادثه در ماشینم درگیر شدیم. او چاقو کشید و من هم در دفاع از خود او را با چاقو زدم.
او سپس پسر جوانی به نام علی را کشت. راز این قتل در جریان اعترافات همسر مجید فاش شد. زن جوان به بازپرس گفت: چندی قبل همسرم کیف پسر جوانی به نام علی را به خانه آورد. بعد از چند روز متوجه شدم علی به قتل رسیده است. وقتی همسرم به اتهام دو قتل دستگیر شد، احتمال دادم او قاتل علی است. پس از این ادعا، مجید به قتل علی هم اعتراف کرد.
قاتل گوش بر درباره دومین قتل خود می گوید: با علی اختلاف داشتم. او وقتی به من فحاشی کرد، در یک لحظه کنترلم را از دست دادم و او را کشتم. بعد هم تلفن همراه و کیفش را سرقت کردم و به خانه آمدم.
مقتول سوم به اسم معصومه مزاحم زندگیم شده بود و برای این که از او انتقام بگیرم خفه اش کردم و گوش هایش را بریدم.
بعد از دستگیری مجید، اعلام شد او قصد کشتن اعضای خانواده همسرش را داشته که مرد جنایتکار این موضوع را رد کرد و ادامه داد: این حرف ها دروغ است. من قاتل سریالی نیستم که راحت آدم بکشم. همه قتل ها به طور اتفاقی رخ داد. در دادگاه حاضرم قسم بخورم که دیگر سمت جرم و دزدی نروم. من از مرگ می ترسم و نمی خواهم قصاص شوم. از اولیای دم درخواست بخشش دارم و امیدوارم بتوانم دوباره زندگی کنم.
پس از بازجویی از مجید و همسرش، بازپرس جنایی تهران آنها را با قرار بازداشت روانه بازداشتگاه کرد. پزشکی قانونی نیز دیروز در گزارش خود، سلامت روحی روانی مجید را تائید کرد.
به یزدان که ما گر خرد داشتیم ... کجا این چنین سرانجام بد داشتیم
به یـزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم
تنها کسانی که بعد از دیدن بخششهای به قول شما شاعرانه به آدم کشی ترغیب شده اند، به نظر من کسانی هستند که هیچ بخشش و حرکت انسانی را بر نمی تابند و فکر می کنند تنها با انتقام می توان مجرمین را تنبیه و بیماران جامعه را درمان کرد.
به یزدان که ما گر خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم
فقط اعدام.
کلی با متنت خندیدم،خیلی حرص میخوری




