پاسخ شريعتمداري به اظهارات اخير كروبي
حسين شريعتمداري، در جوابيهاي تحت عنوان "آقاى كروبى شما را چه مىشود "به اظهارات روز گذشته دبيركل حزب اعتماد ملي پاسخ داد.
حسين شريعتمداري مدير مسئول روزنامه كيهان در جوابيهاي تحت عنوان "آقاى كروبى شما را چه مىشود "به اظهارات روز گذشته حجتالاسلام مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي پاسخ داد.
متن كامل جوابيه مهدي كروبي به شرح زير است:
ديروز آقاي كروبي در اقدامي كه از يك روحاني بعيد به نظر ميرسيد فحشنامه مفصلي عليه اينجانب و كيهان صادر كرد متن اين فحش نامه به طور همزمان در روزنامههاي زنجيرهاي و سايتهاي ضدانقلاب به اصليترين خبر تبديل شد و دو روزنامه اعتماد و اعتماد ملي آن را به عنوان تيتر اول خود برگزيدند كه انشاءالله اين هماهنگي برخي از اصلاحاتچيهاي داخلي و سايتهاي ضدانقلاب خارجي مثل دهها و صدها مورد ديگر تصادفي! بوده باشد.
و اما درباره فحشنامه آقاي كروبي اگرچه گفتنيهاي بسياري هست ولي در اين نوشته تنها به بيان چند نكته بسنده ميكنيم:
1- ابتدا بايد از آقاي كروبي پرسيد كداميك از فحشها و تهمتهايي كه عليه كيهان آوردهايد، قبل از شما از سوي راديوهاي بيگانه نظير اسرائيل و راديو آمريكا و سايتهاي سلطنت طلب و ضدانقلاب نثار كيهان و مديرمسئول آن نشده است؟! خودتان قضاوت كنيد. بنابراين از ژرفاي دل خدا را شكر ميكنيم كه به خاطر دفاع از اسلام و نظام اسلامي و خط مبارك امام(ره) مورد عتاب و فحاشي دشمنان تابلودار خارجي قرار گرفتهايم و از همزباني احتمالا ناخودآگاه برخي دوستان داخلي با آنها عميقاً متأسفيم.
2- ماجرا اين بود كه جنابعالي در صفحه اول روزنامه خود با تيتر درشت خطاب به جمهوري اسلامي ايران نوشته بوديد «اعدام كودكان را متوقف كنيد»! چنانچه گويي همه روزه در ايران اسلامي دهها كودك را به جوخه اعدام ميسپارند و جنابعالي خواستار توقف آن شدهايد!!
راستي! آقاي كروبي مگر دقيقاً در همين روزها رژيم اشغالگر قدس به جرم كودك كشي مورد اعتراض و خشم مردم جهان قرار ندارد؟ و مگر نخست وزير رژيم صهيونيستي ادعا نميكند كه اتهام كودك كشي را جمهوري اسلامي ايران به اسرائيل وارد كرده است؟ بنابراين اگر ادعاي شما خطاب به نظام اسلامي كه «كودك كشي را متوقف كنيد»! همصدايي-البته ناآگاهانه- با رژسم اسرائيل و آمريكا نيست، پس چيست؟! چرا به جاي آن كه از ادعاي اسرائيل پسند خود نگران باشيد، به كيهان كه اين همصدايي را ملامت كرده است فحش ميدهيد؟! يعني شما نميدانيد كه ادعاي شما را دقيقاً و بيكم و كاست اسرائيليها عليه ايران اسلامي مطرح كردهاند؟ اگر ميدانيد كه چه عرض كنم؟ و اگر نميدانيد كه دانستن اين مسائل يكي از مصاديق «سواد» است!
3- جناب كروبي مگر فرداي آن روز كه تيتر ياد شده را در روزنامه اعتماد ملي چاپ كرديد، به خاطر ناروا بودن آن از خوانندگان عذرخواهي نكرديد؟ روزنامه تان كه موجود است و نمي توانيد انكار كنيد. بنابراين بايد پرسيد اگر خودتان اعتراف داريد كه ادعاي بي جا و سخيفي كرده ايد چرا به كيهان كه قبل از اعتراف شما به آن اعتراض كرده بود ناسزا مي گوئيد؟! و چنانچه ادعاي خود را قبول داريد چرا عذرخواهي كرديد؟!
4- در فحش نامه خود به گونه اي ناشيانه كوشيده ايد صورت مسئله را عوض كنيد و موضوع اعدام افراد زير 18 سال را مطرح كرده و از نگارنده، پرسيده ايد «شما بر مبناي كدام دانش فقهي و حوزوي متعرض محتواي اعلاميه من درباره ضرورت قانون مجازات افراد زير 18 سال مي شويد؟»
آقاي كروبي! چرا طفره مي رويد؟ موضوع را عوض نكنيد! بنده به بحث فقهي شما اعتراض نكرده ام بلكه به ادعاي اسرائيل پسند جنابعالي كه هم دروغ محض و هم تهمت ناروا به اسلام و انقلاب است اعتراض داشتهام.
ضمناً؛ مگر جاي بحث فقهي درباره مجازات اعدام براي افراد كمتر از 18 سال در روزنامه هاست؟ تاكنون كداميك از فقهاي بزرگوار اينگونه بحثها ـ دقت كنيد بحث درباره موضوع و نه نتيجه آن ـ را در روزنامهها مطرح كردهاند؟! آيا بهتر نبود به جاي اينهمه آسمان و ريسمان كردن، يك بارديگر بيانيه خود را مرور مي كرديد و از مردم پوزش ميخواستيد.
5- حق با شماست! بنده دانش فقهي ندارم ولي اولا؛ مگر بحث فقه است كه به دانش فقهي نياز باشد؟ و ثانياً؛ مگر دانش فقهي جنابعالي در حد و اندازه اي است كه ادعا كردهايد؟! طوري نوشتهايد كه انگار همه فقهاي بزرگ قلمها را زمين نهاده و دفتر و كتابها را كنار گذاشتهاند تا نظر فقهي حضرتعالي را بشنوند؟!
6- در فحش نامه كذايي به سوابق خود اشاره كرده و به آن باليدهايد كه ضمن تقدير و تحسين به خاطر اينهمه شكسته نفسي و تواضع!! نظر جنابعالي را به فرمايش تعيين كننده حضرت امام(ره) جلب ميكنم كه ميفرمودند «ميزان حال فعلي افراد است». بنابراين بهتر است براي ارزيابي «حال فعلي» افراد، معيارهاي بنيادين امام راحل(ره) را ملاك قضاوت قرار دهيم به يقين مي پذيريد كه «دو صد گفته چون نيم كردار نيست»! هست؟!
7- اينجانب را به زعم خود ملامت كرده ايد كه بازجو بودهام. بنده هيچگاه بازجو نبوده ام ولي بارها ابراز تاسف كرده و مي كنم كه چرا ثواب بازجو بودن در نظام جمهوري اسلامي ايران كه متعلق به حضرت صاحب الزمان(عج) است در نامه اعمال من ثبت نشده است و خدا را شكر ميكنم كه به لطف او مانند كساني نيستم كه براي كسب قدرت همراه بادهاي سياسي به اين سو و آن سو كشيده ميشوند و مثلاً در زمان حضرت امام(ره)، گروهك نهضت آزادي را غيرقانوني ميدانند و بعدها با همين افراد كه به قول امام راحل(ره) آمريكايي هستند، پالوده ميخورند و يا يك روز از خط امام دم ميزنند و روز ديگر با كساني كه به آن بزرگوار اهانت كردهاند، ائتلاف ميكنند! و يا يك روز با حضرت امام(ره) عليه دزدان بيتالمال همصدا ميشوند و روز ديگر از يك مفسد اقتصادي پولهاي كلان ميگيرند و... بگذريم كه گفتني در اين باره بسيار است و قلم در نيام به صلاح نزديكتر.
8- مرا متهم كردهايد كه عليه ـ به اصطلاح ـ روشنفكران قلم زده ام ولي مصلحت ندانستهايد كه بفرمائيد آنها چه كساني بودهاند؟ براي كيهان افتخار بزرگي است كه عليه دشمنان اسلام و امام و انقلاب قلم زده و هويت واقعي آنها را افشا كرده است. كساني كه؛ «فرهنگ شهادت را خشونت آفرين» ميدانستند! اسلام را متعلق به 1400 سال قبل دانسته و قوانين آن را غيرقابل اجرا معرفي ميكردند! شهادت امام حسين عليه السلام را نتيجه خشونت طلبي ـ نستجيربالله ـ جدش رسول خدا (ص) در جنگهاي صدر اسلام مي دانستند! كساني كه «انقلاب اسلامي را عامل عقب افتادگي» مي ناميدند! آنها كه مينوشتند «ائمه اطهار(ع) هم قابل انتقاد هستند»! و يا «اصلي ترين مشكل ما براي برقراري دموكراسي در كشورمان اين است كه در ايران هنوز خدا نمرده است»! و مي نوشتند «منشأ خشونت همين احكام فقهي است»! و «افكار امام خميني(ره) بايد به موزه تاريخ سپرده شود»! و مي نوشتند «حجاب و حياي زنان مظهر و نماد عقب افتادگي است»! و...
جناب كروبي! كيهان خداي سبحان را شاكر است كه به لطف و عنايت او عليه اين جرثومه هاي فساد و تباهي قلم زده است و از جنابعالي كه لباس مقدس روحانيت را بر تن داريد تعجب ميكند چرا مقابله كيهان با اين جريانات منحرف و ضد خدا و اسلام را جرم ميدانيد؟! و اين سأال جدي مطرح است كه چرا حضرتعالي با اين جرثومههاي فساد و تباهي ائتلاف سياسي داشته و در مقابل اهانتهاي صريح ـ و نه پنهان و مخفي ـ آنان مهر سكوت بر لب زده و ميزنيد؟! بديهي است كه نميتوانيد لاطائلات مكتوب اين عده در جبهه سياسي وابسته به خود را انكار كنيد، چراكه تماماً آشكار و علني بوده است. و صد البته نمي توانيد سكوت خود در برابر اين اهانت ها را توجيه بفرمائيد! حالا قضاوت بفرمائيد شما قابل ملامت هستيد كه با اين جماعت همراه بودهايد يا كيهان كه عليه آنها قلم زده است؟! آيا شما حامي روحانيت و فقاهت و مراجع بودهايد؟ يا كسي كه با اين جرثومههاي فاسد در افتاده است؟! جنابعالي به كلام حضرت امير(ع) در ماجراي كشيدن خلخال از پاي دختر يهودي استناد كرده و نتيجه گرفتهايد اگر كسي در مقابل اهانت به فلان و فلان بميرد بر او ملامتي نيست كه بايد عرض كنم نظرتان درباره كسي كه از قصه پرغصه سكوت يك روحاني در مقابل اهانت به رسول خدا(ص) بميرد چيست؟!
9- راستي! آقاي كروبي! آيا جنابعالي شخصيت خود را -نستجيربالله- از رسول خدا(ص)، ائمه اطهار و حضرت امام(ره) برتر مي دانيد؟ به يقين پاسخ منفي است و ساحت جنابعالي از اين اتهام دور است. بنابراين چرا در مقابل اهانت هم حزبي هاي خويش نسبت به آن بزرگواران سكوت كرديد و هنگامي كه خودتان به خاطر همزباني با دشمنان اسلام مورد انتقاد قرار گرفتيد، فحش نامه صادر فرموديد؟!
10- نوشته ايد «شگفتا كه در دوران شاه اعضاي حزب توده، رستاخيزي و ساواكي مي شدند و به شكنجه و آزار مبارزان انقلابي و زندانيان سياسي مي پرداختند و پس از انقلاب برخي افراد كه سابقه وابستگي به گروههاي ضد انقلاب داشتند لباس مطبوعاتي مي پوشند».
دراين باره لازم است عرض كنم، برخي از افراد ياد شده در حزب و گروه شما بودهاند و اما اينجانب به گواهي پروندهام هرگز عضو گروهي نبوده و از نوجواني مقلد حضرت امام(ره) بوده ام. شما ميتوانيد از برخي دوستان خود نظير آقاي سرحدي زاده، كاظم بجنوردي، و ساير زندانيان سياسي (10 سال تا ابد) بپرسيد كه چه كساني جمع زندانيان مسلمان را از جمع منافقين جدا كردند و چه كساني از طريق ملاقاتيها و پيام به بيرون زندان با حضرت امام(ره) و يا نمايندگان ايشان تماس گرفته و از ايشان راهنمايي مي خواستند و چه كساني... بگذريم.
11- پرسيدهايد كه آيا بنده تاكنون ملاقاتي با حضرت امام(ره) داشتهام؟ براي مزيد اطلاع جنابعالي بايد بگويم؛ آري، بارها توفيق زيارت آن بزرگوار را داشتهام و از جمله، بعد از دستگيري اعضاي حزب توده با واسطه شهيد محلاتي كه در آن زمان نماينده حضرت امام(ره) در سپاه بودند براي مباحثه با احسان طبري درباره ماركسيسم و نقد آن مأموريت يافتم و بعد از بازگشت مرحوم احسان طبري به اسلام- كه نتيجه مستقيم مراجعه وي به شخصيت عظيم حضرت امام(ره) و آثار استاد شهيد مطهري بود - مورد لطف حضرت امام(ره) نيز قرار گرفتم. شهيد محلاتي به ظاهر در ميان ما نيست ولي اسناد آن كه موجود است. بپرسيد و يا به سخنراني شهيد محلاتي در اجتماع پرسنل سپاه پاسداران انقلاب شيراز مراجعه بفرمائيد و موارد ديگري كه اطلاع از آن براي جنابعالي به آساني امكانپذير است.
12- در جاي جاي فحش نامه خود به انتخابات اشاره فرموده و اين پرسش منطقي را بي پاسخ گذاشته ايد كه مگر به خاطر انتخابات بايد دفاع از اسلام و انقلاب را تعطيل كرد؟
13-اگرچه هنوز گفتني هاي مستند ديگري باقي است اما فقط به يكي ديگر از اصلي ترين گفتني ها كه جان كلام نيز هست اشاره مي شود.
به فحش نامهاي كه ديگران برايتان نوشته و جنابعالي امضاء فرمودهايد يك نگاه ديگر بيندازيد. ملاحظه فرموديد؟! حالا خودتان قضاوت كنيد كه مخاطب اين فحش نامه كيهان است يا در آن، برخي از ضدانقلابيون به بهانه كيهان، بغضها و كينههاي فروخورده خود از امام(ره) و انقلاب را خالي كردهاند؟! اگر كساني كه فحشنامه را برايتان نوشتهاند فقط به كيهان فحش داده بودند، هرگز پاسخي نميداديم، ولي....
راستي آقاي كروبي! نگاهي هم به سايتهاي ضدانقلاب بيندازيد و پيچ راديوهاي بيگانه را بپيچانيد، براي شما چه هورايي ميكشند و به خاطر فحش نامه كذايي چه تشويق و تقديري است كه پشت سرهم نثارتان ميكنند!...يادتان هست كه امام(ره) ميفرمودند هر وقت ديديد دشمنان اسلام از مواضع و عملكرد شما حمايت ميكنند در كار خود شك كنيد؟
جناب آقاي كروبي!
باور بفرمائيد- و چنانچه باور نداريد در آينده اي نزديك به چشم خود ميبينيد - كه برخي از اطرافيان شما نه فقط كمترين ارادتي به شما ندارند بلكه حضرتعالي را تنها در حد يك بلندگو براي اظهارات ساختارشكنانه ميخواهند. چرا؟! آنها در پي آنند كه شمارا بيرون از نظام قلمداد كنند تا انتخابات آينده را آنگونه كه آمريكايي ها با صراحت اعلام داشتهاند به انتخاباتي دو قطبي كه يك قطب آن پاي در بيرون نظام دارد تبديل كنند. بديهي است كه حضرتعالي علي رغم انتقادات جدي كه به برخي از مواضع و عملكردتان وجود دارد، شخصيتي در حوزه نظام اسلامي هستيد همانگونه كه آقاي مهندس موسوي نيز چنين است. كيهان در پي اثبات اين واقعيت است بنابراين اگر هم انتقادي مي كند خيرخواهانه و دلسوزانه است حتي اگر لحني تلخ داشته و گاه با تمثيل ها و لطيفه هايي همراه باشد كه فقط تمثيل است و طنز و همانطور كه مي دانيد «مثل عين ممثل» نيست، اما برخي از اطرافيان شما حضرتعالي را بيرون از نظام مي پسندند همانها كه در گذشته اي نه چندان دور در مقابل شما ايستاده بودند. حالا قضاوت بفرمائيد كدام دوست و كدام دشمن است؟
حسين شريعتمداري


