دولت نهم به اعراب پیام اشتباهی میدهد
سرویس سیاست خارجی «تابناک» ـ همسایگی ایران با کشورهای عربی و همچنین قرار گرفتن این مجموعه در یکی از استراتژیکترین مناطق ژئوپلتیکی جهان سبب شده تا همواره موضوعات مربوط به ایران و اعراب در کانون توجه قرار گیرد.
برای همین منظور سعی خواهیم کرد تحت عنوان «ما و اعراب» با انتشار دیدگاههای اساتید و صاحبنظران این حوزه به مدلی منسب برای تعامل با کشورهای عربی برسیم. به همین سبب با دکتر محمد علی سبحانی، سفیر سابق ایران در لبنان و کارشناس مسائل خاورمیانه، گفتوگویی تلفنی انجام دادیم.
سبحانی تحلیل خود از رابطه ایران و اعراب پس از جنگ تحمیلی تا شروع دولت نهم اینگونه ارائه کرد : بحث رابطه با اعراب، مسأله حساسی است. به طور طبیعی بسیاری از عوامل بر رابطه ایران و اعراب تأثیرگذاراست. پس از جنگ تحمیلی به میزان خیلی زیاد روابط دو طرف به سمت عقلانیت و تعامل پیش رفت. یعنی در دولت هاشمی تلاش زیادی شد تا زمینههای همکاری مشترک بیشتر مورد توجه قرار گیرد و از سوی دیگر موارد اختلافی، حل و یا به میزان قابل توجهی کاهش یابد.
این مسیر در دوره ریاستجمهوری هاشمی نتایج خیلی خوبی داشت و سپس در دوره آقای خاتمی به دلیل نوع نگاه ایشان نسبت به روابط خارجی با محوریت تنشزدایی و صلحطلبی سبب شد در سایه تنشزدایی در جهان، رابطه با اعراب هم تحت تأثیر این شرایط بهبود قابل توجهی پیدا کند، بنابراین کمترین میزان تنش و اختلاف میان ایران و اعراب را در این دوره میبینیم.
سبحانی ادامه این روند در دولت نهم را اینگونه ارزیابی کرد: در دولت نهم این روابط از استحکام لازم برخوردار نیست، یعنی روابط بین ایران و کشورهای عربی به ضعف گراییده و دستگاه دیپلماسی ما نتوانسته است از ظرفیتهای همکاری منطقهای و بینالمللی که در گذشته ایجاد شده بود، استفاده کند. به طور نمونه رابطه با مصر را ببینید، در دوره ریاستجمهوری آقای خاتمی رابطه دو کشور بسیار بهبود یافته بود تا جایی که احساس میشد روابط دیپلماتیک دو کشور به زودی از سر گرفته خواهد شد اما اکنون به این رابطه بنگرید که چگونه شده است!
در هر حال ما باید توجه داشته باشیم که مصر کشوری بزرگ با پیشینه تمدنی غنی است و در جهان عرب نیز تأثیرگذار است پس نمیتوان اهمیت آن را انکار کرد و برای همیشه با آنها قطع رابطه کرد.
نمونه دیگری برای این ادعا، برقراری دوباره رابطه با الجزایر در دولت خاتمی است؛ در واقع پس از مدت مدیدی تیرگی روابط ما در این دوره با کشور الجزایر روابط عمیقی برقرار کردیم. اما مثلا ببینید در این دولت ما نه تنها با مصر نتوانستیم رابطهمان را بهبود ببخشیم، رابطهمان با مغرب هم قطع شد. البته من نمیگویم همه مسائل به دلیل قصور دولت نهم است اما در مجموع عملکرد دولت نهم درخصوص اعراب یک سیر منفی داشته است.
این کارشناس مسائل خاورمیانه در ادامه دلایل و عوامل این سیر نزولی را اینگونه برشمرد: نخستین دلیل این است که دولت نهم، سیاست تنشزدایی هاشمی و خاتمی را که شانزده سال ادامه داشت و توانسته بود یک اطمینان خاطری برای همسایگان ایجاد و روابط را در سطح خوبی برقرار کند اما این رویه در دولت نهم به کنار رفت درواقع خواسته یا ناخواسته نوع دیپلماسی تهاجمی جایگزین سیاست تنشزدایی شد و این مسأله به نوعی همه تلاشهای شانزده ساله قبل از آن را تحتالشعاع قرار داد.
دومین عامل از نظر من لحاظ نشدن عرف دیپلماتیک در اقدامات دوت نهم بوده است. این رعایت نکردن عرف دیپلماتیک در رابطه با اعراب بیشتر دیده می شود، برای نمونه به حضورهای نابهنگام و نابجا یا بدون برنامه ما نگاه کنید این رفتارها نوعی پیامهای اشتباه به طرفهای ما داد.
شما به سفر رئیسجمهور کشورمان به عربستان نگاه کنید، بدون آنکه طرف عربستانی به این سفر پاسخ دهد و مقامی در سطح رئیسجمهور را برای دیدار از کشورمان روانه کند، برنامهریزان دستگاه دیپلماسی ما در فاصله کوتاهی دوباره برنامه سفر آقای احمدی نژاد را برای دیدار از عربستان طراحی میکنند.
این نوع رفتار سبب القای این تفکر در طرف عربستانی مبنی بر نیاز ما به آنها شده یا موضوع شرکت ناگهانی در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس و نشاندن رئیسجمهور زیر تابلوی مجعولی که نام خلیج فارس را تحریف کرده بود، نمونه بارزی از موقعیتنشناسی دستگاه دیپلماسی ما بوده است.
سبحانی در ادامه گفت: این رفتارهای نابجا و نابهنگام در حالی رخ داد که صحبتها و موضعگیریهای دولت نهم، تند و تهاجمی بود. درواقع هیچگونه هماهنگی در سیاستهای اعمالی و اعلامی دولت نهم در عرصه سیاست خارجی به ویژه در ارتباط با اعراب دیده نمیشود.
سفیر سابق ایران در لبنان افزود: ما وقتی از روابط دوجانبه صحبت میکنیم، باید صحبتهای طرح مقابلمان را جدی بگیرم، دقت کنید که ما با کشورهای عربی همسایه از لحاظ دینی، فرهنگی و اقتصادی مشترکات بسیاری داریم اما در حال حاضر در بعد روابط دو یا چندجانبه با اعراب در وضعیت نامناسبی قرار داریم.
البته توجه داشته باشید این تنشزدایی که ما از آن سخن میگوییم، به معنای کوتاه آمدن یا سکوت در برابر تهاجم یا تعرض نسبت به مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران نیست بلکه معتقدم دیپلماسی ما باید بر اساس منطق، تعادل و تلاش برای کاهش تنشها طرحریزی شود و بهرهبرداری همهجانبه از آن کنیم این بهرهبردای میتواند شامل کمرنگ شدن ضرورت حضور آمریکایی ها در منطقه، بهرهگیری از بالاترین ظرفیتهای اقتصادی منطقه برای تبدیل شدن به قطب برتر منطقهای بر اساس سند چشمانداز بیست ساله و بازگرداند ثبات روانی به منطقه باشد.
سبحانی در پایان تأکید کرد: نباید فراموش کنیم که برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه، نمیتوانیم دیپلماسی تهاجمی را در دستور کار خود داشته باشیم. ما در این شرایط، نیازمند دوری از تنشها و اولویت دادن به همکاری با کشورهای منطقه هستیم.
قطع روابط باالجزایر درهمان دوران حساس هم باتدبیر وشاهکار همین باند انجام گرفت .......







